فارسی
سه شنبه 14 مرداد 1399 - الثلاثاء 14 ذي الحجة 1441

  675
  0
  0

عذاب و خلود در آن‏

 

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد پنجم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

لعنت خدا و فرشتگان و همه انسان ها، در قيامت براى كتمان كنندگان بينات و آيات و احكام الهى كه كتمان نمودنشان گاهى سبب گمراه ماندن نسل هاست به صورت عذاب رخ خواهد نمود.

خداوند در آيه مورد بحث عذاب اين خائنان به بشريت را با سه ويژگى بيان كرده است:

خلود، بى تخفيف بودن، بدون مهلت و تأخير.

امام صادق (ع) از پدرانش از اميرمؤمنان روايت مى كند:

«جاء يهودى الى النبى وسأل عنه اشياء و كان فيما سأل ان قال: يا محمد ان كان ربك لا يظلم فكيف يخلد فى النار ابد الآبدين من لم يعصه الا اياماً معدودة؟

قال: يخلد على نيته، فمن علم ان نيته انه لو بقى فى الدنيا الى انقضائها كان يعصى الله عزوجل خلده فى ناره على نيته و نيته فى ذلك شرٌ من عمله [و كذلك يخلد من يخلد فى الجنة بانه ينوى لو بقى فى الدنيا ايامها لا طاع الله ابدا و نيته خير من عمله ] فالبالنيات يخلد اهل الجنة الجنة و اهل النار النار والله عزوجل يقول: «1»

قل كل يعمل على شاكلته فربكم اعلم بمن هو اهدى سبيلا.» «2»

مردى يهودى به محضر پيامبر آمد و در ميان مطالبى كه از حضرت پرسيد عرضه داشت: اگر پروردگارت ستم نمى كند پس چگونه كسى را كه جز ايام معينى و زمان محدودى معصيت نمى كند براى ابد و به صورت هميشگى در آتش قرار مى دهد؟

حضرت فرمود: خلود در آتش بر اساس نيت است، كسى كه دانسته شود نيتش اين است كه اگر در دنيا تا زمانى كه بر پاست خدا را معصيت كند و به همان گونه كه هست به زندگى اش ادامه دهد، خدا او را بر اساس نيتش در آتش دوزخ ابديت و خلود مى دهد و چنين نيتى كه ريشه تحقق اعمال است از عمل معصيت كار بدتر است، و نيز كسى كه در بهشت داراى عمر ابدى است، به اين خاطر است كه نيت داشته اگر همه روزگار را زنده بماند هر آينه خدا را اطاعت مى كند، و نيت او از عملش بهتر است. آرى بر پايه نيت هاست كه اهل بهشت در بهشت ابدى هستند، و اهل دوزخ در دوزخ هميشگى و جاويداند، خدا مى فرمايد:

بگو هر كس بر پاى كيفيت درون و خلق و خوى اكتسابى اش عمل مى كند، پروردگارتان به كسى كه راه يافته تر مى باشد داناتر است.

قطعاً عذابى كه بر پايه نيت و سپس عمل به اهل دوزخ مى رسد، تخفيفى نخواهد داشت، زيرا عذاب ظهور همان نيت و عمل است، و همان گونه كه عاصى در دنيا نسبت به عصيانش از نظر نيت و عمل كوتاه نيامد، در آخرت هم در عذابش كوتاهى و تخفيف نخواهد بود.

در دعاى كميل اميرمؤمنان (ع) آمده:

«فكيف احتمالى لبلاء الآخرة و جليل وقوع المكاره فيها و هو بلاء تطول مدته و يدوم مقامه و لايخفف عن اهل لانه لا يكون الا عن غضبك و انتقامك و سخطك:»

چگونه تاب و طاقت تحمل سختى آخرت و ناملايمات بزرگش را در آن صحنه دارم، در حالى كه آن سختى و بلا و ناملايمات مدتش طولانى و برپا بودنش هميشگى و تخفيفى براى گرفتاران آن نيست، زيرا همه آنها از خشم و انتقام و سخط تو مايه گرفته!!

آنان در دوزخ درخواست مرگ مى كنند، ولى براى آنان مرگ وجود ندارد و براى ابد ماندنى هستند.

وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ: «3»

و فرياد برمى دارند اى مالك دوزخ بگو پروردگارت ما را نابود كند و مايه مرگ را به ما بچشاند تا از اين عذاب نجات يابيم مالك مى گويد يقيناَ شما در دوزخ ماندنى هستند.

نه اين كه به خواسته آنان توجه نمى كنند بلكه از جانب حق به آنان در برابر درخواست آزادى از دوزخ خطاب مى شود:

اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ: «4»

اى سگان در دوزخ گم شويد و با من سخن نگوئيد و سرانجام پس از نااميدى كامل از نجاتشان با يك دنيا حسرت مى گويند:

سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ: «5»

اكنون چه بى تابى كنيم و چه شكيبائى ورزيم براى ما يكسان است، ما را هيچ راه گريزى از عذاب نيست.

اينان در دوزخ هيچ مهلتى براى استراحت و تخفيف عذاب و تدارك گذشته و جبران آنچه از دست رفته نمى يابند، زيرا دوزخ جاى هيچ گونه مهلتى نيست، و اهلش از نظر رحمت حق براى ابد محروم اند.

من با توجه به اينكه ترس و وحشت از عذاب و آتش دوزخ سراسر وجودم را گرفته چاره اى نمى بينم جز اين كه گوشه اى از آن را در اين سطور نقل كنم، باشد كه براى خوانندگان، حجاب و مانع و سدى در برابر طغيان و عصيان نفس و هواها و خواسته هاى نامعقول و غير منطقى آن باشد.

 

گوشه اى از عذاب دوزخ

عارف بزرگ، محدث خبير، اسلام شناس كم نظير فيض كاشانى در جلد هشتم محجةالبيضاء مقاله اى را كه تلفيقى از آيات كريمه قرآن و روايات شريفه اهل بيت است به اين صورت ارائه مى دهد:

منادى حق از ميان شعله هاى سوزان دوزخ بيرون مى آيد و مى گويد: فلان بن فلان كه وجودش را در دنيا به آرزوهاى طولانى دست نيافتنى و ضايع كردن درخت عمر با تيشه بدكردارى تباه كرد كجاست؟

سپس با گرزهائى از آهن گداخته به سوى او مى شتابند، و با تهديدهاى شكننده از او استقبال مى كنند و او را به عذاب بسيار سخت مى كشند، و وارونه در قعر جهنم قرار مى دهند و مى گويند:

ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ: «6»

بچش كه تو همان شكست ناپذير ارجمندى!!

اهل دوزخ را در خانه اى جاى دهند كه از هر طرف تنگ است، راه هايش تاريك، و مهالكش مبهم مى باشد، اسير دوزخ در دزوخ جاودانه است، و آتش فروزانش هميشگى است، آشاميدنى آنان از آب بسيار جوشان، و جايگاهشان ميان انواع آتش هاست، شعله هاى دوزخ آنان را مى كوبد، و آتش هاويه جمعشان مى كند، آرزوهايشان در آنجا مرگ و هلاكت است، و راه نجاتى از آن ندارند، پاهايشان به پيشانى بسته شده، و چهره هايشان از تاريكى معاصى سياه است، از همه طرف فرياد برمى دارند، و از نواحى و اطرافش عربده مى كشند و مى گويند: اى مالك دوزخ عذاب بر ما حتمى است ولى آهن هاى بسته شده به ما بر ما بسيار سنگين است، اى مالك پوست ما بريان شد، اى مالك ما را از اين عذاب دردآور بيرون آر كه ما ديگر به زشتى ها برنمى گرديم، ولى به جاى مالك شعله هاى سوزان پاسخ مى دهند: هيهات كه امروز روز امنيت نيست و براى شما از اين خانه پستى زمينه رهائى نيست، اى سگان دور شويد و سخن نگوئيد، بر فرض اگر شما را از دوزخ بيرون آرند باز هم به همه گناهان باز مى گرديد در اينجاست كه اهل دوزخ با همه وجود نااميد و دل سرد مى شوند، و بر كوتاهى خود نسبت به مسائل الهى تأسف مى خورند، ولى پشيمانى آنان را نجات نمى دهد و تاسف و غصه عذاب را از آنان برطرف نمى كند، در حالى كه بسته به غل و زنجيرند به صورت در دوزخ مى افتند، از بالاى سرشان و از زير پايشان و از دست راست و چپشان چيزى جز آتش نسيت، غرق در عذاب اند، غذايشان آتش و آشاميدنى آنان آتش، و لباسشان آتش، و آرامگاهشان آتش است. اين دوزخ است و گنجايشش، و بخش بخش وادى هايش، و اين وادى ها براساس وادى هاى دنيا و شهوات آن است، و عدد درجات و دركاتش به عدد اعضاء اصلى وجود انسان است، اعضائى كه به وسيله آنها معصيت خدا صورت گرفته، برخى از دركات آن فوق بعضى ديگر است، برترين دركش دوزخ، سپس سقر و پس از آن لظى و بعد حطمه، آنگاه سعير، و پس از آن جحيم و سپس هاويه است، اكنون به عمق هاويه بنگر كه البته حدى براى عمق آن نيست، چنان كه حدى براى عمق شهوات مادى وجود ندارد.

رسول خدا در وصف جهنم فرمود:

«امر الله تعالى ان اوقد على النار الف عام حتى احمرت، ثم اوقد عليها الف عام حتى ابيضت، ثم اوقد عليها الف عام حتى اسودت فهى سوداء مظلمة:»

خداى بزرگ فرمان داد آتش دوزخ را هزار سال برافروزند تا قرمز شد، سپس هزار سال افروختند تا سپيد شد و پس از آن هزار سال شعله ور ساختند تا سياه شد، ولى آتشى است كه نور و روشنائى ندارد، و سياه تاريك است.

ابوسعيد خدرى از رسول خدا روايت مى كند:

«لو ان دلواً من غاق جهنم القى فى الدينا لانتن اهل الارض:»

اگر سطلى از آشاميدنى دوزخ را در دنيا بيندازند همه اهل زمين را دچار بوى بد مى كند.

اين است آشاميدنى آنان در دوزخ، هرگاه از تشنگى براى درخواست آب ناله و فرياد كنند و به فريادرسى برخيزند از مخلوطى از چرك و خون به آنان مى چشانند در حالى كه سيراب نمى شوند، از هر طرف مرگ به جانشان مى آيد ولى نمى ميرند:

إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً: «7»

بى ترديد ما براى ستم كاران آتشى آماده كرده ايم كه سراپرده هايش بر آنان احاطه دارد، و اگر از شدت تشنگى استغاثه كنند با آبى چون مس گداخته كه چهرها را بريان مى كند به استغاثه آنان پاسخ مى گويند بدآشاميدنى و بدجايگاهى است.

طعام آنان در دوزخ زقوم است، چنان كه خداوند فرموده:

ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ: «8»

آنگاه شما اى گمراهان انكار كننده حقايق، بى ترديد از درختى كه از زقوم است و داراى مايعى جوشان و بسيار بدمزه و بدبوست خواهيد خورد، و شكم ها را از آن پرخواهيد كرد. و روى آن از آب جوشان خواهيد نوشيد، مانند نوشيدن شترانى كه به شدت تشنه اند.

در هر صورت اگر خواستيد گوشه اى از عذاب دوزخ را بدانيد پس از قرآن به كتاب با ارزش علم اليقين جلد دوم و محجة البيضاء جلد هشتم و بحار جلد ششم و هفتم و هشتم مراجعه كنيد.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- توحيد صدوق 399.

(2)- اسرا 84.

 (3)- زخرف 77.

(4)- مؤمنون 108.

(3)- ابراهيم 21.

(6)- دخان 49.

(7)- كهف 29.

(7)- واقعه 51- 55.

 


منبع : پایگاه عرفان
  675
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    غدیر چشمه جوشان حق  

بیشترین بازدید این مجموعه

      قناعت‏ در قرآن و روایات
      عباس علیه السلام، و زندگی به رنگ عاشورا
      آخرین فروغ
      رمضان و دولت حق
      تجمل گرایی و چشم و هم چشمی
      گونه شناسی تفسیر ترتیبی
      ره توشه فضيلت در فرمايشات امام محمد تقى عليه السلام
      قرآن در سیره و سخن امام کاظم (علیه السلام)
       گام‌هاى شيطان‏
      رفاقت با امام زمان(عج)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز