فارسی
سه شنبه 25 خرداد 1400 - الثلاثاء 4 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
215
1
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

آداب دعا

 

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد ششم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

مداومت و مصلحت، شرط استجابت

عده اى از مردم دعا را سبك مى كنند، اولًا خيلى ساده و با شتاب و با عجله دعا مى كنند، ثانياً خيلى سريع و بدون در نظر گرفتن مصلحت اجابت آن را مى خواهند، در اين باب ائمه عليهم السلام اعلام مى كنند كه اولًا در دعا اصرار و الحاح و پافشارى داشته باشيد، ثانياً اجابت آن را مشروط به مصلحت خويش از جانب خدا و در گرو وقت لازم براى اجابت بدانيد.

1

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند دوست ندارد مردم در انجام حاجت به همديگر اصرار ورزند، ولى اين اصرار و الحاح را براى خودش دوست دارد، او مى خواهد كه از او بخواهند و آنچه نزد اوست از او خواهش كنند.

عَنْ أبى جَعْفَرٍ عليه السلام قالَ: لاوَاللّهِ يُلِحُّ عَبْدٌ عَلىَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ إلّااسْتَجابَ اللّهُ لَهُ «2».

امام باقر عليه السلام فرمود: بخدا سوگند هيچ بنده اى به درگاه خداى عزوجل اصرار نورزد جز اين كه خداوند دعايش را مستجاب فرمايد.

 

ذكر حاجات در دعا

وجود مقدس حضرت حق، به تمام غيب و شهود و آنچه گذشته و آنچه هست و آنچه خواهد گذشت به تمام جهات آگاه و عالم است و حاجات مشروعه بنده و آنچه را عبد مى خواهد براى حضرت او آشكار است، ولى او علاقه دارد كه عبد به وقت دعا حاجاتش را به زبان بياورد.

عَنْ أبى عَبْدِاللّه عليه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَتَعالى يَعْلَمُ ما يُريدُ الْعَبْدُ إذا دَعاهُ وَلكِنَّهُ يُحِبُّ أنْ تَبُثَّ إلَيْهِ الْحَوائِجُ فَإذا دَعَوْتَ فَسَمِّ حاجَتَكَ وَفى حَديثٍ آخَرَ قالَ: قالَ: إنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يَعْلَمُ حاجَتَكَ وَما تُريدُ وَلكِنْ يُحِبُّ أنْ تَبُثَّ إلَيْهِ الْحَوائِجَ «3».

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند تبارك و تعالى مى داند كه بنده اش بوقت دعا چه مى خواهد، ولى دوست دارد كه حاجت ها به درگاهش گفته شود، پس هرگاه به دعا برخاستى حاجتت را بگو و در روايت ديگرى آمده: خداوند حاجت و خواسته ات را آگاه است، ولى دوست دارد حاجات خود را به درگاهش بازگو كنى.

 

ارزش دعاى پنهان

عَنْ أبى الْحَسَنِ الرِّضا عليه السلام قالَ: دَعْوَةُ الْعَبْدِ سِرّاً دَعْوَةً واحِدَةً تَعْدِلُ سَبْعينَ دَعْوَةً عَلانِيَةً «4».

حضرت رضا عليه السلام فرمود: يك دعاى عبد در پنهانى مساوى با هفتاد دعاى آشكار است.

سرش اين است كه دعاى در پنهان به خلوص و اخلاص و پاكى در نيت نزديك تر است و عمل هر چه خالص تر باشد قيمت و ارزشش بيشتر است.

 

اوقات استجابت دعا

قالَ أبُوعَبْدِاللّهِ عليه السلام: اطْلُبُوا الدُّعاءَ فى أرْبَعِ ساعاتٍ: عِنْدَ هُبُوبِ الرِّياحِ وَزَوالِ الْأفْياءِ وَنُزُولِ الْقَطْرِ وَأوَّلُ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِ الْقَتيلِ الْمُوْمِنِ فَإنَّ أبْوابَ السَّماءِ تُفْتَحُ عِنْدَ هذِهِ الْأشْياءِ «5».

حضرت صادق عليه السلام فرمود: در چهار وقت دعا كنيد، هنگام وزش بادها و هنگام ظهر و به وقت آمدن باران و هنگام ريخته شدن خون مؤمن؛ زيرا در اين اوقات درهاى رحمت حق باز مى شود.

و نيز آن حضرت فرمود:

در چهار مرحله دعا به اجابت مى رسد: در نماز وتر و پس از سپيده دم و بعد از ظهر و بعد از مغرب «6».

حضرت صادق عليه السلام از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مى كند:

در چهار مورد دعا را غنيمت بدانيد، به وقت قرائت قرآن و هنگام اذان و وقت باران و وقت برخورد صف حق عليه كفر در ميدان جهاد «7».

عَنْ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ: إذا رَقَّ أحَدُكُمْ فَلْيَدْعُ، فَإنَّ الْقَلْبَ لايَرِقُّ حَتّى يَخْلُصَ «8».

امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه دل يكى از شما نرم شد، در آن حال دعا كند، چون دل تا پاك نشود رقت نكند.

علامه مجلسى رحمه الله در شرح اين حديث مى گويد:

رقت ضد قساوت است و نشانه و علامت رقت قلب، گريه است و حاصل اين كه رقت نشانه پاكى دل از دغلى و حسد و افكار باطله و خيالاتى است كه انسان را از توجه به خداى تعالى سرگرم كند و خلوص و پاكى دل نشانه و سبب اجابت دعا است «9».

امام صادق عليه السلام فرمود:

هرگاه بدنت لرزيد و اشكت ريخت، پس خود را باش كه به تو توجهى شده «10».

و در بابى از ابواب دعا آمده است: در دعا چند برنامه لازم است:

1- رغبت 2- رهبت 3- تضرع 4- تبتّل 5- ابتهال 6- استعاذه 7- مسئلت.

رغبت به معناى ميل و شوق و رهبت به معناى ترس و بيم و تضرع به معناى فروتنى و تبتّل به معناى بريدگى و انقطاع از غير حق و ابتهال به معناى زارى كردن و استعاذه به معناى پناه جستن و مسئلت به معناى دعا و درخواست است، چون اين حالات به وقت دعا در عبد تجلى كرد به اجابت دعايش اميد داشته باشد.

 

تضرع به درگاه الهى

گريه براى خدا و در راه خدا و بر مصائبى كه در راه خدا به اولياى خدا رسيده ذاتاً مطلوب است.

قرآن مجيد گريه براى خدا را از علائم عاشقان حق دانسته و آن كس كه اشك چشم ندارد مريض است.

[وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ ] «1.

و چون آنچه را كه بر پيامبر اسلام نازل شده بشنوند، ديدگانشان را مى بينى به سبب آنچه از حق شناخته اند، لبريز از اشك مى شود، مى گويند: پروردگارا! ايمان آورديم، پس ما را در زمره گواهان [به حقّانيّت پيامبر و قرآن ] بنويس.

گريه به وقت دعا از ارزش خاصى برخوردار است و اشك چشم كه نشانى از صفاى باطن است، آدمى را به رحمت حضرت حق نزديك كرده و از بار گناهان سبك مى كند.

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

چيزى نيست مگر اين كه براى آن پيمانه و وزنى است مگر گريه كه يك قطره اش درياهايى از آتش را خاموش سازد و چون اشك در ديده حلقه بزند، چهره صاحبش خوارى و ذلت نبيند و چون بر رخسار بريزد، بر آتش دوزخ حرام گردد و اگر هر آينه در امتى يك نفر گريان باشد همه آنان مورد ترحم قرار مى گيرند «2.

عَنْ أبى جَعْفَرٍ قالَ: ما مِنْ قَطْرَةٍ أحَبُّ إلىَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دُمُوعٍ فى سَوادِ اللَّيْلِ مَخافَةً مِنَ اللّهِ لايُرادُ بِها غَيْرُهُ «13».

امام باقر عليه السلام فرمود: قطره اى نزد خداوند محبوب تر از آن قطره اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى منظور نداشته باشد نيست.

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

خداى عزوجل به موسى عليه السلام وحى فرمود: كه همانا بندگان من به چيزى محبوب تر از سه خصلت به من تقرب نجستند، عرضه داشت: خداوندا! كدام است؟

فرمود: زهد در دنيا، ورع و پارسايى در برابر معاصى و گريه از خوف من، عرضه داشت: خداوندا! پاداش دارنده اين سه خصلت چيست؟

خداوند فرمود: اى موسى! اما آنان كه در دنيا زهد ورزيدند در بهشت باشند و اما آنان كه از ترس من گريه كنند در بلندترين منازلند و احدى با آنان در آن منازل شريك نباشد و اما آن ها كه از نافرمانى هاى من بپرهيزند، پس من به وقتى كه در قيامت همه مردم را تفتيش و بازرسى كنم، از آنان بازرسى و تفتيش نكنم «14».

علامه مجلسى رحمه الله در شرح اين حديث مى گويد:

رفيع اعلا آن مكان بلندى است كه در بهشت بلندترين منزل هاست و آن مسكن انبيا و اولياست و مقصود از عدم بازرسى يعنى بى حساب وارد بهشت شدن «15».

آنان كه در دعا و غير دعا مثل ذكر مصائب اهل بيت علاقه مند به گريه هستند، ولى گريه براى آنان دشوار است به راهنمايى زير توجه كنند:

اسحاق بن عمار مى گويد:

به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم: من دعا مى كنم و ميل دارم گريه كنم، ولى گريه ام نمى آيد و چه بسا به ياد برخى از مردگان خانواده ام مى افتم پس رقت مى كنم و اشك مى ريزم، آيا اين كار درست است؟ فرمود: آرى، آن ها را به ياد آر و چون رقت كردى گريه كن و پروردگار تبارك و تعالى را بخوان و به درگاه حضرتش دعا كن «16».

على بن ابى حمزه مى گويد: حضرت صادق عليه السلام به ابى بصير فرمود:

اگر از وقوع چيزى ترس داشته باشى، يا حاجتى خواستى، به نام خدا دعا آغاز كن و او را چنانچه شايسته اوست تمجيد و ستايش كن و بر پيامبر صلى الله عليه و آله صلوات فرست و حاجت خود را بخواه و خود را به گريه وادار كن اگر چه بسا اندازه سر مگسى باشد، همانا پدرم هميشه مى فرمود: نزديك ترين حالى كه عبد به پروردگار عزوجل دارد آن زمانى است كه در سجده باشد در حالى كه اشك مى ريزد «17».

 

ثنا و ستايش الهى قبل از دعا

عَنِ الْحارِثِ بْنِ الْمُغَيْرَةِ قالَ:

سَمِعْتُ أبا عَبْدِاللّهِ عليه السلام يَقُولُ: إيَّاكُمْ إذا أرادَ أَحَدُكُمُ أنْ يَسْئَلَ مِنْ رَبِّهِ شَيْئاً مِنْ حَوائِجِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ حَتّى يَبْدَءَ بِالثَّناءِ عَلَى اللّهِ عزَّوَجَلّ وَالْمَدْحِ لَهُ وَالصَّلاةِ عَلَى النَّبىِّ ثُمَّ يَسْئَلُ اللّهَ حَوائِجَهُ «18».

حارث بن مغيره مى گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: مبادا چون يكى از شما بخواهد از پروردگار خويش چيزى از حاجات دنيا و آخرت مسئلت كند، بدان مبادرت ورزد، مگر به ستايش او و صلوات بر پيامبر دعايش را آغاز كند، سپس حاجات خود را بخواهد.

محمد بن مسلم گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود:

همانا در كتاب اميرالمؤمنين عليه السلام است كه ستايش پيش از درخواست است، پس هرگاه خداى عزوجل را خواندى و به درگاهش دعا نمودى او را تمجيد كن، عرض كردم چگونه تمجيدش كنم فرمود: مى گويى:

يا مَنْ هُوَ أقْرَبُ إلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، يا فَعَّالًا لِما يُريدُ، يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأعْلى ، يا مَنْ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ ءٌ «19».

اى كسى كه از رگ گردن به من نزديك ترى، اى كسى كه هر چه را بخواهى انجام دهى، اى كسى كه ميان مرد و دلش حائل شوى و اى كسى كه در برترين نظر اندازهايى و اى آن كه به مانندش چيزى نيست.

علامه مجلسى رحمه الله در شرح: يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ چند وجه فرموده:

اول: اين كه كنايه از نزديكى خداوند به بندگانش مى باشد؛ زيرا كسى كه حائل بين دو چيز شد، بدان چيز نزديك تر از ديگر است.

دوم: اشاره به اين است كه او بر مكنوناتى از دل ها آگاه است كه شايد صاحبان آن ها از آن بى خبر باشند و در روايتى هست كه فرمود: معناى اين جمله اينست كه دل ها نتوانند چيزى را از خداوند مخفى و پنهان دارند.

سوم: يعنى به وسيله مرگ بين انسان و دلش جدايى اندازند و اين جمله دعا براى وادار كردن مردم است به اين كه به پاك كردن دل هاشان مبادرت ورزند، پيش از آن كه خداوند به سبب مرگ بين آن ها و دل هاشان جدايى اندازد.

چهارم: كنايه از اين است كه مالك دل ها خداست، هر تصميمى كه بندگان گرفته باشند، به هم زند و مقاصد آن را تغيير دهد و دل را به حالات مختلف بگرداند، از ذكر به فراموشى و از فراموشى به ذكر، از ترس به آسودگى و از آسودگى به ترس «20» و در حديث است كه دل مؤمن ميان دو انگشت اوست، به هر سو كه بخواهد بگرداند «21» و در دعاست:

يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ.

اى دگرگون كننده قلبها.

پنجم: آنچه از دو حديث از تفسير عياشى آمده، معنايش اين است كه حايل شود ميان انسان و ميان اين كه باطل را از حق تميز دهد.

«البته اين حالت در وقتى است كه گناه و بى حيايى عبد به حد نهايى رسيده و خود باعث محروميت از رحمت و عنايت حق شده باشد».

ششم: يعنى او را از آنچه در دلش نهفته است غافل كنى.

و در جمله:

يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأعْلى .

اى كسى كه در برترين نظراندازها هستى.

فرموده: در قاموس گفته: «منظر» چيزى است كه بدان نگاه كنى و شايد حضرت عليه السلام مكانت و درجه رفيعه معنويه را به مكان هاى بلند ظاهرى تشبيه فرموده، پس اين يا كنايه از اطلاع او بر تمامى مخلوقات است؛ زيرا كسى كه در جاى بلندى بود، مشرف بر پايين آن است و اطلاع بر جوانب امر دارد و يا كنايه از تسلط و اقتدار او بر ممكنات است و يا كنايه از نرسيدن خردها و انديشه ها به ساحت معرفت اوست و محتمل است، «منظر» از نظر به معناى فكر باشد، يعنى او بالاتر و برتر از اين است كه انديشه و افكار اين مخلوقات بسيار ضعيف به حضرت او برسد «22».

عَنْ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ: إنَّما هِىَ الْمِدْحَةُ، ثُمَّ الثَّناءُ ثُمَّ الْإقْرارُ بِالذَّنْبِ ثُمَّ الْمَسْئَلَةُ

إنَّهُ وَاللّهُ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إلّابِالْإقْرارِ «23».

حضرت صادق عليه السلام فرمود: جز اين نيست كه آداب دعا همان مدح و ستايش و اقرار به گناه است، آن گاه درخواست از خدا، به خدا قسم هيچ بنده اى از گناه بيرون نشده جز به اقرار به آن.

 

دعاى دسته جمعى

حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد:

هيچ چهل نفرى براى دعا نزد هم اجتماع نكنند و خداى عزوجل را در كارى نخوانند جز اين كه خداوند دعاى آن ها را مستجاب كند، پس اگر چهل نفر نبودند و چهار نفر بودند نزد هم جمع شوند و ده بار خداى عزوجل را بخوانند، خداوند دعايشان را اجابت كند و اگر چهار نفر با هم نباشند و يك نفر باشد كه چهل مرتبه خدا را بخواند، خداى عزيز جبار دعايش را اجابت كند «24».

 

دعا براى همه

عَنْ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إذا دَعا أحَدَكُمْ فَلْيَعُمَّ فَإنَّهُ أوْجَبُ لِلدُّعاءِ «25».

امام صادق عليه السلام از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى كند: هرگاه يكى از شما دعا كرد، همه را دعا كند؛ زيرا به اجابت نزديك تر است.

 

عدم هراس از تأخير در اجابت

احمد بن محمد بن ابى نصر مى گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم:

قربانت، من چند سال است، از خداوند حاجتى خواسته ام، از تأخير اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده، فرمود: اى احمد! مبادا شيطان بر دلت راهى باز كند، تا تو را به ميدان نااميدى ببرد، همانا امام باقر عليه السلام فرمود:

هر آينه مؤمن از خدا حاجتى بخواهد و اجابت آن تأخير افتد، اين تأخير براى محبوبيت آواز و صداى گريه او در نزد خداست، سپس فرمود: به خدا سوگند آنچه خداى عزوجل براى مؤمنان از آنچه خواهند پس انداز كند بهتر است براى آنان از آنچه زود عطا شود، دنيا مگر چه اندازه ارزش دارد؟

امام باقر عليه السلام مى فرمود:

سزاوار است دعاى مؤمن در حال آسايش همانند دعاى او در حال سختى باشد و آنچه به او داده شد او را از دعا سست نكند، پس تو از دعا خسته مشو؛ زيرا دعا در نزد خدا منزلتى بس بزرگ دارد.

بر تو باد به شكيبايى و دنبال روزى حلال رفتن و صله رحم، مبادا با مردم اظهار دشمنى كنى؛ زيرا ما خاندانى هستيم كه پيوند كنيم با هر كه از ما ببرد و نيكى كنيم هر كه به ما بدى كند، پس به خدا سوگند در اين كار سرانجام نيكويى ببينم چه در دنيا چه در آخرت.

همانا كسى كه در اين دنيا داراى نعمت است اگر هرگاه درخواست چيزى از خدا كند و به او داده شود حرصش زياد گردد و جز آن را نيز بخواهد و در نتيجه نعمت خداوند در چشم او كوچك و خوار گردد و از هيچ چيز سير نشود و چون نعمت فراوان شود مسلمان از اين راه به خطر افتد و اين خطر به خاطر آن حقوقى است كه بر او واجب شود و به خاطر آن چيزى است كه بيم رود بواسطه اين حقوق در فتنه و آزمايش افتد و در اداى آن ها كوتاهى نمايد.

بگو بدانم: اگر من به تو چيزى گفتم به آن اعتماد دارى؟ عرض كردم: فدايت گردم، اگر به گفته شما اعتماد نكنم پس به گفتار چه كسى اعتماد كنم؟ با اين كه شما حجت خداوند بر خلق او هستى.

فرمود: پس تو به خدا و وعده ها و گفتارهاى او اعتمادت بيشتر باشد؛ زيرا خداوند به تو وعده اجابت داده است، يا اين كه اجابت دعاى تو به موعدى واگذار شده.

آيا خداوند نفرموده:

هرگاه بندگانم مرا از تو بپرسند، پس همانا من نزديكم و اجابت كنم دعاى آن كه مرا بخواند «26».

و هم چنين فرمود:

از رحمت خدا نوميد مباشيد «27».

و در سوره بقره فرموده:

خداوند به فضل و آمرزش نويدتان دهد «28».

پس تو به خداى عزوجل اعتمادت از ديگران بيشتر باشد و در دل خود جز خوبى راه ندهيد كه آمرزيده ايد «9.

 

علل تأخير اجابت دعا

علامه مجلسى رحمه الله آن محدث بزرگ در ضمن شرح حديث وجوهى براى تأخير در اجابت دعا از آن استفاده كرده كه تا هشت وجه آن را ذكر كرده است.

اول: حقارت و پستى دنيا و اين كه تأخير اجابت به عالم آخرت بهتر است.

دوم: از شرايط اجابت دعا اين است كه در هر حال عبد نبايد دست از دعا بردارد، چه در آسودگى چه در سختى.

سوم: شكيبايى در تأخير كند.

چهارم: كسب خود را حلال نمايد، يا دعايى به اجابت رسد كه حرامى در بر نداشته باشد.

پنجم: قطع رحم نكند.

ششم: اظهار دشمنى با مردم ننمايد «خوش اخلاق باشد».

هفتم: اگر زود به اجابت رسد موجب حرص بر دنيا گردد و نعمت هاى خدا در نظرش كوچك و خوار نمايد.

هشتم: بواسطه فراوان شدن مال و ثروت و قدرت، در خطر ادا نكردن حقوق آن ها افتد، سپس در آخر شرحش مى گويد: در اين حديث فوائد بسيار و حقايق فراوانى است، براى آن كه به چشم يقين و حقيقت در آن بنگرد «30».

عَنْ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ: إنَّ المُؤْمِنَ لَيَدْعُوَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فى حاجَتِهِ فَيَقُولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ أخِّرُوا إجابَتَهُ شَوْقاً إلى صَوْتِهِ وَدُعائِهِ فَإذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: عَبْدى دَعَوْتَنى فَأَخَّرْتُ إجابَتَكَ وَثَوابُكَ كَذا وَكَذا وَدَعَوْتَنى فى كَذا وَكَذا فَأَخَّرْتُ إجابَتَكَ وَثَوابُكَ كَذا وكَذا قالَ: فَيَتَمَنَّى الْمُؤْمِنُ أنَّهُ لَمْ يَسْتَجِبْ دَعْوَةٌ فِى الدُّنْيا مِمَّا يَرى مِنْ حُسْنِ الثَّوابِ «31».

حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد: همانا مؤمن خداوند را در حاجتش بخواند و خداى عزوجل فرمايد: اجابت او را به تأخير اندازيد كه به صدا و دعاى او شوق دارم، چون روز قيامت شود خداى عزوجل فرمايد: اى بنده من! مرا خواندى و من اجابت دعايت را به تأخير انداختم، اكنون به جاى آن تأخير، ثواب تو چنين و چنان است و باز درباره فلان چيز و فلان چيز مرا خواندى ولى من اجابت دعايت را عقب انداختم، اكنون پاداش تو چنين و چنان است، سپس حضرت صادق عليه السلام فرمود: مؤمن آرزو مى كند اى كاش هيچ دعايى از او در دنيا مستجاب نمى شد، به خاطر آن ثوابى كه در آخرت مى بيند.

 

شروع دعا با صلوات

عَنْ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ: كُلُّ دُعاءٍ يُدْعَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ مَحْجُوبٌ عَنِ السَّماءِ حتّى يُصَلَّى عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ «32».

امام صادق عليه السلام فرمود: هر دعايى كه خداوند عزوجل به آن خوانده شود از رفتن به آسمان محجوبست تا صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده شود.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هرگاه كسى به درگاه خداى عزوجل حاجتى دارد، بايد با صلوات بر محمد و آلش شروع كند، سپس حاجت خود را بخواهد و در آخر هم به صلوات بر محمد و آل محمد پايان دهد؛ زيرا خداى عزوجل كريم تر از آن است كه دو طرف دعا را بپذيرد و وسط دعا را واگذارد؛ زيرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نيست «33».

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- الكافى: 2/ 475، باب الإلحاح فى الدعاء، حديث 4؛ وسائل الشيعة: 7/ 58، باب 20، حديث 8715.

(2)- الكافى: 2/ 475، باب الإلحاح فى الدعاء، حديث 5؛ وسائل الشيعة: 7/ 58، باب 20، حديث 8716.

(3)- الكافى: 2/ 476، باب تسمية الحاجة فى الدعاء، حديث 1؛ وسائل الشيعة: 7/ 33، باب 5، حديث 8636 و 8637.

(4)- الكافى: 2/ 476، باب إخفاء الدعاء، حديث 1؛ وسائل الشيعة: 7/ 63، باب 22، حديث 8733.

(5)- الكافى: 2/ 476، باب الأوقات والحالات الّتى ترجى فيها، حديث 1؛ وسائل الشيعة: 7/ 64، باب 23، حديث 8735.

(6)- الكافى: 2/ 477، باب الأوقات والحالات الّتى ترجى فيها، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 6/ 430، باب 1، حديث 8355.

(7)- الكافى: 2/ 477، باب الأوقات والحالات الّتى ترجى فيها، حديث 3؛ وسائل الشيعة: 7/ 64، باب 23، حديث 8736.

(8)- الكافى: 2/ 477، باب الأوقات والحالات الّتى ترجى فيها، حديث 5؛ بحار الأنوار: 90/ 345، باب 21، حديث 9.

(9)- مرآة العقول: 12/ 36.

(10)- الكافى: 2/ 478، باب الأوقات والحالات الّتى ترجى فيها، حديث 8؛ وسائل الشيعة: 7/ 72، باب 28، حديث 8760.

(11)- مائده (5): 83.

(12)- الكافى: 2/ 481، باب البكاء، حديث 1؛ وسائل الشيعة: 15/ 227، باب 15، حديث 20343.

(13)- الكافى: 2/ 482، باب البكاء، حديث 3؛ عدة الداعى: 171، العاشر الدعاء حالة البكاء؛ وسائل الشيعة: 15/ 227، باب 15، حديث 20345.

(14)- الكافى: 2/ 482، باب البكاء، حديث 6؛ وسائل الشيعة: 15/ 228، باب 15، حديث 20347.

(15)- مرآة العقول: 12/ 54.

(16)- الكافى: 2/ 483، باب البكاء، حديث 7؛ وسائل الشيعة: 7/ 74، باب 29، حديث 8764.

(17)- الكافى: 2/ 483، باب البكاء، حديث 10؛ وسائل الشيعة: 7/ 74، باب 29، حديث 8767.

(18)- الكافى: 2/ 484، باب الثناء قبل الدعاء، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 7/ 79، باب 31، حديث 8782.

(19)- الكافى: 2/ 484، باب الثناء قبل الدعاء، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 7/ 80، باب 31، حديث 8784.

(20)- بحار الأنوار: 84/ 302، باب 12.

(21)- بحار الأنوار: 67/ 39؛ باب 44، القلب و صلاحه وفساده.

(22)- بحار الأنوار: 84/ 241، باب 12، كيفية صلاة الليل والشفع...

(23)- الكافى: 2/ 484، باب الثناء قبل الدعاء، حديث 3؛ وسائل الشيعة: 7/ 81، باب 31، حديث 8786.

(24)- الكافى: 2/ 487، باب الاجتماع فى الدعاء، حديث 1؛ وسائل الشيعة: 7/ 103، باب 38، حديث 8854.

(25)- الكافى: 2/ 487، باب العموم فى الدعاء، حديث 1؛ بحار الأنوار: 90/ 386، باب 26، حديث 16.

(26)- «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِىْ وَلْيُؤْمِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» بقره (2): 186.

(27)- «لَا تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللّهَ» زمر (39): 53.

(28)- «وَاللّهُ يَعِدُكُم مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا» بقره (2): 268.

(29)- الكافى: 2/ 488، باب من أبطأت عليه الإجابة، حديث 1؛ بحار الأنوار: 90/ 367، باب 24، حديث 1.

(30)- مرآة العقول: 12/ 80 و 81.

(31)- الكافى: 2/ 490، باب من أبطأت عليه الإجابة، حديث 9؛ وسائل الشيعة: 7/ 62، باب 21، حديث 8730.

(32)- الكافى: 2/ 493، باب الصلاة على النبى محمد واهل بيته عليهم السلام، حديث 10؛ وسائل الشيعة: 7/ 92، باب 36، حديث 8823.

(33)- الكافى: 2/ 494، باب الصلاة على النبىّ محمد واهل بيته عليهم السلام، حديث 16؛ وسائل الشيعة: 7/ 95، باب 36، حديث 8833.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
215
1
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

امانت‌داری
کامل ترین مؤمنان از نظر ایمان کیست؟
بهترین هدیه خدا به انسان
سوره‌ای که علی(ع) برای مشرکان می‌خواند
تخریب بقیع به روایت اسناد
اسرار زیارت امام رضا (ع)
عید فطر، روز جایزه‌ها
وداع با ماه مبارک رمضان
ماجرای پیوستن «زهیر» به کاروان امام حسین(علیه السلام)
دعا و نیایش در قرآن

بیشترین بازدید این مجموعه

هم کفوى در ازدواج
امام موسی کاظم(ع)؛ حافظ اسلام راستین
‌بشارت ظهور حضرت مهدي(عج) در ‌‌انجيل
فضائل حضرت فاطمه علیها السلام
نصيحت پيامبر (ص) به ابوذر
اعمال نجات بخش در قيامت‏
نماز باعث آمرزش گناهان
پشت سر مردگان غیبت نکنید!
فوائد یاد مرگ!
حقیقت بلا و مصیبت در دنیا

 
نظرات کاربر
عاطف هدایتی
سلام چرا این قدر کم ومفهوم جالبی نداره
پاسخ
0     0
2 اسفند 1391 ساعت 04:04 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا