فارسی
چهارشنبه 17 آذر 1400 - الاربعاء 4 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
263
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

توبه پنهانى دزد

 

 اين دزد نيز با خود گفت : مگر من تا كى زنده ام ؟ بعد از مردن ، گناه لكّه دار كردن دامن اين زن و بردن اثاث منزل او را در دادگاه قيامت چگونه جواب دهم ؟ آنجا چه كسى مى خواهد به داد من برسد ؟ از ديوار پايين آمد و به خانه رفت .

 تا صبح خوابش نبرد . گذشت از زن زيبا و از آن همه مال ، واقعاً آزاردهنده بود . فشار روحى عجيبى داشت تا زمانى كه بلال اذان گفت . او با خود گفت : برويم دو ركعت نماز پشت سر پيغمبر صلى الله عليه وآله بخوانيم تا ببينيم چه مى شود . به صف جماعت آمد . وقتى سلام نماز تمام شد و مردم به خانه مى رفتند ، كسى در كنار محراب ، به پيغمبر صلى الله عليه وآله آهسته عرض كرد : خانمى با شما كار دارد .

 حضرت فرمودند : بگوييد بيايد . همان خانم با ادب و محجّبه كنار محراب آمد ، عرض كرد : يا رسول الله ! گويا ديشب دزد مى خواسته به خانه من بيايد ؛ چون من روى ديوار خانه ام شبحى را ديدم ، نمى دانم خيال بوده ، يا واقعاً دزد بوده است ؟ شوهر من مرده و ثروت خوبى به من رسيده است . من جوان هستم و مى ترسم در آن خانه زندگى كنم . شما مرا شوهر بده .


منبع : پایگاه عرفان
263
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^