فارسی
دوشنبه 27 دى 1400 - الاثنين 14 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
598
0
نفر 0

حکایتی از تواضع فضیل در برابر حق‏

 

 

در شب عرفات از فضيل پرسيدند: حال اين مردمان را چگونه مى بينى؟

گفت: همه آمرزيده اند اگر من در ميان ايشان نبودمى!

 

سابقه فضیل

كارش سرقت بود، كاروان هاى تجارتى از دست او امان نداشتند، با نوچه هايش راه را بر كاروان ها مى بستند و اموال آنان را به غارت مى بردند.

شبى از پشت بامى براى دزدى و شهوترانى بالا رفت، در آن ساعت ملكوتى كه بسيارى از مردم خواب بودند، مردى از عاشقان حق مشغول قرائت قرآن بود، اين آيه را با صداى حزين تلاوت مى كرد، آيه اى كه صيقل دل و زداينده زنگار از روح بود:

الَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الحَقِّ»

آيا براى اهل ايمان وقت آن نرسيده كه دل هايشان براى ياد خدا و قرآنى كه نازل شده نرم و فروتن شود؟

با شنيدن اين آيه، انقلابى عجيب در درونش پديد شد. بر همان بام به حضرت حق عرضه داشت: اگر به من مى گويى، چرا، وقتش رسيده. از بام به زير آمد و حركت كرد. به وقت سحر به محلّى رسيد كه كاروانى بار انداخته بود. قافله سالار، اهل قافله را آرام آرام صدا مى زد كه برخيزيد بار كنيد، مبادا به حمله فضيل عياض برخورد كرده سرمايه خود را از دست بدهيم. با گريه اى حزين و دلى شكسته صدا زد: قافله سالار، قافله را مترسان، سگى كه از او مى ترسيديد نيمه شب گذشته او را به بند كشيده و مردم را از شرّش خلاص كردند.

او به تدريج صاحبان كالاها را راضى و به منافع معرفت رو آورد، تا پس از مدّتى از عارفان عاشق شد و شاگردانى عارف تربيت كرد و كلمات نورانى در مسائل عرفانى و تربيتى از خود به يادگار گذاشت.

 


منبع : پایگاه عرفان
598
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
توبه جوانی که خیاط زنانه بود
زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
حكايت ميرزا تقى‏خان اميركبير
حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
حكايت انوشيروان و وزير
داستان شگفت انگيز مرگ هارون
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
حكايت ابراهيم ادهم‏

بیشترین بازدید این مجموعه

حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
مقامى از مقامات اوليا
حكايت ابراهيم ادهم‏
حکایتی از لقمه حرام‏
داستان گریه حضرت موسى برای اباعبدالله الحسين ...
حكايت زنبور و آتش نمرود
حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت غضب و شهوت‏
توبه جوانی که خیاط زنانه بود

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^