فارسی
دوشنبه 24 خرداد 1400 - الاثنين 3 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
233
1
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

بركات قبرستان رفتن

 

 

گفت يکي از کارهايي که از منبري‌ها ياد گرفته بودم، اين است که: زود به زود به قبرستان بروم. قبرستاني براي 4 ـ 5 روستا بود؛ بيشتر اوقات هم كه آفتاب در نيامده بود، در قبرستان بودم. قبرها را نگاه مي‌کردم و مي‌گفتم: تو را هم همين جا مي‌آورند. تو که مي‌خواهي در آخر اينجا دعوا براي چيست؟ فحش و غيبت، براي چيست؟ خوردن حق مردم و بردن پول مردم براي چيست؟ اگر در دنيا هميشه بودي، هر فضولي دلت مي‌خواست مي‌کردي. اشتباه هم بود، اگر نمي‌کردي. اگر بنا بود کاري به تو نداشته باشند، پس ربا بخور، هر چه دلت مي‌خواهد. رابطۀ نامشروع داشته باش، هر چه دلت مي‌خواهد. اما تو که دو روز ديگر بايد اينجا بيايي، کارگردان هم کس ديگر است. عمر تو را به پايان مي‌برد. تو که هيچ چيزي در دستت نيست. اين همه آلودگي براي چيست و براي کيست؟ گفت: سر قبرها خود را نصيحت مي‌کردم. يک روز ديدم چهرۀ مردم ده، خندان است. به پدرم گفتم چه خبر است؟ عيد و جشن است؟ گفت: نه، خان مرده است و مردم خوشحال هستند.


منبع : پایگاه عرفان
233
1
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

مرگ و عالم آخرت
آثار و راه‌های کسب معرفت
منابع کسب معرفت حق
اهمیت معرفت و شناخت الهی
شناخت نعمت‌های الهی
یاد خدا، کلید رستگاری
هدف خلقت از زبان امام على عليه السلام‏
نشانه‌های بندگان وارسته و اهل استقامت
تجلی نور ربوبیت بر همۀ هستی
مصادیقی از اهل استقامت در آیات الهی

بیشترین بازدید این مجموعه

مقام حضرت زينب (س)
علامت اهل باور و يقين‏
عناوين مسايل مربوط به اصلاح نفس‏
شگفتى هاى اقيانوس ها
فضل و رحمت الهی - جلسه هفتم - (متن کامل + عناوین)

 
نظرات کاربر
چرا جواب مردم را نمی دهید؟
پاسخ
0     0
29 مهر 1392 ساعت 01:49 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا