فارسی
جمعه 12 آذر 1400 - الجمعة 28 ربيع الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
2142
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

غضب در روايات‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد پنجم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

از حضرت ختمى مرتبت روايت شده:

اْلْغَضَبُ يُفْسِدُ الأْيمانَ كَما يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ. «1»

خشم و غضب ايمان را فاسد مى كند، چنانكه سركه عسل را.

حضرت مولى الموحدين، امام عارفان، اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

الْحِدَّةُ ضَرْبٌ مِنَ الْجُنُونِ، لأِنَّ صاحِبَها يَنْدَمُ فَإنْ لَمْ يَنْدَمْ فَجُنُونُهُ مُسْتَحْكَمٌ. «2»

غضب نوعى از ديوانگى است؛ زيرا به محض فرو نشستن، صاحبش پشيمان مى شود و اگر پشيمان نشد ديوانگى او ثابت و استوار است.

حضرت باقرالعلوم عليه السلام مى فرمايد:

إنَّ هذَا الْغَضَبَ جَمْرَةٌ مِنَ الشَّيْطانِ تُوقَدُ فى قَلْبِ ابْنِ آدَمَ، وَ إنَّ أحَدَكُمْ إذَا غَضِبَ احْمَرَّتْ عَيْناهُ وَ انْتَفَخَتْ أوْداجُهُ وَدَخَلَ الشَّيْطانُ فيهِ، فَإذا خافَ أحَدُكُمْ ذلِكَ مِنْ نفْسِهِ فَلْيَلْزَمِ الأْرْضَ فَإنَّ رِجْزَ الشَّيْطانِ لَيَذْهَبُ عَنْهُ عِنْدَ ذلِكَ. «3»

به حقيقت كه غضب پاره آتشى است از شيطان كه در دل انسان برافروخته مى شود، پس ديدگانش را سرخ و رگ هاى بدنش را باد مى كند، در چنين وقتى باطن او جايگاه شيطان مى شود. اگر كسى از اين واقعه وحشت دارد بايد بر زمين بنشيند كه در اين صورت پليدى شيطان از او مى رود.

امام صادق عليه السلام از پدر بزرگوارش حضرت باقر روايت مى فرمايد:

أىُّ شَىْ ءٍ أشَدُّ مِنَ الْغَضَبِ؟ إنَّ الرَّجُلَ يَغْضِبُ فَيَقْتُلُ النَّفْسَ الَّتى حَرَّمَ اللَّهُ، وَ يَقْذِفُ الْمُحْصَنَةَ. «4»

چه چيزى از خشم سخت تر است؟ راستى مرد غضب مى كند و در حال و هواى غضب قتل نفسى كه خدا حرام كرده مرتكب مى شود و زن پاكدامن را به زنا متّهم مى نمايد.

در خدمت حضرت باقر عليه السلام سخن از غضب به ميان آمد حضرت فرمود:

إنَّ الرَّجُلَ لَيَغْضَبُ فَما يَرْضى ابَداً حَتَّى يَدْخُلَ النّارَ. «5»

به راستى مرد به خشم آيد و خشنود نشود تا به دوزخ درآيد.

آرى، رضايت و خشنودى خشمگين، به انتقام و تشفّى قلب است، گرچه اين انتقام او را به بدترين گناهان آلوده كند و زمينه جهنّم رفتن او را فراهم نمايد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

الْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ. «6»

خشم و غضب كليد تمام بدى هاست.

اين روايت بسيار پرقيمت را به صورت تابلويى در خانه و محل كار و مساجد نصب كنيم تا با دورى از غضب از امراض جسمى و روحى در امان بمانيم.

از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده:

ما غَضِبَ أحَدٌ إلّا أشْفى عَلى جَهَنَّمَ. «7»

غضب نمى كند احدى مگر اين كه مشرف بر جهنّم مى شود.

در روايت آمده است:

قالَ رَجُلٌ: يا رَسُولَ اللَّهِ، اىُّ شَىْ ءٍ اشَدُّ عَلَىَّ؟ قالَ: غَضَبُ اللَّهِ. قالَ: فَما يُبَعِّدُنِى مِنْ غَضَبِ اللَّهِ؟ قالَ: لاتَغْضَبْ. «8»

مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرضه داشت: چه چيزى بر من سخت تر است؟

فرمود: غضب خدا. عرضه داشت: كدام برنامه مرا از غضب خدا دور مى كند؟

فرمود: غضب مكن.

امام صادق عليه السلام فرمود:

مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ سَتَرَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ. «9»

هر كس جلوى خشم خود را بگيرد، خداوند عيب او را مى پوشاند.

كلام روح افزاى بعضى از حكماست كه فرموده اند:

السَّفينَةُ الَّتى وَقَعَتْ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، وَاضْطَرَبَتْ بِالرِّياحِ الْعاصِفَةِ وَ غَشِيَتْها الأْمْواجُ الْهائِلَةُ أرْجى إلى الْخَلاصِ مِنَ الْغَضْبانِ الْمُلْتَهِبِ. «0

آن كشتى كه در دريا به موج هاى شديد گرفتار شده و به سبب بادهاى تند و سخت مضطرب گشته و موج هاى هولناك آن را فراگرفته، اميد نجات و خلاصى در او بيشتر است از شخصى كه غضبناك شده و رگ هاى گردنش از خون پر گرديده و جايى را نمى بيند و چيزى را نمى شنود و كسى را نمى شناسد.

مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرضه داشت: مرا به عملى امر كن و امرت را كوتاه بگو. حضرت فرمود: غضب مكن، سپس برگشت و سؤال كرد، باز حضرت فرمود:

غضب مكن. «11» ابن مسعود مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

ما تَعُدُّونَ الصُّرَعَةَ فيكُمْ؟ قُلْنَا: الَّذى لا يَصْرَعُهُ الرِّجالُ. قالَ: لَيَسَ ذلِكَ، وَ لَكِنَّ الَّذى يَمْلِكُ نفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ. «12»

شما چه كسى را پهلوان به حساب مى آوريد؟ گفتيم: كسى كه پشت او را در پهلوانى به زمين نرسانند. فرمود: نه، پهلوان كسى است كه خود را به وقت غضب نگاه دارد.

حضرت سليمان پيغمبر عليه السلام به فرزندش فرمود:

يا بُنَىَّ إيّاكَ وَ كَثْرَةَ الْغَضَبِ فِإنَّ كَثْرَةَ الْغَضَبِ تَسْتَخِفُّ فُؤادَ الرَّجُلِ الْحَليمِ. «13»

فرزندم، از غضبِ زياد بپرهيز كه خشم فراوان قلب مرد حليم و بردبار را از ارزش و عظمت مى اندازد.

ابوالدرداء به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرضه داشت:

دُلَّنِى عَلَى عَمَلٍ يُدْخِلُنِى الْجَنَّةَ، قالَ: لاتَغْضَب. «14»

مرابه كارى راهنمايى كن كه به بهشتم درآورد. فرمود: غضب مكن.

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

أعْظَمُ النّاسِ سُلْطاناً عَلى نَفْسِهِ مَنْ قَمَعَ غَضَبَهُ وَ أماتَ شَهْوَتَهُ. «15»

نيرومندترين مردم كسى است كه غضبش را مقهور سازد و شهوت غلطش را بميراند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ عَذابَ يَوْمِ الْقِيامَةِ. «16»

كسى كه خشمش را از مردم نگاه دارد، خداوند او را از عذاب قيامت نگاه مى دارد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

الْغَضَبُ مَمْحَقَةٌ لِقَلْبِ الْحَكيمِ. وَ قالَ: مَنْ لَمْ يَمْلِكْ غَضَبَهُ لَمْ يَمْلِكْ عَقْلَهُ. «17»

خشم، دل حكيم را نابود مى كند. و فرمود: هر كس مالك خشم خود نيست

مالك عقل خود نيز نيست.

از امام صادق عليه السلام نقل شده:

مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت: يا رسول اللَّه، مرا تعليم ده، فرمود: برو غضب مكن، آن مرد گفت: همين مرا بس است. به سوى خاندان خود رفت و به ناگاه ميان تيره و تبارش جنگى برپا بود، همه صف بسته و سلاح جنگ برداشته بودند. چون چنين ديد سلاح جنگ خود را برداشت و سپس در صف قوم و قبيله اش شركت جست.

در آن جا به ياد گفته رسول خدا صلى الله عليه و آله افتاد كه: خشم مكن. سلاح را بر زمين انداخت و به نزد مردمى كه دشمن تيره و تبارش بودند رفت و گفت: اى مردم! هر چه زخم و كشتار و زدن بى اثر بر شماها وارد شده به عهده من باشد، من از مال خودم غرامت مى دهم. در پاسخ گفتند: هرچه از اين بابت باشد از آنِ خود شما، ما خودمان سزاوارتريم كه آنها را تلافى كنيم. فرمود: آن مردم با هم صلح و سازش كردند و خشم از ميان رفت. «18» از حضرت باقر عليه السلام روايت شده:

مَكْتُوبٌ فِى التَّوْراةِ فيما ناجَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسى عليه السلام: يا مُوسى، أمْسِكْ غَضَبَكَ عَمَّنْ مَلَّكْتُكَ عَلَيْهِ أكُفَّ عَنْكَ غَضَبى. «19»

در مناجات حضرت حق با موسى در تورات است: اى موسى! جلوى خشمت را از هر كه زير دست توست بگير، تا من هم جلوى خشمم را از تو بگيرم.

به حكيمى گفته شد: فلانى، سخت و شديد بر خودش مسلّط است. گفت: در اين صورت شهوات او را ذليل نمى كنند و هواى نفس او را مغلوب نمى نمايد و غضب بر او حاكم نمى گردد. «20» گفته اند: براى كفر چهار ركن است:

غضب، شهوت، دروغ بافى، طمع. «21» بعضى از حكما فرموده اند:

رأسِ حماقت تندى است و رهبرِ تندى غضب است. كسى كه راضى به جهل باشد خود را از علم بى نياز مى داند. حلم زينت و منفعت است، جهل پستى و ضرر است، سكوت از جواب احمق جواب اوست؟ «21»

 

فرو خوردن خشم در روايات

 

روشن شد كه غضب چه آثار ناپسندى در زندگى انسان و ديگران دارد، در اين بخش نظر اسلام در باب فروخوردن خشم و كظم غيظ بيان مى شود.

كظم غيظى كه از اخلاق انبيا و ائمّه عليهم السلام و از اوصاف قابل توجه مؤمنان و اولياى الهى است.

از حضرت زين العابدين عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

ما احِبُّ أنَّ لى بِذُلِّ نَفْسى حُمْرَ النَّعَمِ، وَ ما تَجَرَّعْتُ جُرْعَةً احَبَّ إلَىَّ مِنْ جُرْعَةِ غَيْظٍ لا اكافى بِها صاحِبَها. «22»

من دوست ندارم در برابر خوار شدنم، شتران سرخ مو بگيرم كه عزّت مؤمن بالاتر از هر چيزى است. و من جرعه اى محبوب تر از جرعه غيظى كه طرفم را بدان مجازات نكرده باشم ننوشيدم.

امام صادق عليه السلام فرمود:

نِعْمَ الْجُرْعَةُ الْغَيْظُ لِمَنْ صَبَرَ عَلَيْها، فَإنَّ عَظيمَ الأْجْرِ لَمِنْ عَظيمِ الْبَلاءِ، وَ ما أحَبَّ اللَّهُ قَوْماً إلّا ابْتَلاهُمْ. «23»

چه جرعه نيكويى است خشم براى كسى كه نسبت به آن صبر مى ورزد؛ زيرا مزد بزرگ براى بلاى بزرگ است، خداوند مردمى را دوست ندارد جز آن كه آنان را گرفتار كند.

و نيز امام صادق عليه السلام فرمود:

ما مِنْ عَبْدٍ كَظَمَ غَيْظاً إلّا زادَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِزّاً فِى الدُّنْيا وَ الآْخِرَةِ وَ قَدْ قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ:

وَ الكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ» «24»

وَ أثابَهُ اللَّهُ مَكانَ غَيْظِهِ ذلِكَ. «25»

بنده اى نيست كه خشمش را فرو خورد جز اين كه خداوند عز و جل عزّت او را در دنيا و آخرت بيفزايد و خداوند در قرآن فرموده: «آن كسانى كه خشم خود را فرو خورند و از مردم درگذرند و خدا دوستدار نيكوكاران است» و خداوند بجاى اين خشم به او ثواب دهد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

مَنْ كَظَمَ غَيْظاً وَ لَوْ شاءَ أنْ يُمْضِيَهُ أمْضاهُ، مَلأَ اللَّهُ قَلْبَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ رِضاهُ. «26»

هر كس خشم خود را فرو خورد، در صورتى كه مى توانست آن را اجرا نمايد، خداوند در قيامت دلش را از خشنودى خود لبريز كند.

حضرت باقر عليه السلام فرمود:

مَنْ كَظَمَ غَيْظاً وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلى إمْضائِهِ حَشَا اللَّهُ قَلْبَهُ أمْنَاً وَ إيماناً يَوْمَ الْقِيامَةِ. «27»

هر كه خشم خود را فرو خورد در حالى كه بر انجام آن توانا باشد، خداوند روز قيامت دلش را پر از امن و ايمان كند.

رسول الهى صلى الله عليه و آله فرمودند:

مِنْ احَبِّ السَّبيلِ إلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جُرْعَتانِ: جُرْعَةُ غَيْظٍ تَرُدُّها بِحِلْمٍ، وَ جُرْعَةُ مُصيبَةٍ تَرُدُّها بِصَبْرٍ. «28»

از محبوب ترين راه ها به سوى خداى عزّ و جلّ دو جرعه است: يك جرعه خشمى كه با بردبارى برگردانى و جرعه ديگر، مصيبتى كه با صبر درمان كنى.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- الكافى: 2/ 302، حديث 1؛ ارشاد القلوب، ديلمى: 1/ 177.

(2)- نهج البلاغه: حكمت 255؛ غرر الحكم: 301، حديث 6861.

(3)- الكافى: 2/ 304، حديث 12؛ وسائل الشيعة: 15/ 360، حديث 20742.

(4)- الكافى: 2/ 302، حديث 4؛ وسائل الشيعة: 15/ 359، باب 53، حديث 20737.

(5)- الكافى: 2/ 302، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 15/ 358، باب 53، حديث 20734.

(6)- الكافى: 2/ 303، حديث 3؛ وسائل الشيعة: 15/ 358، باب 53، حديث 20733.

(7)- بحار الأنوار: 70/ 267، باب 132، ذيل حديث 21؛ منية المريد: 320؛ المحجة البيضاء: 5/ 292.

(8)- المحجة البيضاء: 5/ 292؛ الدرّ المنثور: 2/ 74.

(9)- الكافى: 2/ 303، حديث 6؛ وسائل الشيعة: 15/ 360، باب 53، حديث 20739.

(01)- جامع السّعادات: 1/ 257؛ الشفاء الروحى: 233.

(11)- صحيح البخارى: 7/ 99؛ مسند احمد بن حنبل: 5/ 34.

(12)- المحجة البيضاء: 5/ 291؛ صحيح مسلم: 8/ 30؛ كنز العمال: 3/ 785، حديث 8751.

(13)- المحجة البيضاء: 5/ 291؛ تاريخ مدينة دمشق: 22/ 284؛ كشف الخفاء: 2/ 107.

(14)- المحجة البيضاء: 5/ 291؛ بحار الأنوار: 70/ 267، باب 132، ذيل حديث 21؛ منية المريد: 320.

(15)- مستدرك الوسائل: 12/ 12، باب 53؛ غرر الحكم: 302، حديث 6866.

(16)- الكافى: 2/ 305، حديث 15؛ وسائل الشيعة: 15/ 361، باب 53، حديث 20743.

(17)- الكافى: 2/ 305، حديث 13؛ وسائل الشيعة: 15/ 360، باب 53، حديث 20741.

(18)- الكافى: 2/ 304، حديث 11؛ بحار الأنوار: 22/ 85، باب 37، حديث 35.

(19)- الكافى: 2/ 303، حديث 7؛ وسائل الشيعة: 15/ 360، باب 53، حديث 20740؛ المحجة البيضاء: 5/ 293.

(91)- المحجة البيضاء: 5/ 294.

(20)- المحجة البيضاء: 5/ 295.

(21)- المحجة البيضاء: 5/ 294.

(22)- الكافى: 2/ 109، حديث 1؛ وسائل الشيعة: 12/ 176، باب 114، حديث 16003.

(23)- الكافى: 2/ 109، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 12/ 176، باب 114، حديث 16002.

(24)- آل عمران (3): 134.

(25)- الكافى: 2/ 110، حديث 5؛ وسائل الشيعة: 12/ 176، باب 114، حديث 16006.

(26)- الكافى: 2/ 110، حديث 6؛ وسائل الشيعة: 12/ 177، باب 114، حديث 16009؛ المحجة البيضاء: 5/ 310.

(27)- الكافى: 2/ 110، حديث 7؛ وسائل الشيعة: 12/ 178، باب 114، حديث 16010؛ المحجة البيضاء: 5/ 310.

(28)- الكافى: 2/ 110، حديث 9؛ وسائل الشيعة: 12/ 176، باب 114، حديث 16005.

 


منبع : پایگاه عرفان
2142
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^