فارسی
پنجشنبه 09 تير 1401 - الخميس 30 ذي القعدة 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
111
0
نفر 0

افتاد تا که از تن آن جان‌نثار دست از مشکاة کاشمری

افتاد تا که از تن آن جان‌نثار دست
بگشود خصم او زیمین و یثار دست

ناچار شد دچار اجل تن به مرگ داد
بی‌دست چون جدال کند با هزار دست؟

آن میر نامدار به دندان گرفت مشک
دندان دهد مدد چو بیفتد زکار دست

چشم شریف او هدف تیر و نیزه شد
باد سموم یافت بر آن لاله‌زار دست

افتاد روی خاک و ندا زد که یا اخا!
دریاب از وفا و به یاری بدار دست

جانا بیا که جان کنم ایثار مقدمت
آن سان که در ره تو نمودم نثار دست


منبع : مشکاة کاشمری
111
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

محرم در ادب فارسی
شمع شهدا از قاسم رسا
تحليل ادبی خطبه حضرت زينب(س) در كوفه
خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی
بحر طویل حضرت رقیه از غلامرضا سازگار
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد

بیشترین بازدید این مجموعه

غروب آتشین ازمحسن حافظی
کاروانی زخم‏دیده
علی اکبر(ع) از یوسف رحیمی
خون می شوند از جگر داغ ، ناله ها از یوسف رحیمی
بیهوده به گرد کعبه چرخیدن ها از مرتضی تاجیک
قد بر افرازید! یک عالم شقاوت پیش روست از جعفر رسول ...
گذشته است از ماهرو فتحی
تأملي در باب ادبيات عاشورايي
شعر مرثیه انگلیسی جاستیس ا. د. راسل در عزای امام ...
از آب هم مضایقه کردند کوفیان از محتشم کاشانی

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^