فارسی
شنبه 13 آذر 1400 - السبت 29 ربيع الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
3937
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حسد در روايات‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد ششم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

از حضرت صادق عليه السلام روايت شده:

إنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الإْيمانَ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ. «1»

حسد ايمان را مى خورد، چنانكه آتش هيزم را.

حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

از خدا بپرهيزيد و به يكديگر حسد نبريد، راستى عيسى بن مريم را شريعت بر پايه گردش در جهان بود. در يكى از گردش هاى خود بيرون شد و مرد كوتاه قدى از دوستانش به همراهش بود و بسيار ملازم خدمت آن حضرت. چون عيسى به دريا رسيد از روى يقين صحيح نام خدا را برد و روى آب به راه افتاد. چون آن مرد كوتاه به عيسى نظر كرد كه بر روى آب راه رفت، او هم با يقين كامل نام خدا را برد و به روى آب به راه افتاد و تا به عيسى رسيد. در آن حال خودبينى او را فراگرفت و با خود گفت: اين روح اللَّه است كه به روى آب راه مى رود و من هم به روى آب راه مى روم، او را بر من چه است؟

به محض اين كه چنين انديشه اى برايش آمد به زير آب رفت، عيسى را به يارى خود طلبيد، آن حضرت او را از زير آب بيرون آورد، سپس به او فرمود:

اى كوتاه قد، چه گفتى كه زير آب رفتى؟ در جواب گفت آنچه را خيال كرده بود، عيسى فرمود: خود را به جايى واداشتى جز آن جا كه خدايت واداشته، خداوند از انديشه و گفتارت غضبناك شد، از آنچه گفتى توبه كن. آن مرد توبه كرد و به مقامش بازگشت؛ از خدا بپرهيزيد و به يكديگر حسد نبريد. «2» از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده:

كادَ الْفَقْرُ أنْ يَكُونَ كُفْراً، وَ كادَ الْحَسَدُ أنْ يَغْلِبَ الْقَدَرَ. «3»

چه بسيار نزديك است كه فقر به كفر انجامد و چه اندازه نزديك است كه حسد بر مقدّر چيره شود.

راوندى فرمود: فقير بر اثر سختى حال خود و عيالش در معرض اين است كه به دزدى و خيانت و غصب افتد و چه بسا كه دست به قتل بزند و يا به خدمت ظَلَمه درآيد و خلاصه از در غصب و ظلم، نان بخورد و اين اعمال بر اساس بى ايمانى و كفر انجام مى شود.

و در پى مسأله حسد فرمود: حسد مايه زوال نعمت خود حسود شود و بر مقدَّر او تأثير كند.

از حضرت صادق عليه السلام روايت شده:

آفَةُ الدّينِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ. «4»

آفت دين، حسد و خودبينى و فخر فروشى است.

و نيز فرمود:

إنَّ الْمُؤْمِنَ يَغْبِطُ وَ لا يَحْسُدُ، وَ الْمُنافِقُ يَحْسُدُ وَ لا يَغْبِطُ. «5»

مؤمن غِبطه مى خورد ولى حسد نمى ورزد و منافق حسد مى ورزد و غبطه ندارد.

از رسول خدا عليه السلام روايت شده:

أقَلُّ النّاسِ لَذَّةً الْحَسُودُ. «6»

در ميان مردم، آن كس كه از همه كمتر لذّت و بهره مى برد حسود است.

از حضرت باقر عليه السلام روايت شده:

لا يُؤْمِنُ رَجُلٌ فيهِ الشُّحُّ وَالْحَسَدُ وَ الْجُبْنُ. «7»

ايمان ندارد مردى كه در او بخل و حسد و ترس است.

امام صادق عليه السلام مى فرمايد: لقمان به فرزندش فرمود:

لِلْحاسِدِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَغْتابُ إذا غابَ، وَ يَتَمَلَّقُ إذا شَهِدَ، وَ يَشْمَتُ بِالْمُصيبَةِ. «8»

براى حسود سه نشانه است: پشت سر غيب مى كند، در حضور تملّق مى گويد و در مصيبت سرزنش مى نمايد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

يا عَلىُّ، أنهاكَ عَنْ ثَلاثِ خِصالٍ عِظامٍ: الْحَسَدِ، وَ الْحِرْصِ، وَ الْكِذْبِ. «9»

يا على، تو را از سه خصلت بزرگ نهى مى كنم: حسد، حرص، دروغ.

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

لا راحَةَ لِحَسُودٍ. «10»

حسود راحتى ندارد.

و نيز حضرت فرمود:

كانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَتَعَوَّذُ فى كُلِّ يَوْمٍ مِنْ سِتٍّ: مِنَ الشَّكِّ وَ الشِّرْكِ وَ الْحَمِيَّةِ وَالْغَضَبِ وَ الْبَغْىِ وَ الْحَسَدِ. «11»

رسول خدا صلى الله عليه و آله در همه روز از شش چيز به حضرت ربّ العزّه پناه مى برد:

شكّ، شرك، نخوت، خشم، تجاوز، حسد.

امام صادق عليه السلام از پدرانش از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مى فرمايد:

لا تَتَحاسَدُوا، فَإنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الإْيمانَ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ الْيابِسَ. «12»

به يكديگر حسد نورزيد، به راستى كه حسد ايمان را مى خورد چنانكه آتش چوب خشك را.

حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد:

بَيْنَما مُوسَى بْنُ عِمْرانَ يُناجِى رَبَّهُ وَ يُكَلِّمُهُ اذْ رَأى رَجُلًا تَحْتَ ظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ، فَقالَ: يا رَبِّ مَنْ هذا الَّذى قَدْ أظَلَّهُ عَرْشُكَ؟ فَقالَ: يا مُوسى، هذا مِمَّنْ لَمْ يَحْسُدِ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مُنْ فَضْلِهِ. «13»

موسى بن عمران در مناجات و سخن گفتن با حضرت حق بود، ناگهان مردى را در سايه عرش خدا ديد، عرضه داشت: الهى! اين كيست كه در سايه عرش توست؟ خطاب رسيد: اى موسى! اين كسى است كه بر عنايات من بر مردم حسد نورزيده است.

گفته اند: حسود از شش جهت با حضرت ربّ العالمين به جنگ است؛

«دشمن هر نعمتى است كه از جانب حقّ به غير او داده شده، بر قسمت حق خشمگين است، با قضاى الهى در تضادّ است، ولىّ خدا را خوار دارد، دشمن خدا را معاون و يار است و با مقدّرات الهى سرِ ستيز دارد.» «14» اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

الْحَسَدُ لا يَجْلِبُ إلّا مَضَرَّةً وَ غَيْظاً يُوهِنُ قَلْبَكَ، وَ يُمْرِضُ جِسْمَكَ وَ شَرُّ مَا اسْتَشْعَرَ قَلْبُ الْمَرْءِ الْحَسَدُ. «15»

حسد جز ضرر و خشمى كه قلب را از عظمت مى اندازد چيزى جلب نمى كند، جسم را به مرض آلوده مى نمايد. و بدترين چيزى كه شعار قلب مرد است حسد است.

مولى الموحدين اميرالمؤمنين على عليه السلام مى فرمايد:

الْحاسِدُ مُغْتاظٌ عَلى مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ إلَيْهِ، بَخيلٌ بِما لا يَمْلِكُهُ. «16»

حسود نسبت به كسى كه گناهى بر او نيست خشمگين و نسبت به آنچه در ملكيت او نمى باشد بخيل است.

الْحَسَدُ آفَةُ الدّينِ، وَ حَسْبُ الْحاسِدِ مَا يَلْقى. «17»

حسد آفت دين است و براى حسود آنچه از ضرر حسدش با آن روبه رو مى شود كافى است.

لا مُرُوَّةَ لِكَذُوبٍ، وَ لاراحَةَ لِحَسودٍ. «18»

براى آن كه دچار دروغ زياد است جوانمردى نيست و براى حسود راحت و آسايش نمى باشد.

الْحَسُودُ مَغْمومٌ، وَ اللَّئيمُ مَذْمُومٌ. «19»

آدم حسود اندوهگين و آدم پست نكوهيده است.

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- الكافى: 2/ 306، حديث 2؛ بحار الأنوار: 70/ 244، باب 131، حديث 2.

(2)- الكافى: 2/ 306، حديث 3؛ بحار الأنوار: 70/ 244، باب 131، حديث 3.

(3)- الكافى: 2/ 307، حديث 4؛ وسائل الشيعة: 15/ 365، باب 55، حديث 20757.

(4)- الكافى: 2/ 307، حديث 5؛ وسائل الشيعة: 15/ 366، باب 55، حديث 20758.

(5)- الكافى: 2/ 307، حديث 7؛ وسائل الشيعة: 15/ 366، باب 55، حديث 20760.

(6)- بحار الأنوار: 70/ 250، باب 131، حديث 8؛ مستدرك الوسائل: 12/ 19، باب 55، حديث 13392.

(7)- بحار الأنوار: 72/ 301، باب 75، حديث 1؛ وسائل الشيعة: 9/ 40، باب 5، حديث 11473.

(8)- بحار الأنوار: 70/ 251، باب 131، حديث 11؛ الخصال: 1/ 121، حديث 113.

(9)- بحار الأنوار: 70/ 251، باب 131، ذيل حديث 11؛ وسائل الشيعة: 15/ 367، باب 55، حديث 20762.

(10)- بحار الأنوار: 70/ 252، باب 131، حديث 12؛ الخصال: 1/ 169، حديث 222.

(11)- بحار الأنوار: 70/ 252، باب 131، حديث 14؛ الخصال: 1/ 329، حديث 24.

(12)- بحار الأنوار: 70/ 254، باب 131، حديث 22؛ مستدرك الوسائل: 12/ 17، باب 55، حديث 13387.

(13)- بحار الأنوار: 70/ 255، باب 131، حديث 25؛ مستدرك الوسائل: 12/ 15، باب 55، حديث 13384.

(14)- بحار الأنوار: 70/ 261، باب 131، ذيل حديث 32.

(15)- بحار الأنوار: 70/ 256، باب 131، ذيل حديث 29؛ مستدرك الوسائل: 12/ 17، باب 55، ذيل حديث 13388.

(16)- بحار الأنوار: 70/ 256، باب 131، ذيل حديث 29؛ مستدرك الوسائل: 12/ 17، باب 55، ذيل حديث 13388.

(17)- بحار الأنوار: 70/ 256، باب 131، ذيل حديث 29؛ كنز الفوائد: 1/ 136.

(18)- مستدرك الوسائل: 12/ 17، باب 55، ذيل حديث 13388؛ بحار الأنوار: 70/ 256، باب 131، ذيل حديث 29.

(19)- بحار الأنوار: 70/ 256، باب 131، ذيل حديث 29؛ مستدرك الوسائل: 12/ 17، باب 55، ذيل حديث 13388.

 


منبع : پایگاه عرفان
3937
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^