فارسی
پنجشنبه 23 مرداد 1399 - الخميس 23 ذي الحجة 1441
  572
  0
  0

آفرينش در خدمت خداوند

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد پنجم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

مالكيّت خداوند بر اشيا و انسان ها از نوع مالكيت در ميان انسان ها نيست؛ زيرا ملكيت بشر اعتبارى و مجازى است كه براى حفظ اعتبار حقيقى و حقوقى خود قوانينى را جعل نموده به گونه اى كه با سلب ملكيت از فردى نسبت به مال معين در خارج، او ديگر صاحب آن نيست. امّا نسبت به ذات حق تعالى ملكيت مطلق است و در آن اعتبار و تعلق معنى ندارد؛ زيرا وابستگى و ارتباط حياتى موجودات به رابطه معلول با علّت است كه مبدأ آفرينش هستى سبب پديد آمدن آنان شده است و پديده ها ربط محض به خدايند و همه معارف عميق در جهان بينى از اين مبادى وحى به دست آمده است. جملگى با زبان حال مى گويند: آنچه در فضا يا خاك در حركت است از سيطره خداوند بر هستى است.

و آن قانون هستى كه عبارت از حكمت رابطه هاى گوناگون بين مخلوقات و تدبير امور و تنظيم حركات و سكنات بر پايه نظم و حساب است؛ از مديريت تكوينى قادر حكيم بر همه آفرينش است.

حضرت على عليه السلام درباره آفرينش جهان فرمود:

أَنْشَأَ الْخَلْقَ انْشاءً، وَ ابْتَدَأَهُ ابْتِداءً بَلا رَوِيةً اجالَها وَ لا تَجْرِبَةً اسْتَفادَها، وَ لا حَرَكَةٍ احْدَثَها، وَ لا هَمامَةِ نَفْسٍ اضْطَرَبَ فيها. احالَ الْأشْياءِ لِاوْقاتِها، وَ لاءَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفاتِها، وَ غَرَّزَ غَرائِزَها، وَ الْزَمَها اشْباحَها، عَالِماً بِها قَبْلَ ابْتِدائِها، مُحيطاً بِحُدُودِها وَ انْتِهائِها، عارِفاً بِقَرائِنِها وَ احْنائِها. «1»

بى سابقه ماده و مواد مخلوقات را لباس هستى پوشاند و آفرينش را آغاز كرد، بدون به كارگيرى انديشه و سود جستن از تجربه و آزمايش و بدون آن كه حركتى از خود پديد آورده و فكر و خيالى كه ترديد و اضطراب در آن روا دارد. موجودات را پس از به وجود آوردن به مدار اوقاتشان تحويل داد و بين اشياى گوناگون ارتباط و هماهنگى برقرار كرد، ذات هر يك را اثر و طبيعتى معين داد و آن اثر را لازمه وجود او نمود، در حالى كه به تمام اشيا پيش از به وجود آمدنشان دانا و به حدود و انجام كارشان محيط و آگاه و به اجزا و جوانب همه آنها آگاه و آشنا بود.

به راستى، شكوه و عظمت آفرينش بر ما پنهان مانده است كه خود را در برابر بزرگى چون خداوند منّان عددى فرض مى كنيم. بزرگى را بايد از كلام بزرگان آموخت كه در عظمت خلقت او متحيّر مانده اند.

امام على عليه السلام درباره آن شكوهمندى چنين مى فرمايد:

منزهى از هر عيب چه بزرگ است شأن تو! چه عظيم است آنچه از آفرينش تو مى بينيم! و چه كوچك است هر بزرگى در برابر قدرت تو! چه دهشت آور است آنچه ما از ملكوت تو مى بينيم! و چه اندازه حقير است آنچه ديده مى شود در برابر آنچه از سلطنت تو براى ما ناپيداست. چه نعمت هايت در اين دنيا گسترده و فراوان است و با اين حال در برابر نعمت هاى آخرتت چقدر كوچك است. «2» آيات قرآن تنها براى خواندن نيامده است، بلكه براى فهم و درك اهل ايمان و عمل فرستاده شده است كه:

إِنَّ فِى خَلْقِ السَّموَ تِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلفِ الَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَأَيتٍ لِاُوْلِى الْأَلْببِ* الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيمًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّموَ تِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بطِلًا سُبْحنَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» «3»

يقيناً در آفرينش آسمان ها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه هايى [بر توحيد، ربوبيّت و قدرت خدا] براى خردمندان است.* آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى كنند، و پيوسته در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند، [و از عمق قلب همراه با زبان مى گويند:] پروردگارا! اين [جهان با عظمت ] را بيهوده نيافريدى، تو از هر عيب و نقصى منزّه و پاكى؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.

انديشه در اسرار آفرينش آسمان ها و زمين به انسان آگاهى و بينش مى دهد و نخستين اثر آن توجه به هدفمند بودن آفرينش است و اين كه همگان در خدمت دستگاه خداوندند.

صاحبان عقل و خرد پس از اعتراف به وجود هدف در خلقت به ياد شريف ترين موجود در آفرينش مى افتند كه انسان ميوه اين جهان هستى مى باشد و همه حركت و گردش كرات و طبيعت به خاطر تربيت و پرورش و تكامل انسان است.

«نوف بِكالى كه از ياران صميمى امام على عليه السلام بود گفت: شبى در خدمت حضرت بودم هنوز چشم مرا خواب نگرفته بود، ديدم امام از بستر برخاست و به ستارگان آسمان چشم دوخت و سپس مرا صدا زد و فرمود: اى نوف! خوابى يا بيدارى؟ عرض كردم بيدارم يا امير. فرمود: اى نوف! خوشا به حال زاهدان در دنيا ودلدادگان به آخرت، آنان مردمى هستند كه زمين را فرش و خاكش را بستر و آبش را خوشگوار قرار دادند، قرآن را لباس دل و دعا را جامه رو نموده و دنيا را بر روش مسيح از خود بريدند چه بريدنى!» «4» مرحوم علّامه در تفسير الميزان نگاشته است:

«انديشيدن و دقت در آفرينش اشيا و اين كه هر يك اجزايشان متناسب با يكديگر و مجموع وجودشان براى رسيدن به كامل و سعادت به نحو تمام و كمال؛ مجهز به ابزار و وسايل هستند؛ نشان مى دهد كه هر پديده اى در جاى خود از كمال حسن و نيكويى برخوردار است.» «5» امام صادق عليه السلام به مفضّل بن عمر مى فرمايد:

اى مفضل! نخستين پند و دليل بر وجود آفريدگار، پديد آوردن جهان و تركيب اجزاى آن و نظم بخشيدن آن اجزا به شكل كنونى است. هر گاه درباره اين جهان به انديشه دقت كنى آن را همانند خانه اى يابى كه هر آنچه بندگانش بدان نياز دارند در آن فراهم است. آسمان همچون سقف برافراشته شده و زمين همانند فرش گسترده است و ستارگان مانند چراغ ها كنار هم چيده شده اند و گوهرها همانند گنجينه ها در دل زمين اندوخته شده اند و هر چيز عالم به جاى خود فراهم گشته است و انسان همچون مالك و صاحب وسايل و لوازم آن است. انواع گياهان براى اهداف او آماده گشته و حيوانات گوناگون در خدمت مصالح و منافع او مى باشند. «6» در عهد سليمان بن داود مردم گرفتار خشكسالى سختى شدند. پس به آن حضرت شكايت كردند و از ايشان خواستند كه طلب باران كند.

سليمان فرمود: بعد از نماز صبح براى طلب باران بيرون خواهم رفت. چون نماز صبح خواند به همراه مردم بيرون رفت. در راه مورچه اى را ديد كه بر دو پاى خود ايستاده دست به آسمان برداشته است و مى گويد: پروردگارا! ما نيز از آفريدگان تو هستيم و از روزى تو بى نياز نيستيم، ما را به سبب گناهان آدميان هلاك مفرما.

در اين هنگام سليمان به مردم گفت: برگرديد كه به سبب موجوداتى غير از شما باران داده شديد. پس در آن سال بارانى آمد كه هرگز مانند آن را به خود نديده بودند. «7»

 

روز از نو، روزى از نو

اهل لغت يوم را به سه گونه تفسير كرده اند:

1- فاصله طلوع خورشيد تا غروب آفتاب يا طلوع فجر صادق تا غروب خورشيد

2- زمان حاضر

3- مطلق زمان

چرخش روزها و نو شدن روزها به مانند صندوقچه اى از اعمال نيك و بد انباشته است كه در قيامت در آن را بگشايند. خداوند در روز قيامت بيست و چهار مخزن را باز مى كند؛ بعضى پر از نور و بعضى پر از آتش و بعضى خالى است. اين مخازن كنايه از بيست و چهار ساعت شبانه روز است كه انسان در آن به عمل نيك يا عمل گناه مشغول بوده و يا وقت خود را به بيكارى و ولگردى گذرانده است.

زمان به تنهايى از شاهدان و گواهان اعمال انسان است كه در روز رستاخيز زبان زمان به گويش آيد و گذشته را براى دادگاه حق گزارش كند. همه رخدادها و حوادث شبانه روز در ظرف زمان ثبت مى شود سپس به روز حساب به مانند دستگاه حافظه نگار آن را ارائه دهد.

خداوند منّان در آيات كتاب خود به موقعيت زمان اشاره فرموده است:

يَسَلُهُ مَن فِى السَّموَ تِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍ» «8»

هر كه در آسمان ها و زمين است از او درخواست [حاجت ] مى كند، او هر روز در كارى است.

هر روز كار خداوند در برنامه اى است هر لحظه طرحى نو در مى اندازد. اين مقتضاى طبيعت آفرينش و پاسخگويى به نيازهاى موجودات است، روزى به قومى قدرت مى دهد و روزى ديگر آنها را شكست مى دهد. يك روز سلامتى و جوانى مى بخشد، روز ديگر بيمار و ناتوان مى كند، زمانى مايه اندوه و افسردگى مى آورد و وقتى غم را از دل بزدايد.

گاهى بر اساس حكمت و نظام احسن پديده تازه و حادثه جديدى به وجود مى آيد. موضوعات بديع و بى سابقه اتّفاق مى افتد كه نشانه نظارت خداى متعال به امور است. بنابراين برنامه آفرينش و تدبير حق لحظه اى تعطيل بردار نيست.

از مراحل امور خداوند در عبوديت اين است كه گناهى را مى بخشد و رنجى را برطرف مى سازد، گروهى را بالا مى برد و ديگرانى را مى كوبد. گاهى بندگانى را ناز و نوازش مى دهد و برخى را به بلايى چوب مى زند و در حقيقت خداوند با اين حالات گوناگون با موجودات و بندگان عشق مى كند، حالى مى دهد و حالى مى گيرد تا او را بشناسند.

پيروز كسى است كه امروز در عمل خود را بسازد و كوتاهى هاى ديروز را جبران نمايد، دنيا كه ساعتى بيش نيست لحظه اى دردى و لحظه اى شادى، از آينده هم خبرى نداريم. پس آن ساعت را در طاعت باشيم بهتر است يا در معصيت غرق باشيم؟!

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

ما مَنْ يَوْمٍ يَاْتى عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلَّا قالَ ذَلِكَ الْيَوْمُ: يَابْنَ آدَمَ، أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ وَ أَنَا عَلَيْكَ شَهِيدٌ. فَافْعَلْ بِى خَيْراً وَ اعْمَلْ فِىَّ خَيْراً، أَشْهَدْ لَكَ يَوْمَ القِيامَةِ، فَإِنَّكَ لَنْ تَرانى بَعْدَهَا أَبَداً. «9»

هيچ روزى بر فرزند آدم نيايد مگر اين كه آن روز بگويد: اى پسر آدم! من روزى نو هستم و بر تو گواهم پس به وسيله من كار نيك كن و در من نيكى به جاى آر، تا در روز قيامت به سود تو گواهى دهم، چه ديگر مرا هرگز نخواهى ديد.

برخى بزرگان گفته اند:

اين فرمايش حضرت زبان حال مى باشد كه سزاوار است مؤمن به گوش دل بگيرد و عمل كند هر چند به اين حقيقت اشاره دارد كه زمان پر و زمان خالى در آخرت عبارت از بروز درون زمان ها يعنى تجلّى ظرف زمان به صورت مظروف آن كه اعمال به عرصه ظهور در آيند چنانكه زمان پر بركت به زمانى گويند كه در آن خيرات و بركات بسيار باشد و زمان نحس به هنگامى كه فيض و نيكى در آن نباشد.

پس هر كه زمان را شناخت در گرداب نكبت و ذلّت گرفتار نيايد.

امام على عليه السلام انسان را متوجّه اين روزها مى كند و مى فرمايد:

هان! روزها سه روزند: روزى كه گذشته و اميدى به آن ندارى و روزى كه ماند و گريزى از آن نيست و روزى كه مى آيد و به آن اطمينان ندارى. ديروز پند و اندرز است و امروز غنيمت و فردا را نمى دانى از آن كيست. «10» گاهى اوقات خداوند متعال دلخورى از بندگانش را به وسيله پيامبران خود با احترام به همگان مى فهماند كه در احاديث قدسى با بيانى خوش و خطابى آرام يادآورى مى كند. به عنوان نمونه به حضرت موسى عليه السلام مى فرمايد:

يَابْنَ آدَمَ ما مِنْ يَوْمٍ جَديدٍ إِلَّا وَ يَأْتى فِيهِ رِزْقُكَ مِنْ عِنْدى وَ ما لَيْلَةٍ إِلَّا وَ تَأْتى المَلائِكَةُ مِنْ عِنْدِكَ بِعَمَلٍ قَبيحٍ، خَيْرى الَيْكَ نازِلٌ وَ شَرُّكَ الىَّ صاعِدُ. «11»

اى فرزند آدم! هر روز تازه اى نيست مگر روزى تو از نزد من مى آيد و هر شب فرشتگان كار زشتى را از تو نزد من مى آورند؛ بركت من به سويت روان است ولى بدى تو به سوى من بالا مى آيد.

اين نكته براى اهل فهم و عمل بس است كه بعضى نمك خورند و نمكدان شكنند. چقدر براى خداوند رشوه و بهانه مى آوريم و قول تهذيب و پاكى نفس مى دهيم امّا به روز آسايش و رفاه مادى ناسپاسى مى كنيم و حق مولا را ادا نمى كنيم.

مؤمن بايد هر روز پيوسته از درگاه رب العالمين، گشايش روزى معنوى و توفيق قدردانى نعمت هاى او و ترك گناهان را بخواهد تا هر روزش به مانند عيد مبارك باشد.

 

كلام فيض الاسلام در فرازى از دعا

مرحوم فيض الاسلام در توضيح جمله اخير فرموده است:

«گفته اند گفتار و گواهى دادن روز به زبان حال است و آنچه در آن واقع مى شود در علم خداى تعالى به منزله شهادت و گواهى است، پس سزاوار است مؤمن گفتار آن را به گوش دل بشنود و به مقتضاى آن عمل نمايد.

و گفته اند: آن از باب تجسّم ايّام و اعمال در روز قيامت است و حق هم همين است، چنانكه روايات بر آن گوياست و از آن جمله روايتى است كه سيّد عليخان رحمه الله در «شرح صحيفه» خود از كتاب «كافى» نقل نموده است:

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

روزى نيست كه بر پسر آدم بيايد جز آن كه به او مى گويد: اى پسر آدم! من روز نو هستم و بر تو گواهم و پس از اين هرگز مرا نخواهى ديد؛ بنابراين اگر كسى روزى كار بدى انجام داد و پس از آن پشيمان شد نبايد بگويد: فلان روز، روز بدى بود چون روز، بد نكرده است.» «2 عمق اين قسمت از دعابه ما مى گويد همه اشيا و تمام عناصر مملوك حقّند و از خود استقلالى ندارند، كارگردان آنان در تمام زمينه ها خداست و اين همه چرخ به اراده حضرت او در گردش است. اين بالاترين خيانت است كه انسان از ربوبيت و مالكيت حضرت حق غافل شود و مربوب و مملوك غير او گردد كه هر كس مملوك غير حضرت ربّ الارباب شود، به دست خود خانه شخصيت و كرامتش را ويران نموده و به راه دارالبوار در افتاده است.

آن كه مجذوب غير حق مى شود استعدادهايش در مسير غلط به كار مى افتد و از وجود وى در حدّ خودش فرعونى خطرناك به وجود مى آيد و عاقبت به خذلان دچار شده و به تازيانه عذاب گرفتار مى آيد و از چشم رحمت الهى مى افتد!

اى كه دارى هوس طلعت جانان ديدن

 

نيست بايد شدنت وانگهش آسان ديدن

آن جمالى كه فروغش كمر كوه شكست

 

كى توان از نظر موسى عمران ديدن

نشود تا دلت از قيد علايق آزاد

 

نتوان جلوه آن سرو خرامان ديدن

تار موى خرد از ديده دل بيرون كن

 

تا به نورش بتوانى ره عرفان ديدن

چشم خفّاش بمان چشم دگر پيدا كن

 

نور خورشيد ازل كى بود آسان ديدن

زنگ دل پاك كن از اشك و به دل بينا شو

 

كان جمالى است كه نتوانش به چشمان ديدن

جان تو را بايد و پايد، غم تن چند خورى

 

بگذر از تن اگرت هست سرِ جان ديدن

بر درش چند بَدى آرى و نافرمانى

 

هيچ شرمت نشود زين همه احسان ديدن

مزن اى فيض از اين بيش ز گفتار نفس

 

اگرت هست سرِ آيينه جان ديدن

     

(فيض كاشانى)

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- نهج البلاغه: خطبه 1.

(2)- نهج البلاغه: خطبه 108.

(3)- آل عمران (3): 190- 191.

(4)- نهج البلاغه: حكمت 104.

(5)- تفسير الميزان: 16/ 249، ذيل آيه 7 سوره سجده.

(6)- بحار الأنوار: 3/ 61، باب 4؛ توحيد المفضّل: 47.

(7)- الكافى: 8/ 246، حديث 344؛ بحار الأنوار: 61/ 260، باب 10، حديث 9.

(8)- الرحمن (55): 29.

(9)- الكافى: 2/ 523، حديث 8؛ بحار الأنوار: 7/ 325، باب 16، حديث 20.

(01)- تحف العقول: 220؛ بحار الأنوار: 75/ 60، باب 16، حديث 137.

(11)- الجواهر السّنية: 79، باب 7.

(12)- ترجمه و شرح صحيفه سجّاديه، فيض الاسلام: 71.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  572
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!

بیشترین بازدید این مجموعه

      خصوصیات پیامبر عظیم الشان اسلام (ص)
      عالَم، انگشت به دهان از صبر زینبی
      اخلاق از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (3)
      حضور امام حسین(ع) بر بالین شیعیان هنگام مرگ و عالم برزخ
      موعودشناسی از دیدگاه امام مهدی (ع) (3)
       تسليم بودن در برابر حق‏
      صفات راستین در وجود یاس یاسین
      عيد فطر روز پيروزى بر طاغوت نفس
        مظهر خُلق عظيم‏
      رمضان سبکی نو برای زندگی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز