فارسی
شنبه 04 بهمن 1399 - السبت 9 جمادى الثاني 1442

425
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

چرا جنگ، چرا دفاع‏

در سطور گذشته همراه با دليل و برهان خوانديد كه اسلام دين صلح و صفا، و ادب و تربيت، و دعوتكننده به خير دنيا و آخرت است و اگر با او سر جنگ نداشته باشند ابداً با كسى سر جنگ ندارد، و خود را به زور و اكراه، و با اجبار و اسلحه به كسى تحميل نميكند، و از ابتداى طلوعش تا الآن در برابر كسانى كه با او به جنگ برخاستند صورت دفاع به خود گرفته، آنچه در اين زمينه بايد مورد بحث قرار گيرد، و به آن توجه شود اين است كه سبب اين همه جنگها در تاريخ اسلام با اسلام و اهل اسلام، و با فرهنگ حق و آراستگان به آن چه بوده؟

اسلام از زمان ظهورش يعنى از زمان اولين پيامبر تا الآن كه اين صفحات نوشته ميشود، با بيبند وبارى، ظلم و ستم، پايمال كردن حق مردم، شهوات بيقيد و بند، به دست آوردن مال از راههاى نامشروع و غير منطقى، استعمار كردن جامعه و ملت ها، به غارت بردن ثروتهاى خصوصى و عمومى، و فساد در همه امور زندگى، و زشتيهاى اخلاقى و جنگ و خون ريزى، و فتنه و شيطنت، و نيرنگ و نفاق، و بخل و حرص، و طمع و آز، و تكاثر و ثروت اندوزى، و سلطنت و حكومت فردى، آن هم بر پايه ظلم و ستم، و جهل و نادانى، و غفلت و بيخبرى به شدت مخالف بوده، و ميخواسته سفره اين مسائل را از خيمه حيات انسان برچيند، ولى هواپرستان و شهوت رانان، و لذت گرايان كه جز لذت حيوانى به چيزى قانع نبودند، و حاكمان ستمكار كه براى ادامه حكومت خود مردم را به استضعاف ميكشيدند، و از بيخبرى آنان سوء استفاده كرده آنان را در پيشبرد حكومت و اهداف پليد خود بگار ميگرفتند، و پول پرستانى كه از طريق ربا و غصب و رشوه، و بردن حق ديگران به جمع كردن و تكاثر ثروت و مشغول بودند، و خلاصه از اين قبيل مردمان كه به هيچ صورت نميخواستند قيود اخلاقى، و قوانين فطرى، و قراردادهاى منطقى، و عقايد حقه، و عبادت و بندگى خدا، و آزاد گذاشتن انسانها را از فرهنگ تحميلى خويش بپذيرند بر اثر بيمارى خطرناك حسد، و خود بينى و كبر، و علّو و برترى جوئى، و لذت گرائى بيقيد و شرط، و به خاطر علاقه شديد به بيبند و بارى و ارضاء شهوات حيوانى، و برداشتن مانع و شكستن سدّ استوار اسلام كه با همه وجود در برابر خواستههاى نامشروع اينان ميايستاد، در برابر اسلام و اهل ايمان سينه سپر كردند، و به اسلحه و زور و لشگر كشى و جنگ و قتال متوسل شدند تا به خيال خود اين مانع و سدّ فرهنگى را كه به خاطر حق بودنش اثر شگفتى در جذب مردم داشت پيش از راه خود و به اسارت داشتن مردم ادامه دهند، و در هر صورت اين چراغ فروزان را و اين خورشيد حيات بخش را خاموش كنند، تا با خيالى آسوده و بدون مزاحم به راه ابليسى خود ادامه دهند و اين چند روزه دنيا را خوش باشند، شما اى خواننده عزيز هر كس و تابع هر مسلكى كه هستى در اين زمينه چه قضاوتى دارى؟ آيا اسلام و اهل ايمان سر جاى خود بنشينند تا دشمن با همه ساز و برگش از راه برسد و آنان را قتل عام كرده، ثروت هايشان را غارت كند و خانه و كاشانه اينان را خراب نمايد و زن و فرزندانشان را به اسارت ببرد، و فاتحه اسلام و اهلش را بخواند، يا عقلًا بر مسلمانان و اهل ايمان واجب است كه براى حفظ فرهنگ اسلام و اعلاى كلمه حق، و حفظ كيان ملت و جامعه اسلامى به مقابله با دشمن و دفاع از نفوس و نواميس و حفظ اموال و سرزمينهاى اسلامى برخيزد و تا جائى به دفاع خود ادامه دهد كه دشمن از قدرت و قوت بيفتد و از پاى در آيد و درآن صورت يا با اختيار خود اسلام را بپذيرد، يا به جايگاهش باز گردد و ديگر هوس حمله به اسلام و مسلمانان را در سر نپروراند.

قطعاً شما كه از عقل و انديشه و تفكر و بصيرت نصيب دارى حكم به دفاع خواهى داد، و بر مسلمانان واجب خواهى دانست كه براى دفع دشمن و دفع شرّ او به مقابله و قتال با دشمنى كه جنگ را شروع كرده و هدفش نابود كردن ارزشها و از بين بردن نسل و حرث است بر خيزد و ابداً در اين زمينه كوتاه نيايند و ميدان جهاد را خالى نگذارند و پس از خاموش شدن آتش جنگ هزينهاى كه دشمن بر مسلمانان جهت دفاع از خودشان و دفاع از اسلام تحميل كرده از دشمن به عنوان غرامت جنگ بگيرند.

آرى اگر هواى نفس ميدان دار گروهى از مردن نبود، و شهوات حيوانى بر عدهاى غلبه نداشت، و درون گروهى دچار حسد و حرص و كبر نبود، و همه جوامع و ملتها از باطنى پاك و ظواهرى آراسته برخوردار بودند، و قناعت و تقوا بر انسانها حاكم بود ابداً جنگى اتفاق نميافتاد و اين همه بلا و مصيبت به بار نميآمد، و بيگناهان كشته نميشدند، و زنان جوان و غير جوان بيسرپرست نميماندند، و كودكان به غم يتيمى نمينشستند، و آباديها و خانهها ويران نميگشت، و مدارس و دانشگاهها و مساجد و معابد تبديل به خرابه نميشد، ولى حرص و آز، و كبر و بيدينى، و هوا و شهوت از زمان آدم تاكنون چه بلاها و مصائبى كه بار نياورد، و در آينده هم چه بلاها و مصائبى كه به بار بياورد!!

راستى براى خاموش كردن آتش فتنه، و رام كردن دشمن وحشى، و مانع شدن از بيرحمى و غارتگرى و چپاول اموال، و پيش گيرى از ضربه زدن به ارزش ها، چارهاى جز مقابله و دفاع هست؟

چنين دفاعى كه در حقيقت دفاع از ارزش ها، و دفاع از حقوق فطرى و طبيعى انسان ها، و دفاع از كرامت آدميان است از نگاه اسلام عبادت و زمينه تقرب به حق و جان باخته در آن شهيد و داراى حيات ويژه و خلاصه درى از درهاى بهشت شناخته شده است.

در اين زمينه به بخشى از روايات بسيار مهم كه از پيامبر اسلام روايت شده دقت نمائيد.

«اطيب كسب الرجل المسلم سهمه فى سبيل الله:»

پاكيزهترين كاركرد و كسب انسان مسلمانان تيراندازى او در راه خداست.

«لقيام الرجل فى الصف فى سبيل الله عزوجل ساعة افضل من عبادة ستين سنة:»

بى شك يك ساعت در صف جهاد در راه خدا ايستادن از عبادت شصت سال بهتر است.

«لقيد سوط احدكم من الجنة خير مما بين السماء والارض:»

تازيانه بستن يكى از شما در بهشت، از آنچه ميان آسمانها و زمين ميباشد بهتر است.

«حرس ليلة فى سبيل الله عزوجل افضل من الف ليلة لقام ليلها ويصام نهارها:»

يك شب نگهبانى براى خدا در جبهه جنگ، از شب زنده دارى هزار شب كه هر شبش آدمى در عبادت و هر روزش در روزه باشد بهتر است.

«حرّم على عينين ان تنالهما النار: عين بكت من خشية الله وعين باتت تحرس الاسلام واهله من الكفر:»

آتش دوزخ بر دو چشم حرام است: چشمى كه از خشيت خدا گريه كند، و چشمى كه از اسلام و مسلمان در برابر كفار نگهبانى دهد.

«جاهدوا المشركين باموالكم وانفسكم والسنتكم:»

با مال و جان و زبانتان به جنگ با مشركان اقدام كنيد.

«ان ابواب الجنة تحت ظلال السيوف:»

يقيناً درهاى بهشت درسايه شمشيرهاست.

«السيوف مفاتيح الجنة:»

شمشيرها كليدهاى بهشت اند.

«ان الله تعالى يدخل بالسهم الواحد ثلاثةً الجنة: صانعه يحتسب فى صنعته الخير، والرامى به و مُنبله:» «4»

خداى متعال با يك تير سه نفر را به بهشت ميبرد: سازنده تير كه آن را به نيت استفاده در راه خير ميسازد، و آن كه تير را به سوى دشمن مياندازد، و آن كه تير را در اختيار تيرانداز ميگذارد.

از اين روايات و امثال اينها علاوه بر وجوب جهاد، مسئله ديگرى هم استفاده ميشود كه بسيار قابل توجه است، و آن وجوب آمادگى همه جانبه مسلمانان در برابر دشمنان است، آمادگى فكرى، آمادگى سياسى، آمادگى اخلاقى، و به ويژه

آمادگى رزمى، در اين بخش به آيات و روايات مربوط تا جائى كه لازم باشد اشاره ميشود.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
425
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

امان از طمع!
خدا برات جبران می کنه!؟
چادرت را سفت بچسب
ام ابیها
حجاب، قانون الهی
سبّ و ناسزا
معمولی نباش!
برگ درختان سبز در نظر هوشیار ...
الگوی امام زمان(عج)
دستگیرهٔ نجات ما در قیامت

بیشترین بازدید این مجموعه

حقيقت يقين
بركتى عجيب از دو قرص نان
ديوان جامى يا فتوحات مكيه‏
روايات باب آرزو
عبرت‏آموزى امير تيمور
عبد
خدایا! من خودم را به تو واگذار کردم
محبت انسان
مهمترین نعمت
نماز شیعه

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا