فارسی
پنجشنبه 16 مرداد 1399 - الخميس 16 ذي الحجة 1441

  517
  0
  0

مرگ و عالم آخرت - جلسه هشتم (1) - (متن کامل + عناوین)

رعايت تقوا

دعوت اهل ايمان به رعايت تقوا  

 

تهران، مسجد حضرت امير رمضان 1383

لحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

 خدا تمام جوانب انتقال انسان به عالم بعد را در قرآن مجيد مورد توجه قرار داده است . حدود يك ششم قرآن در ارتباط با مرگ و انتقال انسان به عالم بعد است . در سوره مباركه حشر ، آيه هجدهم ، همه اهل ايمان را دعوت مى كند كه با دقّت، نظر كنند ، ببينند و بفهمند ، تا به دست بياورند كه براى عالم و زندگى بعد ، چه سرمايه و توشه اى آماده كرده اند .

 اين آيه از آيات بسيار مهم كتاب خداست كه كلمه به كلمه اش قابل بحث و دقّت است . در ابتداى آيه مى فرمايد :

 

 » يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ «(171)

 

 »اتقوا الله « يعنى چه ؟ يعنى به خاطر خدا ، در جنب خدا و براى او ، خود را از دچار شدن به عذاب فرداى قيامت حفظ كنيد . تقوا يعنى حفظ كردن و خود را نگهداشتن .

 

 دليل گرفتارى اهل جهنم به عذاب

 ما بايد به آيات قرآن كريم مراجعه كنيم و ببينيم آنهايى كه در قيامت دچار عذاب هستند ، به چه علت دچار عذاب شدند ؟ جالب اين است كه پروردگار مهربان عالم از زبان خود آنها ، علل دچار شدن به عذاب را بيان مى كند . اهل جهنم مسائل خيلى مهمى را مطرح كرده اند كه علل دچار شدن آنها به عذاب چيست ؟

 اين آيه در سوره مباركه ملك است . كارگردانان عذاب ، فرشتگان موكّل جهنّم ، با جهنّميان صحبت مى كنند . سؤال مى كنند :

 

 » أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ «(172)

 

 وقتى در دنيا بوديد ، هيچ هشدار دهنده اى براى شما نيامد ؟

  » قَالُوا بَلَى قَدْ جَآءَنَا نَذِيرٌ «(173)

  همه اهل جهنم مى گويند : آرى ، براى ما هشدار دهنده آمد .(174)

 

 ارسال هشدار دهندگان براى همه بشر

 معلوم مى شود كه اين مسأله براى شرق و غرب عام است . آن وقتى كه آمريكا كشف نشده بود و اين طرف زمين از آن طرف زمين بى خبر بودند و بعد »كريستف كلمب«(175) از طريق سفر دريايى طولانى ، آمريكا را كشف كرد و در آنجا قوم سرخ پوست را ديد كه زندگى مى كنند و برنامه جالبى دارند كه همان مراسم عبادت و پرستش بود .

 حتى در كاوش هايى كه در بخشى از آمريكا شد ، از لابلاى خاك ، معبد درآمد . مراسم عبادى ، مراسم پرستش و بودن معبد ، به صورت حقيقى در آن منطقه بوده و طول زمان آن مراسم را دچار تحريف كرده است .

 خدا در قرآن مى فرمايد : در عالم امّتى نيست ، مگر اين كه من هشدار دهنده اى براى آنها فرستادم :

 » وَ إِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ «(176)

 

 سرخ پوست ، سفيد پوست ، سياه پوست ، زردپوست ، تمام اين مراسم غلط و انحرافى چين ، ژاپن و هند ، زمانى درست بوده است ؛ يعنى زمانى مربوط به فرهنگ انبيا داشته اند .

 در ميان قوم كلده و آشور ، خدا حضرت ابراهيم عليه السلام را به رسالت مبعوث كرد . محل رسالت انبيا عليهم السلام همين منطقه نينوا ؛ يعنى شهرى بسيار قديمى در عراق ، كه بابل بوده است . در منطقه شامات ، آسياى صغير ، روم شرقى ، خاورميانه و همه مناطق ، خداوند هشداردهنده اى فرستاد كه مردم را از عواقب بدكارى ، زشتى و ظلم آگاه كرده كه به عذاب الهى و اسارت آخرتى براى شما منتهى خواهد شد .

 حتى در ايران ، شما قبر چند پيغمبر را مى بينيد . در شوش ، منطقه خوزستان ، قبر حضرت دانيال عليه السلام را مى بينيد . در تويسركان ، قبر حضرت حيقوق را مى بينيد كه چند سال قبل قبر اين پيامبر خراب شده بود و به تعمير نياز داشت ، وقتى آمدند قبر را تعمير كنند ، مقدارى از سنگ لحد ريخت ، بدن اين پيغمبر و حتى موى سرش سالم بود . با اينكه چند هزار سال است كه ايشان از دنيا رفته است .

 پس سؤال فرشتگان خدا در دوزخ ، از دوزخيان اين است :

 

 » أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ «(177)

  آيا براى شما هشداردهنده اى نبوده، كه در پاسخ آنها مى گويند :

  » قَالُوا بَلَى قَدْ جَآءَنَا نَذِيرٌ «(178)

 

 دو تقصير اهل جهنم در دنيا

 

 1 - اهل شنيدن حق نبوديم

 هشدار دهنده براى ما آمد ، ولى ما در مقابل هشداردهندگان دو تقصير بزرگ داشتيم :

  » لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ «(179)

  تقصير نخست ما اين بود كه هشدارهاى انبيا و هشداردهندگان يا منذرين را گوش نكرديم ، عادى و معمولى گرفتيم ، گفتيم : اين هم مانند بقيه حرف ها است . باور نكرديم .

  گناه بزرگ مسخره كردن هشدار دهندگان

 نه اين كه صداى آن نذير به گوش ما نخورد . صداى پيغمبر صلى الله عليه وآله به گوش ابولهب ، ابوجهل و عاص بن وائل مى خورد . صداى حضرت ابى عبدالله عليه السلام از روز دوم محرم تا عصر عاشورا ، هشت روز به گوش سى هزار نفر مى خورد ، ولى اين صدا را باور و قبول نكردند ، بلكه مسخره كردند .

 اين آيه در سوره مباركه »يس « است :

 

 » يَحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ «(180)

 

 شما برادران مواظب باشيد كه هشداردهندگان واقعى ، عالمان ربّانى و دلسوزان را حتى در دل مسخره نكنيد ؛ چون خدا در قرآن مى فرمايد : من آن چيزى كه در دل شما مى گذرد را نيز مى نويسم .

 قلب براى خودش گناه دارد . گوش ندادن يك مسئله مسخره كردن مسأله ديگرى است . عده اى لائيك ، كافر و مشرك هستند ، اما مؤدّبند . به حرف انبيا عليهم السلام ، دلسوزان و عالمان ربّانى گوش نمى دهند ، اما مسخره نمى كنند .

 عده اى هم گوش نمى دهند و هم مسخره مى كنند . با حرف ، چشم و ابرو ، اشاره، اداى انبيا ، ائمه عليهم السلام روحانيون و هشداردهندگان را در مى آورند و مى خندند . كارى كه تلويزيون هاى فارسى در آمريكا و اروپا مى كنند . دين و عالمان را مسخره مى كنند .(181)

 

 سابقه مسخره كردن رسولان الهى

 البته اين كار سابقه دارد . قرآن مجيد سابقه اش را بيان مى كند :

  » يَحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ «(182)

 اين حرف خداست : تأسف و اندوه بر شما مردم باد كه من پيغمبرى را نفرستادم ، مگر اين كه او را مسخره كرديد ، آن هم نه يك بار و دوبار ، بلكه مسخره كردن شما ادامه داشت .

 اهل جهنم مى گويند : اين تقصير اول ما بود كه گوش نداديم و باعث شد اهل جهنم شديم . معلوم مى شود كسى كه به حرف خدا ، انبيا عليهم السلام امامان عليهم السلام ، دلسوزان و عالمان ربانى گوش مى دهد ، خود را از گرفتار شدن به عذاب فردا حفظ مى كند .

 اين معنى »اتقوا الله « در اين آيه است :

 

 » يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ «(183)

 

 2 - اهل تعقل در حقيقت نبوديم

 اما دومين حرفى كه جهنمى ها مى زنند اين است :

 

 » أَوْ نَعْقِلُ «(184)

  اين حرف هايى كه انبيا عليهم السلام درباره خدا مى زنند ، تعقل و انديشه نكرديم .(185) وقتى انسان انديشه مى كند ، حق و باطل را درك مى كند . انديشه كردن خرجى نمى خواهد . مقدارى فكر ، دقت و دل دادن به آن حرف ها را مى خواهد . وقتى صداى خدا در قرآن بلند مى شود :

 

 » إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَنِ وَ إِيتَآىِ ذِى الْقُرْبَى وَ يَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنكَرِ وَ الْبَغْىِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ «(186)

 

 دقايقى در اين آيه تفكر كند ، ببيند ثمره عدالت ، احسان است . در مثبت بودن احسان و ميوه آن تفكر كند ، در »ايتاء ذى القربى « ، جود ، كرم ، سخاوت ، جوانمردى ، فحشا ، منكر و بغى . بعد از ده دقيقه فكر، مى فهمد كه اين حرف ها حق است و ضدّش نيز باطل . بعد از درك كردن حق ، اگر به حق آراسته نشود و به دنبال باطل برود ، خودش را با عذاب خدا درگير كرده است .

 

 انسان در گرو اعمال خود

 باز درباره كسانى كه خود را با عذاب درگير كرده اند ، قرآن مجيد در سوره مباركه »مدّثر « دومين سوره نازل شده از قرآن ، سوره اى كه چند روز از نبوت پيغمبر صلى الله عليه وآله بيشتر نگذشته بود كه نازل شد ، يا همان روز بيست و هفتم رجب ، بعد از سوره علق نازل شد . خيلى عجيب است . اول كار ، از كسانى صحبت كرده است كه خود را با جهنّم درگير كردند ، مى فرمايد :

 

 » كُلُّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ «(187)

 

 هر انسانى در اسارت ، زندان و گروى اعمال زشت خود است .(188)

 

 

 چاه كن در ته چاه

 نخست وزير شاه كه همه كاره اين مملكت بود و هر كار و ظلمى خواست ، كرد و در زمان او زندان هاى بسيار سختى بود ؛ يعنى وقتى مذهبى ها را مى گرفتند و به آن زندان ها مى بردند ، خانواده اش احتمال آزادى يا زنده برگشتن او را نمى دادند . زندان هاى خيلى مخوفى بود .

 او بعد از پيروزى انقلاب ، اسير مردم مؤمن و زندان هاى خود شد . سلولى كه به او دادند ، عرض و طولش به اندازه قبر بود . وقتى از صليب سرخ جهانى و عفو بين الملل به ايران آمدند و گفتند : ما مى خواهيم زندان ها را بازديد كنيم ، از جمله گفتند : مى خواهيم نخست وزير زمان شاه را ببينيم .

 كليد آوردند و درب آن سلول را باز كردند . افراد عفو بين الملل و صليب سرخ آمدند به نخست وزير شاه گفتند : شما مشكلى نداريد ؟ گفت : از نظر غذا ، لباس و شستشو نه ، اما تنها مشكل من اين است كه جاى من تنگ است . ببينيد كه به من چه مى گذرد .

 آن مأمور انقلابى كه با اين ها بود ، به مأموران عفو بين الملل و صليب سرخ گفت : اين اتاق ها را ما درست نكرديم . اين ها به دستور خود ايشان درست شده بود كه ما را اينجا بياندازند و نابود كنند ، اما خودشان به اينجا افتادند .

 پيغمبر صلى الله عليه وآله فرمودند :

  » من حفر بئراً لاخيه وقع فيه «(189)

  هر كسى براى انسانى چاه بكند ، خودش در آن چاه مى افتاد . اين معناى :

  » كُلُّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ «(190)

  است .

 

 

پی نوشت ها:

 

171) بقره (278 : (2؛ »اى اهل ايمان ! از خدا پروا كنيد .«

172) ملك (8 : (67؛ »آيا شما را بيم دهنده اى نيامد ؟«

173) ملك (9 : (67؛ »مى گويند : چرا ، بيم دهنده آمد .«

174) بحار الأنوار: 39/11، باب 1، حديث 37؛ »عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام أَنَّهُ سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَال:َ لِأَيِّ شَيْ ءٍ بَعَثَ اللَّهُ الْأَنْبِيَاءَ وَ الرُّسُلَ إِلَى النَّاسِ فَقَال:َ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ مِنْ بَعْدِ الرُّسُلِ وَ لِئَلَّا يَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ وَ لِتَكُونَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَ لَا تَسْمَعُ اللَّهَ U يَقُولُ حِكَايَةً عَنْ خَزَنَةِ جَهَنَّمَ وَ احْتِجَاجِهِمْ عَلَى أَهْلِ النَّارِ بِالْأَنْبِيَاءِ وَ الرُّسُلِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْ ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ.«

175) كلمب، كريسفت، دريانورد معروف و كاشف آمريكا. وى مدتها پيش از سفر دراز خود و كشف آمريكا، بازرگانان ايتاليايى را به كشف راه دريايى هندوستان متوجه مى ساخت و درباره آن بحث هاى بسيار پيش مى كشيد و مى خواست راه دريايى به سوى هند را پيدا كند تا اينكه به خدمت ملكه قشتاله )كاستيل( درآمد و در سال 1492 م. از ملكه ايزابل سه كشتى گرفت و بدين وسيله امكان مسافرت و كشف قاره جديد آمريكا را پيدا كرد. كلمب در سوم اوت 1492 م. بندر »بالو« را ترك گفت و پس از تحمل رنجهاى فراوان و خواباندن شورش ها و نافرمانى هاى دريانوردان كشتى هاى خود، عاقبت از اقيانوس اطلس گذشت و در 12 ماه اكتبر 1492 م. به سرزمين »گواناهانى« رسيد و سپس در جزيره كوبا و هائيتى پياده شد و آن را »هيسپانولا« ناميد. كلمب در ماه مارس سال 1493 م. به اسپانيا برگشت. وى دومين سفر خود را از ژوئن 1493 م آغاز كرد. در اين سفر كوادلوب، پورتوريكو، جامائيك و ساحل جنوب باخترى كوبا را شناخت. در سومين سفر خود به سال 1498 م. كريستف كلمب پس از رسيدن به »ترينيتى« در ساحل آمريكاى جنوبى از »اورنوك« تا كاراكاس پيش رفت. در چهارمين سفر كلمب كه از 1502 تا 1504 م. ادامه داشت، ساحل آمريكاى مركزى را از هوندوراس تا خليج »دارين« كشف كرد. پس از برگشت از آخرين سفر دريايى، ديگر از طرف پادشاه فرديناند كمكى به او نشد و در حال تنگ دستى درگذشت. عده اى از دانشمندان معتقدند كه پيش از كلمب وايكينگها به سرزمين آمريكا رفته بودند. )فرهنگ فارسى، معين: 1591/6)

176) فاطر (24 : (35؛ »و هيچ امتى نبوده مگر آنكه در ميان آنان بيم دهنده اى گذاشته است .«

177) ملك (8 : (67؛ »آيا شما را بيم دهنده اى نيامد ؟«

178) ملك (9 : (67؛ »مى گويند : چرا ، بيم دهنده آمد .«

179) ملك (10 : (67؛ »و مى گويند : اگر ما ] دعوت سعادت بخش آنان را [ شنيده بوديم .«

180) يس (30 : (36؛ »اى دريغ و افسوس بر اين بندگان !«

181) وسائل الشيعه: 266/12، باب 146، تحريم إهانة المؤمن و خذلانه، حديث 16267؛ »عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ أَنَا أَسْرَعُ شَيْ ءٍ إِلَى نُصْرَةِ أَوْلِيَائِي.«

 وسائل الشيعه: 299/12، باب 159، تَحْرِيمِ الطَّعْنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ إِضْمَارِ السُّوءِ لَهُ، حديث 16354؛ »عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: مَا مِنْ إِنْسَانٍ يَطْعُنُ فِي عَيْنِ مُؤْمِنٍ إِلَّا مَاتَ بِشَرِّ مِيتَةٍ وَ كَانَ قَمِناً أَنْ لَا يَرْجِعَ إِلَى خيْرٍ.«

 وسائل الشيعه: 300/12، باب 159، تَحْرِيمِ الطَّعْنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ إِضْمَارِ السُّوءِ لَهُ، حديث 16356؛ »عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله إِنَّ اللَّهَ U خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ عَظَمَةِ جَلَالِهِ وَ قُدْرَتِهِ فَمَنْ طَعَنَ عَلَيْهِ أَوْ رَدَّ عَلَيْهِ قَوْلَهُ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ.«

182) يس (30 : (36؛ »اى دريغ و افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايتشان نمى آمد مگر اينكه او را مسخره مى كردند !«

183) بقره (278 : (2؛ »اى اهل ايمان ! از خدا پروا كنيد .«

184) ملك (10 : (67؛ »يا ] در حقايقى كه براى ما آوردند [ تعقّل كرده بوديم .«

185) مجمع البيان في تفسير القرآن: 487/10؛ »وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ من النذر ما جاءونا به و دعونا إليه و عملنا بذلك ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ و قال الزجاج لو كنا نسمع سمع من يعي و يفكر و نعقل عقل من يميز و ينظر ما كنا من أهل النار و في الحديث عن ابن عمر أن النبي صلى الله عليه وآله قال إن الرجل ليكون من أهل الجهاد و من أهل الصلاة و الصيام و ممن يأمر بالمعروف و ينهى عن المنكر و ما يجزي يوم القيامة إلا على قدر عقله و عن أنس بن مالك قال: أثنى قوم على رجل عند رسول الله صلى الله عليه وآله فقال رسول الله صلى الله عليه وآله: كيف عقل الرجل؟ قالوا: يا رسول الله نخبرك عن اجتهاده في العبادة و أصناف الخير و تسألنا عن عقله فقال: إن الأحمق يصيب بحمقه أعظم من فجور الفاجر و إنما يرتفع العباد غدا في الدرجات و ينالون الزلفى من ربهم على قدر عقولهم.«

 الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن: 29/31؛ »قول الرسول صلى الله عليه وآله: ما يجزى أحد يوم القيامة إلا على قدر عقلهم.«

186) نحل (90 : (16؛ »به راستى خدا به عدالت و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مى دهد ، و از فحشا و منكر و ستم گرى نهى مى كند . شما را اندرز مى دهد تا متذكّر ] اين حقيقت  [شويد ] كه فرمان هاى الهى ، ضامن سعادت دنيا و آخرت شماست . [«

187) مدثر (38 : (74؛ »هر كسى در گرو دست آورده هاى خويش است .«

188) الكافى: 455/2، باب محاسبة العمل، حديث 8؛ »وَ عَنْهُ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام اقْصُرْ نَفْسَكَ عَمَّا يَضُرُّهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُفَارِقَكَ وَ اسْعَ فِي فَكَاكِهَا كَمَا تَسْعَى فِي طَلَبِ مَعِيشَتِكَ فَإِنَّ نَفْسَكَ رَهِينَةٌ بِعَمَلِكَ.«

189) تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان: 258/4؛ »من حفر بئرا لأخيه فقد وقع فيه و بعبارة أخرى من حفر لأخيه جبا وقع فيه منكبا«

190) مدثر (38 : (74؛ »هر كسى در گرو دست آورده هاى خويش است .«

 

ادامه دارد . . .


منبع : پایگاه عرفان
  517
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت
    انتخاب نبی و امام، تحت سیطرۀ ارادۀ پروردگار
    ملاک نبودن سن در تعیین امام

بیشترین بازدید این مجموعه

      ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه ششم
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی اول
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی پنجم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی چهاردهم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی بیست و چهارم
      دهه اول محرم حسینیه همدانیها سخنرانی نهم
      تهران هیئت سجادیه نازی آباد دهه سوم محرم 94 سخنرانی دوم
      شهر ری مصلی آستان مقدس حضرت عبد العظیم دهه سوم محرم 94 ...

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز