فارسی
پنجشنبه 14 مرداد 1400 - الخميس 25 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
525
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حكايت نماز جوان

 

اميرالمؤمنين على  عليه السلام وارد مسجد شد ديد جوانى نمازى مثل كلاغ كه نوك به زمين مى زند همه اركان و واجبات را مخلوط كرده و نماز او ادب و نظم و تربيت
ندارد. حضرت صبر كرد تا نماز جوان تمام شد. فرمود: اى جوان عزيز! اين چه نمازى بود خواندى؟ خيلى نماز را زشت بجا آوردى؟ نماز تو باطل است. دوباره نماز بخوان، او گفت: چشم يك نماز مؤدب و مرتب خواند. حضرت به او فرمود: حالا كدام آنها بهتر بود؟ جوان گفت: نماز اولى.

حضرت فرمود: نماز اولى كه خيلى خراب بود جوان. گفت: بله، ولى آن را از روى ميل براى خدا خوانده بودم ولى دومى اين را از ترس تازيانه شما خواندم.

 

اين نماز چه ارزشى دارد؟ بعد حضرت او را نصيحت كرد تو كه زحمت مى كشى و هفتاد سال نماز مى خوانى يك نماز كامل بخوان كه در روز قيامت از آن بهره ببرى و در دنيا هم فايده آن را مى بينى.


منبع : پایگاه عرفان
525
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

ضرورت و ارزشِ معرفت و شناخت
ایمانِ عارفانِ اهل معرفت
حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
اهمیت تلاش در کسب معرفت و شناخت
خودشناسی، عامل دستیابی به خداشناسی
قلب، جایگاه معرفت الهی
برنامۀ خداوند برای زندگی انسان
قرآن کریم، منبع عظیم معرفت
معنا و فلسفۀ عبادت
خصوصیات و جایگاه اهل معرفت

بیشترین بازدید این مجموعه

عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
ابراهيم عليه‏السلام و صبر در بلايا و آزمايش‏ها
1- شرح صدر
حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
عجايبي از ستارگان
تفسير حمد اميرالمؤمنين عليه‏السلام
تنهايى انسان در قبر
هشدار پروردگار عالم به گناهکاران
انعکاس تابش نور ولی‌الله در اعماق باطن انسان
دنیا مقدمه‌ای برای آخرت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا