فارسی
سه شنبه 16 آذر 1400 - الثلاثاء 3 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
368
2
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مشكل گشايى از خانم جوان

 

 خانم جوانى در آن هواى گرم حضرت عليه السلام را ديد و گريه كرد ، عرض كرد : شوهرم مرا از خانه بيرون كرده و گفته است : اگر به خانه برگردى ، تو را آتش مى زنم . حضرت عليه السلام فرمودند : پشت سر من بيا تا به خانه شما برويم .

 رفتند . حضرت عليه السلام آرام در زدند . جوان قوى هيكلى درب را باز كرد . حضرت عليه السلام فرمودند : هوا گرم است و شهر خلوت . اين زن جوان است ، نبايد او را بيرون مى كردى ، بگذار به داخل خانه بيايد . يقه حضرت را گرفت و گفت : اول ببين خودت از دست من نجات پيدا مى كنى ، بعد واسطه گرى كن . به تو چه ربطى دارد ؟

 سر و صدا شد . همسايه ها درب را باز كردند . حضرت عليه السلام ديد او هيچ حرفى را قبول نمى كند . لذا مقدارى جلو آمد و پيراهن مرد را به حالت گره در مشت خود گرفت و او را از زمين بلند كرد و محكم روى زمين كوچه خواباند و زانوى خود را روى سينه آن مرد گذاشت .

 مردم گفتند : »السلام عليك يا اميرالمؤمنين« ! جوان فهميد اين شخص اميرالمؤمنين عليه السلام است . عرض كرد : آقا ! لطفاً پاى خود را برداريد ، من كنيز همسرم هستم . حضرت لبخند زدند و فرمودند : با هم خوب زندگى كنيد .

 اين گرفتارى ها براى شرّ است .

 » ان الله تعالى انزل كتاباً هادياً بيّن فيه الخير و الشرّ فخذوا نهج الخير تهتدوا و اصدفوا عن سمت الشرّ تقصدوا «

  رومى نشد از سر على كس آگاه

زيرا كه نشد كس آگه از سر اله

 يك ممكن و اين همه صفات واجب

لا حول و لا قوه الا بالله

 


منبع : پایگاه عرفان
368
2
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

ز
دست شما درد نکنه خیلی سایت خوب و پرمحتواییست
پاسخ
0     0
28 دى 1391 ساعت 06:49 صبح
کاش ذکر منبع هم می کردید
پاسخ
0     0
27 دى 1391 ساعت 10:31 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^