فارسی
چهارشنبه 17 آذر 1400 - الاربعاء 4 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
607
1
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مرگ و عالم آخرت - جلسه هفتم (1) - (متن کامل + عناوین)

 

    طراح سعادت انسان

    منازل سير انسان تا آخرت   

 

  تهران، مسجد حضرت امير رمضان 1383

 الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

 1 - رحم مادر

 براى زندگى و حيات انسان چهار منزل ، محل و مقام از طرف وجود مقدس حضرت حق مقرّر شده است . هر منزلى ويژگى هاى مربوط به خود را دارد و انسان در هر منزلى حيات و زندگى مخصوصى دارد .

 امورى كه در منزل اول ، كارگردان حيات اوست ، به همان منزل مربوط است ، وقتى وارد منزل دوم مى شود ، كيفيت و كميّت امور فرق مى كند . در منزل سوم هم همين طور است تا وارد منزل چهارم شود . اما منزل حيات و زندگى اول او ، رحم مادر است كه به فرموده خدا در قرآن مجيد در آنجا حدّاقل شش ماه و حداكثر نه ماه ، زندگى و حيات دارد . البته زندگى آنجا دست خود انسان نيست ، بلكه تمام حركات و سكنات ، تحول و تغييرات لازم در آنجا به دست حضرت حق است .(149)

 

 2 - دنيا

 منزل دوم دنياست . وقتى مى خواهد وارد دنيا شود ، ديگر به ابزار زندگى رحم نيازمند نيست ، لذا مى بينيد كه با به دنيا آمدن ، جفت از او جدا مى شود و به جاى آن ، سينه مادر و مواد غذايى پاك عالم ، عهده دار زندگى طفل مى شود تا كم كم آمادگى پيدا كند كه از سينه مادر نيز جدا شود و به سينه طبيعت وصل شود .(150) در اين منزل دوم كه كراراً در آيات قرآن مجيد به عنوان دنيا از آن سخن به ميان آمده است .

 سلسله اى از امور حيات او ، به دست حضرت حق است كه از اين امور به امور تكوينى تعبير مى كنند ؛ يعنى امورى كه انسان در آن دخالت ندارد : مانند گردش خون ، ضربان قلب ، هضم شدن غذا ، تقسيم غذا به بدن ، مزيّن شدن به شكل هاى گوناگون در دوران طفوليت ، نوجوانى ، جوانى و پيرى و گذر عمر .

 همه اين ها امور تكوينى است . سلسله امورى از جانب خدا طرح داده مى شوند ، اما مجرى آن خود انسان است كه اگر آن طرح هاى خدا را اجرا كند ، انسان صالح ، شايسته ، پاك و بامنفعت مى شود و اين اجراى طرح هاى پروردگار به آبادى و كمال منزل سوم وچهارمش كمك مى كند .

 

 انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام مبلغ طرح خدا

 طرح هاى پروردگار نيز در قرآن مجيد است . به زبان انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام طرح هاى جامع ، كامل و زيبا جارى شده ، كه به تعبير قرآن مجيد ، اجراى آن طرح ها ، واقعاً انسان را به شجره طيّبه تبديل مى كند . درخت پاك و پرثمرى كه از اين ثمره هم خودش بهره مى برد و هم ديگران . با توجه به اين حقيقت بوده است كه انبيا ، ائمه عليهم السلام و اوليا ، هيچ كدام در آرزوى مردن نبودند ، بلكه با اين ويژگى آرزوى طول عمر داشتند .

 

 معناى سعادت در نظر پيامبر صلى الله عليه وآله

 به محضر مبارك رسول خدا صلى الله عليه وآله عرض مى كند : دلم مى خواهد معنا و مصداق سعادت را از زبان شما بشنوم كه يعنى چه ؟ پيغمبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه وآله فرمودند :

 

 » طول العمر فى طاعة الله «(151)

 اگر نظر مرا درباره سعادت مى خواهى ، سعادت در عمرى بلند و طولانى است ، اما عمرى كه در بندگى خدا هزينه شود ؛ يعنى عمرى كه در پياده كردن نقشه هاى پروردگار عالم طى شود .

 بخشى از اين نقشه ها قلبى است كه بايد قلب بر اساس آن طرح ها ، نقش بگيرد و بعد از حركت طولانى قلبى ، به تعبير خدا در قرآن به قلب سليم تبديل شود ؛ يعنى قلبى كه از خوبيهاى مربوط به دل پر باشد و از بدى ها خالى . اين قلب، قلب سليم است .(152)

 

 اثرات قلب سليم در زندگى مؤمن

 افرادى كه داراى قلب سليم هستند ،(153) حتى در قلب خود نيّت گناه و خلاف نسبت به دشمن نيز نمى كنند . تا جايى كه امكان دارد ، براى هدايت دشمن زحمت مى كشند و اگر دشمن مزاحم آنان نباشد ، آنها مزاحم دشمن نخواهند بود . اگر دشمن با آنها جنگ نكند ، آنها با دشمن جنگ نمى كنند .

 دشمن تا در چنين حيثيتى است ، همه چيزش را محترم مى دانند : خون ، مال ، ناموس ، ملك و آبروى او . شما پيغمبرى را سراغ نداريد كه چه خودش ، چه به دستور او به جان ، مال ، عِرض ، ملك و آبرويى به ناحق تلنگرى زده باشد .

 اگر چنين چيزى بود ، قطعاً آنها پيغمبر نبودند ، بلكه ظالم بودند . ديگر اسم آنان نبى ، رسول و ولى و معصوم نبود. انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام در كمال عصمت و مصونيت بودند : عصمت عقلى ، عملى ، اخلاقى ، ابلاغى . اين همان قلب سليم است .

 

 پاكى بدن با پاكى روح

 با پياده كردن طرح هاى پروردگار ، اعضاء و جوارح نيز صالح خواهند شد . مانند چشم پاك . وابستگان واقعى به پروردگار محال است اهل خيانت در نظر ، گوش ، زبان و دست باشند .

 اينجا بخشى از كارگردانى خدا در غير از منزل رحم است كه دست خود پروردگار است و مجرى بخشى از آن نيز انسان است ، ولى طرّاح آن پروردگار مى باشد .

 

 حكمت القاى طرح از سوى پروردگار

 اما چرا طرّاحى آن را به خود ما نداد ؟ چون اگر طرّاحى را به ما مى داد ، كه ما براى زندگى صد در صد سالم ، طراحى كنيم ، در بخش علم و عدالت آن كم مى آورديم . مثلاً مى گوييم : چرا تمام گياهان سبز عالم ، گردو نشدند ؟ فكر كنيد اگر تمام گياهان عالم گردو بودند ، يا تمام انسان هاى عالم يك شكل ، يك صدا ، يك رنگ ، در يك سن ، همگى مرد ، يا زن بودند ، آن وقت ديگر زندگيى بپا نمى شد .

 يا همگى در كره زمين پيغمبر بودند . چه نيازى داشت كه همه پيغمبر باشند ؟ در هر امتى يك پيغمبر به عنوان معلّم راه و تربيت كافى است كه طرح را از خدا بگيرد و به مردم خود ارائه دهد و مردم آن طرح را عمل كنند . نيازى نبود كه همه ما پيغمبر باشيم يا امام باشيم . مثل اين است كه كسى اثاث هاى زندگى اش تمام فرش باشد ، ديگر تخته و درب و پنجره نمى خواهد ؟

 اين اختلاف در خلقت ، نشانه وجود خداست و همچنين از آيات و صنعت پروردگار عزيز عالم است كه دو چيز هم شكل در اين عالم نيست . در اين عالم دو نفر داراى يك ظرفيت نيستند . انسان ها و حيوانات گوناگون هستند . مقدارى آب ، خاك ، سنگ ، كوه و معدن با هم يكسان پيدا نمى كنيد . چه نيازى است كه همه ما پيغمبر و طراح زندگى شويم ؟

 

 انتخاب خدا براى ابلاغ طرح

 خداوند متعال از ميان ما يك نفر مانند وجود مبارك حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه وآله را انتخاب كرده است كه در آخر الزمان بيايد . يك نسخه طرح و نقشه جامع و كامل به او داده است و فرموده : به مردم ابلاغ كن . به مردم نيز گفته است : اين كتاب ، علم است :

 

 » بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ «(154)

 

 دانش و حكمت است :

 

 » وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَبَ وَ الْحِكْمَةَ «(155)

 

 برهان و دليل و عقلى است : » لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ « سازنده بناى سالم زندگى است :

 

 » قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ «(156)

 

 راهنمايى به سوى بهشت و سعادت ابدى است . همين براى شما كافى است كه به آن عمل كنيد تا دنيا و آخرت شما آباد شود .

 

 عدالت واقعى در طرح خدا

 نيازى نبود كه تمام جمعيت زمين پيغمبر باشند و هر كدام كتابى داشته باشند . آيا نيازى است كه همه جمعيت ايران دبير باشند ؟ نه ، مملكت كه اين همه دبير نمى خواهد . نيازى هست كه همگى استاد دانشگاه ، رئيس جمهور ، وكيل و استاندار يك استان باشند ؟ هر استانى يك استاندار مى خواهد و هر مملكتى يك حاكم .

 اين كه ما بگوييم : چرا خدا ما را طرّاح زندگى سالم خود قرار نداد ؟ معناى آن اين است كه همه بايد يكسان باشند . اگر همه يكسان باشند ، دنيا چه فايده اى دارد ؟ اگر همه مهندس باشند ، يا همه دكتر باشند ، چه فايده اى دارد ؟ مى گويند : هر هزار نفرى يك دكتر خوب مى خواهند . انسان هاى هر دوره اى يك خدا ، پيغمبر ، قرآن و يا امام مى خواهند كه خدا به آنها داده است . وجدان ، شعور و درك مى خواهند كه به آنها داده و سفره اش را كامل كرده است .

 

 تفاوت منزل اول و دوم

 در منزل دوم - دنيا - گردش كار بين انسان و خدا نصف مى شود . در منزل اول كه رحم مادر بود ، تمام كارگردانى به دست خدا بود . بچه در رحم ، بين سه تاريكى بود ، از دست او كارى بر نمى آمد ؛ نمى توانست راه برود ، به دنبال غذا يا كار برود ، نه جاى ديدن داشت ، نه جاى شنيدن . بدن در آن تاريك خانه بود .

 كارگردانى آنجا دست خودش بود كه بچه را در رحم مادر طورى رشد بدهد كه زانوهايش را با دو دستش بگيرد و رها نباشد . براى غذا خوردن نيز از نافش لوله اى ساخت كه به كيسه اى وصل شود .

 آن كيسه به بدن مادر وصل است . خدا به آن كيسه ياد بدهد كه چه نوع موادى را بگير و به ناف نيز ياد داده است كه چگونه به آن لوله ، كيسه و شكم وصل شود و در بيست و چهار ساعت چقدر مواد بگيرد و هر چقدر كه نمى خواهد ، خودكار دفع كند .

 در رحم مادر هيچ تكليفى نداشت . خدا به او هيچ طرحى نداد كه چون اينجا بيكار هستى ، شب يا روز صد ركعت نماز بخوان . يا چون كارى ندارى و غذا را نيز از دهانت نمى خورى ، نيت روزه شش ماهه كن .

 در رحم مادر هيچ طرحى به او نداد ؛ چون نيازى نداشت و لازم نبود . ولى اينجا كه طرحى مانند قرآن و »نهج البلاغه« و معلمى مانند پيغمبر صلى الله عليه وآله و اميرالمؤمنين عليه السلام داده ؛ چون نياز داشت . اگر نياز نداشتيم ، لحظه اى به قيمتى ترين گوهرهاى آفرينش كه انبيا عليهم السلام بودند ، زحمت نمى داد كه بين ما بيايند . آنها به ما نيازى نداشتند .

 

پی نوشت ها:

 

149) نهج البلاغه: خطبة 82، و منها في صفة خلق الإنسان؛ »أَمْ هَذَا الَّذِي أَنْشَأَهُ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ نُطْفَةً دِهَاقاً وَ عَلَقَةً مِحَاقاً وَ جَنِيناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِيداً وَ يَافِعاً ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً وَ لِسَاناً لَافِظاً وَ بَصَراً لَاحِظاً لِيَفْهَمَ مُعْتَبِراً وَ يُقَصِّرَ مُزْدَجِراً حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُه ْ.«

 بحار الأنوار: 347/57، باب 41، حديث 32؛ »عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِنَّ لِلرَّحِمِ أَرْبَعَةَ سُبُلٍ فِي أَيِّ سَبِيلٍ سَلَكَ فِيهِ الْمَاءُ كَانَ مِنْهُ الْوَلَدُ وَاحِدٌ أَوِ اثْنَانِ وَ ثَلَاثَةٌ وَ أَرْبَعَةٌ وَ لَا يَكُونُ إِلَى سَبِيلٍ أَكْثَرَ مِنْ وَاحِدٍ.«

150) نهج البلاغه: خطبه 162؛ »قَالَ أَيُّهَا الْمَخْلُوقُ السَّوِيُّ وَ الْمُنْشَأُ الْمَرْعِيُّ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ مُضَاعَفَاتِ الْأَسْتَارِ بُدِئْتَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ وَ وُضِعْتَ فِي قَرارٍ مَكِينٍ إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ وَ أَجَلٍ مَقْسُومٍ تَمُورُ فِي بَطْنِ أُمِّكَ جَنِيناً لَا تَحِيرُ دُعَاءً وَ لَا تَسْمَعُ نِدَاءً ثُمَّ أُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّكَ إِلَى دَارٍ لَمْ تَشْهَدْهَا وَ لَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنَافِعِهَا فَمَنْ هَدَاكَ لِاجْتِرَارِ الْغِذَاءِ مِنْ ثَدْيِ أُمِّكَ وعَرَّفَكَ عِنْدَ الْحَاجَةِ مَوَاضِعَ طَلَبِكَ وَ إِرَادَتِكَ هَيْهَاتَ إِنَّ مَنْ يَعْجِزُ عَنْ صِفَاتِ ذِي الْهَيْئَةِ وَ الْأَدَوَاتِ فَهُوَ عَنْ صِفَاتِ خَالِقِهِ أَعْجَزُ وَ مِنْ تَنَاوُلِهِ بِحُدُودِ الْمَخْلُوقِينَ أَبْعَدُ.«

151) مجموعة ورام: 1/92، بيان السبب الذي ينال به حسن الخلق؛ المحجة البيضاء: 5/104؛ »لما سئل صلى الله عليه وآله عن السعادة فقال طول العمر في طاعة الله.«

 مجموعة ورام: 92/1؛ »قال صلى الله عليه وآله اعبدوا الله في الرضا فإن لم تستطع ففي الصبر على ما تكره خير كثير ثم لا يكفي في نيل السعادة الموعودة على حسن الخلق استلذاذ الطاعة و استكراه المعصية في زمان دون زمان بل ينبغي أن يكون كذلك على الدوام و في جمله العمر و كلما كان العمر أطول كانت الفضيلة أرسخ و أكمل.«

152) شعراء (89 - 88 : (26؛ »يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ«

153) الكافى: 16/2، باب الإخلاص، حديث 5؛ بحار الأنوار: 239/67، باب 54، حديث 7؛ »عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ U إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ قَالَ الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقَى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ وَ قَالَ وَ كُلُّ قَلْبٍ فِيهِ شِرْكٌ أَوْ شَكٌّ فَهُوَ سَاقِطٌ وَ إِنَّمَا أَرَادُوا الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا لِتَفْرُغَ قُلُوبُهُمْ لِلآْخِرَةِ.«

 مصباح الشريعة: 53، الباب الثالث و العشرون في النية؛ بحار الأنوار: 210/67، باب 53، حديث 32؛ »قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام صَاحِبُ النِّيَّةِ الصَّادِقَةِ صَاحِبُ الْقَلْبِ السَّلِيمِ لِأَنَّ سَلَامَةَ الْقَلْبِ مِنْ هَوَاجِسِ الْمَحْذُورَاتِ بِتَخْلِيصِ النِّيَّةِ لِلَّهِ فِي الْأُمُورِ كُلِّهَا قَالَ اللَّهُ U يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ.«

154) بقره (145 : (2؛ »اگر پس از دانشى كه ] چون قرآن [ برايت آمده .«

155) بقره (129 : (2؛ »و آنان را كتاب و حكمت بياموزد .«

156) بقره (256 : (2؛ »مسلماً راه هدايت از گمراهى ] به وسيله قرآن ، پيامبر و امامان معصوم [ روشن و آشكار شده است .« 


منبع : پایگاه عرفان
607
1
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

فاطمه سمیعی
خدا خیر بده استاد گرامی را و توفیقاتشونو بیشتر کنه
پاسخ
0     0
25 آذر 1391 ساعت 06:49 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^