فارسی
چهارشنبه 17 آذر 1400 - الاربعاء 4 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
599
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مرگ و عالم آخرت - جلسه شانزدهم (1) - (متن کامل + عناوین)

 

موازين قيامتى  

حساب اعمال سبك و سنگين در قيامت

 

تهران، مسجد حضرت امير رمضان 1383

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

 كتاب خدا در سوره هاى مباركه اعراف ، لقمان و قارعه ، دو مسأله را تحت عنوان سنگينى و سبكى ميزان اعمال يا به تعبير قرآن : »ثقل ميزان « و »خفيف ميزان « مطرح مى كند .

 در اين سوره ها ، ظهور و آشكار شدن سبكى و سنگينى ميزان را ، منوط به برپايى روز قيامت مى داند . اين دو حقيقت بعد از مرگ ظهور مى كنند ، ولى اصل سنگينى و سبكى ميزان ، در اين دنيا ساخته مى شوند و هرگز در اين دنيا ظهور نمى كنند ؛ چون پروردگار عالم بنا ندارد كه در دنيا اعتبار و آبروى كسى را بين مردم و خانواده اش ببرد ، مگر اين كه خود او آبروى خودش را ببرد و خود را بى اعتبار كند ، و الاّ اگر كسى به آبرو و اعتبار خودش لطمه نزند ، اگر گناه عالم بر گردن او باشد و همه اين گناهان در خلوت يا دور از ديد خانواده و آشنايان انجام گرفته باشد ، خدا بنا ندارد آبروى او را بريزد و به اعتبار او لطمه بزند .

 

 ارزش آبرو نزد خدا

 خدا به قدرى براى آبرو ارزش قائل شده است كه به زبان پيغمبرش فرموده است :

 » اكل لحمه معصية و حرمة ماله كحرمة دمه «(392)

 

 ارزش آبروى مؤمن ، با خون او مساوى است . روايت خيلى عجيبى است كه پيامبر صلى الله عليه وآله مى خواهند بفرمايند : گناه ريختن آبروى مردم با كشتن آنان در يك حد است . اين كه به ناحق كسى را بكشى ، يا آبروى او را ببرى ، يكسان است .

 مردم كه در زمان انبيا ، پيغمبر اسلام و ائمه طاهرين عليهم السلام بى گناه و معصوم نبودند . همه گناهان بوده ، ولى خيلى از آنها در خلوت و پنهان از ديد مردم يا حكومت انجام مى گرفته است . خداوند متعال به اهل دين و حكومت اجازه نداده است كه در مردم به جستجو برخيزند و بى اجازه صاحبان خانه ها ، وارد خانه آنها شوند .

 

 حرمت تجسس در امور ديگران

 اين مسأله در قرآن مطرح شده است كه بدون اذن صاحب خانه ها ، وارد خانه آنها نشويد . در سوره مباركه حجرات مؤكّداً تجسّس در خانه ، خلوت ، باطن و پرونده مردم را حرام اعلام كرده است .(393)

 كسى را كه مى خواهند استخدام كنند ، حق ندارند از خلوت و گذشته او سؤال كنند كه آيا تو قبلاً نماز مى خواندى ؟ روزه مى گرفتى ؟ اهل گناه بودى ؟ اين سؤالات حرام است و كسى ملزم نيست كه به اين سؤالات جواب دهد .

 آبرو و اعتبار انسان خيلى مهم است . زن و شوهر حق ندارند در گذشته يكديگر تجسس كنند . مرد حق ندارد همسرش را وادار كند كه : گذشته ها گذشته است ، من نمى خواهم عكس العملى نشان بدهم ، دوست دارم گذشته ام را براى تو بگويم و تو براى من بگويى . اين حرام و معصيت است .(394)

 هيچ انسانى حق ندارد حتى نزد عالم دين ، علماى ربانى و مراجع تقليد گناهان گذشته خودش را مطرح كند . اگر مى خواهد راه جبران را سؤال كند ، بايد به صورت غايبانه مطرح كند . بگويد : اگر كسى مثلاً پنج سال روزه اش را خورده باشد ، چه بايد بكند ؟ اما حق ندارد بگويد : من روزه خوارى مى كردم . اسرار پرونده خود را نبايد بيان كرد ، مگر براى شخص پروردگار . آن هم نه كنار مردم ، بلكه در خلوت .(395)

 

 پرده پوشى و اجتناب از پرده درى

 در دعاى كميل در اين زمينه چقدر زيبا پرده پوشى را ياد داده است :

 

 » اللهم اغفرلى الذنوب التى تهتك العصم «(396)

 اما كدام گناه ؟ نمى گويد . توضيح نمى دهد كه من چه كرده ام . براى خدا معلوم است ، اما نبايد براى ديگران معلوم باشد .

 پروردگار در قرآن اثبات بعضى از گناهان را تعليق به محال و غيرممكن كرده است ؛ مثلاً اگر كسى نزد حاكم شرع بيايد و به زنا اقرار كند ، تا سه بار هم قبول نيست و هيچ حدّ و تازيانه اى ندارد . البته حق ندارد برود اقرار كند . نيازى نيست ، مى تواند بين خود و خدا توبه كند .

 يا اگر آمد و گفت : فلان مرد و فلان زن زنا كرده اند . قرآن مى فرمايد : مطلقا به اين خبر گوش ندهيد و تازه بايد گوينده را تازيانه بزنيد .(397) گرچه در واقع اتفاق افتاده باشد ، ولى مى گويند : اگر مى خواهد براى حاكم شرع يا قاضى ، زنا ثابت شود ، بايد چهار شاهد عادل در يك جلسه بياورد كه جدا جدا بگويند : ما با چشم خود ديده ايم كه اين برنامه اتفاق افتاده است . حتى بايد روز ، ساعت ، وقت و كيفيتش را بگويند ، طورى كه حرف هر چهار نفر با هم اختلاف نداشته باشد .

 حال شما ، با اين معنايى كه قرآن فرموده ، حساب كنيد ، ببينيد به اين راحتى مى شود گناه زنا را ثابت كرد . هيچ مرد و زنى مى آيند كنار چهار شاهد عادل زنا كنند ؟ يا مرد و زن براى زنا با هم قرار مى گذارند كه در اتاقى بروند كه چهار انسان عادل ، پاك و با كمال نشسته اند ؟ بگويند : مقابل آنها زنا كنيم كه اگر خواست اثبات شود ، اين چهار بزرگوار بيايند و بگويند كه ما ديده ايم ؟ چنين چيزى اتفاق نمى افتد .

 

 اهتمام دين در حفظ آبروى افراد

 اين را عرض كردم براى اين كه ارزش آبرو و اعتبار را از نظر فرهنگ دين بدانيد كه ريختن آبروى ديگران و اين كه خود انسان آبروى خود را ببرد حرام است . مگر اين كه كسى از چهارچوب ادب ، انسانيت و كمال به قدرى دور افتاده باشد كه براى خود ارزشى قائل نباشد و يا ارزش انسان را نفهمد ، بلكه مانند حيوانات در مقابل مردم ، آبروى خودش را ببرد .

 گاهى نزد پيغمبر صلى الله عليه وآله يا اميرالمؤمنين عليه السلام مى آمدند و چند مرتبه به گناه خود اقرار مى كردند ، مى گفتند : ما دچار عذاب وجدان هستيم ؛ چون زنا كرديم . مى فرمودند : تو نمى دانى كه معنى زنا چيست ، يا مى فرمودند : برو ! تو معلوم است كه حالت خوب نيست ، تعادل روحى ندارى ، برو ، هر وقت فكر و حال روحى مناسبى داشتى بيا .(398)

 انبيا و ائمه عليهم السلام غير از مردم بودند كه تا مردم بگويند : اصرار كنند كه تا آخر زنا را بگو و همه مسائل را اقرار كن . اخلاق آنها خلاف مردم بود . آنها نمى گذاشتند انسان دهان خود را براى ريختن آبروى خود باز كند .

 

 آبرودارى خدا در نماز ميت

 شما مى دانيد كه نماز ميّت واجب است . ممكن است كسى بميرد كه اين نمازگزار از صدها گناه و آلودگى او خبر داشته باشد . مثلاً ديده است كه او قمار مى كرد يا شراب مى خورد و يا با نامحرم در ارتباط بوده ، دروغ مى گفته ، فحش مى داده يا غيبت مى كرده ، اما وظيفه اين نمازگزار در تكبير چهارم نماز چيست ؟ بايد جمله نماز را عوض كند و به پروردگار بگويد : »انّى أعلم منه شروراً و أعلم منه سيّئات فاغفر له « ؟

 يعنى خدايا ! من با چشم خودم ديدم ، خبر قطعى دارم كه اين ميت صدها نوع گناه داشته ، اما از تو تقاضا مى كنم كه او را ببخش .

 اين حقّ را دارد كه جلوى مردمى كه نمى دانند اين ميّت چه كاره بوده و نمى دانند پرونده ميت چيست ، جملات نماز را عوض كند ؟ نه خير ، حق ندارد . بايد آنجا نيز بگويد :

 

 » اللهم انّا لا نعلم منه الاّ خيراً «(399)

 

 خدايا ! ما غير از خوبى از او خبر نداريم . اين را بايد بگويد . بعد به پروردگار بگويد :

 

 » اللهم ان كان محسناً فزد فى احسانه و تقبل منه و ان كان مسيئاً فاغفر له «

 

 اگر آدم خوبى بوده است ، به خوبى هايش اضافه كن و اگر گناهى داشته ، گناهش را ببخش . حق ندارد آبروى ميّت مسلمان را حتى با عوض كردن جمله نماز ميت ببرد ، حتى اگر ميّتى در زمان زنده بودنش ، خودش آبروى خودش را برده باشد .

 

 بروز وزن اعمال در قيامت

 با اين مقدمه دانستيد كه آبرو ، احترام و اعتبار مردم نزد پروردگار چه قدر قيمت دارد . حال اين سه نكته را در سوره هاى اعراف ، لقمان ، قارعه و انبيا ببينيد . چهار سوره كه در آن دو مسأله ثقل و سبكى ميزان مطرح است .

 ثقل ميزان ؛ يعنى اعمال با ارزش؛ و سبكى ميزان ؛ يعنى اعمال بى ارزش ، ولى پروردگار عالم مى فرمايد : زمان ظهور اين ثقل و سبكى ميزان در قيامت است :

 

 » يَوْمَ تُبْلَى السَّرَآئِرُ «(400)

 

 اما در اين دنيا ، اگر بنده من به عدد ريگ بيابان ها گناه به گردنش باشد ، اما خودش آبروى خودش را نبرد ، من آبروى او را نمى برم ، بلكه او را بين مردم خيلى آبرودار جلوه مى دهم .

 

پی نوشت ها:

 

 

392) الكافى: 359/2، باب السباب، حديث 2؛ »عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله سِبَابُ الْمُؤْمِنِ فُسُوقٌ وَ قِتَالُهُ كُفْرٌ وَ أَكْلُ لَحْمِهِ مَعْصِيَةٌ وَ حُرْمَةُ مَالِهِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ.«

 الكافى: 107/8، حديث 82؛ »عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ لِلَّهِ U فِي بِلَادِهِ خَمْسُ حُرَمٍ حُرْمَةُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وَ حُرْمَةُ آلِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وَ حُرْمَةُ كِتَابِ اللَّهِ U وَ حُرْمَةُ كَعْبَةِ اللَّهِ وَ حُرْمَةُ الْمُؤْمِنِ.«

 بحار الأنوار: 71/64، حديث 39؛ »وَ مِنْهُ، رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله نَظَرَ إِلَى الْكَعْبَةِ فَقَالَ مَرْحَباً بِالْبَيْتِ مَا أَعْظَمَكَ وَ أَعْظَمَ حُرْمَتَكَ عَلَى اللَّهِ وَ اللَّهِ لَلْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنْكَ لِأَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ مِنْكَ وَاحِدَةً وَ مِنَ الْمُؤْمِنِ ثَلَاثَةً مَالَهُ وَ دَمَهُ وَ أَنْ يُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْء.«

393) حجرات (49 : (12؛ »يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ«

394) بحار الأنوار: 252/72، باب 66، حديث 28؛ »قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وآله إِيَّاكُمْ وَ الظَّنَّ فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الْكَذِبِ وَ كُونُوا إِخْوَاناً فِي اللَّهِ كَمَا أَمَرَكُمُ اللَّهُ لَا تَتَنَافَرُوا وَ لَا تَجَسَّسُوا وَ لَا تَتَفَاحَشُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَ لَا تَتَبَاغَوْا وَ لَا تَتَبَاغَضُوا وَ لَا تَتَدَابَرُوا وَ لَا تَتَحَاسَدُوا فَإنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ الْيَابِس.«

395) الكافى: 428/2، باب ستر الذنوب، حديث 1؛ »عَنِ الْعَبَّاسِ مَوْلَى الرِّضَا عليه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ عليه السلام يَقُولُ الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعِينَ حَسَنَةً وَ الْمُذِيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.«

396) دعاى كميل.

397) الكافى: 205/7، بَابُ حَدِّ الْقَاذِفِ، حديث 1؛ »قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَنَّ الْفِرْيَةَ ثَلَاثَةٌ يَعْنِي ثَلَاثَ وُجُوهٍ إِذْ رَمَى الرَّجُلُ الرَّجُلَ بِالزِّنَى وَ إِذَا قَالَ إِنَّ أُمَّهُ زَانِيَةٌ وَ إِذَا دُعِيَ لِغَيْرِ أَبِيهِ فَذَلِكَ فِيهِ حَدٌّ ثَمَانُونَ.«

 الكافى: 210/7، بَابٌ فِي نَحْوِهِ، حديث 1؛ »عَنْ عَبَّادٍ الْبَصْرِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام عَنْ ثَلَاثَةٍ شَهِدُوا عَلَى رَجُلٍ بِالزِّنَى وَ قَالُوا الآْنَ نَأْتِي بِالرَّابِعِ قَالَ يُجْلَدُونَ حَدَّ الْقَاذِفِ ثَمَانِينَ جَلْدَةً كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ.«

398) وسائل الشيعه: 38/28، باب 16، حديث 34159؛ »عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ أَتَى رَجُلٌ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي زَنَيْتُ فَطَهِّرْنِي فَأَعْرَضَ عَنْهُ بِوَجْهِهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ اجْلِسْ فَقَالَ أَ يَعْجِزُ أَحَدُكُمْ إِذَا قَارَفَ هَذِهِ السَّيِّئَةَ أَنْ يَسْتُرَ عَلَى نَفْسِهِ كَمَا سَتَرَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَقَامَ الرَّجُلُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي زَنَيْتُ فَطَهِّرْنِي فَقَالَ وَ مَا دَعَاكَ إِلَى مَا قُلْتَ قَالَ طَلَبُ الطَّهَارَةِ قَالَ وَ أَيُّ طَهَارَةٍ أَفْضَلُ مِنَ التَّوْبَةِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِهِ يُحَدِّثُهُمْ فَقَامَ الرَّجُلُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي زَنَيْتُ فَطَهِّرْنِي فَقَالَ لَهُ أَ تَقْرَأُ شَيْئاً مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ نَعَمْ قَالَ اقْرَأْ فَقَرَأَ فَأَصَابَ فَقَالَ لَهُ أَ تَعْرِفُ مَا يَلْزَمُكَ مِنْ حُقُوقِ اللَّهِ فِي صَلَاتِكَ وَ زَكَاتِكَ قَالَ نَعَمْ فَسَأَلَهُ فَأَصَابَ فَقَالَ لَهُ هَلْ بِكَ مَرَضٌ يَعْرُوكَ أَوْ تَجِدُ وَجَعاً فِي رَأْسِكَ؛ »أَوْ بَدَنِكَ.« قَالَ لَا قَالَ اذْهَبْ حَتَّى نَسْأَلَ عَنْكَ فِي السِّرِّ كَمَا سَأَلْنَاكَ فِي الْعَلَانِيَةِ فَإِنْ لَمْ تَعُدْ إِلَيْنَا لَمْ نَطْلُبْكَ، الْحَدِيث.«

399) الكافى: 184/3، حديث 4؛ » . . .اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئاً فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ بِرَحْمَتِكَ اللَّهُمَّ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّكَ وَ ثَبِّتْهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآْخِرَةِ . . . .«

400) طارق (9 : (86؛ »روزى كه رازها فاش مى شود.«

 

ادامه دارد . . .


منبع : پایگاه عرفان
599
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^