فارسی
جمعه 12 آذر 1400 - الجمعة 28 ربيع الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
761
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حمد در قرآن مجيد

 

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد پنجم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

سراسر ساعات روز ما اگر هماهنگ با خواسته هاى حضرت حقّ و سنّت رسول صلى الله عليه و آله و دستورهاى ائمّه معصومين عليهم السلام سپرى شود، به اين معنى كه درباره مردم جز حسن نيّت و خيرخواهى در قلب خويش نيّتى نداشته باشيم و اعضا و جوارح ما جز عمل صالح عملى از خود بروز ندهند و زبان ما جز خير و حق و عدل و حقيقت كلامى نداشته باشد، خداوند مهربان را قلباً و عملًا و قولًا سپاس و ستايش نموده و در واقع به آياتى كه در قرآن مجيد ما را امر به سپاس و ستايش مى فرمايد عمل كرده ايم.

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السّاجِدينَ» «1»

پس [براى دفع دلتنگى ] پروردگارت را همراه با سپاس و ستايش تسبيح گوى و از سجده كنان باش.

وَ قُلِ الْحَمْدُللَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكبيراً» «2»

و بگو: همه ستايش ها ويژه خداست كه نه فرزندى گرفته و نه در فرمانروايى شريكى دارد و نه او را به سبب ناتوانى و ذلّت يار و ياورى است. و او را بسيار بزرگ شمار.

فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ اطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى» «3»

پس در برابر آنچه [مشركان ] مى گويند، شكيبا باش، و پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستايش تسبيح گوى، و [نيز] در بخشى از ساعات شب و اطراف روز تسبيح گوى تا [به سنت ها و تدبيرهاى او] خشنود شوى.

قُلِ الْحَمْدُللَّهِ وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذينَ اصْطَفى» «4»

بگو: همه ستايش ها ويژه خداست، و درود بر آن بندگانش كه آنان را برگزيده است.

 

شُكر در قرآن مجيد

شكر حقيقتى بس عظيم و واقعيتى بس بزرگ است كه قرآن مجيد و روايات، ادايش را در برابر هر نعمتى از نعمت هاى حق واجب مى دانند.

اگر تمام مردم جهان قيام به شكر كنند، يعنى هر نعمتى كه به آنان عنايت شده در همان مسيرى خرج كنند كه صاحب نعمت معيّن فرموده، بساط ظلم و فساد و خيانت و جنايت از سطح زمين برچيده مى شود، چرا كه شكر به فرموده اهل اللّه، صرف نعمت در جايى است كه خدا فرموده و حقيقت شكر اجتناب از محارم الهى است.

قرآن كريم در آيات متعدّدى، انسان را امر به شكر مى كند و آن را بر عهده انسان از واجبات الهيّه مى داند:

فَاذْكُرُونى أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لى وَ لا تَكْفُرُونِ» «5»

پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و مرا سپاس گزاريد و كفران نعمت نكنيد.

يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَاشْكُرُوا للَّهِ إنْ كُنْتُمْ إيّاهُ تَعْبُدُونَ» «6»

اى اهل ايمان! از انواع ميوه ها و خوردنى هاى پاكيزه اى كه روزى شما كرده ايم، بخوريد و خدا را سپاس گزاريد، اگر فقط او را مى پرستيد.

فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إلَيْهِ تُرْجَعُونَ» «7»

پس رزق را نزد خدا بجوييد و او را بندگى كنيد و او را شكر كنيد كه [فقط] به سوى او بازگردانده مى شويد.

 

منافع شكرگزارى

قرآن در آياتى تذكر مى دهد كه بازگشت منافع شكر به خود شماست و اين شماييد كه در صورت شكرگزارى به خير و آخرت مى رسيد.

وَ مَنْ شَكَرَ فَإنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإنَّ رَبّى غَنِىٌّ كَريمٌ» «8»

و هر كس كه سپاس گزارى كند، به سود خود سپاس گزارى مى كند و هر كس ناسپاسى ورزد، [زيانى به خدا نمى رساند]؛ زيرا پروردگارم بى نياز و كريم است.

وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ حَميدٌ» «9»

و به راستى ما به لقمان حكمت عطا كرديم كه نسبت به خدا سپاس گزار و شاكر باش و هركه سپاس گزارد تنها به سود خود سپاس مى گزارد، و هركه ناسپاسى كند [به خدا زيان نمى زند؛ زيرا] خدا بى نياز و ستوده است.

فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» «10»

بنابراين از خدا پروا كنيد، باشد كه سپاس گزارى نماييد.

وَاللَّهُ أخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ امَّهاتِكُمْ لاتَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأْبْصارَ وَ الأْفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» «11»

و خدا شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى كه چيزى نمى دانستيد، و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزارى كنيد.

 

شكرگزارى در روايات

امام صادق عليه السلام فرمود:

شُكْرُ النِّعَمِ اجْتِنابُ الْمَحارِمِ، وَ تَمامُ الشُّكرِ قَوْلُ الرَّجُلِ: الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ. «12»

شكر نعمت هاى الهى دورى از تمام گناهان است و تمام شكر به اين است كه انسان با تمام وجود بگويد، «الحمد للَّه ربّ العالمين.»

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

الطّاعِمُ الشّاكِرُ لَهُ مِنَ الأْجْرِ كَأجْرِ الصّائِمِ الْمُحْتَسِبِ، وَ الْمُعافَى الشّاكِرُ لَهُ مِنَ الأْجْرِ كالمُبْتَلَى الصّابِرِ والْمُعْطَى الشّاكِرُ لَهُ مِنْ الْأجرِ كَأَجْرِ الْمَحْرُومِ الْقانِعِ. «13»

براى خورنده شكرگزار اجرى همچون اجر روزه دارى است كه رنج روزه دارى را به حساب خدا گزارد و اجر آن را از خدا خواهد. و براى سالم شاكر اجر همانند مبتلاى صابر است و براى آن در برابر نعمت هاى عنايت شده به او شاكر است، اجرى همانند اجر محروم قانع است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

يُنادى مُنادٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ لَيَقُمِ الْحَمّادُونَ، فَيَقُومُ زُمْرَةٌ، فَيُنْصَبُ لَهُمْ لِواءٌ، فَيَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ. قيل: وَ مَنِ الْحَمّادُونَ؟ فَقال: الَّذينَ يَشْكُرُونَ اللَّهَ تَعالى عَلى كُلِّ حالٍ. وَ فى لَفظٍ آخَرَ: الَّذينَ يَشْكُرُونَ اللَّهَ عَلَى السَّراءِ وَ الضَّرّاءِ. «14»

روز قيامت فرياد كننده اى فرياد برمى دارد: حمّادون بپا خيزيد؛ عدّه اى برمى خيزند، پس براى آنان پرچمى قرار داده مى شود، سپس وارد بهشت مى شوند. عرضه داشتند، حمّادون كيانند؟ فرمود: آنان كه در هر حالى خدا را شكر كردند. و در حديث ديگرى آمده: آنان كه در راحت و سختى خدا را شكر كردند.

بيا اى رفته همچون ناسپاسان

به راه باطل حق ناشناسان

بگو آخر كه كافر نعمتى چيست

حرامت باد، اين بى حرمتى چيست

نمى شايد حق نعمت نهفتن

شكايت چيست؟ بايد شكر گفتن

گرت از شكر باشد صد حكايت

ز ترك شكر خود مى كن شكايت

ز بهر شكر اگر فرزند آدم

به قدر هر يك از ذرّات عالم

زبانى بر كند همچون زبانه

زبان شكر او باشد زمانه

در آن كوشش كند چندانكه خواهى

نگويد ذرّه اى شكر الهى

تو را چون هم زبان دادند و هم گوش

سخن بشنو مباش از شكر خاموش

به شكر دست و پا مى گو ثنايى

به راه شكر مى زن دست و پايى

چو دارى چشم، چشم خود به راه دار

دلت دادند، دلها را نگه دار

به شكر ظاهر و باطن بپرداز

به ظاهر باطن خود را يكى ساز

چو كامت تلخ شد در شكر زن گام

كز آنت چون شكر شيرين شود كام

كسى كو شكر گويد روز سختى

رسد آخر به روز نيك بختى

وگر شاكر نباشد روز راحت

از آن راحت بسى بيند جراحت

(هلالى جغتايى)

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- حجر (15): 98.

(2)- اسراء (17): 111.

(3)- طه (20): 130.

(4)- نمل (27): 59.

(5)- بقره (2): 152.

(6)- بقره (2): 172.

(7)- عنكبوت (29): 17.

(8)- نمل (27): 40.

(9)- لقمان (31): 12.

(10)- آل عمران (3): 123.

(11)- نحل (16): 78.

(12)- المحجة البيضاء: 7/ 149؛ الكافى: 2/ 95، حديث 10؛ بحار الأنوار: 68/ 40، باب 61، حديث 29.

(13)- بحار الأنوار: 68/ 22، باب 61، حديث 1؛ الكافى: 2/ 94، حديث 1.

(14)- المحجة البيضاء: 7/ 143؛ جامع السعادات: 3/ 192.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
761
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^