فارسی
جمعه 12 آذر 1400 - الجمعة 28 ربيع الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
505
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حقيقت بردبارى‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد پنجم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

علّامه مجلسى در توضيح لغت حلم و بردبارى مى فرمايد:

«حلم، خوددارى از اين است كه در برابر ناملايمات از جا به در رود و كار ناهنجار كند، يا گفتار ناستوده از او سرزند.» «1»

 

حلم و بردبارى در روايات

از حضرت رضا عليه السلام روايت شده:

لا يَكُونُ الرَّجُلُ عابِداً حَتّى يَكُونَ حَليماً، وَ إنَّ الرَّجُلَ كانَ إذا تَعَبَّدَ فى بَنى إسْرائيلَ لَمْ يُعَدَّ عابِداً حَتّى يَصْمُتَ قَبْلَ ذلِكَ عَشْرَ سِنينَ. «2»

مرد عابد نباشد تا بردبار نباشد و به راستى مرد در بنى اسرائيل خود را به عبادت وامى داشت و او را عابد نمى گفتند تا آن كه ده سال پيش از آن خموشى گزيند.

امام باقر عليه السلام فرمود:

كانَ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام يَقُولُ: انَّهُ لَيُعْجِبُنِى الرَّجُلُ انْ يُدْرِكَهُ حِلْمُهُ عِنْدَ غَضَبِهِ. «3»

امام سجّاد عليه السلام مى فرمود: من خوشم مى آيد از مردى كه هنگام خشم بردباريش او را دريابد.

از امام باقر عليه السلام است كه فرمود:

إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الْحَيِىَّ الْحَليمَ. «4»

به راستى خداى عزّ و جلّ با حياى بردبار را دوست دارد.

امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مى كند:

ما أعَزَّ اللَّهُ بِجَهْلٍ قَطُّ وَ لا أذَلَّ بِحِلْمٍ قَطُّ. «5»

خداوند هرگز به نادانى كسى را عزيز نكرده و به سبب بردبارى احدى را خوار ننموده است.

امام صادق عليه السلام فرمود:

كَفى بِالْحِلْمِ ناصِراً. وَ قالَ: إذا لَمْ تَكُنْ حَليماً فَتَحَلَّمْ. «6»

بردبارى ياورى بسنده است. و فرمود: اگر بردبار نيستى خود را به بردبارى وادار.

حضرت صادق عليه السلام خدمتكار خود را دنبال كارى فرستاد و او دير كرد، امام عليه السلام به دنبالش رفت، وى را در حال خواب ديد، بالاى سرش نشست و بادش زد تا بيدار شد، چون بيدار شد حضرت به او فرمود: اى فلانى به خدا حق ندارى هم شب بخوابى و هم روز، شب از آنِ توست و روز از آنِ ما. «7»

كانَ مِنْ دُعاءِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ أغْنِنِى بِالْعِلْمِ، وَ زَيِّنِّى بِالْحِلْمِ، وَ أكْرِمْنى بِالتَّقْوى ، وَ جَمِّلْنى بِالْعافِيَةِ. «8»

از دعاى رسول خدا صلى الله عليه و آله بود: خداوند مرا به دانش بى نياز كن و به بردبارى زينت بده و به تقوا گراميم دار و به تندرستى نيكويم گردان.

رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

ابْتَغُوا الرِّفْعَةَ عِنْدَاللَّهِ، قالُوا: وَ ما هِىَ يا رَسُولَ اللَّهِ؟ قالَ: تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ، وَ تُعْطى مَنْ حَرَمَكَ، وَ تَحْلُمُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ أوْ جَهِلَ عَلَيْكَ. «9»

از پيشگاه مبارك حضرت حق طلب برترى و رفعت وبلندى مقام كنيد، گفتند:

رفعت چيست؟ فرمود: صله كن با كسى كه با تو قطع كرده، عطا كن به كسى كه از تو دريغ داشته و بردبارى به خرج ده در برابر كسى كه به تو ستم كرده يا بر تو بيخردى نموده است.

و نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خَمْسٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلينَ: الْحَياءُ، وَ الْحِلْمُ، وَالْحِجامَةُ، وَ السِّواكُ، وَ التَّعَطُّرُ. «10»

پنج چيز از روش انبياست: حيا، بردبارى، خون گرفتن، مسواك، عطر زدن.

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

لَيْسَ الْخَيْرُ أنْ يَكثُرَ مالُكَ وَ وَلَدُكَ، وَ لكِنَّ الْخَيْرَ أنْ يَكْثُرَ عِلْمُكَ، وَ يَعْظُمَ حِلْمُكَ، وَ انْ لاتُباهِىَ النّاسَ بِعِبادَةِ رَبِّكَ، فَإذا أحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللَّهَ، وَ إذا أسَأْتَ اسْتَغْفَرْتَ اللَّهَ. «11»

خير و خوبى اضافه كردن مال و اولاد نيست، بلكه خير، افزايش علم و عظمت پيدا كردن بردبارى است و اين كه عبادتت را به رخ مردم نكشى، پس چون خوبى كردى، خدا را سپاس گويى و به هنگامى كه بدى كردى از خداوند طلب مغفرت نمايى.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

چون خداوند خلايق را در قيامت جمع كند، فرياد كننده اى فرياد برمى دارد: اهل فضل كجايند؟ گروهى برمى خيزند و به سرعت به سوى بهشت حركت مى كنند، ملائكه با آنان رو به رو شده و مى گويند، شما را در حركت سريع به سوى بهشت مى بينيم! پاسخ مى دهند: اهل فضليم، سؤال مى كنند: فضل شما چيست؟ جواب

مى دهند: بر ستم ديگران صبر كرديم، بدى مردم را بخشيديم، جهل جاهلان را بردبارى نموديم. ملائكه گويند: وارد بهشت شويد كه اجر عاملين اجر خوبى است. «12»

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بحار الأنوار: 68/ 403، باب 93، ذيل حديث 12.

(2)- الكافى: 2/ 111، حديث 1؛ وسائل الشيعة: 15/ 265، باب 26، حديث 20463.

(3)- الكافى: 2/ 112، حديث 3؛ وسائل الشيعة: 15/ 265، باب 26، حديث 20464.

(4)- الكافى: 2/ 112، حديث 4؛ بحار الأنوار: 68/ 404، باب 93، حديث 14.

(5)- الكافى: 2/ 112، حديث 5؛ وسائل الشيعة: 15/ 266، باب 26، حديث 20468؛ بحار الأنوار: 68/ 404، باب 93، حديث 15.

(6)- الكافى: 2/ 112، حديث 6؛ وسائل الشيعة: 15/ 266، باب 26، حديث 20469.

(7)- الكافى: 2/ 112، حديث 7؛ بحار الأنوار: 47/ 56، باب 4، حديث 97.

(8)- المحجة البيضاء: 5/ 311؛ مصباح المتهجّد: 544.

(9)- المحجة البيضاء: 5/ 311؛ الكامل، عبداللّه بن عدى: 7/ 96.

(10)- المحجة البيضاء: 5/ 311؛ المعجم الكبير: 22/ 294، الجامع الصغير: 1/ 611، حديث 3958.

(11)- مجموعة ورّام: 1/ 125؛ نهج البلاغه: حكمت 94؛ المحجة البيضاء: 5/ 313.

(12)- بحار الأنوار: 68/ 419، باب 93، حديث 48؛ المحجة البيضاء: 5/ 313؛ مجموعة ورّام: 1/ 124.

 


منبع : خبرگزاری اهل البیت -ع (ابنا)
505
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^