فارسی
سه شنبه 07 تير 1401 - الثلاثاء 28 ذي القعدة 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
140
0
نفر 0

ناگهان شاعری پریشان شد از علی سلیمانی

ناگهان شاعری پریشان شد ، گریه - گریه - رسید تا باران
در خیالش دوباره می بارید ، روی لب های خیمه ها ، باران
در هیاهوی گرم و مبهم باد ، نیزه در نیزه عشق رفت از یاد
یک سبد گل میان دشت افتاد ، باد فریاد شد : بیا باران !
خط خون ، لحظه های تنهایی ، ابرها مانده در معمایی
اینکه طوفان بی قرار غروب ، گریه های خداست یا باران ؟
شب پایان و روز آغاز است ، فصل پرواز و عشق و اعجاز است
دفتر انتخاب ها باز است ، ابتدا عشق و انتها باران

***
شاعر افتاده در خیابانی ، که دو سویش به کهکشان وصل است
السلام علیک یا خورشید ، السلام علیک یا باران


منبع : علی سلیمانی
140
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

محرم در ادب فارسی
شمع شهدا از قاسم رسا
تحليل ادبی خطبه حضرت زينب(س) در كوفه
خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی
بحر طویل حضرت رقیه از غلامرضا سازگار
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد

بیشترین بازدید این مجموعه

چشم را فرمود از صابر همدانی
متن ادبی «ابتدای عاشورا» ازمحدّثه رضایی
مکتب آزادگی از محمدرضا شفیعی کدکنی
تا باز کرد در دل روضه لهوف را ازیوسف رحیمی
هنگام استجابت یک انتخاب بود از سعید غیاثی پیمان
خاک مسیح از مریم سقلاطونی
صف محشر از محمدرضا سروری
می‌توان مانند کوهی درد بود از کاظم علیپور
عباس ماند و از غم طفلان در اضطراب از امیر عاملی
پیکرم چشم انتظار تیزی شمشیرهاست از سید علیرضا ...

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^