فارسی
شنبه 13 آذر 1400 - السبت 29 ربيع الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
481
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مرگ و عالم آخرت - جلسه دوازدهم (2) - (متن کامل + عناوین)

 

 

 خطر حبط اعمال

 بعد از اين نصيحت دوباره پروردگار مى فرمايد : » اتَّقُواْ اللَّهَ « خود را حفظ كنيد . اين نصيحت دوم با اولى فرق دارد . اين يعنى ايمان ، اعمال خوب ، عبادت هايى كه از شما ظهور كرده و نيكى هايى كه به مردم داشته ايد را حفظ كنيد ؛ چون اين ها تا زنده ايد ، در معرض خطر »حبط« هستند . خوبى ها در معرض خطر است ، آن هم خطر خيلى سنگين .

 البته خطرات هر روزگارى به تناسب خودش بوده است ، نه اين كه فكر كنيد روزگار قديم مردم در معرض خطر نبودند و از دويست سال قبل شروع شده باشد ، نه ، هميشه مردم با ايمان در خطر بوده اند .(307)

 

 

 زيارت آخر پيامبر صلى الله عليه وآله از اهل قبور

 روايتى را در نوشته هاى علماى اهل تسنّن ديدم ، خيلى عالى ، آموزنده و مهم بود . شب بيست و هشتم صفر - شب رحلت پيامبر صلى الله عليه وآله - يكى از مسلمانان مأمور بود - بنا به خواست خود پيغمبر صلى الله عليه وآله - كنار حضرت بماند كه اگر ايشان كارى داشتند ، او انجام دهد .

 در آن تاريكى شب مدينه ، نيمه شب فرمودند : بيا زير آغوش مرا بگير و مرا بلند كن . معلوم مى شود حال ايشان سخت و ضعف شديدى بر حضرت عارض شده بود كه نمى توانستند برخيزند . بالاخره در جنبه بشرى بيمار ، رنجيده و لاغر شدند و عاقبت به كام مرگ افتادند .

 مى گويد : من زير آغوش پيغمبر صلى الله عليه وآله را گرفتم و حضرت را نشاندم . ايشان فرمودند : نمى خواهم بنشينم ، مرا بلند كن . آهسته دربِ حياط را باز كن و مرا به قبرستان بقيع ببر . گفتم : آقا ! شما با اين حال كه پاى خود را روى زمين مى كشيد ، ديگر طاقت قدم برداشتن نداريد ، خيلى سخت است . در اين وقت شب براى چه مى خواهيد به قبرستان بقيع برويد ؟

 مى دانيد كه خانه پيغمبر همين جايى بوده است كه ايشان را دفن كرده اند . گنبد سبز قبرستان بقيع روبروى منزل آن حضرت بود .

 

 هشدار پيامبر صلى الله عليه وآله به خطرات بعد از خود

 مى گويد : من بايد امر پيغمبر صلى الله عليه وآله را اطاعت مى كردم ، لذا زير آغوش ايشان را گرفتم و با آن حال ضعف و ناتوانى ، ايشان را بردم ، بعد فرمودند : مرا به داخل قبرستان ببر . رو به قبرها ، به ديوار قبرستان تكيه دادند ، با گريه براى اموات از خداوند طلب مغفرت كردند و بعد فرمودند :

 من تا فردا بيشتر در دنيا نيستم ، بعد مرا نزد شما مى آورند ؛ يعنى ديگر نوبت من است كه وارد عالم برزخ شوم . بعد اين جمله را فرمودند كه خيلى مهم و ترسناك است. فرمودند :

 اى مرده هاى قبرستان ! اى فرد فرد امواتى كه در اين قبرها دفن هستيد ، من امشب با اين حالم آمده ام تا به شما بگويم كه خوش به حال شما كه قبل از من عمر شما سر آمد و مرديد ؛ چون فردا بعد از مرگ من ، فتنه و خطرى رخ نشان خواهد داد كه هر كس در آن فتنه و خطر وارد شود ، كافر خواهد شد ؛ يعنى دين ، نمازها ، روزه ها ، جهادها و زحماتش از دست مى رود .(308)

 

 تفاوت فتنه ها در هر دوره

 اين » اتقوا الله « دوم با اولى فرق دارد . در اولى مى فرمايد : خود را از درگير شدن با آتش جهنم حفظ كنيد ، كه عامل درگير شدن نيز گناه كبيره و اصرار بر صغيره و ترك واجبات است . اما تقواى دوم يعنى ايمانى كه كسب كرده و عملى كه به دست آورده ايد ، حفظ كنيد ؛ چون همه اين ها تا لحظه آخر عمر در كنار فتنه و خطر است .

 فتنه هر دوره اى به شكلى جداگانه رخ نشان داده است . امروز فتنه ها از ماهواره ها ، سايت ها ، فرهنگ هاى وارداتى يهود ، نصارى و لاييك هاى جهان رخ نشان مى دهند . به صورت زنان و دختران عشوه گر كه دزد انسانيت هستند . يا به صورت مردان ، زنان و دخترانى كه از ايمان ، خدا ، قيامت و انسانيت جدا زندگى مى كنند و فتنه ها و خطرهاى سنگين ديگر .

 

 تفسيرى بر نفاثات

 جلد دهم كتاب با عظمت »مجمع البيان « كه در تفسير قرآن است و هزار سال قبل نوشته شده و وزارت اوقاف مصر كه تمام كارمندان و وزيرش اهل تسنن هستند ، با هزينه خود اين ده جلد تفسير شيعه را چاپ كرده و پخش كردند . البته با جرياناتى كه در عالم اسلام مى گذرد. چنين چيزى را شيعه به خواب هم نمى ديد كه اهل تسنن كتاب ما را با خرج خود چاپ كنند و به بسيارى از دانشمندان خود هديه دهند و بگويند : شيعه نيز حرف ، علم و فرهنگ دارد . شيعه نيز قرآن شناس است . اين كار خيلى مهمى بود .

 در باب فتنه ببينيد كه صاحب اين تفسير چه مى گويد . ايشان بهترين حرف را در بين تمام مفسران ، زده است : در تفسير سوره فلق به پيغمبر صلى الله عليه وآله راهنمايى مى كند ، تا بعد از آن ، نوبت به امت برسد .

 

 » وَ مِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ × وَ مِن شَرِّ النَّفَّثَتِ فِى الْعُقَدِ «(309)

 اغلب تفسيرهاى شيعه و سنى ، كلمه »نفاثات « را كه جمع مؤنث است ، چنين معنا كرده اند كه خدا به پيغمبر صلى الله عليه وآله مى فرمايد : از شرّ پيرزن هاى متخصّص جادوگرى كه در زندگى ها گره مى اندازند ، به منِ خدا پناه بياور . فقط من هستم كه شرّ اين ها را مى توانم كم كنم ؛ يعنى شرّ اينان قوى و فتنه آنان سنگين است .

 اما »مجمع البيان « مى گويد : »نفاثات « يعنى اى پيغمبر و حبيب من ! از شرّ زنان زيباچهره عشوه گر ، طنّاز و خودنما كه قوى ترين مردان را بى دين مى كنند و به جهنّم مى كشند ، به من پناه بياور ؛ چون هيچ كس بدون من از شرّ اين ها نمى تواند سالم بماند .

 به پيغمبرش مى فرمايد : تو با اين قدرت ايمان ، از شرّ زنان و دختران جوان زيبا و خودنماى عشوه گر كه قوى ترين انسان هاى با ايمان را به جهنّم مى كشند ، به من پناه ببر .(310)

 

  لزوم تفكر در مرگ و عالم آخرت

 » اتَّقُواْ اللَّهَ « يعنى خود را از درگير شدن به اين عذاب كه خدا براى عذاب كردن معذّبين آن هزاران دليل دارد ، حفظ كنيد :

 

 » يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ «(311)

 

 هر انسانى انديشه و تفكر كند كه براى بعد از مرگ ، براى دنياى برزخ و قيامتش چه كرده است . آتش فرستاده است يا نعمت هاى بهشت را با اخلاق پاك ، عمل صالح و ايمان آماده كرده است ؟ چه عملى براى خود در پيشگاه خدا گذاشته است تا بعد از مرگ برود و در كنار نتايج اعمالش بنشيند و از محصولش تا ابد استفاده كند .

 

 » الدنيا مزرعة الاخرة «(312)

 » مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْأَخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِى حَرْثِهِ «(313)

 

 كسى كه آخرت را بخواهد و براى آخرت بكارد ، من زراعت او را رشد و پرورش مى دهم و اضافه مى كنم و در قيامت نيز به او برمى گردانم .(314)

 

 معرفى توشه هاى آخرتى در قرآن

 

 الف - نماز ، زكات و احسان به مردم

 آخرين آيه سوره مزمّل مى فرمايد :

 

 » وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ أَقْرِضُواْ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا «(315)

 

 هم خدا را عبادت كنيد و هم به مردم نيكى كنيد .

 » أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ « يعنى عبادت خدا » وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ أَقْرِضُواْ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا « يعنى احسان به مردم .

 

 » وَ مَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَ أَعْظَمَ أَجْرًا «(316)

 

 آنچه را كه پيش مى فرستيد و خود بعد از آن به پيشگاه من مى آييد ، همه پيش فرستاده ها را خواهيد يافت :

 

 » هُوَ خَيْرًا وَ أَعْظَمَ أَجْرًا «

 

 ب - استغفار و توبه واقعى

 در عين عبادت ربّ و خدمت به خلق :

 

 » وَ اسْتَغْفِرُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمُ «(317)

 

 از خدا طلب آمرزش كنيد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .

 پس آتش قيامت قابل خاموش كردن است و عامل خاموش كردن آن ، بازگشت به خدا و توبه كردن است . پر كردن جاى خالى عبادات و بندگى هايى كه در گذشته عمر از انسان به عمد يا به سهو ترك شده است :

 

 » إِلَّا مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَلِحًا فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ «(318)

 

 آنهايى كه توبه كنند ، به خدا دل دهند و عمل صالح انجام دهند ، يقيناً اهل بهشت هستند . توبه ، ايمان و عمل صالح ، خاموش كننده آتشى است كه مردم با گناه كبيره و اصرار بر صغيره براى خود فراهم كرده اند .(319)

 

 توبه واقعى حر بن يزيد

 من فكر مى كنم هيچ گنهكارى مانند »حرّ بن يزيد« با آن گناهش ، آتش هفت طبقه دوزخ را براى خودش فراهم نكرده باشد ؛ چون گناهش كم نبود . او جلوى ابى عبدالله عليه السلام را گرفت ، ايشان را پياده كرد و در دام دشمن انداخت . او تمام جادّه ها را به روى حضرت بست ، البته در عالم غفلت بود .

 ولى وقتى صبح عاشورا ، اول طلوع آفتاب بيدار شد و زشتى كارش را درك كرد . به پسرش گفت : من مى خواهم به طرف خيمه هاى امام حسين عليه السلام بروم . اين جوان هجده ساله گفت : پدر ! ديوانه شده اى ؟ تو حضرت حسين بن على عليهما السلام را به اين سى هزار گرگ تحويل داده اى ، آن وقت كجا بروى ؟ مگر ايشان تو را راه مى دهند ؟

 گفت : على جان ! تو امام حسين عليه السلام را نمى شناسى . او انسانى نيست كه گدا را راه ندهد . طبيبى نيست كه دردمند را راه ندهد . ثروتمندى نيست كه تهيدست را قبول نكند .

 جانب خيمه ها رفت ، وقتى به چند قدمى خيمه ها رسيد ، صدا زد :

 

 » هل لى من توبة «

 

 مرا قبول مى كنيد ؟ راه مى دهيد و مى پذيريد ؟ امام عليه السلام فرمودند :

 

 » ارفع رأسك «

 

 چرا سر خود را پايين انداخته اى ؟ اينجا جاى سربلندى ، رفعت و عظمت است . وقتى سر خود را بلند كرد ، ديد حضرت آغوش خود را باز كرده است .(320)

 

 والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

 

پی نوشت ها:

 

 

307) بحار الأنوار: 348/35، باب 13، حديث 28؛ »عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: »وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الآْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِين« مائده 5؛ قَالَ الْإِيمَانُ فِي بَطْنِ الْقُرْآنِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فَمَنْ كَفَرَ بِوَلَايَتِهِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ.«

308) إرشاد القلوب: 33/1، الباب الخامس في التخويف و الترهيب؛ »وَ رُوِيَ أَنَّهُ صلى الله عليه وآله لَمَّا مَرِضَ مَرَضَهُ الَّذِي مَاتَ فِيهِ خَرَجَ مُتَعَصِّباً مُعْتَمِداً عَلَى يَدِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام وَ الْفَضْلِ بْنِ الْعَبَّاسِ فَتَبِعَهُ النَّاسُ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ آنَ مِنِّي خُفُوقِي يَعْنِي رَحِيلِي وَ قَدْ أُمِرْتُ أَنْ أَسْتَغْفِرَ لِأَهْلِ الْبَقِيعِ ثُمَّ جَاءَ حَتَّى دَخَلَ الْبَقِيعَ ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ التَّوْبَةِ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ لِيُهْنِئْكُمْ مَا أَصْبَحْتُمْ فِيهِ مَا النَّاسُ فِيهِ أَتَتِ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ يَتْبَعُ أَوَّلُهَا آخِرَهَا ثُمَّ اسْتَغْفَرَ لَهُمْ وَ أَطَالَ الِاسْتِغْفَارَ وَ رَجَعَ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ حَوْلَهُ فَحَمِدَاللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ آنَ مِنِّي خُفُوقِي فَإِنَّ جَبْرَئِيلَ كَانَ يَأْتِينِي يُعَارِضُنِي بِالْقُرْآنِ فِي كُلِّ سَنَةٍ مَرَّةً وَ إِنَّهُ قَدْ عَارَضَنِي بِهِ فِي هَذِهِ السَّنَّةِ مَرَّتَيْنِ وَ لَا أَقُولُ ذَلِكَ إِلَّا لِحُضُورِ أَجَلِي فَمَنْ كَانَ لَهُ عَلَيَّ دَيْنٌ فَلْيَذْكُرْهُ لِأُعْطِيَهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ عِنْدِي عِدَةٌ فَلْيَذْكُرْهَا أُعْطِهِ أَيُّهَا النَّاسُ لَا يَتَمَنَّى مُتَمَنٍّ وَ لَا يَدَّعِي مُدَّعٍ فَإِنَّهُ وَ اللَّهِ لَا يُنْجِي إِلَّا الْعَمَلُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ لَوْ عَصَيْتُ لَهَوَيْتُ ثُمَّ رَفَعَ طَرْفَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ قَدْ بَلَّغْت.«

309) فلق (4 - 3 : (113؛ »و از زيان شب هنگامى كه با تاريكى اش درآيد ] كه در آن تاريكى انواع حيوانات موذى و انسان هاى فاسق و فاجر براى ضربه زدن به انسان در كمين اند  [× و از زيان زنان دمنده ] كه افسون و جادو [ در گره ها ] مى دمند و با اين كار شيطانى در زندگى فرد ، خانواده و جامعه خسارت به بارمى آورند [.«

310) مجمع البيان في تفسير القرآن: 866/10؛ » »وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ« معناه و من شر النساء الساحرات اللاتي ينفثن في العقد عن الحسن و قتادة و إنما أمر بالتعوذ من شر السحرة لإيهامهم أنهم يمرضون و يصحون و يفعلون شيئا من النفع و الضرر و الخير و الشر و عامة الناس يصدقونهم فيعظم بذلك الضرر في الدين و لأنهم يوهمون أنهم يخدمون الجن و يعلمون الغيب و ذلك فساد في الدين ظاهر فلأجل هذا الضرر أمر بالتعوذ من شرهم و قال أبو مسلم النفاثات النساء اللاتي يملن آراء الرجال و يصرفنهم عن مرادهم و يردونهم إلى آرائهن لأن العزم و الرأي يعبر عنهما بالعقد فعبر عن حلها بالنفث فإن العادة جرت أن من حل عقد نفث فيه.«

311) حشر (18 : (59؛ »اى اهل ايمان ! از خدا پروا كنيد ؛ و هر كسى بايد با تأمل بنگرد كه براى فرداى خود چه چيزى پيش فرستاده است.«

312) عوالى اللآلى: 267/1، الفصل العاشر، حديث 66؛ »قال صلى الله عليه وآله الدنيا مزرعة الآخرة.«

313) شورى (20 : (42؛ »كسى كه زراعت آخرت را بخواهد ، بر زراعتش مى افزاييم.«

314) الكافى: 435/1، باب فيه نكت و نتف من التنزيل، حديث 92؛ »عن ابى بصير عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ U: . . . قُلْتُ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الآْخِرَةِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام وَ الْأَئِمَّةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ قَالَ نَزِيدُهُ مِنْهَا قَالَ يَسْتَوْفِي نَصِيبَهُ مِنْ دَوْلَتِهِمْ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الآْخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ قَالَ لَيْسَ لَهُ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ مَعَ الْقَائِمِ نَصِيبٌ.«

315) مزمل (20 : (73؛ »و نماز را برپا داريد و زكات بپردازيد و وام نيكو  به خدا بدهيد.«

316) مزمل (20 : (73؛ »و آنچه را از عمل خير براى خود پيش مى فرستيد ، آن را نزد خدا به بهترين صورت و بزرگ ترين پاداش خواهيد يافت.«

317) مزمل (20 : (73؛ »و از خدا آمرزش بخواهيد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.«

318) مريم (59 : (19؛ »مگر آنان كه توبه كرده و ايمان آورده و كار شايسته انجام داده اند ، پس آنان به بهشت درآيند.«

319) مستدرك الوسائل: 153/1، باب 27؛ »عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً قَالَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّهُ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً وَ لَمْ يَهْتَدِ إِلَى وَلَايَتِنَا وَ مَوَدَّتِنَا وَ مَعْرِفَةِ فَضْلِنَا مَا أَغْنَى عَنْهُ ذَلِكَ شَيْئاً.«

 بحار الأنوار: 182/27، باب 7، أنه لا تقبل الأعمال إلا بالولاية، حديث 33؛ »عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ U إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى قَالَ إِلَى وَلَايَتِنَا وَ اللَّهِ أَ مَا تَرَى كَيْفَ اشْتَرَطَ اللَّهُ U

320) الأمالي للصدوق: 159، المجلس الثلاثون؛ »قال فضرب الحر بن يزيد فرسه و جاز عسكر عمر بن سعد لعنه الله إلى عسكر الحسين عليه السلام واضعا يده على رأسه و هو يقول اللهم إليك أنيب  ]أنبت  [فتب علي فقد أرعبت قلوب أوليائك و أولاد نبيك يا ابن رسول الله هل لي من توبة قال نعم تاب الله عليك قال يا ابن رسول الله أ تأذن لي فأقاتل عنك فأذن له فبرز و هو يقول أضرب في أعناقكم بالسيف عن خير من حل بلاد الخيف فقتل منهم ثمانية عشر رجلا ثم قتل فأتاه الحسين عليه السلام و دمه يشخب فقال بخ بخ يا حر أنت حر كما سميت في الدنيا و الآخرة ثم أنشأ الحسين عليه السلام يقول: لنعم الحر حر بني رياح و نعم الحر عند مختلف الرماح و نعم الحر إذ نادى حسينا فجاد بنفسه عند الصباح.«

 


منبع : پایگاه عرفان
481
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^