فارسی
چهارشنبه 13 اسفند 1399 - الاربعاء 19 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
355
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

منابع كمال ايمان در جنس زنان‏


همانطور كه در سطور گذشته نوشتم و شواهدى از قرآن و روايات آوردم، استعداد و ظرفيت زن در پذيرش حقايق الهيه و معارف ملكوتيه، و به ثمر نشاندن شجره وجودش با كمك ايمان و اخلاق و اعمال صالحه با مرد برابر است، و به هر مقام معنوى و ملكوتى و منازل و درجات انسانى و پاداش ها و ثواب هاى اخروى مرد مى رسد قطعاً زن هم مى رسد، و در اين زمينه هيچ تفاوتى بين مرد و زن نيست، در اين بخش فقط به چند نمونه از اين گونه زنان كه تا قيامت اسوه و سرمشق جامعه نسوان هستند اشاره مى كنم:

 

رباب همسر حضرت حسين

او شخصيتى ايمانى، اخلاقى، و قهرمان وفادارى و كرامت، و داراى عظمتى خاص و مقامى والا در صدق و صفا و مادرى كم نمونه در جهت مادرى، و همسرى كم نظير در جهت همسردارى بود.

پدرش امرء القيس از شخصيت هاى معروف و مشهور زمان خودش بود كه در روزگار حكومت عمر بن خطاب از مسيحيت به آئين مقدس اسلام گرويد، و از جان و دل تسليم حق شد، و مدينه را براى ادامه زندگى خود خانواده اش انتخاب كرد.

امرء القيس سه فرزند دختر داشت كه از شدت عشق به اميرمؤمنان يكى از دخترانش را به امام عارفان و اسوه عاشقان و يعسوب دين اميرمؤمنان تزويج كرد و دختر دوم را به عقد حضرت مجتبى و دختر سوم به نام رباب را به عقد حضرت سيدالشهداء درآورد. «1»

هشام كلبى تاريخ نويس مشهور درباره ى رباب مى گويد: «كانت من خيار النساء و افضلهن:» «2»

رباب از بهترين و برترين زنان بود.

رباب از حضرت حسين داراى دو فرزند عالى مقام يكى دختر به نام سكينه و يكى پسر به نام عبدالله يا على اصغر شد.

على اصغر در سن شش ماهگى در شدت تشنگى در آغوش حضرت حسين به تير حرمله به شهادت رسيد، و گل سرسبد همه كودكان جهان و به اعتقاد پاكان به مقام باب الحوائجى دست يافت!

سكينه در حادثه كربلا حاضر بود، و بنا به قول حضرت حسين به مقام انسلاخ رسيد، و از بهترين زنان اهل بيت در كربلا بود و بعداً به خاطر كمالات و مقامات معنوى اش در صف زنان بزرگ اهل ايمان قرار گرفت.

وفادارى و صفاى حضرت رباب نسبت به حضرت سيدالشهداء در حد فوق تصور بود تا جائى كه حضرت حسين از اظهار و اعلام اين وفادارى و صميميت به زبان نثر و شعر دريغ نمى كرد!

لعمرك اننى لاحب دارا

نحل بها سكينة و الرباب جاحبهما و ابذل جل مالى و ليس لعاتب عندى عتاب  «3» به جانت سوگند من خانه اى كه در آن سكينه و رباب اقامت دارند دوست دارم. آنان را دوست دارم و همه ثروتم را به پاى آنان مى ريزم و هيچ سرزنشكنندهاى نيايد مرا در اين زمينه سرزنش كند.

 

اسماء بنت عميس

اين زن با كرامت، و منبع اصالت و شرافت، و دارنده ى عظمت معنوى در همان روزهاى اول بعثت كه هر مسلمان مى شد، از طرف مشركان مكه به انواع بلاها دچار مى گشت نزد پيامبر اسلام آمد و حق را از جان و دل پذيرفت و با آن حضرت در جهت وفادارى به مقام نبوت و ثابت ماندن در صراط مستقيم بيعت  كرد، و سال پنجم بعثت با شوهر بزرگوار و مجاهد و مؤمنش جعفر طيار و نزديك به هشتاد نفر از مردان و زنان مؤمن براى حفظ دين خود از مكه به حبشه مهاجرت كرد و پس از سيزده سال اقامت در ديار غربت، و تحمل رنج و مشقت در سال هشتم هجرت در روز فتح قلعه هاى خيبر و پيروزى ارتش اسلام بر يهود عنود به مدينه بازگشت.

اسماء خبر شهادت همسر بزرگوارش جعفر را از زبان پيامبر در حالى كه آن حضرت از ديدگان مباركش اشك جارى بود شنيد و آن حادثه دردناك را به خاطر خدا تحمل نمود، و با كمال محبت و درايت به تربيت يتيمان جعفر همت گماشت.

اين زن فداكار روزى هم خبر شهادت مظلومانه فرزند جوان با كرامتش محمدبن ابوبكر را كه در اوج جوانى در سن بيست و هفت سالگى از طرف اميرمؤمنان به استاندارى مصر منصوب شد و پس از شهادتش جنازه اش را ميان پوست الاغى گذارده و سوزانده بودند شنيد ولى به خاطر خدا و در راه خدا استقامت ورزيد و ذره اى تزلزل در ايمان و عملش پديدار نشد!

او به مقام با عظمت ولايت اميرمؤمنان ايمان كامل داشت و نسبت به آن حضرت و اهل بيت از معرفت بالائى برخوردار بود و به همين خاطر به خانه اميرمؤمنان رفت و آمد داشت و زمان بيمارى حضرت زهرا به پرستارى و مراقبت دلسوزانه از آن حضرت اشتغال داشت. او روزى به عنوان يك افتخار معنوى به حضرت سجاد عرضه داشت:

 

قبلت جدتك فاطمه بالحسن و الحسين

من هنگام ولادت دو فرزند فاطمه زهرا حسن و حسين قابلگى كردم.

اين زن با كرامت و خودساخته و آراسته به كمالات معنوى در فراگيرى علم و دانش و آشنائى با فرهنگ اسلام و در بهره گرفتن از محضر پيامبر سر از پا نمى شناخت، تا جائى كه به مقام والائى از علم و دانش دست يافت.

علماى بزرگ اسلام مانند مجلسى اول ملامحمدتقى و فيض كاشانى و ابن عبدالبر و ابن حجر عسقلانى مقام ارزشمند اين بانوى كم نمونه را ستوده اند.

او به دنبال استفاده از درياى دانش پيامبر و كوشش شبانه روزى اش به مرتبه اى از معرفت دينى رسيد كه شوهرش جعفربن ابى طالب و فرزندانش عبدالله و محمد و سعيد بن مسيب و عبدالله بن عباس و افراد ديگرى از بزرگان و نخبگان از او احاديث مهمى نقل كرده اند و در حقيقت در محضر نورانى اين زن به افتخار اخذ حديث نائل شدند، يكى از احاديثى كه از او روايت شده اين است:

شيخ با كرام صدوق با درايت در كتاب با ارزش خود من لا يحضره الفقيه مى نويسد:

اسماء دختر عميس روايت مى كند، روزى پيامبر در حالى كه سرش روى دامن على بود به خواب رفت و خواب آن حضرت تا غروب آفتاب ادامه يافت در حالى كه اميرمؤمنان نماز عصرش را نخوانده بود، هنگامى كه پيامبر بيدار شد و از اين موضوع مطلع گرديد، دست به دعا برداشت و گفت: خدايا على در حال اطاعت تو و پيامبرت بوده اكنون خورشيد را براى او بازگردان، اسماء مى گويد: من با دو چشم خود ديدم به قدرت حق خورشيد بازگشت و آنگاه على (ع) وضو گرفت و نمازش را در ظرف عصر خواند و سپس خورشيد غروب كرد. «4»

 

ام سليم بانوى دانش و اخلاق و مجاهدت

گروهى از مورخان و رجالنويسان بزرگ از علماى شيعه و اهل تسنن اين بانوى با فضيلت و دانشمند و مجاهد را از راويان حديث از رسول خدا (ص) نوشته اند و او را مورد تمجيد و تكريم قرار داده اند.

شيخ طوسى در رجال خود، علامه مامقانى در تنقيح المال و ملاعلى عليارى در بهجة الآمال و علامه اردبيلى در جامع الرواة و ابن اثير در اسد الغابة و ابن حجر عسقلانى در الاصابة او را از ياران و اصحاب ممتاز رسول خدا و راوى حديث از آن بزرگوار شمرده اند و عبدالله بن عباس را يكى از شاگردان او به حساب آورده اند، مرحوم امين در كتاب اعيان الشيعه مى نويسد:

«و روت ام سليم عن النبى احاديث و كانت من عقلاء النساء:» «5»

ام سليم از پيامبر احاديثى روايت كرده و از زنان خردمند بوده است.

او در مرتبه اى از فضل و تقوا بود كه گاهى پيامبر به منظور تفقد و احوال پرسى به خانه او مى رفت، و او براى حضرت غذا فراهم مى كرد و آن حضرت مى فرمود: من نسبت به اين زن بايد لطف و مهربانى داشته باشم زيرا علاوه بر موقعيت علمى اش، برادر و پدرش با من در جهاد شركت كرده و به شهادت رسيده اند.

همسر او ابوطلحه زيد بن سهل انصارى است كه در همه جنگ ها مانند بدر، احد، خندق، خيبر و حنين شركت داشته و از مجاهدان و شجاعان زمان پيامبر بود، او زمانى كه به خواستگارى ام سليم آمد و آن موقع كافر و بت پرست بود و از ثروت و شهرت برخوردارى داشت، ام سليم در پاسخ او گفت: من با اين شرط با تو ازدواج مى كنم كه اسلام اختيار كنى و مهريه و صداق من هم همان اسلام آوردن توست و از تو درهم و دينارى نمى خواهم، و ابوطلحه پذيرفت و اين ازدواج با مهريه ى مسلمان شدن كافر تحقق يافت!

ام سليم بانوى شجاع و دلاورى بود، در جنگ هاى اسلام با كفر در ركاب پيامبر شركت مى كرد، در جنگ احد به تشنگان آب مى داد و مجروحين جنگى رامداوا مى كرد، در جنگ حنين در حالى كه فرزندى در رحم داشت شركت نمود، و خنجرى در دست گرفته مى گفت: اين اسلحه را به دست گرفته ام تا اگر كسى از مشركين نزديك من بيايد شكم او را پاره كنم و نهايتاً رفتار او در اين جنگ به گونه اى بود كه مورد تحسين پيامبر قرار گرفت.

فرزند نوجوانش ابو عمير كه به شدت مورد علاقه او و شوهرش ابوطلحه بود بيمار شد، و زمانى كه ابوطلحه در خانه نبود بر اثر سختى مرض از دنيا رفت، هنگام شب كه ابوطلحه به خانه آمد و خواست كنار بستر نوجوانش به احوال پرسى برود ام سليم گفت: او آرميده و در حال استراحت است، و سپس براى شوهر خسته از كار برگشته سفره غذا پهن كرد، و پس از صرف شام با شوهرش به بستر رفتند در ضمن گفتگو به شوهرش گفت: اگر كسى به يكى از همسايگان خود امانتى بدهد و پس از مدتى امانت خود را پس بگيرد آيا كسى كه امانت را گرفته بود از اين كه همسايه امانت را پس گرفته است ناراحت شود و سر و صدا و گريه سر دهد صحيح است؟!

ابوطلحه گفت: نه اين كار صحيحى نيست و پس دادن امانت آه و ناله ندارد.

ام سليم در اين موقعيت گفت: حال كه چنين است توجه داشته باش كه خداوند فرزندى به عنوان امانت به ما داده بود و اكنون او را پس گرفته و فرزند نوجوان ما از دنيا رفته، و حال بايد حوصله و صبر پيشهسازى و مرگ فرزند را به حساب خدا گذارده با صبر و تسليم او را به خاك بسپارى.

سپس ابوطلحه آمد و داستان صبر و تدبير همسر بزرگوارش را براى رسول خدا توضيح داد، آن حضرت به درايت و مقاومت ام سليم آفرين گفت و درباره اش دعاى خير كرد و گفت: پروردگارا شب اين زن و مرد را مبارك گردان.

ام سليم همان شب باردار گرديده بود و پس از به دنيا آمدن او را در پارچه اى پيچيد و براى كام برداشتن و نامگذارى به حضور رسول خدا آورد، آن حضرت در حق نوزادى كه عبدالله ناميده شد دعاى خير كرد.

در اثر دعاى آن حضرت، عبدالله انسان موفق و با منفعتى شد، تا آنجا كه ده فرزند از او به وجود آمدند فرزندانى كه همه قارى قرآن و حاملان علم و دانش شدند. «6»

 

خوله همسر حمزه سيدالشهداء

شيخ طوسى و ابن عبدالبر و ابن اثير كه از علماى بزرگ شيعه و اهل تسنن مى باشند، خوله را كه دختر ثامر انصارى همسر حمزه است از زنان صحابى رسول خدا و راوى حديث از آن حضرت ذكر كرده اند.

كنيه او ابومحمد است كه روايات نسبتاً زيادى از رسول خدا نقل كرده است:

خوله مى گويد: رسول خدا با حمزة درباره ى مال دنيا گفتگو مى كردند، كه پيامبر فرمود:

«ان الدنيا خضرة حلوة فمن اخذها بحقها بورك له فيها و ربّ متخوض فى مال الله له النار يوم القيامة:» «7»

دارائى و ثروت دنيا چون سبزه شيرينى است كه هر كس آن را از طريق حق و راه مشروع تحصيل كند آن دارائى به سود او مايه خير و بركت است، ولى چه بسيار مردمى هستند كه در ثروت خدا غرق مى شوند ولى به خاطر كسب آن از راه غير مشروع، يا بخاطر نپرداختن حقوق واجب آن، شايسته ى آتش دوزخ در قيامت اند.

و نيز اين زن بزرگوار از پيامبر روايت مى كند كه آن حضرت فرمود: آيا مى خواهيد راه پاك نمودن گناهان را از دامن خود براى شما بگويم، حاضران جواب مثبت دادند.

حضرت فرمود: در همه حال با وضو باشيد، به مساجد زياد رفت و آمد كنيد، و هر نمازى را كه خوانديد عشق و انتظار انجام دادن نماز بعدى را در قلب بپرورانيد.

و هم چنان خوله نقل مى كند كه رسول خدا فرمود:

«ما يقدس الله امة لا يأخذ ضعيفها من قويها حقه غير متعتع:» «8»

خداوند امتى را مورد ستايش قرار نمى دهد و به خوشبختى نمى رساند كه در ميان آنان شخص ضعيف نتواند حق خود را از افراد قدرتمند بدون دلهره و اضطراب پس بگيرد.

 

نسيبه بانوى دانشمند و فداكار و همسر و مادر شهيد

نسيبه انصارى دختر كعب همسر زيدبن عاصم و مادر حبيب و عبدالله از زنان مجاهد و صحابى فداكار رسول خدا و از راويان حديث از زبان پيامبر اسلام است.

سرگذشت اين بانوى كم نظير و قهرمان فداكار بسيار جالب است، ابن اثير جزرى و ابن عبدالبر اندلسى و ابن حجر عسقلانى كه درباره ى سوابق درخشان او سخن مى گويند مى نويسند: در بيعت عقبه كه شصت و دو مرد از قبيله خزرج شركت داشتند و با رسول خدا بيعت كردند دو زن نيز يعنى نسيبه و خواهر وى حضور داشتند، و آنان نيز با آن حضرت بيعت كردند و به اطاعت از پيامبر اقرار نموده و متعهد شدند.

اين جريان خود دليل است كه اسلام از آغاز براى شركت زنان در امور اجتماعى با رعايت شرايط لازم عنايت داشته است.

نسيبه در بيعت رضوان نيز حضور داشت، و در جنگ احد شركت كرد، و در جنگ يمامه كه پس از رحلت رسول خدا با مسيلمه كذاب اتفاق افتاد حضور يافت و به جنگ جانانه پرداخت و بدنش دوازده زخم برداشت و يك دست او قطع شد. «9»

ام سعد دختر ربيع مى گويد: يك روز به خانه نسيبه وارد شدم و گفتم: خاله جان از وضع روز جنگ احد براى من تعريف كن.

نسيبه گفت: هنگامى كه رسول خدا براى جنگ احد حركت كرد، من هم به همراه او به جبهه جنگ رفتم، كارم اين بود كه مشك آبى را به دوشم انداخته و لشگريان و ياران پيامبر را آب مى دادم، تا زمانى كه شكستى به سپاه وارد شد و آنان جبهه و پيامبر را رها كرده فرار مى كردند! اينجا بود كه من خود را به پيامبر رسانيدم، مشك آب را زمين انداختم و با شمشير و تير به جنگ برخاستم و دشمنان مهاجم را از اطراف آن حضرت مى راندم، و از عمق جان از رسول خدا دفاع مى كردم كه در آن حال زخم هاى زيادى بر بدنم وارد شده بود.

ام سعد مى گويد در حال گفتگو با نسيبه متوجه شدم در گردنش گودى زخمى از جنگ احد هنوز به چشم مى خورد، پرسيدم اين زخم را چه كسى بر بدنت زده؟ گفت: ابن قميئه  «10»

نسيبه آن زن صابر و با استقامتى است كه شوهرش زيدبن عاصم در جنگ احد به شهادت رسيد، و فرزندش حبيب در جنگ يمامه به دست مسيلمه گذاب به شرف شهادت نائل شد.

درجات ايمان و اخلاص اين زن و فداكارى خالصانه اش در جنگ احد به جائى رسيد كه پيامبر فرمود:

وفادارى و مقاومت نسيبه بهتر و بالاتر از بسيارى از مردان است.

فرزندش در جنگ احد همراه او بود، در گير و دار شكست سپاه اسلام و فرار بزدلان مى خواست فرار كند مادرش نسيبه به او نهيب زد: پسرم از كه فرار مى كنى؟ از خدا و پيامبر! فرزندش را برگرداند، در حمله دشمن شهيد شد، نسيبه  شمشير فرزند را براشت و بر ران قاتل ضربتى سنگين زد و او را به جهنم فرستاد در اين هنگام پيامبر به او فرمود:

«بارك الله عليك يا نُسيبة.»

شرح زندگى زنان تربيت شده مكتب اسلام، و رشد يافته در عرصه نبوت و ولايت را در كتاب هائى چون بجار، رياحين الشريعة، زنان قهرمان، اسد الغابة، الاصابة، الاستعياب، اعلام النساء المؤمنات، تنقيح المقال، بهجة الآمال، رجال شيخ طوسى، جامع الرواة اردبيلى، اعيان الشيعه ببينيد تا به شخصيت و ظرفيت و استعداد اين جنس پاك و مكمل حيات مردان و پرورشدهنده انبيا و امامان آگاه شويد، و ديگر زنان كه خود را به اختيار خود از حوزه تربيت توحيد ونبوت و ولايت محروم كرده اند بدانند كه چه ستم و ظلمى بر خود روا داشته و خويش را بخاطر لذات حرام چند روزه از دست رفتنى از سعادت ابد بى نصيب نموده، و با نشان دادن روى و موى و آرايش و زينت و جمال خود به نامحرمان چه بذر فسادى را در دل آنان كاشته، و بنيان چه خانواده هائى را تخريب نموده و چه زنانى را از شوهر خود محروم و چه فرزندانى را از پدر يا مادر يا هر دو به خاطر فاسد كردن مرد به بلا و مصيبت نشانده اند!

در رابطه با آيات 221 تا 223 مقدمه اى كه درباره ى وضع زن در اقوام و ملل و مسئله ازدواج و طلاق او، ظلم هائى كه در شرق و غرب به او شده و تاكنون در برخى از ملت ها ادامه دارد نگاشتم بيش از حد معمول طولانى شد، ولى براى نشان خدمات بى نظير اسلام به زن، و زنده كردن شخصيت ذاتى و فطرى او، و نظام دادن ازدواج و طلاق به ويژه حقوق او بر اساس وحى چاره اى جز نوشتن آن مقدمه ى طولانى نداشتم، اينك به توضيح و تشريح سه محورى كه در آن سه آيه مباركه مطرح است و آن عبارت است از ازدواج، قاعدگى و طهارت، تمكين  در برابر حقوق شوهر مى پردازم و فكر مى كنم مسائل مربوط به اين سه آيه و آيات 224 تا 245 كه همه و همه در رابطه با زن و حقوق زن بر عهده شوهر، و مسئله ى حاملگى و اولاد و شير، و شقوق مختلف طلاق و مسئوليت هاى بسيار مهم اخلاقى شوهر به هنگام طلاق زن است نيز از حد معمول طولانى تر شود، و از اين طولانى شدن هم چاره اى نيست، چون با بررسى همه جانبه اين آيات خدمات گران بهاى اسلام نسبت به زن و شخصيت او روشن مى شود، باشد كه مردان و زنان امت از اسلام كه راه نجات همه جانبه پيش پاى آنان نهاد قدردانى كنند، و زحمات پيامبر و ائمه طاهرين وعلماى بزرگ امت را ارج نهند، و بدانند كه قدردانى از اسلام و ارج نهادن به زحمات پيامبر و اولياى اسلام در گرو عمل به نسخه هاى شفابخش آنان در رابطه با امور زندگى و خانواده و رعايت حقوق قرار داده شده بر عهده ى آنان است.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- انساب الاشراف ج 1 ص 195.

(2)- الاغانى ج 16 ص 141.

(3)- البداية و النهاية ج 8 ص 212.

(4)- جايگاه بانوان در اسلام 110.

(5)- اعيان الشيعه ج 3 ص 479.

(6)- رياحين الشريعه ج 3 ص 408.

(7)- اسد الغابه ج 5 ص 442.

(8)- اسد الغابة ج 5 ص 448.

(9)- رياحين الشريعه ج 5 ص 81.

(10)- الاستعياب ج 4 ص 476.


منبع : پایگاه عرفان
355
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

ماه پر فیض رجب
حواست را جمع کن!
آب تو هاون کوبیدن!
هوادارشون باش
کف پای مادرت را ببوس
جور دیگر باید دید
سرمایه گذاری مطمئن
دین آسان یا سخت؟
حضرت ام البنین سلام الله علیها
اگر دنبال علی هستی!

بیشترین بازدید این مجموعه

روایات و مساله ى با ارزش توبه
ولايت امير المؤمنين عليه السلام شرط قبولى توحيد است
علم خدا در روايات اهل بيت‏
شكر نعمت عمر
سکوت در کلام امام رضا (ع)
تسلیم خدا و قرآن
سخنان حکمت آمیز
خواسته های انسان
مومن مثل زنبور عسل است
دعای بعد از نماز حضرت زهرا(س)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز