فارسی
چهارشنبه 17 آذر 1400 - الاربعاء 4 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
419
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مرگ و عالم آخرت - جلسه بیستم (2) - (متن کامل + عناوین)

 

 

 خدمت پاك و با درايت براى اماكن متبركه

 يكى از دوستان من تعريف مى كرد : كسى پانصد متر زمين را با پولش به مسجد تبديل كرده بود . مسجد به اينجا رسيد كه چراغش روشن شود ، امام جماعتى بايستد و مردم نماز بخوانند .

 خادم خوش برخورد و خوش اخلاقى را آورد . مساجد و حسينيه هاى ما بايد هميشه بگردند و خادمان و كارگزارانى را انتخاب كنند كه جوان ، با حوصله ، شاداب و خوش برخورد باشند . خدا حضرت زكريا عليه السلام را به عنوان خادم براى بيت المقدس و حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام را براى بيت اللّه الحرام انتخاب كرد.

 صحيح نيست كه به كسى كليد مسجد را بدهند كه ديگر نه حوصله دارد با مردم خوش برخورد باشد و نه موارد اخلاقى را رعايت مى كند . اين چنين شخصى براى محافل مذهبى جنبه دافعه مى شود . مسجد بايد خادم و امام جماعتش در اوج اخلاق ، حلم و بردبارى باشند . اين حرف قرآن است .

 خدا حضرت ابراهيم عليه السلام را دعوت كننده به كعبه قرار داد :

  » وَ أَذِّن فِى النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ «

  فرمود : تو مردم را دعوت كن كه به سمت تو بيايند ، نه به سمت كعبه . سنگ و گل كه كارى نمى كنند . خدمتگزار و امام جماعت اثر دارند .

 

 خدمت و عبادت پنهانى

 چنين خادمى براى آن مسجد پانصد مترى انتخاب شد . با او قرار گذاشت كه روزها به خانه برو و شب در اين مسجد بمان . خادم تعريف كرده بود : شبى از اقوام ميهمان داشتيم . راه خانه تا مسجد دور بود و در آن شهر آخر شب ماشين نبود . ميهمانان گفتند : شام بخور ، بعد زودتر به مسجد برو . نشستيم تا نيمه شد و ديگر ماشين پيدا نمى شد . ميهمانان گفتند : حالا يك شب كه دزد نمى آيد ، نيم ساعت به اذان ماشين ها حركت مى كنند ، آن وقت به مسجد برو .

 اين خادم مى گفت : نيم ساعت به اذان آمدم ، ديدم قفل درب را شكسته اند و زنجيرى به درب بسته اند . با خود گفتم : امشبى كه ما نبوديم آمده اند و وسايل مسجد را برده اند ؟ چه كارى بود كه ما به ميهمانى رفتيم ؟ چرا زودتر نيامدم .

 مى گفت : زنجير را باز كردم . كليد اول را زدم ، ديدم چراغ روشن شد . گفتم : خدا را شكر كه دزد كنتور برق را نبرده است . وارد مسجد شدم ، ديدم از جلوى محراب تا درب شبستان فرش گران قيمت دستباف مشهد پهن شده است . گوشه مسجد تعدادى جعبه گذاشته بودند و نامه و مقدارى پول روى آنها بود .

 در نامه نوشته بود : مدتها بود كه من اينجا مى آمدم و منتظر بودم شبى بيايد كه تو در مسجد نباشى . الحمدلله ديشب نبودى ، من آمدم قفل را شكستم و از اول محراب تا آخر مسجد را فرش انداختم . درون اين جعبه هاى گوشه مسجد به اندازه پانصد نفر ظرف است . پول را براى قفل درب كه شكسته ام گذاشتم . اما به دنبال آدرس من نباش . اگر خواستى مرا پيدا كنى ، بدان آدرس من ، قيامت پيشگاه پروردگار است .

 

 محك خوردن اعمال در قيامت

 چند نفر از بزرگان آن زمان محضر مبارك آيت الله العظمى بروجردى نشسته بودند ، يكى از آنها به ايشان گفت : در زمان مرجعيت شما ، صداى اسلام و شيعه تا آمريكا و اروپا رفته است . ديگرى گفت : مسجدى را كه در هامبورگ ، كنار درياچه آلستر ساخته ايد ، توفيق خدا به شما بوده است . نفر سوم گفت : كتابهايى كه زمان شما چاپ شد و مسجد اعظم كه به دست شما بنا شده است از كارهاى بزرگ شما است . هر كس به نحوى از ايشان و عمل ايشان تعريف مى كرد . پيرمردى شهرستانى نيز ايشان را نگاه مى كرد .

 آيت الله العظمى بروجردى فرمودند :

 

 » اخلص العمل فان الناقد بصير «(476)

 

 عمل خالص براى آنجا فايده دارد ؛ چون كسى كه عمل را مى سنجد ، بسيار دقيق است . مانند طلافروشى كه مى تواند با محكش طلاى سره را از ناسره تشخيص دهد . من حرف ديگرى ندارم .

 ايشان به گريه افتاد و فرمود : اگر من عمرى به خاطر مردم عمل كنم و در قيامت به پروردگار بگويم : پاداش من كجاست ؟ خدا مى گويد : برو از كسانى كه براى آنها كار كرده اى و همگى آنها در محشر هستند ، پاداش خود را بگير .

 خدا در قرآن مى فرمايد : همه ارزش انبيا و ائمه عليهم السلام به اين است كه :

 

 » إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الُْمخْلَصِينَ «(477)

 

 آنها خالص شده بودند و از هر شائبه اى پاك ، صاف و بى غلّ و غش بودند .

 

 سبكى اعمال آلوده به ريا

 اما سبك وزنها :

 

 » وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَ زِينُهُ × فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ «(478)

 آنهايى كه داراى اعمال سبك هستند ، خدا مى فرمايد : من گوهر خوب را مى خرم ، ولى خرمهره را نمى خرم .

 شايد خرمهره را نديده ايد ، ولى فيروزه را حتماً ديده ايد . براى الاغ خرمهره مى خرند و به گردن او مى اندازند . رنگ خرمهره مانند فيروزه است ، اما سنگ بى ارزشى است .

 آن كسى كه مى خواهد در روز قيامت اعمال مردم را بسنجد ، عمل خوب را از عمل ريايى كه ظاهر خوبى دارد ، تشخيص مى دهد .

 نماز خرمهره اى را پس مى دهد ، اما دو ركعت نماز خالص را خوب مى خرد و دستور مى دهد : به خاطر اين دو ركعت نماز فيروزه اى ، بقيه اعمالش را امضا كرده ، بگذاريد تا به بهشت برود . به او مزد و پاداش بدهيد . اعمال سبك ؛ يعنى اعمال خرمهره اى ، اما اعمال سنگين ؛ يعنى اعمال فيروزه اى .(479)

 

 بهترين خريدار با بهترين قيمت

 خدا بهترين و آگاه ترين خريدار است و بهترين قيمت را مرحمت مى كند :

 

 » إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَ لَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ «(480)

 

 قيمتى كه من به جسم سالم و پاك شما مى دهم ، بهشت است . آن هم قيمتى ابدى كه تمام نمى شود و هميشگى است .(481)

 

 خسران دارندگان اعمال سبك

 اعمال سبك و بى ارزش چه اعمالى است ؟

 

 » وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَ زِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فِى جَهَنَّمَ خَلِدُونَ «(482)

 

 اين ها عمرى در دنيا بوده اند و همه موجودى خود را تباه كرده اند ؛ چون حركات ظاهر آنان با آيات ما منطبق نبوده است ، اين علت بى ارزش بودن اعمال آنها است .

 نماز و عبادت كم وزن ؛ يعنى كم ارزش.

 اينان در قيامت درمى يابند كه دچار چه خسرانى شده اند ؛ چون مى بينند كه حركات ظاهرى و پنهانى آنان با آيات خدا منطبق نبوده است .

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

پی نوشت ها:

 

475) حج (27 : (22؛ »و در ميان مردم براى حج بانگ زن تا پياده و سوار بر هر شتر باريك اندام ] چابك و چالاك [ كه از هر راه دور مى آيند ، به سوى تو آيند.«

476) الاختصاص: 341، بعض وصايا لقمان الحكيم لابنه عليه السلام؛ »وَ أَكْثِرِ الزَّادَ فَإِنَّ السَّفَرَ بَعِيدٌ وَ أَخْلِصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النَّاقِدَ بَصِيرٌ.«

477) يوسف (24 : (12؛ »زيرا او از بندگان خالص شده ما ] از هر گونه آلودگى ظاهرى و باطنى [ بود.«

478) قارعه (9 - 8 : (101؛ »و اما هركس اعمال وزن شده اش سبك و بى ارزش است . × پس جايگاه و پناهگاهش هاويه است.«

479) عدة الداعي: 228؛ بحار الأنوار: 296/69، باب 116، الرياء، حديث 21؛ »قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله يُؤْمَرُ بِرِجَالٍ إِلَى النَّارِ فَيَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ لِمَالِكٍ قُلْ لِلنَّارِ لَا تُحْرِقْ لَهُمْ أَقْدَاماً فَقَدْ كَانُوا يَمْشُونَ إِلَى الْمَسَاجِدِ وَ لَا تُحْرِقْ لَهُمْ وَجْهاً فَقَدْ كَانُوا يُسْبِغُونَ الْوُضُوءَ وَ لَا تُحْرِقْ لَهُمْ أَيْدِياً فَقَدْ كَانُوا يَرْفَعُونَهَا بِالدُّعَاءِ وَ لَا تُحْرِقْ لَهُمْ أَلْسُناً فَقَدْ كَانُوا يُكْثِرُونَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ قَالَ فَيَقُولُ لَهُمْ خَازِنُ النَّارِ يَا أَشْقِيَاءُ مَا كَانَ حَالُكُمْ قَالُوا كُنَّا نَعْمَلُ لِغَيْرِ اللَّهِ U فَقِيلَ لَنَا خُذُوا ثَوَابَكُمْ مِمَّنْ عَمِلْتُمْ لَه.«

480) توبه (111 : (9؛ »يقيناً خدا از مؤمنان جان ها و اموالشان را به بهاى آنكه بهشت براى آنان باشد خريده است.«

481) تفسير العياشي: 112/2، من سورة البراءة، حديث 140؛ »عن أبي بصير عن أبي جعفر عليه السلام قال سألته عن قول الله »إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ« الآية قال يعني في الميثاق، قال ثم قرأت عليه » التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ« فقال أبو جعفر لاو لكن اقرأها التائبين العابدين إلى آخر الآية، و قال إذا رأيت هؤلاء فعند ذلك هؤلاء أشتري منهم أنفسهم و أموالهم يعني في الرجعة.«

 تفسيرالعياشي: 113/2، من سورة البراءة، حديث 142؛ »صباح بن سيابة في قول الله »إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ« قال ثم قال ثم وصفهم فقال »التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ« الآية، قال هم الأئمة عليهم السلام.«

482) مؤمنون (103 : (23؛ »و كسانى كه اعمال وزن شده آنان سبك ] و بى ارزش  [است ، همانانند كه سرمايه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه اند.«

483) نهج البلاغه: خطبه 166؛ »الْفَرَائِضَ الْفَرَائِضَ أَدُّوهَا إِلَى اللَّهِ تُؤَدِّكُمْ إِلَى الْجَنَّةِ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ حَرَاماً غَيْرَ مَجْهُولٍ وَ أَحَلَّ حَلَالًا غَيْرَ مَدْخُول.«

 


منبع : پایگاه عرفان
419
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^