فارسی
يكشنبه 28 دى 1399 - الاحد 3 جمادى الثاني 1442

244
0
0%

حضرت ابراهيم عليه السلام و نماز

ابراهيم خليل كه از او به عنوان قهرمان توحيد و پيامبر بت شكن ياد مى شود، به فرمان الهى، هاجر و اسماعيل را حركت داد و به دلالت حضرت حق راه پيمود، تا به جايگاه كعبه رسيد؛ آن طفل شيرخوار و مادرش را بنا به خواست خدا، در آن سرزمين بى آب و علف با مختصرى طعام و پيمانه اى از آب پياده كرد.

سپس از همسر مهربان خود خداحافظى كرد و اراده باز گشت نمود؛ در اين وقت، هاجر دامن ابراهيم را گرفت و عرضه داشت: چرا مى روى و به كجا مى روى و به كجا خواهى رفت؟ ما را در اين دشت هولناك و زمين بى آب و علف به كه وامى گذارى؟!

ابراهيم، زارى هاجر را نديده گرفت و با آرامشى كه خاص مردان خداست به هاجر گفت: اين كه تو و اين طفل گرسنه را در اين بيابان مى گذارم، فرمان خداست. هاجر چون اين آهنگ گرم و دلپذير را شنيد به جاى خويش بازگشت و در برابر حكم حكيمانه حق تسليم شد و پيش خود گفت: اگر ماندن من با اين كودك در اين بيابان وحشت زا فرمان خداست، باك ندارم؛ زيرا او حافظ و نگهبان من و كودك من است.

حاجت به عرض حاجت واظهار حال نيست

 

آنجا كه جود اوست مجال سؤال نيست

     

از پيشگاه عشق مثالى رسيده است

 

جستم زعقل چاره به جز امتثال نيست

دل داده ايم سر به كمندت نهاده ايم

 

سر را مجال از تو و دل را ملال نيست

سرتاسر جهان همه دشمن اگر بود

 

ما را به غير دوست، كسى در خيال نيست

اين يار پنج روزه غم آرد نشاط او

 

دل با كسى سپار كه او را زوال نيست

     

براهيم بازگشت و فراق فرزند- كه تنها چراغ زندگى او بود- قلبش را سخت مى فشرد، اما ايمان به خداوند او را از آن منطقه با كمال اطمينان دور مى ساخت و در حالى كه مركب به جلو مى راند، دست به سوى حق برداشت و فرمود:

[رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ]:

پروردگارا! من برخى از فرزندانم را در درّه اى بى كشت و زرع نزد خانه محترمت سكونت دادم؛ پروردگارا! براى اين كه نماز را بر پا دارند.

و نيز حضرت ابراهيم به حضرت حق عرضه داشت:

[رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ].

پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نيز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده ].

و پروردگارا! دعايم را بپذير

 

 


منبع : پایگاه عرفان
244
0
0%
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
حکایتی از لقمه حرام‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
سعادت ابدى‏
داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
زن بدكاره‏ در خانه عابد
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
راست‏ ترين كلام عرب‏

بیشترین بازدید این مجموعه

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
اعتماد و توكل بر حق
حكايت جوان صالح و پيشنهاد عجيب‏
مزد كارگر
او صاحب‏خانه را خواست‏
فقط خدا
بيست و چهار خزانه براى بيست و چهار ساعت‏
تجلّى قرآن در قلب‏
امر قرآن به سير و سفر
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا