فارسی
دوشنبه 15 آذر 1400 - الاثنين 2 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
731
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مشقّت‏هاى بى جا

 

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد ششم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

فرهنگ الهى چه در برنامه هاى مادى و چه معنوى با تحمّل مشقّت هاى طاقت فرسا كه كارگاه وجود انسان را به سرعت از كار بيندازد به شدت مخالف است.

هيچ نيازى نيست كه انسان براى آبادى آخرت آن چنان خود را به زحمت و رنج عبادت شبانه روزى دچار كند به طورى كه دنيايش تباه و معيشتش فاسد گردد و حرام است كه تمام وقت را جهت ثروت و مال و به چنگ آوردن دنيا مصرف كرد، در حدّى كه آخرت از دست برود و داغ ننگ شقاوت ابدى به پيشانى جان بخورد.

اقتصاد و عدالت را بايد در دو زمينه مادى و معنوى، البته برابر با دستورهاى حضرت محبوب رعايت كرد.

حضرت باقر عليه السلام مى فرمايد:

إنَّ اللَّهَ بَرَّأَ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله مِنْ ثَلاثٍ: أنْ يَتَقَوَّلَ عَلَى اللَّهِ، أوْ يَنْطِقَ عَنْ هَواهُ، أوْ يَتَكَلَّفَ. «1»

خداوند متعال، محمد صلى الله عليه و آله را از سه چيز سالم و پاك نگه داشت: از نسبت دادن برنامه اى به حضرت حق، از سخن گفتن از روى هواى نفس و از به مشقّت انداختن خويش.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:

نَحْنُ مَعاشِرَ الأْنْبِياءِ وَ الأْوْلِياءِ بُرآءُ مِنَ التَّكَلُّفِ. «2»

ما گروه انبيا و اولياى الهى از تكلّف ومشقّت بى قاعده بيزاريم.

در دعاهاى اسلامى آمده:

وَارْحَمْنى أنْ أتَكَلَّفَ ما لا يَعْنينى. «3»

به من رحمت آر، از اين كه خود را در امورى كه به سودم نيست به مشقّت بيندازم.

اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد:

إنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ فَرائِضَ فَلا تُضَيِّعُوها، وَ حَدَّ لَكُمْ حُدُوداً فَلا تَعْتَدُوها، وَ نَهاكُمْ عَنْ أشْياءَ فَلا تَنْتَهِكُوها، وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أشْياءَ وَ لَمْ يَدَعْها نِسْياناً فَلا تَتَكَلَّفُوها. «4»

خداوند بر شما واجب نموده واجبات شرعيه را، پس آنها را ضايع مكنيد و معيّن نموده حدودى پس از آنها تجاوز ننماييد و شما را از چيزهايى بازداشته پس پرده حرمت آنها را ندريد و براى شما از چيزهايى خاموشى گزيده و آنها را از روى نسيان ترك نفرموده، پس در به دست آوردن آن خود را به مشقّت نيندازيد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

لا تُكْرِهُوا إلى أنْفُسِكُمُ الْعِبادَةَ. «5»

عبادات را نزد خود ناخوشايند مداريد.

از رسول خدا صلى الله عليه و آله است:

يا عَلِىُّ، إنَّ هذَا الدّينَ مَتينٌ فَأوْغِلْ فيهِ بِرِفْقٍ وَ لا تُبَغِّضْ إلى نَفْسِكَ عِبادَةَ رَبِّكَ. «6»

يا على! به حقيقت كه اين دين متين و محكم و استوار است، با مدارا در آن وارد شو و عبادت حضرت حق را مبغوض خويش مگردان.

مشقّت بيهوده و بى جا در امور دينى روا نيست و قرآن و روايات از آن نهى مى كنند به طريق اولى در امور دنيويّه جايز نمى باشد. در هر صورت مؤمن نبايد بر خود و بر ديگران بار سنگين و مبدأ و منشأ كلفت و سختى باشد.

دلا سود عالم زيانى نيرزد

 

هماى سپهر استخوانى نيرزد

بر اين خوان هر روزه اين قرص زرّين

 

برِ اهل معنى به نانى نيرزد

چو فانى است گلدسته باغ گيتى

 

به نوباوه بوستانى نيرزد

چراغى كز او شمع مجلس فروزد

 

به درد دل دودمانى نيرزد

زبان دركش از كار عالم كه عالم

 

به آمد شد ترجمانى نيرزد

     

به قاف بقا آشيان كن چو عنقا

 

كه اين خاكدان آشيانى نيرزد

زمانى بيا تا دمى خوش برآريم

 

كه بى ما زمانه زمانى نيرزد

برافروز شمع دل از آتش عشق

 

كه شمع خرد شمعدانى نيرزد

چو خواجو گر اهل دلى جان برافشان

 

چه يارى بود كاو به جانى نيرزد

     

(خواجوى كرمانى)

 

گزينش حق بر باطل

تمام مفاسدى كه در تمام روزگاران دامن حيات انسان را لكّه دار كرد و از او كه ذاتاً موجودى پاك و لايق خلافت رب الافلاك بود، حيوانى وحشى، درنده اى بى نظير، آلوده اى ظالم و بدمستى زنگى ساخت، انتخاب باطل بر حق، نور بر ظلمت و سلامت بر مرض و دنيا بر آخرت و حقيقت بر غيرحقيقت بود.

اين اختيار و انتخاب، ناشى از هواى نفس و طغيان غرايز و شهوات و خودخواهى و عافيت طلبى و تكبر و غرور است. انتخاب نمرود بر ابراهيم، فرعون بر موسى، ستمگران يهود بر عيسى، ابوسفيان بر احمد صلى الله عليه و آله، مُعاويه بر امام على عليه السلام و امام حسن عليهما السلام و يزيد پليد بر حضرت سيّدالشهداء عليه السلام و ..... چه ستم سنگين و ظلم قبيحى بود كه بر پيكره انسانيت در طول تاريخ فرود آمد.

عجيب است كه بعضى از آدميان در حالى كه حقيقت حق را كه همراه با دليل و برهان و حجت از آفتاب روشن تر است و بدون شك ضامن سعادت دنيا و آخرت است رها كرده و براى عيش و نوش چند روزه به اختيار باطل و انتخاب شيطان دست مى زنند.

اگر اين مسأله نبود، عدالت همه شؤون حيات انسان را فرا مى گرفت و حق به حق دار مى رسيد و انسانيت و كرامت اوج خود را نشان مى داد.

دلا نزد كسى بنشين كه او از دل خبر دارد

 

به زير آن درختى رو كه او گلهاى تر دارد

در اين بازار عطاران مرو هر سو چو بيكاران

 

به دكّان كسى بنشين كه در دكّان شكر دارد

     

 

ترازو گر ندارى پس تو را زو ره زند هر كس

 

يكى قلبى بيارايد تو پندارى كه زر دارد

تو را بر در نشاند او به طرّارى كه مى آيد

 

تو منشين منتظر بر در كه آن خانه دو در دارد

به هر ديگى كه مى جوشد مياور كاسه و منشين

 

كه هر ديگى كه مى جوشد درون چيزى دگر دارد

نه هر كِلكى شكر دارد، نه هر زيرى زبر دارد

 

نه هر چشمى نظر دارد، نه هر بحرى گهر دارد

بنال اى بلبل دستان، ازيرا ناله مستان

 

ميان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

بنه سرگر نمى گنجى كه اندر چشمه سوزن

 

اگر رشته نمى گنجد از آن باشد كه سر دارد

چراغ است اين دل بيدار، به زير دامنش مى دار

 

از اين باد و هوا بگذر هوايش شور و شر دارد

چو تو از باد بگذشتى مقيم چشمه اى گشتى

 

حريف همدمى گشتى كه آبى بر جگر دارد

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانى

 

كه ميوه نو دهد دائم درون دل سفر دارد

     

(مولوى)

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بحار الأنوار: 2/ 178، باب 23، حديث 26؛ المحاسن: 1/ 271، باب 37، حديث 362.

(2)- بحار الأنوار: 70/ 394، باب 143، حديث 1؛ مصباح الشريعة: 140.

(3)- مستدرك الوسائل: 4/ 386، باب 45، حديث 4987؛ بحار الأنوار: 86/ 289، باب 3، حديث 3؛ مصباح المتهجّد: 264.

(4)- نهج البلاغه: حكمت 105؛ بحار الأنوار: 2/ 260، باب 31، حديث 14.

(5)- الكافى: 2/ 86، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 1/ 108، باب 26، حديث 265.

 

(6)- الكافى: 2/ 87، حديث 6؛ وسائل الشيعة: 1/ 110، باب 26، حديث 270.


منبع : پایگاه عرفان
731
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^