فارسی
پنجشنبه 18 آذر 1400 - الخميس 5 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
1201
1
نفر 1
100% این مطلب را پسندیده اند

حکایت صبر ديندارن بر مصائب‏

 

يكى از بزرگان دين مى گويد:

از گورستانى مى گذشتم، زنى را ديدم ميان چند قبر نشسته و زبانش مترنّم اشعارى بدين مضمون است:

صبر كردم در حالى كه مى دانم عاقبت صبر خوب است، آيا بى تابى بر من سزاوار است كه بى تابى كنم؟ صبر كردم بر امرى كه اگر قسمتى از آن به كوه ها وارد مى شد، متزلزل مى گرديد.

اشك به ديدگانم وارد شد، آن اشك ها را به ديده برگرداندم، من در عمق قلب گريانم.

آن شخص مى گويد: از آن زن پرسيدم: تو را چه شده كه مى گويى صبر كردم به طورى كه هيچ كس به آن نحو نمى توانست صبر كند؟!

جواب داد: روزى شوهرم گوسپندى را در برابر كودكانم ذبح كرد و پس از آن كارد را به گوشه اى پرتاب نمود، چون از منزل خارج شد، يكى از آن دو فرزندم كه بزرگ تر بود به تقليد از شوهرم دست و پاى برادر كوچك خود را بسته و خوابانيد و به او گفت: مى خواهم به تو نشان بدهم كه پدر چگونه گوسپند را ذبح كرد و در نتيجه برادر بزرگ تر سر برادر كوچك تر را بريد و من تا آمدم بفهمم كار از كار گذشته بود؛ به پسرم سخت خشمناك شدم بر او حمله بردم كه او را بزنم، به سوى بيابان فرار كرد، وقتى شوهرم به خانه برگشت و از جريان مطّلع شد به دنبال پسر رفت، پسرم را در بيابان دچار حمله حيوانات درنده ديد و ملاحظه كرد آن پسر هم مرده، جنازه اش را به زحمت به خانه حمل كرد و خود از شدّت سوز عطش به زمين افتاد و از پاى درآمد.

من سراسيمه به سوى شوهر و جنازه طفل دويدم، در اين اثنا كودك خردسالم خود را به ديگ غذا كه در حال جوشيدن بود رساند و به ديگ دست زند، ديگ به روى او واژگون شده او را كشت.

خلاصه من در ظرف يك روز تمام عزيزانم را از دست داده و در اين حال فكر كردم كه اگر براى خدا در اين حوادث سنگين صبر و شكيبايى كنم مأجور خواهم بود، از اين جهت شكيبايى به خرج مى دهم و حتّى اشك ديدگان را پنهان مى كنم و به دنبال آن گفت: تمام امور از جانب خداست و همه چيز واگذار به حضرت اوست و امرى را نمى يابم كه واگذار به بنده باشد

 

 


منبع : پایگاه عرفان
1201
1
100% (نفر 1)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) ...
افشاگرى شجاعانه طِرِمّاح عليه باطل‏
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
داستان قارون و ثروتش
داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
حكايت شنيدنى از يكى از اولياء خدا
اجابت او را به تأخير اندازيد
حكايت بهلول نبّاش‏

بیشترین بازدید این مجموعه

پدید آمدن چشمه آب با دم عیسوىِ عارفى وارسته
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) ...
توبه شقیق بلخی
به خاطر يك دانه گندم ناراحتم
يكسال در برزخ مبتلا به سوء حساب بودم
حکایت حال غافلان ‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
هر گوينده «لا إله إلّا اللّه» اهل‏ نجات نيست!
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)

 
نظرات کاربر

مهدی احمدی
آجرک الله پیشاپیش 13 رجب مبارک
پاسخ
0     0
29 ارديبهشت 1392 ساعت 6:33 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^