فارسی
چهارشنبه 17 آذر 1400 - الاربعاء 4 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
442
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حكايتى از بهلول و هارون الرشيد

 

 

 هارون الرشيد داشت مى رفت ، بهلول خوابيده بود . به او گفت : برخيز ! گفت : من خسته ام ، تو از آن طرف برو . گفت : من سالهاست تو را مى شناسم ، چيزى از من نخواسته اى ، چرا محاسنت اين همه درهم است ؟ گفت : شانه ندارم . هارون در جيب خود دست كرد و شانه مخصوص سلطنتى خودش را درآورد و گفت : اين براى تو . شانه را گرفت و به صورتش نزد . گفت : اين شانه جا مى خواهد ، اين لباس من پاره است و جيب ندارد . هارون گفت : لباس مخصوص مرا به او بدهيد .

 لباس را به او دادند، او آن را كنار گذاشت ، هارون گفت : آيا اين بى احترامى به لباس من نيست ؟ گفت : من جا ندارم ، آن را كجا بگذارم . به او خانه دادند . گفت : اين خانه خرج دارد ، هارون گفت : به او فلان باغ را بدهيد تا از درآمد آن خانه را اداره كند . بهلول گفت : من تنها نمى توانم خانه و باغ را اداره كنم ، هارون گفت : دو غلام به او بدهيد . بهلول شانه را در دامن هارون انداخت و گفت : شانه اى كه اين همه دنباله داشته باشد ، نخواستيم .

 


منبع : پایگاه عرفان
442
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

ديوث و معناى آن
كرامات اخلاقى مرحوم حاج آقا رحيم ارباب
قيمت و ارزش انسان واقعى
تفاوت «ضرر» و «خسران»
عجايب خلقت بدن انسان
متن سخنرانی استاد انصاریان در مورد توبه
مقام حضرت زينب (س)
اجازه گرفتن حضرت قاسم(ع) برای رفتن به میدان و ...
رمز موفقيت ابن ‏سينا
خاطره بزرگواران پارسا

بیشترین بازدید این مجموعه

ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه نوزدهم
برترى ارزش عمر بر ساير نعمت‏ها
نمونه‏اى از معامله پر سود
تدبّر در آثار رحمت حضرت حق‏
متن سخنرانی استاد انصاریان در مورد قرآن
آثار مثبت عمل - جلسه اول (2) - (متن کامل + عناوین)
آثار مثبت عمل - جلسه دوم (1) - (متن کامل + عناوین)
وزن اجسام نامريى‏
نظام خانواده در اسلام - جلسه دوم – (متن کامل + ...
ياد خدا در فقر و ثروت

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^