فارسی
جمعه 12 آذر 1400 - الجمعة 28 ربيع الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
848
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

فرشتگان حافظ اعمال‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد پنجم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

حضرت زين العابدين عليه السلام عرضه مى دارد:

«الهى زحمت و رنج ما را بر نويسندگان گرامى آسان گردان و نامه هاى ما را از حسنات و نيكى هاى ما پُرساز و ما را نزد آنان به بدى كردارمان مفتضح و رسوا مساز.»

مسأله كتاب يا پرونده يا نامه اعمال كه امروز بسته و در فرداى قيامت باز است، مسأله اى عظيم و وحشت آور و حقيقتى است كه در قرآن مجيد به طور مكرّر به آن اشاره شده است و كتاب خدا در اين زمينه به انسان هشدار داده كه مواظب و مراقب باشد كه پرونده اش با خطوط گناه و معصيت سياه نشود.

قرآن مجيد، كِرام كاتبين و رقيب و عتيد، دست و پا و پوست و زمين را حافظ اعمال انسان و تكميل كنندگان پرونده آدمى مى داند.

قرآن كريم، خداوند و پيامبر و ائمه معصومين را شاهدان اعمال انسان معرفى فرموده و راه هر عذرى را به روى انسان بسته است.

وَ إنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ* كِراماً كاتِبينَ* يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ* إنَّ الأْبْرارَ لَفى نَعيمٍ* وَ إنَّ الْفُجّارَ لَفى جَحيمٍ» «1»

و بى ترديد بر شما نگهبانانى گماشته اند* بزرگوارانى نويسنده* كه آنچه را [از خير و شر] انجام مى دهيد، مى دانند [و ضبط مى كنند.]* به يقين نيكان در نعمت فراوانى قرار دارند* و مسلّماً گناهكاران در دوزخ اند.

«اين حافظان، فرشتگان و قدرت هاى مافوق و محيط بر انسانند كه اعمال و آثار را حفظ و ثبت مى كنند و به صورت ثابت نگه مى دارند. آن چنانكه صفات و خواصِّ ثبت و متراكم شده در صفحه هاى ذرّات هسته ياخته هاى نسلى و نطفه و در سراسر ساختمان انسان، از نظرهاى نافذ و علمى نهان است و جز از طريق وحى، اوصاف آنها را نمى توان دريافت.

اين آيات، اين گونه فرشتگان و مبادى ناپيدا را به چهار صفت توصيف نموده است كه سه صفت آن به صورت اسمى آمده و دلالت بر ثبات دارد. آخرين صفت، يا جمله فعليّه اى است كه مبيّن استمرار است و «ما» در ميان دو فعل دلالت بر تعميم دارد: اين نگهبانان گرامى و نويسندگانند، آنها مى دانند هر چه را كه انجام مى دهيد.

بيان اين اوصاف خاص: حافظين، كرام، كاتبين، يعلمون ... در آن حدّ و براى آن است كه انسان دچار غرور و غفلت نشود و مراقب انديشه ها و اعمال خود باشد.

وصف كرام در بين اين اوصاف، انسان گناهكار را اميدوار مى نمايد؛ زيرا اين فرشتگان حافظ و كاتب چون كرام و نماينده ربّ كريم اند از ثبت و ابقاى گناه تا مى توانند چشم مى پوشند و اعمال و نيّات خير و مؤثّر در كمال را اگرچه اندك باشد ثبت و نگهدارى مى كنند و آن را مى افزايند و از اين طريق انسان را در مسير كرامت و تكامل كه قانون اصيل عالم است پيش مى برند.

آنچه در روايات معصومين در اوصاف اين فرشتگان آمده مطابق همين حقيقت است.

 

كلام شيخ صدوق درباره فرشتگان

خلاصه اين روايات را شيخ صدوق رحمه الله چنين بيان كرده است:

«هيچ بنده اى نيست مگر آن كه بر او دو فرشته گماشته شده است كه همه اعمال او را مى نويسند. كسى كه قصد كار نيكى نمايد و آن را انجام ندهد، برايش يك حسنه مى نويسند و اگر انجام دهد ده حسنه مى نويسند. او اگر قصد سيّئه نمايد آن را نمى نويسند تا آن كه انجام دهد و چون انجام داد تا هفت ساعت از نوشتن آن خوددارى مى كنند، تا اگر توبه كرد نمى نويسند و اگر توبه نكرد يك سيّئه مى نويسند. «2» اين فرشته ها هر عمل كوچك و بزرگ تا دميدن در خاكستر را مى نويسند؛ تا مرد مسلمان ساكت است «محسن» نوشته مى شود و چون سخن گفت «محسن» يا «مُسى ء» شمرده مى شود.

حفظ و ثبت اعمال به وسيله اين گونه حافظان به صورت محيط سرسبز و نعمت هاى پايدارى درمى آيد كه ابرار در آن با خوشى و رفاه به سر مى برند و به صورت دوزخ درمى آيد كه فجّار در آن مى سوزند.

شيخ صدوق رحمه الله از ائمه معصومين عليهم السلام نقل مى كند كه:

جاى اين دو فرشته از وجود فرزند آدم، در تَرقُوتين «3» مى باشد. آن كه سمت راست است نيكى ها را مى نويسد و آن كه سمت چپ است بدى ها را؛ اعمال بنده را دو فرشته در روز و دو فرشته در شب مى نويسند. «4» اين بيان كه جاى اين نوع فرشتگان را از وجود آدمى در ترقوتين نشان داده است، مثل و تشبيهى است مانند:

وَ نَحْنُ أقْرَبُ إلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ» «5»

و ما به او از رگ گردن نزديك تريم.

و شايد محلّ واقعى يا جاى عمل اين گونه فرشتگان از اين جهت در ترقوتين مى باشد كه مركز اعصاب و معبر شريان ها و وريدهاى بزرگ و مفصل ميان سر و بدن است؛ از همين مركز، اراده و فرمان منجّز به سوى اعضا و عمل و حركت مى گذرد و احساسات و انفعال ها كه در سراسر بدن و خون و قلب حادث مى شود به دستگاه مغز مى رسد و پيوسته محلّ بروز عمل و عكس العمل مى باشد.

ديگر دستگاه هاى بدن و نسوج مختلف، متأثر از انعكاسات پى در پى و مختلفى مى گردند كه به وسيله اعصاب و جريان خون از اين مفصل در آنها منعكس و ثبت مى شود و همه سلول هاى بدن صفحاتى براى ثبت اين انعكاسات مى باشند و سپس از آنها در نسل و صفحات نفوس و اعضاى انسان و اجزا و طبيعت و زمان ثبت مى شوند.

 

مراقبان انسان در كلام امام على عليه السلام

اميرالمؤمنين عليه السلام منشأ و محلّ و رستنگاه اين مراقبان و نگهبانان را، در نفس و همه جوارح انسان نشان داده است:

«بدانيد بندگان خدا كه بر شما مراقبانى (رَصَداً) از نفوس شما و جاسوسانى (عُيُوناً) از جوارح شما و نگهبانان راستينى (حُفّاظَ صِدْقٍ) هست كه پيوسته اعمال شما و شماره نفس هاى شما را نگه مى دارند.

نه تاريكى شب ديجور شما را از چشم آنان پوشيده مى دارد و نه درهاى سخت و بسته از نفوذ آنها شما را دربرمى گيرد.» «6» از اين بيان اميرالمؤمنين عليه السلام معلوم مى شود كه اين نگهبانان از اعماق نفس و جوارح انسان كه مراكز انديشه و عمل اند رسته اند، بنابراين صفحات ثبت و ضبط آنها بايد نخست، نفس انسان و جوارح باشد.

وَ كُلَّ إنْسانٍ الْزَمْناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقيهُ مَنْشوراً* اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً» «7»

و عمل هر انسانى را براى هميشه ملازم او نموده ايم، و روز قيامت نوشته اى را [كه كتاب عمل اوست ] براى او بيرون مى آوريم كه آن را پيش رويش گشوده مى بيند. [به او مى گويند:] كتاب خود را بخوان، كافى است كه امروز خودت بر خود حسابگر باشى.

از اين آيه نيز معلوم مى شودكه نامه اعمال و نويسندگان آن در وجود و با خود انسان هستند؛ نامه هر كس پيچيده و فشرده است و در روز قيامت گشوده و باز مى شود.» «8»

 

تفسيرى بر سجين و كتاب مرقوم

«كَلّا إنَّ كِتابَ الْفُجّارِ لَفى سِجّينٍ* وَ مَآ أَدْرَيكَ مَا سِجّينٌ* كِتابٌ مَرْقُومٌ» «9»

اينچنين نيست كه مى پندارند [در آن روز] يقيناً پرونده بدكاران در سجّين است.* و تو چه مى دانى كه سجّين چيست؟* قضا و سرنوشتى حتمى [براى خائنان ] است.

سجّين به قرينه وزن مبالغه و تقابل با علّيّين، به معناى زندان بس سخت مى باشد كه گويا سختى و تنگى آن افزوده مى شود: گمان و ناباورى مطفّفين هيچ درست نيست؛ چه، در حقيقت نوشته يا نوشتن تبهكاران درباره و در شأن، يا در محيط يا در جهت سجّين است؛ بنابراين معنى سجّين زندان و محيط عذاب و رنج است كه انديشه و عمل تبهكاران در جهت آن پيش مى رود و ثبات مى يابد.

اين معنا موافق است با آنچه مفسران گفته يا نقل كرده اند:

«روح تبهكاران از آسمان ها به سوى زمين و از زمين به سوى سجّين رانده مى شود كه محلّ سپاهيان ابليس است.»

سجّين از چاههاى جهنّم است، سجّين نام كتاب جامع ديوان شرّ است كه در آن اعمال آنها ثبت مى شود. زندان ابدى تبهكاران را كه هميشه و با انواع عذاب در آن گرفتارند با تمثيل و تشبيه و مقايسه با سخت ترين زندان هاى دنيا نمى توان شناخت.

آن زندان را به صورت ثبت شده اعمال تبهكاران و ستمكاران مى سازد و با اصرار به تبهكارى و گناه، ديوارهاى آن هر چه ضخيم تر و بلندتر و اعماق آن بيشتر مى گردد و از در و ديوار و محيط آن دود و آتشى برمى خيزد كه آتشگيره و افروزنده اش انسان گناه پيشه و اعمال او مى باشد و در آن نسيم رحمتى نمى وزد. آن زندان را جز از طريق وحى و انديشه برتر نمى توان شناخت: وَ ما أدْريكَ ما سِجّينٌ».

دو كلمه: كتابٌ مَرْقومٌ تعريف و توصيف كوتاهى است براى اهل نظر و انديشمندان، تا رابطه عمل و ثبات آن را با نهايت بروز آن دريابند و از دريچه اين آيه و از دور به چگونگى سجّين نظر كنند.

سجّين كتاب است، چون صورت ثبت شده اعمالى است كه در جهت محدود و اقشار طبيعت و هبوطگاه غرايز حيوانى و در خلاف جهت تعالى انسان مى باشد؛ مرقوم است؛ زيرا تا اعمال، سخت و بارز و محكم نشود و از هر سو انسان را فرانگيرد، با تحوّل و توبه راه گريز از آن باز است، همين كه اعمال به صورت عادات سپس مَلكات و خويهاى بارز و ثابت درآمد و بندها و ديوارهاى آن محكم شد راه گريز از آن دشوار يا محال مى شود و از هر سو و هر جهت ديدگاه بينش را مى پوشاند و روح آزاد و بلندپرواز آدمى را در بند مى گيرد و منافذ ادراك را جز در مسير سجّين و به سوى جهنّم مى بندد.

تبهكاران سركش و ستم پيشه كه با طوفان شهوات و خودخواهيشان بندهاى اخلاقى و وجدانى و قانونى را پاره مى كنند و مى كوشند تا از هر قيد و بندى آزاد شوند چنان در همين جهان رفتار و خوهايشان مكتوب و مرقوم مى گردد و به بندهاى عادات و در ميان ديوارهاى گناه و سركشى سجّين خود گرفتار و زندانى مى شوند كه ديگر هيچ گونه خير و صلاح خود و ديگران را نمى بينند و در آن نمى انديشند و چنان گرفتار انعكاس اعمال و تضاد و كشمكش درونى و وحشت زدگى ناشى از آنها مى گردند كه از سايه خود مى هراسند و از لذّات عقلى و بهره مندى از جمال هستى يكسره محروم مى شوند و تنها راه آسايش و خوشى را در تخدير احساس و اغفال عقل خود مى يابند و چنان از قلوب و عواطف خلق و رحمت خالق رانده مى گردند كه با همه به دشمنى برمى خيزند و با نظر بد و كينه توزى مى نگرند؛ اينها در ميان دوستان و محافظان خود محروم و زندانى مى شوند و اين زندان پيوسته تنگتر و دشوارتر مى گردد تا سراسر جهان و هستى براى چنين زندانى، بندى به صورت زندانى وحشت زا و پر از شكنجه مى نمايد.» «10» حضرت سجّاد عليه السلام به پيشگاه حضرت ربّ العزّه عرضه مى دارد:

«الهى! زحمت و رنج ما را بر نويسندگان گرامى آسان گردان و نامه هاى ما را از حسنات و نيكى هاى ما پُر ساز و ما را نزد آنان به بدى كردارهاى خود رسوا مكن.»

اگر كسى بخواهد پرونده و كتابى پاك و نورانى و ملكوتى و مورد رضايت حق داشته باشد و در قيامت در صف سر بلندان و عاشقان و مخلصان قرار گيرد، بايد در وادى معرفت قدم زند و دل از نور حقيقت با كمك نبوّت و امامت روشن سازد و تمام حركات و اعمال خود را هماهنگ با واقعيت هاى الهّيه نمايد و پروانه سان در عشق محبوب بسوزد تا از او هويّتى جز هويّت حق نماند و پروانه سان در عشق محبوب بسوزد تا از او هويّتى جز هويّت حق نماند كه ادعا و سهل انگارى و سستى و عافيت طلبى نه اين كه نفعى ندارد، بلكه محرك هايى است كه انسان را از آسمان به زمين رانده و به چاه سجّين در مى اندازد.

در هر صورت ساعات پرقيمت روز را با توجّه به حضرت حق و ياد قيامت و اين كه فرشتگان مأمور حفظ عمل، تمام حركات انسان را به دستور خداوند مى نويسند و ثبت و ضبط مى كنند و با عمل صالح و اداى واجبات و كسب حلال و رفع حاجت حاجتمندان و نياز نيازداران، قدردانى كنيد تا به سعادت ابدى نايل گشته و از حسرت و پشيمانى غير قابل جبران در امان مانده، به لطف و عنايت و رحمت واسعه حضرت محبوب به بهشت عنبر سرشت و رضوان اللَّه اكبر و همنشينى با انبيا و شهدا و صدّيقين و صالحين برسيد.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
848
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^