فارسی
پنجشنبه 23 مرداد 1399 - الخميس 23 ذي الحجة 1441

  1182
  0
  0

توحيد ذات و صفات‏

 

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد پنجم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

ذات حضرت حقيقتى است كه مطلقاً كثرت و تعدد و اجزائى براى او متصور نيست، ذاتى است كه تجزيه به اين جزء و آن جزء و به ذات و اسم و ذات و صفات نمى شود.

در صفت الوهيت يعنى معبود بودن واحد است و كسى شريك او نيست، در ساير صفات هم مانند قدرت، علم، حيات و احد است و شريكى ندارد، علم او مانند ديگر علوم و قدرت و حياتش مانند ساير قدرت ها و حيات ها نيست، صفات گوناگونى كه براى حضرتش تصور مى شود فقط از نظر مفهوم با هم متفاوت است ولى در خارج تعدد و كثرتى ندارد، در حقيقت همه صفات يك چيزند و آن ذات بى بديل اوست، وحدتى كه شايسته ساحت مقدس اوست از قبيل وحدت عددى و نوعى و جنسى نيست، بلكه وحدت حقه حقيقيه است، آيه شريفه اين وحدت را مطرح مى كند و با لفظ واحد مى خواهد بگويد مقام الوهيت يعنى مقامى كه سزاوار عبادت و بندگى است فقط اوست نه آنچه را شما به عنوان اله انتخاب كرده ايد، كه اله انتخاب شما از هر نوع جنسى باشد مخلوق ضعيف است و هيچ گونه استحقاقى براى عبادت ندارد.

لا در آيه شريفه لاى نفى جنس است كه ذات هر چيزى را به عنوان ذات نفى مى كند نه وصفى از اوصاف آن را، و از نظر تركيب ادبى خبر لا در آيه موجود يا كائن يا امثال آن است و چون ضمير هو ضمير رفع است نه ضمير نصب لفظ إِلَّا براى استثناء نيست بلكه بايد صفت براى اله و به معنى غير باشد و در حقيقت جمله مزبور به اين صورت است.

«لا اله غير الله بموجود»

معبود حقى كه غير خدا كه لايق پرستش وجود ندارد، جمله مزبور فقط براى نفى معبودهاى خيالى است كه مشركين براى خود انتخاب كردند نه اين كه دو مطلب را در برداشته باشد: يكى نفى آن معبودها و ديگر اثبات وجود خدا چون گفته شد إِلَّا در اينجا براى استثناء نيست تا دلالت بر نفى و اثبات كند، چرا كه قرآن مجيد اصل وجود خدا را از بديهيات دانسته و محتاج به استدلال نمى بيند و تمام توجهش به اثبات صفات مانند يگانگى، خالقيت، علم، قدرت و امثال آن است. «1» آرى حضرتش در ذات و صفات مثل و كفوى ندارد، در استحقاق عبادت يعنى در الهيت فرداست، تبعيض و تجزيه بر ذاتش روا نيست، در ازليت و ابديت ذات يگانه است.

«ايمان به الوهيت واحد است كه از هر عبوديت ديگر و كفر و كتمان مى رهاند و استعدادها را براى كمال و به سوى تكامل برمى انگيزد، عبادت هر معبودى جز كمال و قدرت مطلق چون هم سطح انسان يا پست تر است موجب انحطاط و توقف مى گردد و استعدادها را خاموش و مكتوم و حقايق را مسخ و محرّف مى نمايد.

آن بت پرستى كه سنگ و چوب را مى پرستد، تا ماده پرست و شهوت پرستى كه به مظاهر آنها سر فرود مى آورد، و احكام خدا و هدايت را براى تقرب به آنان تأويل و كتمان مى نمايد، تا عقيده و مرام پرست جامدى كه همه حقايق بسيط را در راه افكار ساخته و محدود خود شكل مى دهد و تحريف مى نمايد، تا علم و فرمول پرستى كه مى كوشد تا هر حقيقت و واقعيت آزادى را با دريافت هاى محدود خود منطبق سازد، چون انسان به هر مقام فكرى و علمى برسد باز خود را مخلوق و مألوه ومحكوم مى بيند ناچار بايد معبودى براى خود بسازد و منتهاى عشق و كشش خود را به آن برساند و چون نمى خواهد يا نمى تواند انديشه خود را از هر قيد و محدوديتى آزاد نمايد و از ميان قشرهاى اوهام و تقاليد و ديوارهاى علمى بيرون آيد و به معبود مطلق و واحد برسد، معبودها و الوهيت هائى براى خود مى سازد كه با خاموشى و تنبلى ذهنش سازگار و نزديك باشد.

لا إِلهَ إِلَّا هُوَ تأكيد وحدت و نفى هر گونه الوهيت و نمودار بسط و برگشت نمودها و نورها و نيروها به همان هستى واحد و مطلق است.

همه از او و به او برمى گردند و همه از او هستى و حركت و كمال و جمال و پيوستگى دارند، عبادت و پيوستگى به او پيوستگى و هماهنگى با همه اجزاء جهان و در مسير آن است.

آن رحمت و نوازشى كه انسان گمراه از غير او مى جويد، و چشم ميدوزد و كمر خم مى نمايد، بايد از آن سرچشمه بى دريغ رحمت بجويد تا چشمش باز و قامتش راست گردد «2»» شرح و توضيح رحمن و رحيم به طور مفصل در سوره حمد گذشت.

 

هشت رشته دانش در توحيد

در اين بخش لازم مى دانم به عناوين اين هشت رشته اشاره كنم، زيرا شرح هر كدام كتابى جداگانه لازم دارد، البته اگر كسى بخواهد اين هشت رشته را به طور مشروح بداند بايد پس از قرآن مجيد و نهج البلاغه و دعاى اول صحيفه سجاديه به كتاب هاى با ارزشى چون كافى، توحيد صدوق، بحارالانوار باب توحيد، علم اليقين فيض كاشانى جلد اول، و محجة البيضاء مراجعه كند.

1- وجود حق 2- توحيد او 3- تنزيه حضرتش از عيب و نقص 4- صفات علياى او 5- بخشى از نعوت او 6- اسماء حسنى 7- افعال و قضا و قدرش 8- بخشى از آثار رحمت و آيات عظمتش.

در رابطه با شناخت وجودش و برخى از صفات و افعالش براى نورانى شدن قلب خوانندگان عزيز به آياتى از قرآن مجيد و رواياتى از مكتب اهل بيت عليهم السلام اشاره مى كنم.

إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِكُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ: «3»

يقيناً خدا شكافنده دانه و هسته در بستر طبيعت است، اوست كه زنده را از مرده بيرون مى آورد، و بيرون آورنده مرده از زنده است، اين است خدا، پس چگونه از حق كه از آفتاب روشن تر است منصرفتان مى كنند؟!

فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ: «4»

خداوند شكافنده صبح از ميان پرده تاريك شب است و شب را براى آرامش قرار داد، و خورشيد و ماه را وسيله اى براى محاسبه و اندازه گيرى زمان مقرر فرمود، اين است اندازه گيرى تواناى شكست ناپذير دانا.

وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ.

وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ: «5»

و اوست كه ستارگان را براى شما قرار داد تا به وسيله آنها در تاريكى هاى خشكى و دريا راه يابيد، مسلماً ما آيات و نشانه هاى خود را براى قومى كه دانايند بيان نموديم.

و اوست كه شما را از يك يك ذات آفريد، برخى از شما استقرار يافته در زمين و برخى به وديعت نهاده در اصلاب و رحم هايند، ما نشانه هاى خود را براى قومى كه مى فهمند بيان كرديم.

وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْ ءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ: «6»

و اوست كه از آسمان آبى فرستاد و به وسيله آن گياهان گوناگون را از زمين رويانيديم، و از آن ساقه ها و شاخه هاى سبز در آوريم، و از آن دانه هاى متراكم را خارج مى كنيم، و باغ هائى از انگور و زيتون و انار شبيه به هم و بى شباهت به هم بيرون مى آوريم، به ميوه اش چون ميوه دهد و به كيفيت رسيدنش به ميوه كامل با تامل بنگريد، مسلما در اين امور براى اهل ايمان نشانه هائى بر توحيد، ربوبيت و قدرت خداست.

وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ: «7»

و اوست كه زمين را گسترانيد و در آن كوه هائى استوار و نهرهائى پديد آورد، و در آن از همه محصولات و ميوه ها نوعى دوتائى [نر و ماده ] قرار داد، شب را به روز مى پوشاند [تا ادامه حيات براى همه نباتات و موجودات زنده ممكن باشد] يقيناً در اين امور براى مردمى كه مى انديشند نشانه هائى بر توحيد، ربوبيت، و قدرت خداست

وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ: «8»

در زمين قطعات مختلف و گوناگون، و باغ هائى از انگور و كشت زار و درختان خرمائى است كه بر يك ريشه و غير يك ريشه مى رويند، ما برخى از آنها را در ميوه و محصول با آن كه از يك آب سيراب مى شوند بر برخى ديگر برترى مى دهيم، بى ترديد در اين امور براى مردمى كه تعقل مى كنند نشانه هائى بر توحيد، ربوبيت و قدرت خداست.

نمونه اين آيات در قرآن مجيد زياد است، كه تعمق و تفكر در آنها انسان را وادار به اعتراف به اين حقيقت مى كند كه كارگردان و مدبر، و خالق و پرورش دهنده همه موجودات يكى است و در هيچ كارى از كارهايش شريك ندارد، و با دارا بودن قدرت بى نهايت نياز به شريك براى او نيست.

 

برخى از روايات باب توحيد

از رسول خدا خطبه بسيار مهمى در باب توحيد وارد شده كه به ترجمه آن اكتفا مى كنم: «9» ستايش براى خدائى است كه در اوليت و ازليت يكتاست، به سبب الهيتش عظمت دارد، و با كبريائى و جبروتش اظهار بزرگوارى مى نمايد، آنچه را به وجود آورده ابتداءً و بدون نقشه قبلى ايجاد كرده است، آفريننده ما با لطف پروردگارى اش قديم است، و با آگاهى به خبر و نتيجه خلقت نطفه موجودات زنده را شكافته است، و با نيروى استوارش آفريده هاى را پديد آورده، با روشنى صبحگاهان سياهى شب را به روز آورده، هيچ قدرتى نمى تواند خلقتش را تبديل نمايد و هيچ توان مندى نمى تواند صنعش را تغيير دهد، دستورش تعقيب كننده و فرمانش را ردّ كننده اى نيست.

راحت گاهى از اجابت دعوتش وجود ندارد، و سلطنت و ملكش را زوالى نيست، مدت حكومتش پايان نمى پذيرد، او خدائى ثابت و ازلى و دائم و هميشگى است، نورش ميان او و مخلوقاتش حجاب قرار داده ذات محجوبش در افق بلند و عزتى شامخ و سلطنتى عالى است.

بالاتر از همه چيز و نزديك به همه چيز است، بدون اين كه با چشم سر ديده شود براى مخلوق خود تجلى مى كند، او در ديدگاه بسيار بلندى قرار دارد، دوست دارد كه با اين عظمت و جلالت به مقام وحدانيت و يگانگى اختصاص داده شود، زيرا اينگونه ويژگى ها را غير او دارا نيست، كه نورش سبب احتجاب او شود، و نسبت به هستى در يك چنين مقام بلندى واقع گردد، خود را از آفريده ها پنهان داشته، ولى سفيرانى را به سوى ايشان فرستاده كه حجت و راهنماى رساى مخلوق قرار گيرند، و پيامبران را گواه بر بندگان گمارده، در ميان انسانها پيامبران برانگيخته است كه مژده رسان رحمت و هشدار دهنده نسبت به عذاب باشند، براى اين كه اگر كسى به هلاكت مى رسد دليل و حجت بر او قائم باشد، و اگر فردى حيات معنوى مى يابد بر اساس برهان يابد، و آنچه بندگان درباره خداى خود نمى دانستند به وسيله آن سفيران بفهمند، پس او را با كمك انبيا به پروردگارى بشناسند پس از اين كه انكار نمودند و به يگانه بودنش اعتراف نمايند بعد از آن كه عناد ورزيدند.

فتح بن يزيد مى گويد از حضرت رضا (ع) درباره ى كمترين معرفت نسبت به خدا پرسيدم حضرت پاسخ داد:

«الاقرار بانه لا اله غيره، و لا شبه له و لا نظير و انه قديم مثبت موجود غير فقيد، و انه ليس كمثله شى ء:» «10»

 

اقرار به اين كه معبود سزاوار بندگى و عبادت جز او نيست، شبيهى ندارد، مانندى براى او نمى باشد، قديم و پابرجاست، وجودى است كه عدم در او راه ندارد، و چيزى در همه هستى مانند او نيست.

از حضرت صادق (ع) روايت شده كه اميرالمؤمنين فرمود:

 «اعرفو الله بالله و الرسول بالرساله و اولى الامر بالامر بالمعروف و العدل و الاحسان:» «11»

خدا را به خودش بشناسيد، و پيامبر را با رسالتش درك كنيد، و اولى الامر را با امر به معروف و عدالت و نيكى به همگان شناسائى كنيد.

از حضرت صادق روايت شده يهود به پيامبر اسلام گفتند نسب خدا را براى ما بيان كن، حضرت سه روز پاسخ آنان را نداد تا سوره ى توحيد نازل شد:

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ:

بگو او يگانه ايست كه مستجمع همه صفات كماليه است، بى نياز از هر چيزى و هر كسى است و كل نيازمندان كه نيازمندى عين ذات آنان است به او براى رفع نياز روى مى كنند، كسى را نزاده، و از كسى زائيده نشده، هيچ كس در ذات و صفات همانند و همتا و شبيه او نيست. «12»

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- الميزان ج 1 ص 558.

(2)- پرتوى از قرآن ج 2 ص 31.

(3)- انعام 95.

(4)- انعام 96.

(5)- انعام 97- 98.

(6)- انعام 99.

(7)- رعد 3.

(8)- رعد 4.

(9)- بحار ج 4 ص 287.

(10)- الكتب الاربعه كافى ج 1 ص 46.

 (11)- كافى ج 1 ص 45 الكتب الاربعه.

 (12)- الكتب الاربعه كافى ج 1 ص 48.

 


منبع : پایگاه عرفان
  1182
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز