فارسی
جمعه 08 بهمن 1400 - الجمعة 25 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
552
1
نفر 0

مرگ و عالم آخرت - جلسه بيست و پنجم (1) - (متن کامل + عناوین)

 

 اعمال در قيامت  

  حاضر شدن تمام اعمال در قيامت 

 

 تهران، مسجد حضرت امير رمضان 1383

  الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

 بحث بسيار مهمى كه درباره جهان بعد از مرگ در كتاب خدا مطرح شده است اين است كه در قيامت اعمال انجام شده مردم ، در مقابل ديدگان آنان حاضر خواهد شد ؛ يعنى هر كسى مجموعه حسنات يا سيئاتى كه مرتكب شده است ، آن عمل را در قيامت مشاهده خواهد كرد و با چشم خود خواهد ديد .

 آياتى كه در اين زمينه نازل شده است ، كم نيست . تقريباً در سى جزء قرآن آياتى اين معنا را مطرح كرده اند كه دو آيه آن در جزء سى قرآن است كه اكثر مردم اين دو آيه را حفظ هستند و يا شنيده اند .

 

 آيات مبين ديدن اعمال در قيامت

 آيه نخست در سوره مباركه زلزال است كه مجموعه سوره درباره اوضاع قيامت است :

  » يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْاْ أَعْمَلَهُمْ «(551)

 روزى است كه مردم گروه گروه از قبرها بيرون مى آيند و وارد محشر مى شوند ، براى چه ؟ » لِّيُرَوْاْ أَعْمَلَهُمْ « تا اعمال خود را ببينند . نه جزاى آن را بگيرند . اينجا بحث پاداش ، جريمه ، ثواب و جايزه مطرح نيست .

 چه مقدار از اعمال خود را مشاهده مى كنند ؟ آيا نمونه اى را به آنها نشان مى دهند ؟ يا اعمال يك روز يا يك هفته آنها را ؟ نه ، خدا مى فرمايد :

 

 » فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ «(552)

 

 كسى كه كار خيرى به وزن دانه اى ارزن انجام داده است ، در قيامت آن را مى بيند ،

 » وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ «(553)

 

 كسى كه به اندازه وزن دانه اى ارزن زشتى انجام داده باشد نيز آن را مى بيند .(554)

 

 قانون تبديل ماده به انرژى و بالعكس

 چه كسى مى تواند منكر شود كه اين كار من نيست ؟ جريانى كه بر اين عالم حاكم است ، تبديل ماده به انرژى و بالعكس است . اين كه ديگر مسأله ثابت شده اى است. اگر بسيارى از مسائل علوم تغيير كرده باشد ، اين مسأله تغيير نكرده است. به همين خاطر است كه وقتى دانش بشرى در غرب به اين معنا رسيد - البته قرآن اين مسأله را در زمان نزولش مطرح كرده بود - فهميدند كه ما مواد غذايى را مى خوريم ، به انرژى تبديل مى شود و ما آن را به صورت فعاليت از وجود خود آزاد مى كنيم . همين انرژى دوباره به صورت عمل به ما برگشت داده خواهد شد .

 روايتى را بعد از اشاره به اين قانون بيان كنم كه وقتى براى دانشمندان غرب ثابت شد كه ماده به انرژى تبديل مى شود : مانند زغال يا زغال سنگ كه به حرارت تبديل مى شوند ، آيا دوباره مى شود از عالم طبيعت اين زغال و زغال سنگ را به ماده تبديل كرد ؟ جواب داده شد : بله ، تمام طبيعت حركتى مبدئى و منتهايى دايره وار دارند ؛ يعنى ماده وقتى صورتش را از دست داد و به انرژى تبديل شد ، دوباره مى تواند به صورت ماده برگردد .

 

 بسته بودن راه عدم

 شكرى كه در آب جوش حل شده و ديگر نيست ؛ يعنى هيچ عنصرى از آن پيدا نيست ، دوباره به صورت شكر برمى گردد . بر همين اساس »لاوازيه«(555) اولين بار در اروپا اعلام كرد كه هيچ موجودى معدوم نمى شود و آنچه آفريده شده است ، به عدم راه ندارد . براى ورود به عدم بن بست گذاشته شده است و چيزى كه موجود شد ، ديگر معدوم نمى شود و موجوديت خود را از دست نمى دهد . چنگال عدم نمى تواند او را بگيرد . اين مسأله اى است كه قرآن به صراحت بيان كرده است .

 در آيات قرآن آمده است كه خورشيد خاموش مى شود ، ستاره ها به هم مى ريزند ، كوهها مانند پنبه زده مى شوند ، درياها خشك و زمين به هم مى ريزد ؛ يعنى وارد چاه عدم شده ، به نابودى كشيده مى شوند كه ديگر از آنها براى ابد چيزى باقى نمى ماند ؟

 

 اشاره قرآنى به قانون وجود

 خدا در قرآن مى فرمايد :

 

 » يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّمَوَ تُ وَ بَرَزُواْ لِلَّهِ الْوَ حِدِ الْقَهَّارِ «(556)

 زمين شكل خود را از دست مى دهد ، درياها بر اثر حرارت شديد خشك شده و كوهها متلاشى مى شوند ، ولى بعد از اين جريان ، زمين شكل ديگرى به خود مى گيرد كه انسانهاى از دنيا رفته را مى تواند در خود جاى دهد .

 هيچ ماده اى كه به انرژى تبديل مى شود ، معدوم نمى شود ، بلكه ماده انرژى مى شود و بالعكس. تا روز قيامت آنچه كه از مواد ، بدن و خوراك به انرژى و كار ، روزه ، نماز و يا ظلم تبديل شده است ، با اشاره خدا مجموع اين انرژى هاى آزاد شده از ما ، دوباره به آن اعمال اوليه تبديل مى شود و ما با چشم اعمال خود را مى بينيم .(557)

 

 دزدى غربى ها از علوم اسلامى

 اين مسأله در آيات و روايات موج مى زند؛ يعنى قانونى كه به نام »لاوازيه« مشهور شده است ، غير از قرآن ، در »نهج البلاغه« نيز صريحاً مى بينيد كه اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد :

 

 » خلقتم للبقاء لا للفناء «(558)

 ساختن شما براى ماندگارى است ، نه نابودى . اين همان قانون لاوازيه است . چرا به نام اميرالمؤمنين عليه السلام ثبت نشده است ؛ چون جرم ايشان اين بوده است كه اميرالمؤمنين است ، همين .

 آن كسانى كه با حضرت عليه السلام رابطه دارند نيز به نظر ديگران مجرم هستند . همسران رسول خدا صلى الله عليه وآله برادر داشتند . در تمام كتب اهل تسنن اين گونه اسم آنان را مى برند . معاويه برادر ام حبيبه ، همسر پيامبر صلى الله عليه وآله بوده است . خدا در قرآن زنان پيامبر را »امهات المؤمنين« مى نامد ، پس معاويه »خال المؤمنين« دايى همه مؤمنان مى شود ، ولى در همان كتابها يكبار نيز پيدا نمى كنيد كه نوشته باشند : محمد بن ابى بكر خال المؤمنين است ، با اين كه عايشه ، خواهر او همسر پيامبر صلى الله عليه وآله بوده است . چرا ؟ چون جرم او شيعه بودن است .

 

 سوء استفاده غرب از دانش مسلمانان

 آيا غربى ها از سخنان اميرالمؤمنين عليه السلام خبر نداشته اند ؟ داشته اند . در لندن به كتابخانه بريتيش كه يكى از مهمترين كتابخانه هاى اروپاست رفتم . در يك روز نمى توان آن را ديد ؛ چون قفسه ها از كتاب پر است و اضافه كتابها را پايين چيده اند ؛ چون ديگر ساختمان جا ندارد . هفتاد درصد كتاب ها متعلق به مسلمين است . آنقدر كتابهاى خطى در آنجا ديده ام ؛ نوشته هاى علامه حلى ، جابر بن حيان ، زكرياى رازى و ديگر دانشمندان ، ولى چرا مانند اسم انيشتن پخش نيستند ؛ چون جرم آنان اين است كه اهل قرآن و اسلام هستند .

 اگر الكل را دانشمندى مسيحى كشف كرده بود ، مجسمه اش را در ميدان هاى لندن مى گذاشتند .

 

 مبارزه غرب با اسلام و مسلمانان

 اين كه مى گويم : به عقيده اروپاييان مسلمان مجرم است ، حرف قرآن است :

 » وَ مَا نَقَمُواْ مِنْهُمْ إِلَّآ أَن يُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ «(559)

 

 اهل ايمان جرمى ندارند ، جز ايمان به خداوند عزيز و حميد. خدا را قبول كرده اند و بت را قبول ندارند . چون آمريكا و اسرائيل را قبول نكرده اند ، بت درون و برون را نپذيرفته اند و خدا را قبول كرده اند ، به اين جرم بايد به هر شكل محكوم باشند . دائم به خانه ها حمله كنند ، هشت سال به آنها جنگ تحميل كنند ، كشور عراق را تكه تكه كنند و افغانستان را به خاك سياه بنشانند . از نظر يهودى ها ، مسيحى ها و صهيونيزم مجرم هستند و جرم آنان ايمان به خداست .

 چرا به نام حضرت على عليه السلام ثبت نشده است ؟ چون جرم او على بودن است . چرا فرضيه پديده آفرينش به نام »لاپلاس«(560) ثبت است ؟ اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه اول »نهج البلاغه« خيلى گوياتر و محكم تر ، به عنوان حقيقتى گويا پديده آفرينش را شرح داده است ،(561) به طورى كه گويا خدا قبل از ساختن خلقت حضرت را ساخته و بعد مى بيند كه چگونه مخلوقات را مى آفريند و بعد از جانب خدا آن را براى ما تعريف مى كند . اما چرا هيچ قانونى به نام ايشان ثبت نيست ؟

 »نهج البلاغه« در لندن و فرانسه نيست ؟ ما كه هست . دادگسترى لندن تمام حقوق قضايى قضات را بر اساس عهدنامه مالك اشتر تنظيم كرده است . از »نهج البلاغه« خبر دارند .

 

پی نوشت ها:

 

 

551) زلزال (6 : (99؛ »آن روز مردم ] پس از پايان حساب [ به صورت گروه هاى پراكنده ] به سوى منزل هاى ابدى خود بهشت يا دوزخ [ باز مى گردند ، تا اعمالشان را ] به صورت تجسم يافته [ به آنان نشان دهند.«

552) زلزال (7 : (99؛ »پس هركس هم وزن ذره اى نيكى كند ، آن نيكى را ببيند.«

553) زلزال (8 : (99؛ »و هركس هم وزن ذره اى بدى كند ، آن بدى را ببيند .«

554) مجمع البيان في تفسير القرآن: 800/10؛ » »لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ« أي ليروا جزاء أعمالهم عن ابن عباس و المعنى أنهم يرجعون عن الموقف فرقا لينزلوا منازلهم من الجنة و النار و قيل معنى الرؤية هنا المعرفة بالأعمال عند تلك الحال و هي رؤية القلب و يجوز أن يكون التأويل على رؤية العين بمعنى ليروا صحائف أعمالهم فيقرءون ما فيها لا يغادر صغيرة و لا كبيرة إلا أحصاها »فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ« أي فمن يعمل وزن ذرة من الخير ير ثوابه و جزاءه »وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ« أي ير ما يستحق عليه من العقاب.«

555)   - لاوآزيه: آنتوان لوران دو كاشف و دانشمند شيمى، فيزيك و اقتصاد دان فرانسوى )و.پاريس 1743 - مقت . 1794 م( وى از بنيانگذاران شيمى نوين و بانى نامگذارى عناصر و مواد شيميايى است. لاوآزيه هوا را تجزيه كرده، عناصر مركبه آن را شناخت و بدين وسيله گاز اكسيژن را كشف نمود، لزوم و اهميت آن را در عمل احتراق نشان داد و به تركيب كردن از عناصر اوليه آن موفق شد. اين كشف لاوآزيه دانش »ترموشيمى« را پايه گذاشت. وى قانون »پايدارى ماده« را بدين سان اظهار كرد: هيچ چيز از بين نمى رود و هيچ چيز به وجود نمى آيد بلكه ماده پيوسته تغيير شكل مى دهد. وى همچنين آب را تجزيه و سپس آن را از عناصر اوليه اش تركيب كرد.

 در زمينه فيزيك نخستين اندازه گيرى هاى كالوريمترى را انجام داد. در مقام عضويت »انجمن رواج سيستم مترى« كارهاى او در تنظيم و ترويج دستگاه مترى باارزش است. روش بررسى و تحقيق لاوآزيه در وزن كردن مواد و عناصر شيميايى، او را به اين نتيجه رسانيد كه عناصر و مواد شيميايى در تركيب، وزن خود را از دست نمى دهند. اين كشف در پيشرفت شيمى اثر بسيار گذاشت. لاوآزيه نظريه نيوتون را درباره اينكه الماس كاربن خالص است ثابت كرد.

 لاوآزيه در زمان انقلاب كبير فرانسه از سال 1789 تا 1794 م به هوادارى از رژيم مشروطه سلطنتى برخاست و به همين جهت به دست انقلابيون دستگير شد و پس از محاكمه با گيوتين اعدام گرديد. )فرهنگ فارسى، معين: 1795/6)

556) ابراهيم (48 : (14؛ »] در [ روزى كه زمين به غير اين زمين ، و آسمان ها ] به غير اين آسمان ها  [تبديل شود ، و ] همه [ در پيشگاه خداى يگانه قهّار حاضر شوند.«

557) الكافى: 286/6، باب أن ابن آدم أجوف، حديث 1؛ »عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ سَأَلَهُ الْأَبْرَشُ الْكَلْبِيُّ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ U يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ قَالَ تُبَدَّلُ خُبْزَةً نَقِيَّةً يَأْكُلُ النَّاسُ مِنْهَا حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ قَالَ الْأَبْرَشُ فَقُلْتُ إِنَّ النَّاسَ يَوْمَئِذٍ لَفِي شُغُلٍ عَنِ الْأَكْلِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام هُمْ فِي النَّارِ لَا يَشْتَغِلُونَ عَنْ أَكْلِ الضَّرِيعِ وَ شُرْبِ الْحَمِيمِ وَ هُمْ فِي الْعَذَابِ فَكَيْفَ يَشْتَغِلُونَ عَنْهُ فِي الْحِسَابِ.«

558) غرر الحكم: 133، الدنيا دار فناء، حديث 2291؛ »إنما خلقتم للبقاء لا للفناء و إنكم في دار بلغة و منزل قلعة.«

559) بروج (8 : (85؛ »و از مؤمنان چيزى را منفور و ناپسند نمى داشتند مگر ايمانشان را به خداى تواناى شكست ناپذير و ستوده.«

560) لاپلاس: رياضى دان، فيزيك دان و اختر شناس فرانسوى (1749 - ف 1827 م(

 وى در مسائل مكانيك آسمان تحقيق كرد و درباره حركت ماه، سيارات )مشترى و زحل(، ستارگان دنباله دار و جزر و مد مطالعه نمود. بيشتر شهرت وى به سبب فرضيه آفرينش و تشكيل جهان و منظومه خورشيدى است. لاپلاس درباره تشكيل زمين عقيده داشت: كه كره زمين ميليون ها سال پيش از كره مذاب خورشيد جدا شده و در فضاى بى پايان به دور آن به حركت درآمده و سپس به مرور زمان رويه آن سرد و سخت شد و پستى و بلندى در آن به وجود آمده است. چون دور زمين را بخار گرفته بوده، بارانهاى شديد باريده، گوديهاى آن را پر كرده و درياها را پديد آورده است. فرضيه پيدايش »منظومه خورشيدى« به نام »فرضيه لاپلاس« معروف شده.

 لاپلاس در زمينه دانش فيزيك نيز قوانين ابتدايى »الكترومانيتيسم« را كشف كرد. وى به همكارى لاوازيه، گرماى پنهانى حاصل از نيروى كشش و كار اجسام را مطالعه كرد. لاپلاس همچنين به مسائل »آكوستيك« پرداخت و فرمول »سرعت پخش صدا در هوا« را پيدا كرد. لاپلاس از لحاظ عقيده فلسفى پيرو ماترياليستهاى فرانسه و از لحاظ عقيده سياسى، شخص ناپايدارى بود. مهمترين كتابهاى وى عبارتند از: نمايش منظومه جهان، رساله مكانيك، فرضيه تحليلى احتمالات، رساله فلسفى درباره احتمالات.

 لاپلاس به عضويت فرهنگستان انتخاب شد و مجموعه كامل آثار وى را فرهنگستان علوم فرانسه چاپ كرده است. )فرهنگ فارسى، معين: 1769/6)

561) نهج البلاغه: خطبه اول، خلق العالم؛ »فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ السِّقَاءِ وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِ تَرُدُّ أَوَّلَهُ إِلَى آخِرِهِ وَ سَاجِيَهُ إِلَى مَائِرِهِ حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَى بِالزَّبَدِ رُكَامُهُ فَرَفَعَهُ فِي هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ جَعَلَ سُفْلَاهُنَّ مَوْجاً مَكْفُوفاً وَ عُلْيَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْكاً مَرْفُوعاً بِغَيْرِ عَمَدٍ يَدْعَمُهَا وَ لَا دِسَارٍ يَنْظِمُهَا ثُمَّ زَيَّنَهَا بِزِينَةِ الْكَوَاكِبِ وَ ضِيَاءِ الثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِيهَا سِرَاجاً مُسْتَطِيراً وَ قَمَراً مُنيراً فِي فَلَكٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِيمٍ مَائِرٍ.«

 

ادامه دارد . . .


منبع : پایگاه عرفان
552
1
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

داستان صبر رشید هجری
دین کامل چیست؟
ديوث و معناى آن
مفهوم نور در قرآن
شرایط قبولی توبه
شناخت انسان کامل
داستان میرفندرسکی
دین خدا ترکیبی از قرآن و روایات است
درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
حكايت كار خير

بیشترین بازدید این مجموعه

ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه دوازدهم
ديوث و معناى آن
توبة جوان گناهکار
عناوين هفده‏گانه براى يوسف
دو واقعيت در سوره يوسف
نيكى‏هاى فراموش شده
اشتیاق خدا نسبت به بندگانش
پنج عامل تخریبی بنای انسانیت
آثار دائمی اعمال مؤمنان
باارزش‌ترین گوهر دریای آفرینش

 
نظرات کاربر

وحید حامد کیا
سلام ممنون که مطالب را برام می فرستین
پاسخ
0     0
16 بهمن 1391 ساعت 9:28 بعد از ظهر



گزارش خطا  

^