فارسی
سه شنبه 25 خرداد 1400 - الثلاثاء 4 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
331
2
نفر 1
100% این مطلب را پسندیده اند

حکایت جاثلیق مسیحی و امام حسن عسکری(ع)

حکایت جاثلیق مسیحی و امام حسن عسکری(ع)
عصر حكومت طاغوتى متوكل (دهمین خلیفه عباسى ) بود، او امام حسن عسكرى علیه السلام را به جرم دفاع از حق ، در شهر سامره به زندان افكنده بود، اتفاقا در آن سال بر اثر نیامدن باران ، قحطى و خشكسالى همه جا را فرا گرفته بود، زمین هاى كشاورزى خشك شده بود و دامها تلف شده بودند، مسلمانان سه روز پى در پى براى نماز استسقاء (طلب باران ) به صحرا رفتند و نماز خواندند، ولى باران نیامد.

ولى روز چهارم، جاثلیق (روحانى بزرگ مسیحی) به همراه مسیحیان بیرون رفتند و دعا كردند و در آن روز باران آمد.



مسلمانان روز پنجم به بیابان رفتند و نماز خواندند، ولى باران نیامد، همین موضوع باعث سرشكستكى مسلمین و آبروریزى شد، عده اى در حقانیت دین اسلام شك كردند، گفتگو و بگو مگو در این باره زیاد شد، و بنابراین بود كه روز ششم نیز مسیحیان همراه جاثلیق خود به بیابان براى دعا بروند، اگر آن روز نیز مثل روز چهارم باران مى آمد، آبروى مسلمانان در نزد مسیحیان ، بیشتر مى رفت ، و شرمنده و خوار مى شدند.



متوكل ، بیاد امام حسن عسكرى علیه السلام كه در زندان بود، افتاد دستور داد آن حضرت را از زندان بیرون آوردند، متوكل به آن حضرت گفت : «ادرك دین جدك یا ابا محمد! اى ابومحمد، دین جدت (اسلام) را دریاب».
امام حسن عسكرى علیه السلام به همراه چند نفر از خدمتكاران نیز بیرون رفتند، آنگاه آن حضرت به یكى از غلامانش فرمود: «تو نیز به میان جمعیت مسیحیان برو، هنكامى كه جاثلیق براى دعا دستهایش را به سوى آسمان بلند كرد، خود را به كنار او برسان ، و در میان دو انگشت دست راستش ، چیزى هست ، آن را بگیر و بیاور».



آن غلام به میان مسیحیان رفت و در صف اول كنار جاثلیق ایستاد و همین كه او دستهایش را به طرف آسمان براى دعا بلند كرد، غلام بى درنگ در بین دو انگشت دست راست او استخوانى كه سیاه رنگ بود، برداشت ، آن روز مسیحیان و جاثلیق هر چه دعا كردند، باران نیامد، و آسمان صاف و آفتابى شد. و مسیحیان شرمنده بازگشتند. متوكل از امام حسن عسكرى علیه السلام پرسید: این استخوان چیست ؟



امام علیه السلام فرمود: «این استخوان از قبر پیغمبرى برداشته شده است ، و هر گاه استخوان بدن پیامبرى آشكار گردد باران مى آید».
به این ترتیب در آن روز، آبروى از دست رفته مسلمین ، بجاى خود آمد، و عزت و سر بلندى اسلام در نزد مسیحیان ، حفظ گردید.


منبع : پایگاه عرفان
331
2
100% (نفر 1)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
تأخير اجابت دعا
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
حكايت انوشيروان و وزير
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
حکایتی از لقمه حرام‏
شب قدر شب گناه نيست!‏
من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد

بیشترین بازدید این مجموعه

حكايت‏ دلبستگي به دنيا
حكايت توبه از شكر نابجا
حکایتی از بى‏ تقوايى
زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)

 
نظرات کاربر
سارا
با سلام،ايا بدن رسولان خدا در قبر تازه و سالم نميماند؟
پاسخ
0     0
13 اسفند 1391 ساعت 05:42 صبح
محمدرضا جان علیپور
لطفا در نگارش نام حضرت امام حسن عسکری دقت بفرمائید. در زبان عربی حرف "گ" نداریم بنابراین عسگری غلط است. لطفا اطلاع رسانی فرمائید. با تشکر
پاسخ
0     0
2 اسفند 1391 ساعت 9:29 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا