فارسی
چهارشنبه 05 آذر 1399 - الاربعاء 9 ربيع الثاني 1442

  99
  0
  0

سومین دلیل روشن از معصومه داوودآبادی

می آید؛ با چشمانی که افق های سرخ را تجربه خواهد کرد و دستانی که درخت ظلم را بارور نمی خواهد.
مدینه، پرشورترین ترانه ها را به پیشوازش دف می زند و می چرخد.
عود بسوزانید و دست بیفشانید که وام گذار عزت شیعه از راه می رسد!
او می آید تا دین رسول الله صلی الله علیه و آله پایمال ستم و ناجوانمردی نشود.
می آید تا راه زنان سپیده، راه بر قبله آفتاب نبندند؛ کسی که دلش فراخنای دشت ها را می ماند و صدایش، سکوت آزادگان زمین را به فریاد می خواند.
اوست که دهمین روز محرم را به تاریخی جاودان بدل می کند.
حسین علیه السلام به دنیا می آید و در عصری که نیزه های ظالم، گلوی انسانیت را نشانه گرفته اند و پرچم علوی را بر خاک افتاده می خواهند، نه عدالت علی علیه السلام را برمی تابند و نه نجابت حسن علیه السلام را و این گونه بود که تنها، قانون شمشیر می توانست سکه ظلم و فساد را از رواج بیندازد.
ای سومین دلیل روشن! آمدی و قدم های سایه نشین را با خورشید نفس هایت به برخاستن فرا خواندی.
با تو، مه آلودترین کوه ها به طواف روشنایی رفتند و چشمان خونریز بی عدالتی، برای همیشه، به توفان مذمت سپرده شدند.
عاشورا، خلاصه ای بود از روزهای سربلند زندگی ات؛ روزهایی که شانه های علی وارت، بار سنگین امامت را به دوش می کشید در هیاهوی کفتارهای غاصب.
تو آمدی تا منکر، به ذلت آید و معروف، بر دل جهان، سروری کند؛ تا باران آزادگی و عدالت، پنجره های خواب آلود را بشوید و قفل های تیرگی از دهان درهای بسته عدل، برداشته شود و در این جاده سراسر خطر، تار و پودت را با پروردگارت معامله کردی.
نامت تا همیشه زمین و زمان، بر دروازه های شهید عشق، زنده و جاویدان است.
حضور سبز تو زیباترین خاطره هاست نگاه روشن چشمت، نگاه پنجره هاست
تو از کدام تباری که بعد عمری باز هنوز، نام بلندت نوای حنجره هاست


منبع : معصومه داوودآبادی
  99
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

اشک خورشید از سید حسن ثابت محمودی «سهیل»
خورشیدطلوع کرده از علیرضا حاتمی
خون حسین( علیه السلام ) و پیام زینب(س)
دردم، زکودکی است که با روی همچو ماه از وصال شیرازی
کودکی را نام عبدالله بود از جیحون طلوعی گرگانی
ای طلوع بی غروب ، تو انتها نداری از وحید خلیلی
در چشم فرات عکس ماه افتاده است از سعید سلیمانپور ارومی
و یک رگ از خون من از علیرضا شکر ریز
باید آهی ...از سید اکبر میر جعفری
نگاه پیغمبر از ساعد باقری

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز