فارسی
جمعه 15 اسفند 1399 - الجمعة 21 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
354
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

اقتداى به ائمه معصومين عليهم السلام‏

 

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد دهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 

مرحله وجوب متابعت از ولايت هم از اين مقاله به دست مى آيد كه هر كس به حقيقت مى خواهد پيرو رسول اكرم اسلام صلى الله عليه و آله باشد و به حكم خدا آن جناب را مقتداى خود قرار دهد بر او حتم و واجب است كه پس از او بدون چون و چرا از على عالى و يازده فرزندش اطاعت كند كه رسول اسلام صلى الله عليه و آله به شهادت روايات بسيار زيادى كه كتب فريقين آورده اند، در طول بيست و سه سال نبوت خود به حكم حضرت حق، وجوب پيروى از ائمه عليهم السلام بعد از خود را با تصريح حتمى به نام و اسامى آنان به امت تذكر مى داد كه اين پيروى و مقتدا قرار دادن على عليه السلام تا مهدى ارواحنا فداه مزد رسالت است چنان كه صريح قرآن به آن ناطق است.

[قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ] «1».

بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم ] هيچ پاداشى جز مودّت نزديكان را [كه بنابر روايات بسيار اهل بيت- عليهم السلام- هستند] را نمى خواهم.

و احدى هم در ترجمه و توضيح كلمه قربى به على و فاطمه و حسن و حسين و ائمه بعد از او شك نكرده است.

و به تصريح شيخ اكبر و ديگر از اكابر از عرفا جميع مقامات رسول اسلام صلى الله عليه و آله بالوراثه براى عترت و اهل بيت عليهم السلام او ثابت و متحقق است و آن بزرگواران وارث حال و مقام و علوم و اسرار او هستند و ولايت خاصّه او به حضرت مهدى ختم و از ناحيه آن جناب به صورت ولايت عامه در فقهاى عظام متجلى است و اين معانى در جاى خود با براهين محكم و استدلالات متين آن چنان اثبات شده كه صاحب انصافى نمى تواند به اندازه يك ذره در اين مقام شك و ترديد كند و از همين طريق روشن مى شود كه فهم حقيقت قرآن هم چون توحيد و معاد و ولايت بستگى به همبستگى قلبى و عملى با رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله دارد و خلاصه مقتداى حقيقى ناس كه در علم ازلى معين گشته، خدا و انبيا و ائمه و قرآن و فقهاى واجد شرايطند كه اين همه وقتى براى انسان حاصل مى گردد كه انسان از پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله شناخت داشته و از آن مقام ملكوتى پيروى كند.

 [قالَ اللّهُ تَعالى : [يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ] «2»، أىْ مَنْ كانَ اقْتَدى بِمُحِقٍّ قُبِلَ وَزُكِّىَ. قال اللّهُ تَعالى : [فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ ] «3»]

 

مقتدا در دنيا و آخرت

قرآن مجيد به اين نكته مهم هم اشاره دارد كه مقتدا و امام شما در قيامت همان مقتدا و امام شما در دنياست، اگر در دنيا مقتداى شما امام هدايت بود، در آخرت هم تا ورود به بهشت و رسيدن به رضوان الهى با او خواهى بود و اگر مقتدايت امام ضلالت و امام كفر است در آخرت هم با او خواهى بود و همراه او به عذاب ابدى دچار خواهى شد!

احمد مرسل شه دنيا و دين

 

گنج ازل مهبط روح الامين

صورت آدم زصفات رخش

 

عصمت حوا زدل فرخش

هم خط سبزش نمك خوان حسن

 

هم عرقش موجب طوفان حسن

نوح نبود ار چه به دوران او

 

بود ولى غرقه طوفان او

گرچه نبودست چو يوسف كسى

 

بود زيوسف نمكين تر بسى

نار براهيم كه گلزار شد

 

از اثر آن گل رخسار شد

     

شد به سليمان زلب گوهرى

 

لعل ده خاتم پيغمبرى

يونس اگر رفت به كام سمك

 

او علم افراشت به اوج فلك

عيسى اگر پاى به گردون نهاد

 

سايه او نور به خورشيد داد

بحر ازل در دل داناى اوست

 

آب خضر خاك كف پاى اوست

ختم نبوت چو علم بر كشيد

 

دامن معراج بر اختر كشيد

     

 

*** در پايان قسمت اوّل روايت حضرت صادق عليه السلام به اين نكته بسيار مهم اشاره دارند:

اقتدا خود بستن ظاهرى به مقتدا و تبعيت از يك سلسله حركات محدود نيست، بلكه اقتدا پيروى كامل در اعمال و اخلاق و عقايد از مقتداى الهى است.

طريحى در كتاب «مجمع البحرين» در اين زمينه به پيروى از آيات قرآن مجيد و روايات وارده از اهل بيت عصمت عليهم السلام مى گويد:

«الْوَلايَةُ مَحَبَّةُ اهْلِ الْبَيْتِ وَاتِّباعُهُمْ فِى الدِّينِ وَامْتِثالُ اوامِرِهِمْ وَنَواهيهِمْ وَالتَّأَسّى بِهِمْ فِى الْاعْمالِ وَالْاخْلاقِ» «4».

ولايت در حقيقت عشق به اهل بيت و پيروى از آنان در دين و اطاعت از اوامر و نواهى آنان و شكل گرفتن از ايشان در اخلاق و اعمال است.

در هر صورت، اقتداى بدين صورت اقتدايى عقلانى و وجدانى و طبيعى و شرعى است و باعث سعادت انسان در دنيا و آخرت است و زندگى و حيات و حركت و عمل در غير اين راه مورّث ندامت و علّت حسرت و موجب شقاوت و هلاكت ابدى است، چرا كه خداوند اعلام فرموده:

اقتداى به مقتداى بر حق را در همه زمينه ها از اقتدا كننده مى پذيرم و اقتداى به غير آنان را مردود و باطل مى شمارم.

و خداوند در آيه شريفه قرآنيه- كه حضرت صادق عليه السلام در دنباله روايت آورده اند- مى فرمايد:

زمانى كه در نفخ صور دميده شود نسب براى كسى مطرح نيست و از احدى نمى پرسند پسر كيستى، پدر كيستى و به كه منسوبى، بلكه آنچه محور و واقعيت است ايمان و اخلاق و عمل صالح است كه آن سه حقيقت هم در سايه اقتداى صحيح قابل كسب است.

 [و قال اميرالمؤمنين عليه السلام: الارواح جنود مجندة فما تعارف منها ائتلف و ما تناكر منها اختلف. و قيل لمحمد بن الحنفية رضى الله عنه: من ادبك؟ قال ادبنى ربى فى نفسى فما استحسنته من اولى الالباب و البصيرة تبعتهم به و استعملته و ما استقبحته من الجهال اجتنبته و تركته مستنفرا فاوصلنى ذلك الى كنوز العلم ]

 

اقتدا به اوليا

امام صادق عليه السلام روايت باب اقتدا را بدينگونه دنبال مى كنند:

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: ارواح قبل از اجساد جنودى جمع و لشگرى متفقند.

چون در عالم شهود ظهور كنند بر حول محور حق نيز اجتماع كنند و آن ارواحى كه از حق روى گردان گردند به اختلاف دچار شوند.

از محمد حنفيه پرسيدند:

ادب از كه آموختى؟ گفت: از پروردگارم فرا گرفتم، به اين صورت كه مولايم به من قوتى در عقل و روح كرامت كرد كه با آن قوت بين حق و باطل و خوب و بد را تميز مى دهم، به همين خاطر هر چه از صاحبان بينش و بصيرت مى بينم همان را درس عمل براى خود قرار مى دهم و به روش پاك و پسنديده آنان اقتدا مى كنم و هر چه از جاهلان و بى خبران مشاهده مى كنم به نظرم ناپسند و قبيح مى آيد به همين خاطر از وضع آنان در عين نفرت دورى مى نمايم و من به لطف حضرت حق از اين راه به خزانه هاى دانش رسيده ام.

ما و دل سودا زده سر مست الستيم

 

برگشته زميخانه دو آشفته مستيم

با افسر سلطانى كونين بلنديم

 

با خاك در خاك نشينان تو پستيم

موهوم بود هستى ما سرّ تو موجود

 

المنة للّه كز اين واهمه رستيم

ما شيشه شكستيم و كف پاى ملك را

 

زين شيشه بشكسته در اين باديه خستيم

با عشق تو ديوانه و با جام تو سرمست

 

چون نيست شديم از همه با عشق تو هستيم «5»

     

 [وَلا طَريقَ لِلْاكْياسِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اسْلَمَ مِنَ الْاقْتِداءِ لِانَّهُ الْمَنْهَجُ الْاوْضَحُ وَالْمَقْصَدُ الْاصَحُّ. قالَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ لِاعَزِّ خَلْقِهِ مُحمَّدٍ صلى الله عليه و آله: [أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ ] «6»]

 

اقتداى صحيح بهترين راه هدايت

حضرت امام صادق عليه السلام در دنباله روايت مى فرمايد:

هيچ راهى براى مؤمن زيرك سالم تر از اقتداى صحيح و پيروى الهى نيست؛ چرا كه اقتدا به حق و انبيا و ائمه و قرآن و عالمان ربانى راهى است واضح و مقصدى است صحيح و از هر راهى درست تر و بهتر و با منفعت تر، چرا كه راه عقل به جميع حقايق وفا نمى كند؛ زيرا عقل در وجود هر انسان عقل جزيى است و عقل جزيى احاطه به تمام احكام و واقعيت ها برايش محال است و راه هاى ديگر به طريق اولى ضعيف تر، اما پيروى از حضرت حق پيروى از وجودى است كه به تمام حقايق خبير است و پيروى از انبيا و ائمه عليهم السلام پيروى از عقل متصل به عقل كُل است و پيروى از قرآن، گرفتن نور از منبع لا يزالى است و پيروى از عالمان واجد شرايط پيروى از راهنماى آگاه به سوى توحيد و نبوت و امامت است.

خداوند عزيز در قرآن مجيد مى فرمايد:

[أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ ] «7».

آنان [كه در آيات گذشته به عنوان پيامبران از ايشان ياد شد] كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرد، پس به هدايت آنان اقتدا كن.

ملاحظه مى كنيد آيه شريفه راه اقتداى صحيح را نشان مى دهد.

انبياى الهى در جامعه بشرى بنا به نقل «نهج البلاغة» طبيبانند و خلق از نظر عقل و روح و نفس مريض و تنها راه علاج اين مرض به دست آن طبيبان است.

ما طبيبانيم شاگردان حق

 

بحر قلزم ديد ما را فانفلق

آن طبيبان طبيعت ديگرند

 

كه بدل از راه نبضى بنگرند

ما به دل بى واسطه خوش بنگريم

 

كز فراست ما به عالى منظريم

ما طبيبان فعاليم و مقال

 

ملهم ما پرتو نور جلال «8»

     

 [وَقالَ عَزَّوجَلَّ: [ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً] «9». فَلَوْ كانَ لِدين اللّهِ تَعالى مَسْلَكٌ اقْوَمَ مِنَ الْاقْتِداءِ لَنَدَبَ اوْلياءَهُ وَانْبِياءَهُ الَيْهِ قَالَ النَّبىُّ صلى الله عليه و آله: فى الْقَلْبِ نورٌ لا يُضى ءُ الّا فى اتِّباعِ الْحَقِّ وَقَصْدِ السَّبيلِ وَهُوَ مِنْ نُورِ الْانْبِياءِ مُودَعٌ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ ]

 

اقتدا به آيين حنيف

و نيز خداوند عزّوجلّ در قرآن مجيد مى فرمايد:

اى حبيب من! به تو وحى كردم كه به آيين حنيف ابراهيم اقتدا كن.

پس از ذكر اين آيه حضرت صادق عليه السلام مى فرمايند:

اگر از براى دين الهى مسلكى و راهى محكم تر و استوارتر از اقتداى به حق و پيروى صحيح بود عاشقان و انبياى خود را به آن دعوت مى فرمود:

و نيز از حضرت رسالت پناه نقل مى كنند:

در قلب مؤمن نورى است كه نمى درخشد مگر در سايه اقتداى به حق و اجتناب از باطل و اختيار كردن راه وسط و دورى از افراط و تفريط و اين نور در حقيقت نور انبياست كه خداوند مهربان در قلوب مردم مؤمن به امانت گذاشته است.

در پايان روايت بايد به اين نكته متذكّر شد كه:

دورى از اقتداى صحيح باعث خاموش شدن چراغ فطرت و افتادن در چاه ضلالت و از دست دادن سعادت دنيا و آخرت است و اين دورى آدمى را مصداق آيات زير مى نمايد:

[سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ] «10».

بى ترديد براى كسانى كه [به خدا و آياتش ] كافرند مساوى است چه [از عذاب ] بيمشان دهى يا بيمشان ندهى، ايمان نمى آورند.

[مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً] «11».

كسى را كه [به خاطر لجاجت و عنادش ] بخواهد گمراه نمايد، سينه اش را چنان تنگ مى كند كه گويى به زحمت در آسمان بالا مى رود.

[أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ ] «12».

آنان كسانى اند كه اعمالشان در دنيا و آخرت تباه و بى اثر شده، و براى آنان هيچ ياورى نخواهد بود.

 

 

 

پی نوشت ها:

 

 

 

______________________________

 

(1)- شورى (42): 23.

(2)- اسراء (17): 71.

 

(3)- مؤمنون (23): 101.

(4)- مجمع البحرين: 1/ 462.

(5)- صفا اصفهانى.

 (6)- انعام (6): 90.

(7)- انعام (6): 90.

 

(8)- مثنوى معنوى، مولوى.

(9)- نحل (16): 123.

(10)- بقره (2): 6.

(11)- انعام (6): 125.

(12)- آل عمران (3): 22.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
354
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

سوالاتی درباره حضرت زینب کبری(س)
رحلت حضرت زینب
اسارت اهل بیت امام حسین (ع) و بردن ایشان به کوفه
 پرتويى از اخلاق حضرت امام محمد تقی عليه السلام‏
حضرت علی اصغر (ع) طفل شیرخوار امام حسین علیه السلام
معناشناسي ليله الرغائب
امام هادی(ع) خورشید هدایت
روزه ی این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید!
اسرار زیارت امام رضا (ع)
ام البنین(س)،مادر مهتاب

بیشترین بازدید این مجموعه

آشنایی اجمالی با صحیفه سجادیه حضرت امام سجاد علیه ...
معنای باز بودن درهای بهشت و بسته بودن درهای جهنم در ماه ...
تربیت دینی خانواده
مراحل نفس در كلام اميرالمؤمنين عليه السلام‏
قناعت‏ در قرآن و روایات
دود گناه ما در چشم نسل بعد از ما
حقیقت تقاضای شنیدن خداوند
ولادت امیر المومنین حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام
بهشتیان در قیامت نگران چه چیزی هستند؟
موارد سهولت در حوزه دین اسلام  

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز