فارسی
دوشنبه 27 دى 1400 - الاثنين 14 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
244
0
نفر 0

حج از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام‏

 

 

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد هفتم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

در پايان خطبه اول «نهج البلاغة»، حضرت مولى الموحدين، امام العارفين، اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد:

شما را به حج خانه اش كه آن را قبله مردم قرار داده مكلف كرده، تا چون جانداران كه با حرص و ولع به چشمه زلال وارد مى شوند، در حال تسليم، به آن جايگاه درآييد و كبوتروار به آن حرم امن پناهنده شويد، حكمت الهى اقتضا دارد كه بندگانش آزادانه در برابر عظمت ربوبى اش، در آن جايگاه مقدس سر فرود آرند، شنوندگانى از بندگانش را انتخاب كرد تا دعوت او را پاسخ گويند و مشيت حضرتش را تسليم گردند.

اين عباد بهره ور از گوش شنوا، به آن حريم مقدس مى روند و در آن جايگاه قدس كه انبياى عظام الهى وظيفه بندگى به جاى آوردند، رو به معبود قرار گرفته و خود را شبيه فرشتگان طواف كننده به دور عرش مى نمايند، در آن تجارتگاه الهى سودها برده و به وعده گاه عفو و احسان حق روى مى آوردند.

خداوند سبحان، كعبه و وظايفش را شعار جاودانى براى اسلام و جايگاه امن براى پناهندگانش قرار داده، در آن معبد عظيم اعمالى را واجب و اداى حق آن حرم مقدس را بر بندگانش لازم و ورود به آن معبد و ديدارش را به كسانى كه توانايى دارند حكم نموده است «1».

 

عظمت كعبه

شارح «ترجمه و تفسير نهج البلاغة» در توضيح فرامين امام عاشقان مى فرمايد «2»:

حج خانه خدا و اعمالى كه بايستى در آن مقدس ترين معبد الهى انجام بگيرد، به قدرى در سازندگى فرد و اجتماع مؤثر است كه قابل توصيف با قضاياى معمولى نيست، به طورى كه مى توان گفت:

اگر انسانى به آن عمل سازنده توفيق يابد و با اين حال دگرگونى در وضع او موجود نيايد و به مسير تكامل وارد نگردد، حتماً يا به حكمت آنچه كه ديده و عمل كرده است، آگاهى نداشته و يا نيروى غرايز حيوانى و خودخواهى او به قدرى مقاومت داشته است كه اگر خود حق و حقيقت را هم مى ديد و در جاذبه آن قرار مى گرفت، پا به فرار مى گذاشت و كم ترين نتيجه اى را از آن مشاهده نكرده و قرار گرفتن در جاذبه حق و حقيقت را بدست نمى آورد.

براى توضيح مقدارى از عظمت حج بيت اللّه، اين عمل دگرگون كننده مطالبى را مطرح مى كنيم:

 

كعبه، اولين معبد الهى

1- مسلم است كه در همه جوامع و همه دوران ها، مخصوصاً در آن جمعيت هايى كه پيامبران و خداشناسان وجود داشته اند، جايگاه مخصوصى براى عبادت و تفكرات معنوى ساخته شده است.

اين معابد در حقيقت رصدگاه هايى براى نظاره به بى نهايت و ايجاد رابطه ميان بى نهايت بزرگ «خدا» و بى نهايت كوچك «انسان» مى باشند.

در اين رصدگاه هاست كه آدميان بدون واسطه با خويشتن روبرو مى شوند و با امواج مقدس وجدان خويش، با خدا به راز و نياز مى پردازند.

در هيچ يك از جايگاه ها و مسكن هايى كه بشر با دست خود مى سازد مصالح ساختمانى از آنچه كه هستند، تغييرى پيدا نمى كنند، مگر مصالح ساختمان معابد كه با آجر بالا مى رود و مبدل به روح و جان شفاف مى شود و انوار الهى را در دل ها منعكس مى سازد.

اين معابد مانند چشمه سارهايى زلال، در ميان سنگلاخ ها و دشت هاى سوزان زندگى حيوانى آدميان قرار گرفته است، انسان ها با شستشو در اين چشمه سارها طراوت و شادابى روح را در مى يابند.

بيت اللّه الحرام كه كعبه و مكه نيز ناميده شده است، اولين معبد جهانى است كه براى همه مردم با دست ابراهيم خليل عليه السلام ساخته شده است.

دومين خانه جهانى كه به عنوان معبد عمومى بنا شده است، مسجد الأقصى است كه به وسيله حضرت سليمان در سال 1005 پيش از ميلاد پس از قرن ها از تاريخ بناى كعبه ساخته شده است.

البته پيش از كعبه و مسجد الأقصى معابد زيادى وجود داشته است؛ زيرا به گفته بعضى از انسان شناسان:

تاريخ معابد مساوى تاريخ انسان هاست، خصوصيت اين دو معبد به جهت عمومى بودن و خالى بودن از رنگ و شكل محلى و خصوصيات نژادى و غيره است.

روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام درباره اين كه كعبه اولين معبد الهى است آمده است كه:

مردى از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد: آيا اولين خانه خدا كعبه بوده است؟ آن حضرت فرمودند: نه، پيش از كعبه خانه هايى براى عبادت ساخته شده است ولى كعبه اولين خانه مبارك و وسيله هدايت و رحمت و بركت است و اولين كسى كه آن را بنا نموده است ابراهيم خليل بوده، سپس جرهم از قبيله عرب آن را تجديد بنا كرد و بار ديگر منهدم شد و عمالقه آن را تجديد كردند.

 

جايگاه جغرافيايى كعبه

2- كعبه در جايگاهى بنا شده است كه هيچ گونه وسيله تفريح و مناظر طبيعى خوشايندى ندارد، سنگلاخى در ميان اقيانوسى از ريگزارها و ديدگاه هاى خشن كه مجالى به انديشه هاى گسترده و عميق و فوق ضرورت هاى زندگى معمولى نمى دهد.

حكمت بالغه ايست كه كعبه را در اين جايگاه خسته كننده قرار داده است كه انسان ها از محيطهاى زيبا و خوش آب و هواى بهشتى روى به آن بياورند و هدفى جز چشيدن طعم تكليف نداشته باشند.

در حج خانه خدا هيچ يك از عوامل طبيعى و نفسانى و اجتماعى دخالتى در انجام تكليف ندارد، بلكه در آن تكاپو، انسان است و خدايش كه رويارويش قرار گرفته است.

همين نكته را اگر انسان در اين سفر ملكوتى بفهمد، به جايى مى رسد كه چشمى نديده و گوشى نشنيده، در آن صورت است كه تمام وجود انسان فرياد دوست دوست خواهد زد.

من از سر همه عالم گذشتم الا دوست

 

نعيم دنيى و عقبى تو را و ما را دوست

مراد هر دو جهان مى كنند بر ما عرض

 

دل از ميان همه مى كند تمنا دوست

رسد به مرتبه اى اتحاد ما با او

 

كه هيچ فرق نماند ميان ما با دوست

طواف كعبه دل كن كه هست خانه او

 

نه هر كجا كه كنى فرض باشد آنجا دوست «3»

     

 

 

وحدت و يگانگى در حج

3- شگفت انگيزترين حكمتى كه در حج بيت اللّه وجود دارد احساس وحدت و يگانگى است كه در حد اعلاى مفهوم انسانيت به وجود مى آيد.

عالم و جاهل، كوچك و بزرگ، زن و مرد، سياه و سپيد، كسى كه عالى ترين مقام جامعه خويش را داشته باشد و كسى كه گمنام ترين فرد جامعه خود باشد، همه و همه با دو قطعه لباس سفيد با جدى ترين قيافه حيات مى جوشند و مى خروشند و مى روند و مى نشينند.

تضادها و تنوعاتى كه انسان ها را از يكديگر جدا كرده- هر يك را مانند گرگى در برابر ديگرى قرار داده، آنان را به جنگ و پيكار در كارزارهاى رنگارنگ وادار كرده است- مبدل به هماهنگى و وحدتى مى گردد كه تنها در شعر و سخنان مبلغان آرمان اعلاى انسانى ديده مى شود.

اين احساس است كه اگر ادامه يابد و مربيان جوامع آن را به طور جدى در تعليم و تربيت ها اجرا كنند، دردهاى بشرى را كه هر روز با كيفيت ديگرى به سراغ افراد و جوامع مى آيد مداوا خواهد كرد.

 

كعبه، مظهر خداخواهى

4- در اين عمل كه فوق العاده سازنده است، خودخواهى، آن عامل درنده آدمى با ضربه قاطعى از پاى در مى آيد و فضاى درون را براى خداخواهى خالى مى كند.

به راستى انسان آگاه در اعمال گوناگون حج، بارها تجرد روح و فوق طبيعى بودن آن را به خوبى احساس مى كند.

روح در اين عمل با بازكردن زنجيرهاى سنگين محيط و اجتماع و خواسته هاى طبيعى خويش، به قدرت پرواز خود در بيكرانه ها آگاه مى شود و حيات خود را در افق بسيار والايى كه هدف اساسى خود را در سطوح مختلفش جاى داده است مشاهده مى كند.

در آن حريم مقدس به درك اين مسئله مى رسند كه هيچ چيز در اين عالم استقلال ندارد و قابل تكيه زدن نيست و به اين حقيقت واقف مى گردند كه خلأ روح جز با عشق و محبت و اطاعت از جناب او پر نمى شود و به اين واقعيت آگاه مى گردند كه هر چه هست اوست و ما سواى او جز سايه اى بيش نيست و تنها سكوى پرواز و مايه ارزش براى انسان نقطه اتصال به جناب اوست.

به گفته نكته پرداز شيرين سخن هماى شيرازى:

آنان كه خيمه بر سر كوى فنا زنند

 

از جام نيستى مى هستى فزا زنند

     

نى بيم از فنا و نه خرسند از بقا

 

يك باره بر بقا و فنا پشت پا زنند

مرغان آشيانه قدسند و عاقبت

 

زين آشيانه خيمه بر آشنا زنند

     

با صد هزار قدس ملايك برابر است

 

اين قوم يك نفس كه به ياد خدا زنند

اين قوم را مبين به حقارت كه اين گروه

 

خاك رهند و پا به سر كيميا زنند

از تيغ عشق دوست هما گر شوى شهيد

 

حوران خلد روح تو را مرحبا زنند

     

 

كعبه و تعامل بين مردم

5- در آن اجتماع الهى، افراد اجتماعات گوناگون از همه نقاط دنيا به خوبى مى توانند از دردها و ناگوارى هاى خويشتن اطلاع پيدا كنند.

از حوادث و رويدادهاى ساليانه خود يكديگر را آگاه سازند، از امتيازات و احتياجات يكديگر با خبر گردند، درباره آينده خويش بينديشند و راه هاى گوناگون تكامل و جلوگيرى از سقوط را در ميان بگذارند و ارتباطات خود را تا حد ارتباطات اعضاى يك خانواده بالا ببرند.

 

كعبه و اعمال حج

6- هر يك از اعمال متنوع حج، عامل مستقلى براى بارور ساختن بعدى از ابعاد شخصيت آدمى است كه مجموعاً در چند روز محدود، حيوانى را مبدل به يك انسان مى سازند و انسان را به يك موجود الهى مبدل مى كنند.

دو قطعه پارچه سپيد به نام لباس احرام، عاريتى بودن لباس هاى فاخر و رنگارنگ معمولى را براى انسان قابل درك مى سازد، همين دو قطعه پارچه سفيد به خوبى مى تواند اثبات كند كه حيات را نبايد قربانى وسيله حيات نمود.

آدمى با جمله: «لَبَّيْكَ اللّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ.» مى تواند عقده هاى حقارتى را كه يك عمر روان او را مختل نموده است، دريابد و مرتفع سازد و ارزش و عظمت موجوديت خود را لمس كند؛ زيرا او با اين لبيك پاسخى به دعوت الهى به سوى خود مى دهد.

با اين ذكر روحانى سازنده وابستگى خود را به خداوند اعلا كه او را به سوى خود خوانده است درك مى كند.

پس اين بى نهايت كوچك شايستگى تماس با آن بى نهايت بزرگ را داراست كه اين صدا را در گوش او طنين انداز كرده است كه:

بازآ بازآ هر آن كه هستى بازآ

آدمى، با طواف خانه خدا كه ظاهراً چيزى بيش از چند سنگ روى هم نهاده نيست، مى تواند شفافيت در و ديوار عالم طبيعت را كه پرده هاى كميت و كيفيت روى آن را پوشانده است دريابد و بداند كه همين سنگ ها در مقابل روح سبك رو و بلند پرواز آدمى، تيرگى و سختى خود را كنار مى گذارد و به شكل رصدگاهى براى نظاره و انجذاب به بارگاه ربوبى برمى آيد.

دو ركعت نماز مقام ابراهيم بزرگ ترين حقيقتى را كه تعليم مى دهد، اينست كه معبدى كه در روى زمين بنا مى شود و جايگاهى كه كامل ترين مردم در آنجا مى ايستند و با خداى خود رابطه برقرار مى كند، براى همگان يكسان است.

چه حكمت والايى در سعى و تكاپو ميان صفا و مروه وجود دارد كه قابل توصيف نيست، اين حكمت مى گويد:

اگر انسانى بكوش، حركت كن، راكد و جامد مباش، عنصر پايدار روح آدمى كوشش و تكاپوست.

[يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ ] «4».

اى انسان! يقيناً تو با كوشش و تلاشى سخت به سوى پروردگارت در حركتى، پس او را [در حالى كه مقام فرمانروايى مطلق و حكومت بر همه چيز ويژه اوست و هيچ حكومتى در برابرش وجود ندارد،] ديدار مى كنى.

بدين ترتيب هر يك از اعمال حج يكى از عناصر سازنده آدميان را بارور و تقويت مى نمايد و به فعليت مى رساند.

در هر صورت تمام اعمال عبادى و ترك همه معاصى مى خواهند بگويند: اى انسان! راه تو به سوى رسيدن به مقام قرب باز است و اگر اين صراط مستقيم الهى را طى نكنى بدون شك بجايى نخواهى رسيد و همه استعدادهاى الهى تو به صورت قوه باقى خواهد ماند و بدون عبادت، از وجود تو جز حيوانى پست در دنيا و جز عنصرى مستحق عذاب در آخرت نخواهد ماند.

به قول عارف معارف عماد فقيه:

بر سر كوى تو جز بى سر و پا نتوان بود

 

پاى در بند تو در بند ريا نتوان بود

پيش ما جان عزيز ار چه گرامى است ولى

 

زو توان بود جدا وز تو جدا نتوان بود

همه عالم به جمال تو گواهى دادند

 

منكر قدرت بى چون خدا نتوان بود

دست و پايى نزنم بر سرم ار تيغ زنى

 

غرقه در بحر قضا جز به رضا نتوان بود

دلم از هجر تو جوياى فنا گشت آرى

 

بى وصال تو طلبكار بقا نتوان بود

     

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- نهج البلاغة: خطبه اول؛ وسائل الشيعة: 11/ 15، باب 1، حديث 14127؛ بحار الأنوار: 96/ 15، باب 2، حديث 53.

(2)- ترجمه و تفسير نهج البلاغة: 2/ 224.

(3)- عماد فقيه.

(4)- انشقاق (84): 6.

 


منبع : پایگاه عرفان
244
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

توحید ربوبیّت در قرآن کریم
زيارت عاشورا و لعن همه ي بني اميه
عوامل استحکام خانواده در فرهنگ قرآن
مصیبت ام البنین(س) مادر حضرت عباس(س)  
ام البنین(س)؛ مادر مهتاب
حجاب مصونیت است نه محدودیّت
استراتژی امام سجاد(ع)
وفات حضرت ام البنین مادر گرامی حضرت عباس علیه ...
حضرت ام البنین مادر چهار شهید کربلا
نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی

بیشترین بازدید این مجموعه

مواردی که غیبت جایز است
خانه از نظر اسلام‏
اوصاف قول در قرآن (1)
بهترین ذخیره انسان برای بعد از مرگ!!
عوامل استحکام خانواده در فرهنگ قرآن
وفات حضرت ام البنین مادر گرامی حضرت عباس علیه ...
زندگینامه حضرت ام البنین(سلام الله علیها)
توحید ربوبیّت در قرآن کریم
سالروز وفات حضرت ام البنین (س)
ام البنین(س)؛ مادر مهتاب

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^