فارسی
دوشنبه 27 دى 1400 - الاثنين 14 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
472
0
نفر 0

مرگ و عالم آخرت - جلسه هفدهم (2) - (متن کامل + عناوین)

  

 عدالت اميرالمؤمنين عليه السلام در مذاق بى خردان

 كشته شدن اميرالمؤمنين عليه السلام براى چه بود ؟ براى اين كه همين افراد ايشان را تحمل نكردند . وقتى حضرت سر كار آمدند ، حقوق هاى بى دليل را قطع كردند ، بى جهت به هر كس مقام نداد ، مى فرمود : من تو را لايق نمى دانم . حتى تنها برادرش را فرماندار نكرد . به فرزندان و اقوام خود پست نداد . وزارت دارايى را به على بن ابى رافع و رياست ارتش را به مالك اشتر داد .(420) به عقيل - برادر حضرت - هيچ پستى را نداد . لذا تحمّل نكردند و كشتند .

 امروزه نيز در كره زمين ابن ملجم فراوان است ، فقط على عليه السلام را گير نمى آورند ، و الا هم شمشيرش هست ، هم دستش و هم نيت قتلش .

 طبق اين ديدگاه ، حضرت براى انسان ارزش عجيبى قائل است . ايشان به انسان ها علاقه داشت و عاشق بيدارى و رشد انسان ها بود . حتى وقتى مردم قاتلش را گرفتند ، به حضرت مجتبى عليه السلام فرمود : مرا در محراب بگذار ، سريع برو ابن ملجم را از دست مردم بگير كه مردم با مشت و لگد به او نزنند ؛ چون او يك ضربت به من زده است ، شايسته نيست كه او را بزنند . او را نزد من بياور كه در امان باشد . اين ديدگاه حضرت نسبت به انسان است .(421)

 

 وجود محبت واقعى به انسان در اسلام

 وقتى ابن ملجم را كنارش آوردند ، نه عصبانى شد ، نه ناسزا گفت ، نه با چشم نگاه تند كرد ، نه مسخره اش كرد ، نه به شخصيتش هجوم كرد ، بلكه چشمش با محبت بود ، با آن فرق خون آلود به قاتل نگاهى عاطفى كرد و فرمود : اى پسر مرادى ! فقط به من بگو : آيا من براى شما بد امامى بودم ؟ عيب من چه بود كه مرا ضربت زدى ؟(422) اين محبت كجاى جهان است ؟

 

 ديدگاه تاريك انسانهاى خودباخته

 جلال الدين رومى مى گويد : شخصى روستايى در شب ، طبق هر شب از خواب بيدار شد و با خود گفت : بروم گاوم را آب و علف بدهم . به طويله آمد ، تاريك بود ، در تاريكى ظرف آب و علف را آورد و دستى به سر و گوش گاوش كشيد . خبر نداشت كه گرگ قوى هيكل خطرناكى به خاطر سرماى زمستان و گرسنگى ، از بيابان آمده و به طويله رفته ، گاو را پاره كرده ، خورده و چون جاى گرمى است ، همانجا خوابيده است تا وقتى هوا روشن شد ، برود .

 آمد آب و علف را گذاشت و دستى به سر و گوش گرگ كشيد . نمى دانست كه زير دستش چه خبر است . نمى دانست كه دارد چيزى را نوازش و محبت مى كند كه فردا وقتى چشم او روشن شد ، نتيجه اين نوازش و محبت را خواهد ديد .

 آمريكا و اروپا نيز عده اى را چنان خواب كرده اند كه اين خواب ها به سر و گوش آنها دست نيز مى كشند ، ولى صبح عاقبت خود را خبر ندارند كه تسخيرشده آنان شده اند . اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد : اين ها لحظه اى كه مردند ، تازه بيدار مى شوند كه چگونه باخت داده اند .(423)

 

 قهرمان بى بديل در تمام ازمنه

 بعد گليمى آوردند و حضرت را روى آن خواباندند . با آن فرق شكافته به سمت خانه آوردند . ديگر نمى توانست بنشيند ، حال نداشت . رنگ ايشان زرد شده بود و توان بدن ضعيف . فرق شكافته ، استخوان فرق نصف شده ، شمشير در مغز نشسته و مغز از خون پر شده ، ولى نه كور شد ، نه كر و نه حافظه اش را از دست داد ، اين يعنى چه ؟

 اين را هيچ دكترى نمى تواند جواب دهد . مويرگ مغز پاره مى شود ، انسان سكته مى كند و تمام بدنش فلج مى شود ، اما شمشير فرق حضرت را شكافته و مغز بيرون زده و پر خون است ، اما مانند همان روزهاى سلامتش است . اين يعنى چه ؟

 ايشان را در رختخواب خواباندند . روزه كه نمى تواند بگيرد . رفتند قطعه اى نان نرم و كاسه شيرى كنار بسترش آوردند . چشمش را باز كرد ، فرمود : حسن جان ! ابن ملجم مسافر است ، روزه نيست ، اين شير را بردار ، ببر به او بده .(424)

 در آمريكا نيز چنين قهرمانى داريم كه او را الگو كنيد ؟ پس :

 

 » فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ «(425)

 

 به كجا مى رويد ؟ دنبال كدام فرهنگ و الگو هستيد ؟ بيايند بين الگوهاى خود و الگوهاى الهى مقايسه كنند ، واقعاً اگر به نحو منطقى يافتند كه حق با الگوهاى آمريكايى ، اروپايى و اسرائيلى است ، با خيال راحت به دنبال همان ها بروند .

 

 بركت نزول قرآن براى انسان

 اين سخنرانى امام براساس همين نگاه است . لازم بود اول شما عظمت اين نگاه اميرالمؤمنين عليه السلام به انسان را بيابيد و بعد اين سخنرانى حضرت را ببينيد كه با اين جمله شروع شده است :

 

 » إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَنْزَلَ كِتَاباً هَادِياً بَيَّنَ فِيهِ الْخَيْرَ وَ الشَّرَّ فَخُذُوا نَهْجَ الْخَيْرِ تَهْتَدُوا وَ اصْدِفُوا عَنْ سَمْتِ الشَّرِّ تَقْصِدُوا «(426)

 

 »تعالى « يعنى خدايى كه در همه برنامه هاى مثبت و صفات جلال و جمال ، برتر است . كسى مانند او نيست . خداى برتر كه ديدگاهش به انسان ، ديدگاه مهر ، محبت ، رحمت ، كرامت ، تربيت و رشد دهندگى است كه بشر را شايسته و لايق ورود به رحمت جاويد و بهشت ابدى خود كند .

 چنين خدايى ، با اين ديدگاه نسبت به انسان ، كتابى را نازل كرد كه اين كتاب هدايتگر ، چراغ و راهنما است . دليل راه است كه جاده را نشان مى دهد ، طرف و سمت حركت و پايان جاده را نيز نشان مى دهد كه همان رحمت و بهشت خدا است .

 

  تبيين خوبى ها و بدى ها در قرآن

 خدا هر چه خوبى در اين عالم نسبت به زندگى انسان است ، در اين كتاب بيان كرد . در اين بخش از نسخه هيچ چيزى را كم نگذاشته است . هر چيزى كه به زيان و به ضرر انسان است ، بيان و روشن كرد . اين نسخه ، كامل و جامع است .

 خير عقل ، بدن ، زن ، مرد ، دوست ، دنيا و آخرت شما و چيزهايى كه براى تمام اين نواحى زيان دارد را تبيين كرده است .

 

 » فخذوا نهج الخير «

  بياييد راه حق را انتخاب كنيد . راهى كه همه انبيا و ائمه عليهم السلام انتخاب كردند .

 جاى ديگرى مى فرمايد : راهى كه من على در آن هستم ، همان راهى است كه خدا براى تمام فرشتگان و پيغمبرانش انتخاب كرده است . بياييد اين راه انتخاب شده خدا را بپذيريد ، تا به قلّه هدايت برسيد .

 

 » و اصدفوا عن سمت الشرّ تقصدوا «

 

 از جهت زيان و خسارت كناره گيرى كنيد ، خود را از روبرو بودن با جهت خسارت برگردانيد كه زيان عقلى ، قلبى ، اخلاقى ، عملى ، معاشرتى ، دنيايى و آخرتى به شما نزند و شما زندگى ميانه و متعادلى پيدا كنيد .

 

 علامت علاقه خدا به انسان

 از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام اين كار قرآن مجيد است . چرا خدا قرآن را نازل كرده است ؟ چون عاشق انسان است . وقتى كسى عاشق چيزى است ، دوست دارد بهترين هديه را به او بدهد . عاشق انسان بوده است كه قرآن ، انبيا عليهم السلام ، عقل ، ائمه عليهم السلام و روح محبت را به ما هديه داده است .

 اگر اين عشق را به فرشتگان و حيوانات داشت ، هر چه به ما هديه كرده است ، به آنها هديه داده بود . بهترين گوهر خزانه اش را به آنها هديه مى كرد . معلوم مى شود عشق و محبتش به انسان ، ويژه است كه صد و بيست و چهار هزار پيامبر و انسان كامل را در كنار زندگى انسان قرار مى دهد . قرآن را براى زندگى انسان مى فرستد و عقل ، علم ، عبادت ، ماه رمضان و شب قدر را قرار مى دهد . چقدر به ما گوهر هديه كرده است و ما نمى دانيم .

 دوستى مى گفت : ما چرا از آن زمانى كه صورت ما را روى خاك قبر مى گذارند ، بترسيم ؟ ما عمرى است كه صورت روى خاك مهر نماز ، آن هم خاك كربلا گذاشته ايم و به صورت روى خاك گذاشتن عادت داريم ، آنهايى بايد بترسند كه صورت خود را روى مهر نگذاشته اند .

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

پی نوشت ها:

420) تحف العقول: 126، عهده عليه السلام إلى الأشتر حين ولاه مصر وأعمالها.

421) نهج البلاغه: نامه 47، و من وصية له عليه السلام للحسن و الحسين عليه السلام؛ »يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لَا أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ أَلَا لَا تَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قَاتِلِي انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُورِ.«

422) كشف الغمة: 430/1؛ بحار الأنوار: 244/42، باب 127؛ تاريخ الطبرى: 111/4؛ »قَالَ لَمَّا ضُرِبَ عَلِيٌّ عليه السلام تَحَامَلَ وَ صَلَّى بِالنَّاسِ الْغَدَاةَ وَ قَالَ عَلَيَّ بِالرَّجُلِ فَأُدْخِلَ عَلَيْهِ فَقَالَ أَيْ عَدُوَّ اللَّهِ أَ لَمْ أُحْسِنْ إِلَيْكَ قَالَ بَلَى قَالَ فَمَا حَمَلَكَ عَلَى هَذَا قَالَ شَحَذْتُهُ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً وَ سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يَقْتُلَ بِهِ شَرَّ خَلْقِهِ قَالَ عَلِيٌّ عليه السلام فَلَا أَرَاكَ إِلَّا مَقْتُولًا بِهِ وَ مَا أَرَاكَ إِلَّا مِنْ شَرِّ خَلْقِ اللَّهِ U

423) بحار الأنوار: 43/4، باب 5؛ »قَالَ عليه السلام: النَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا.«

424) مستدرك الوسائل: 78/11، باب 30، حديث : 12468؛ »عَنْ لُوطِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَشْيَاخِهِ قَالَ ثُمَّ الْتَفَتَ عليه السلام إِلَى وَلَدِهِ الْحَسَنِ عليه السلام وَ قَالَ ارْفُقْ يَا وَلَدِي بِأَسِيرِكَ وَ ارْحَمْهُ وَ أَحْسِنْ إِلَيْهِ وَ اشْفَقْ عَلَيْهِ إِلَى أَنْ قَالَ فَلَمَّا أَفَاقَ نَاوَلَهُ الْحَسَنُ عليه السلام قَعْباً مِنْ لَبَنٍ وَ شَرِبَ مِنْهُ قَلِيلًا ثُمَّ نَحَّاهُ عَنْ فَمِهِ وَ قَالَ احْمِلُوهُ إِلَى أَسِيرِكُمْ ثُمَّ قَالَ لِلْحَسَنِ عليه السلام بِحَقِّي عَلَيْكَ يَا بُنَيَّ إِلَّا مَا طَيَّبْتُمْ مَطْعَمَهُ وَ مَشْرَبَهُ وَ ارْفُقُوا بِهِ إِلَى حِينِ مَوْتِي وَ تُطْعِمُهُ مِمَّا تَأْكُلُ وَ تَسْقِيهِ مِمَّا تَشْرَبُ حَتَّى تَكُونَ أَكْرَمَ مِنْهُ، الْخَبَرَ.«

425) تكوير (26 : (81؛ »پس ] با انكارقرآن و روى گرداندن از آن [ كجا مى رويد ؟«

426) نهج البلاغه: خطبه 166؛ »إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَنْزَلَ كِتَاباً هَادِياً بَيَّنَ فِيهِ الْخَيْرَ وَ الشَّرَّ فَخُذُوا نَهْجَ الْخَيْرِ تَهْتَدُوا وَ اصْدِفُوا عَنْ سَمْتِ الشَّرِّ تَقْصِدُوا الْفَرَائِضَ الْفَرَائِضَ أَدُّوهَا إِلَى اللَّهِ تُؤَدِّكُمْ إِلَى الْجَنَّة. . . .«

 


منبع : پایگاه عرفان
472
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

حقیقت یقین
ثمرات انس با قرآن
مرورى بر آيات 151 و 152 سوره انعام‏
سفارش خدا به پيامبر
انواع هجرت
خیر آخرت و دنیا
پرهیز از اسلام ناقص
آشنایی با موانع عبادت 
راه‌­های برطرف کردن موانع عبادت 
پاکسازی، مقدمه عبادت

بیشترین بازدید این مجموعه

اندیشه در اسلام - جلسه اول
معرفت در اسلام - جلسه پنجم
عزت قناعت و ذلت طمع‏
رؤياى صادقه، به استناد قرآن‏
شهادت حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع)
تفاوت «ضرر» و «خسران»
نمونه‏اى از انحراف فكرى
نظام خانواده در اسلام - جلسه هجدهم – (متن کامل + ...
حجت ظاهره و حجت باطنه
دنيا دار عمل و آخرت دار حساب

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^