فارسی
دوشنبه 06 تير 1401 - الاثنين 27 ذي القعدة 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
1548
0
نفر 2
25% این مطلب را پسندیده اند

حکایت جنيد بغدادى و مریدانش

 

جنيد بغدادى، مريدى داشت كه او را از همه عزيزتر مى داشت. ديگران را غيرت آمد.

شيخ به فراست بدانست، گفت: ادب و فهم او از همه زيادت است، ما را نظر بر آن است، امتحان كنيم تا شما را معلوم شود.

فرمود: تا بيست مرغ آوريد و گفت: هر مريدى يكى را برداريد و جايى كه كس شما را نبيند بكشيد و بياوريد، همه برفتند و بكشتند و باز آمدند، الّا آن مريد كه مرغ زنده بياورد.

شيخ پرسيد: چرا نكشتى؟ گفت: از آن كه شيخ فرموده بود كه جايى بايد كه كس نبيند و من هرجا كه مى رفتم حق تعالى مى ديد. جنيد گفت: ديديد كه فهم او چگونه است و از آن ديگران چگونه؟! همه استغفار كردند .


منبع : پایگاه عرفان
1548
0
25% (نفر 2)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) ...
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
داستان شگفت انگيز مرگ هارون
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
شكايت شاگرد امام صادق(ع) از فقر
حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
حكايت انوشيروان و وزير
حكايت ابراهيم ادهم‏
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

بیشترین بازدید این مجموعه

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) ...
خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد
نماز شب
حكايت ابراهيم ادهم‏
حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
حكايت انوشيروان و وزير
داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
توبه جوانی که خیاط زنانه بود

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^