فارسی
سه شنبه 14 مرداد 1399 - الثلاثاء 14 ذي الحجة 1441

  19
  0
  0

آیینه از علیرضا الفبایی « مانا »

 آیینه ! برپا کن دوباره بزم ماتم را

تصویر کن بر بوم خون ماه محرم را

در سوگ اقیانوس چون عاشقترین دریا

با لهجه ای محزون بخوان آن اسم اعظم را

آبی ترین مرد از کنارت تشنه لب برگشت

ای آب ! بر سر کن تمام خاک عالم را

- وقتی که قوم کین به باد فتنه میدادند

بر نیزه ها هفتاد و دو گیسوی درهم را

وقتی که چشم زخمی سقای دریا دل

شرمنده میکرد از کرامت چشم زمزم را

ای کاش بودیم ...آه ... اما نه ، اگر بودیم

آیا نمی بستیم ما هم نهر علقم را  ؟‌...

حتی همین امروز هم مولا اگر میبود

میدید آری در قفایش ابن ملجم را

آه ای بهشت گمشده ، هر آن تو را جستم

کابوسکی آشفت گندمزار خوابم را


منبع : علیرضا الفبایی « مانا »
  19
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
    ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
    مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
    ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
    شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
    دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
    نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
    علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
    برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی
    دلی دارم از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز