فارسی
يكشنبه 19 مرداد 1399 - الاحد 19 ذي الحجة 1441

  878
  0
  0

سجده در قرآن كريم (2)

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد ششم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

3- تكبر ابليس از سجود در بيان قرآن

داستان تكبر ابليس از سجده بر آدم- كه امر حضرت حق به تمام ملائكه بود و در حقيقت انجام آن مأموريت، انجام خواسته امر بود و واقعيت آن سجده به فرموده حضرت صادق عليه السلام بر خدا بود «3»- در ده سوره قرآن ذكر شده:

بقره، نساء، اعراف، حجر، اسراء، كهف، طه، فصلت، فرقان، ص.

 

سوره اسراء

مفصل اين مسئله در سوره مباركه اسراء در آيات كريمه زير آمده:

[وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً* قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا* قالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً* وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً* إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا] «2».

و [ياد كن ] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده كنيد. پس همه سجده كردند مگر ابليس كه گفت: آيا براى كسى كه او را از گِل آفريدى، سجده كنم؟!* [سپس ] گفت: مرا خبر ده اين كسى كه او را بر من برترى دادى [سببش چه بود؟] اگر تا قيامت مهلتم بخشى، بى ترديد فرزندانش را جز اندكى لجام مى زنم [و به دنبال خود به عرصه هلاكت و نابودى مى كشم.]*

خدا فرمود: برو كه از آنان هر كس تو را پيروى كند، قطعاً دوزخ كيفرتان خواهد بود، كيفرى سخت و كامل.* از آنان هر كه را توانستى با آوازت [به سوى باطل ] برانگيز و [براى راندنشان به سوى طغيان و گناه ] با سواره ها و پياده هايت بر آنان بانگ زن و با آنان [از راه سوق دادنشان به حرام ] در اموال و [از طريق وسوسه كردنشان به زنا] در اولاد شريك شو و به آنان وعده [دروغ ] بده [كه از قيامت، حسابرسى، بهشت و دوزخ خبرى نيست ] و شيطان آنان را جز از روى باطل و دروغ وعده نمى دهد.* [ولى آگاه باش كه ] يقيناً تو را بر بندگانم هيچ تسلّطى نيست و كافى است كه پروردگارت نگهبان و كارساز [آنان ] باشد.

نتيجه اين آيات به شرح زير است:

1- سر تافتن ابليس از سجده بر آدم كه امر حضرت حق بود.

2- عجب و خودبينى شيطان نسبت به آدم كه حق او نبود.

3- اسائه ادب و جرأت و جسارت نسبت به حق درباره بنى آدم و مجادله با پروردگار.

4- بيرون شدن او از پيشگاه رحمت به خاطر اعراض از سجود.

5- حتميت به جهنم رفتن او و تمام پيروانش.

6- سرسختى او براى فريب انسان با تمام قوايش از طريق مال و اولاد و وعده هاى دروغ و فريبنده و غرورآور.

7- عدم توانايى او در حكومت بر بنى آدم و اين كه همه قدرت او فقط در وعده و نيرنگ و آرايش مال و اولاد است و اين كه خداوند بزرگ با قدرت نبوت، امامت، قرآن، عقل، فطرت، وجدان، توبه، انسان را مجهز فرموده و در قيامت نسبت به فريب خوردن از شيطان عذر موجهى در پيشگاه مقدس حضرت رب الارباب ندارند!!

 

سوره اعراف

و در سوره مباركه اعراف مى خوانيم:

[وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ* قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ* قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ* قالَ أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ* قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ* قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعِينَ ] «3».

و شما را آفريديم، سپس شما را صورت گرى كرديم، آن گاه به فرشتگان گفتيم:

بر آدم سجده كنيد؛ بى درنگ همه سجده كردند، جز ابليس كه از سجده كنندگان نبود.* خدا فرمود: هنگامى كه تو را امر كردم، چه چيز تو را مانع شد كه سجده نكردى؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پديد آورده اى و او را از گِل آفريدى.* خدا فرمود: از اين جايگاه و منزلتت [كه عرصه فروتنى و فرمانبردارى است ] فرود آى؛ زيرا تو را نرسد كه در اين جايگاه بلند، بزرگ منشى كنى پس بيرون شو كه قطعاً از خوارشدگانى.* گفت: مرا تا روزى كه [مردگان ] برانگيخته شوند، مهلت ده.* خدا فرمود: البته تو از مهلت يافتگانى.* گفت: به سبب اين كه مرا به بيراهه و گمراهى انداختى، يقيناً بر سر راه راست تو [كه رهروانش را به سعادت ابدى مى رساند] در كمين آنان خواهم نشست.* سپس از پيش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان مى تازم و [تا جايى آنان را دچار وسوسه و اغواگرى مى كنم كه ] بيشترشان را سپاس گزار نخواهى يافت.* خدا فرمود: از اين جايگاه و منزلتت نكوهيده و مطرود بيرون شو كه قطعاً هر كه از آنان از تو پيروى كند، بى ترديد جهنم را از همه شما لبريز خواهم كرد.

نتايجى كه از اين آيات به دست مى آيد:

1- آفرينش انسان از نظر قواى ظاهرى و باطنى كامل است، بنابراين با اين قدرت كامل محكوم ضد خدا نيست، مگر خودش بخواهد محكوم باشد.

2- به خاطر كمالش به ملائكه امر به سجده و خضوع شد، ملائكه همه فرمان حق را اطاعت كردند، ولى ابليس از حكم خدا به خاطر كبر و عجب خوددارى كرد.

3- عجب و كبر ابليس علت محروميت او از دربار رحمت حضرت رب الارباب شد.

4- به خاطر مزد عبادات گذشته اش تا قيامت از خدا مهلت گرفت، تا از طول اين زمان جهت گمراهى فرزندان آدم استفاده كند.

5- مذهب فاسد و خطرناك جبر را پايه گذارى كرد، به اين صورت كه فرود آمدنش را از عزت و شخصيت به حضرت حق نسبت داد، در حاليكه خداوند بزرگ جز عزت موجودات چيزى نخواسته و از گمراهى و بدبختى آنان متنفر است.

6- تهديد كرد كه تمام قواى بنى آدم، اعم از عقل، فطرت، وجدان، علم، شهوت، مشاعر، غرايز و احساسات آنان را به راه باطل مى كشم و اين گونه آيات هشدارى از جانب حضرت دوست به انسان است كه با كمال دقت و با تكيه بر قواعد الهى و ايمان به خدا و روز جزا، از خويشتن در برابر اين دشمن خطرناك محافظت كند.

7- ابليس در حاليكه در معرض مذمّت و شماتت و خوارى و سرافكندگى قرار گرفت از پيشگاه رحمت رانده شد.

8- به او وعده حتمى داده شد كه خود و پيروانش به خاطر سرپيچى از فرمان خدا اهل جهنم خواهند بود.

 

سوره ص

و در سوره مباركه ص اين داستان شگفت انگيز را با عنوان هاى شديدتر مى خوانيم:

 [إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ* فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ* فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ* إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ* قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ* قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ* قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ* وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ* قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ* إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ* قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ* قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ* لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ] «4».

[ياد كن ] هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من بشرى از گل خواهم آفريد.* پس زمانى كه اندامش را درست و نيكو نمودم و از روح خود در او دميدم، براى او سجده كنيد.* پس فرشتگان همه با هم سجده كردند؛* مگر ابليس كه تكبّر ورزيد و از كافران شد.* [خدا] فرمود: اى ابليس! تو را چه چيزى از سجده كردن بر آنچه كه با دستان قدرت خود آفريدم، بازداشت؟

آيا تكبّر كردى يا از بلند مرتبه گانى؟* گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريدى و او را از گل ساختى.* خدا] گفت: از آن [جايگاه ] بيرون رو كه بى ترديد تو رانده شده اى؛* و حتماً لعنت من تا روز قيامت بر تو باد.* گفت:

پروردگارا! مرا تا روزى كه مردم برانگيخته مى شوند، مهلت ده.* خدا] گفت: تو از مهلت يافتگانى،* تا زمانى معين و معلوم.* گفت: به عزتت سوگند همه آنان را گمراه مى كنم،* مگر بندگان خالص شده ات را* [خدا] گفت: سوگند به حق و فقط حق را مى گويم* كه بى ترديد دوزخ را از تو و آنان كه از تو پيروى كنند، از همگى پر خواهم كرد.

آيات بالا ما را به اين مسائل آگاه مى كند:

1- عظمت و شخصيت آدم به خاطر نفخه الهى در اوست، كه از آن تعبير به روح الهى شده و همان روح است كه علت قرار گرفتن عقل و فطرت و قواى انسانى در انسان شد و آدمى به مقام علم الاسمايى و خلافة اللهى مشرف گشت.

2- اين عظمت و شخصيت اقتضا كرد كه ملائكه به امر حضرت رب العزه در برابر او سر تواضع و سجده فرود آرند.

3- اين عظمت و كرامت، سبب حسد ابليس به آدم و ظهور غرور و سر پيچى از فرمان حضرت حق شد.

4- عدم سجده او باعث رجم و طرد او از پيشگاه عزت ربوبى گرديد.

5- عدم سجده او باعث گرفتار شدنش به لعنت و سخط حق گشت.

6- تكبرش باعث ادامه نافرمانيش شد تا جائيكه قسم خورد و تهديد كرد تا روز قيامت، دست از گمراه كردن انسان برندارد!

7- با تمام شدت به او خطاب شد كه جهنم را از تو و پيروانت پر خواهم كرد.

 

عاقبت شوم ابليس

در هر صورت سر باز زدن ابليس از سجده باعث رجم و طرد او از پيشگاه حق و دچار شدنش به لعنت در دنيا و آخرت و به طور حتم جهنمى شدن او در قيامت گشت و صفت پليد كبر، به او اجازه توبه و بازگشت نداد و با علم به اين مسئله كه دورماندن از عنايت حق باعث عذاب آخرت و خزى دنياست، به علو و كبرش ادامه داد و با پى گرفتن گمراهى انسان دقيقه به دقيقه بر بار سنگين گناه و معصيت و طغيانش مى افزايد.

راستى چه درس ها و عبرت ها و پندها و موعظه ها كه در اين آيات براى تمام انسان ها جلوه گر است!

خدا كند ما را ديده بصيرت و گوش شنوا باشد، تا با ديدن اين آيات در قرآن مجيد با ديده عقل و قلب و شنيدن امثال و عبرت هاى قرآنى بخود آئيم و از صفات و اخلاق اين دشمن آشتى ناپذير، خود و اهل و عيال و اطرافيان خويش را پاك نگاه داريم.

خدا كند، فرامين حضرت حق را در قرآن با جان و دل قبول كرده و بر اين ديو رجيم و موجود پليد و لعين تا لحظه خروج از دنيا كفر ورزيم و در راه ايمان و عشق به خدا سير خود را ادامه دهيم و از غفلت و سهو و جهل و نادانى پرهيز كرده و دل، را به نور حق منور داشته و عقل و جان و نفس و دل، از دسترس شيطان دور نگاه داريم كه اگر مراقب و محاسب و مواظب و بيدار نباشيم، تمام هستى ما به وسيله اين دشمن غارتگر به غارت خواهد رفت.

تا كى اى مست خواب غفلت و جهل

 

گوش سوى مقلد نا اهل

تا به مقصد در اين طريق تو را

 

كى رساند دليل نابينا

لحظه اى درگذر از اين پس و پيش

 

لمحه اى در نگر به عالم خويش

چند مانى تو اين چنين خفته

 

همره از راه منزلى رفته

به طلب در جهان چه مى پويى

 

چو تو گم گشته اى چه مى جويى

ديده بگشاى اى كه در خوابى

 

خويشتن را طلب مگر يابى

     

 

هشدار قرآن پيرامون شيطان

قرآن مجيد شيطان و جنود او را دشمن آشتى ناپذير انسان دانسته و او را منبع هر شرى معرفى نموده و وى را مانع وصول انسان به رشد و كمال و لقاى حضرت او مى داند و به طور مرتب آدمى را از خطرات و جنايات و خرابكارى هاى او برحذر داشته و هشدار مى دهد كه هدف اين موجود پست و پليد، اين است كه شما را از رفتن به بهشت منع كرده و به عذاب الهى بكشاند.

از همان زمانيكه آدم و حوا به فضل حضرت حق به بهشت مذكور در قرآن رفتند، خداوند عزيز به آنان هشدار داد كه شيطان، دشمن حتمى شماست و تمام هدف وى بيرون راندن شما از بهشت است، به آيه اى از آيات كتاب الهى توجه كنيد:

[فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى ] «5».

پس گفتيم: اى آدم! مسلماً اين [ابليس ] دشمنى است براى تو و همسرت، پس شما را از بهشت بيرون نكند كه در مشقت و رنج افتى.

به آدم گفتيم، اى آدم! به حقيقت بدان كه اين شيطان با تو و جفت تو دشمن است و هشيار باش كه مبادا شما را از بهشت بيرون آرد كه از آن پس به ناراحتى و بدبختى دچار مى شويد.

و در جاى ديگر به تمام فرزندان آدم هشدار مى دهد كه همان بلايى كه سر پدر و مادر شما آورد قصد حتمى دارد بر سر شما هم بياورد، در اين آيه دقت كنيد:

[يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ] «6».

اى فرزندان آدم! شيطان، شما را نفريبد چنان كه پدر و مادرتان را [با فريبكاريش ] از بهشت بيرون كرد، لباسشان را از اندامشان بر مى كشيد تا شرمگاهشان را به آنان بنماياند، او و دار و دسته اش شما را از آنجا كه شما آنان را نمى بينيد مى بينند، ما شياطين را سرپرست و ياران كسانى قرار داديم كه ايمان نمى آورند.

لغت شيطان اسم جنس است و ابليس و جنود و هر مانعى در راه خدا، از مصاديق آن است.

شما هر موجود ذى شر و هر جن و انسى كه با وسوسه يا با خناسى خود، يا با آرايش ظاهر دنيا بخواهد شما را از حضرت حق جدا كند شيطان و دشمن حقيقى خود بدانيد.

 

وسايل شيطان براى فريب انسان

شيطان براى فريب انسان داراى اعوان و انصارى است كه اعوان و انصارش اعم از جماد و حيوان و انسان است.

او از هر طريقى كه بتواند به فريب انسان اقدام كرده و آدمى را به ظواهر زندگى مغرور نموده و از راه خداى بزرگ باز مى دارد.

پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

شيطان پس از هبوط از مقام عزت و نورانيت براى فريب انسان متوسل به وسائلى شد از جمله:

1- حمام هاى عمومى «كنايه از اين كه گاهى افراد آنجا را براى معصيت انتخاب مى كنند».

2- محل كسب و كار «جهت پر كردن جيب مردم از حرام».

3- طعامى كه بر آن نام خدا برده نشده.

4- كليه مسكرات.

5- موسيقى.

6- اشعار بيهوده و باطل از قبيل تصنيف هاى مجالس لهو.

7- كتب ضلال.

8- دروغ گويى.

9- سحر و شعبده و جادو و ساحران.

10- خطرناك ترين دام او زنان طناز و عشوه گرند كه هر قدرتمندى را كه در برابر شهوت ضعيف است به زانو درآورد «7».

قرآن مجيد درباره اقوامى كه هلاك شدند مى فرمايد:

[وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ ] «8».

و شيطان عمل هاى [زشت ] آنان را برايشان آراست، در نتيجه آنان را از راه [خدا] باز داشت در حالى كه [براى تشخيص حق از باطل ] بصيرت داشتند.

بياييد به هشدارهاى حضرت حق كه محب و عاشق و دوستدار واقعى ماست توجه كنيم، بياييد سخن خداى خود را باور كنيم، بياييد به دلسوزى هاى حضرت او ارج نهيم، فريب دشمنان خدا را نخورده و از صراط مستقيم حضرت اللّه منحرف نشويم، مدت عمر كوتاه و مرگ هم چون سايه به دنبال ماست، سعى كنيم در تمام لحظات بيدار باشيم، تا بيدار بميريم، اگر در غفلت بسر بريم، ممكن است به طور ناگهانى و بى خبر مرگ ما فرا رسد و دست ما از همه برنامه هاى حق كوتاه باشد!

وقت كوچ است الرحيل اى دل از اين جاى خراب

 

تا زحضرت سوى جانت ارجعى آيد خطاب

بال و پر ده مرغ جان را تا ميان اين قفس

 

بر دلت پيدا شود در يك نفس صد فتح باب

عقل را و نقل را هم چون ترازو راست دار

 

جهد كن تا در ميان نه سيخ سوزد نه كباب

چون زعقل و نقل ذوق عشق حاصل شد تو را

 

از دل پر عشق خود آتش زن اندر نان و آب

گر چه عالم مى نمايد ديگران را آب خضر

 

تو چنان گردى كه گردد پيش تو هم چون سراب

گر چنان گردى جدا از خود كه بايد شد جدا

 

ذره اى گردد به پيش نور جانت آفتاب

گر صواب كار خواهى اندرين وادى صعب

 

از خطاى نفس خود تا چند بينى اضطراب

     

آخر اى شهوت پرست بى خبر گر عاقلى

 

يك دمى لذت كجا ارزد به صد ساله عذاب «9»

     

 

4- تكبر انسان هاى بى معرفت از سجده

قرآن مجيد، انسان هايى كه از طاعت و عبادت و انقياد و تسليم و سجود در برابر حضرت حق روى گردانند دنباله رو شيطان و مطيع ابليس دانسته و براى آنان عاقبتى جز خزى دنيا و عذاب آخرت نمى داند.

قرآن مجيد انسان را موجودى برتر مى داند و برترى او را از بركت فطرت و عقل مى داند.

قرآن مجيد انبيا را براى هدايت بشر مبعوث كرده و بهشت را جايگاه انسان مى داند.

قرآن مجيد در برابر اين همه وسايل هدايت، از انسان سخت انتقاد مى كند كه چرا متوسل به وسايل هدايت نمى شود و در برابر حق واضح و روشن چرا تسليم نشده و اطاعت نمى كند و سجده بر خداوند و عبادت او را بر خود روا نمى دارد؟!

قرآن مجيد درباره متكبران از سجود مى فرمايد:

[فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ* وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ* بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ* وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُوعُونَ* فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ] «10».

پس اينان را چه مى شود كه ايمان نمى آورند؟!* و هرگاه قرآن را بر آنان خوانند، خاضع و تسليم نمى شوند؟!* بلكه كافران همواره انكار هم مى كنند!

* و خدا به آنچه [از انكار، كفر، نفاق، حسد و...] در دل خود جمع مى كنند، داناتر است.* پس آنان را به عذابى دردناك بشارت ده.

آرى، اگر انسان در دنيا تا وقت مرگ به طاعت و عبادت و به ركوع و سجود بپردازد ملكه او گشته و با همان حال در قيامت محشور شود و اگر به كبر و نافرمانى مشغول باشد تا بميرد و كبر و تكبر از حق، ملكه او گردد با همان حال وارد محشر شده و به عذاب اليم دچار مى شود!

 

5- نهى از سجود به غير خدا

در زندگى انسان دو مسئله مهم مطرح است كه پايه هاى سعادت يا شقاوت را تشكيل مى دهند:

1- بهره دهى

2- بهره برى

انسان بر اثر پيروى از فرامين حضرت رب العالمين كه به وسيله پيامبران بزرگ و انبياى الهى و امامان عليهم السلام اعلام شده و با صحيح بكار گرفتن عقل و فطرت و تمام نعمت هايى كه به انسان عطا شده، مى تواند كمال منفعت را در اين عالم كسب كرده و در آخرت از آن منفعت ها لذت ابدى ببرد، ولى در صورت تسليم شدن به غير خدا و عبادت شيطان و تواضع و خضوع و انقياد در برابر غير اللّه و در يك كلمه به فرموده قرآن مجيد در صورت سجده به غير خدا تبديل به يك موجود بهره دهى خواهد شد كه تمام منافع وجودى او را ديگران به نفع شكم و شهوت خود برده و در پايان كار جز دستى خالى و بدنى عريان و پرونده اى سياه و بارى از گناهان هم چون كوه ها چيز ديگرى براى او نخواهد ماند.

عمله هاى فرعون و نمرود و شداد و نرون و هيتلر و آتيلاها، در هر لباسى و عمله هاى طاغوت هاى زمان در انواع لباس ها، وزارت، وكالت، مقامات نظامى، اقتصادى و... از همين قبيل هستند، اينان با روح انقيادى كه از شياطين بزرگ به صورت دولت هاى ظالم و طاغوتى جلوه گرند، تمام منافع وجودى خود، اعم از منافع فطرى، عقلى، عاطفى، انسانى، علم و قدرت را در اختيار دستگاه بهره كشى ستمگران گذاشته و آنان با قدرت ايشان در سطح كره زمين به هر جنايت و خيانتى مشغول و روز و شب با ظلم بى حد و ستم بى پايان خود، بلايى نيست كه بر سر ملت هاى مظلوم و اموال و نواميس آنان در نياورند!

امروز نزديك به پانصد سال است از عمر استثمار غرب مى گذرد و نزديك به هزاران سال است از عمر استعمار بعضى قدرت هاى شرقى و دولت هاى ستمگر نسبت به ملت هايشان مى گذرد، در طول اين مدت ستمگران و زورگويان خائن و جنايت پيشگان حرفه اى به وسيله قدرت همين سجده كنندگان بر خويش و منقادان و مطيعان و متملقان و چاپلوسان، بر سر اين انسان هاى مظلوم چه بلاها آورده اند.

اين كه قرآن و آيين پاك الهى در هر زمان، پافشارى بر سجده به خدا و عدم سجده بر ديگران و بر غير خدا اعم از جماد و نبات و حيوان و انسان دارد، به خاطر اين است كه انسان تبديل به حيوان باركشى براى اهل ستم نگردد و به وسيله قدرت او بر ديگران و بر مظلومان ظلم نرود.

اينان كه وجودشان جز بهره دهى براى زورگويان چيزى ندارد، بفرموده قرآن در شب و روز برزخ دچار آتش غضب حق و در قيامت گرفتار عذاب شديدند:

[النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ* وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِيباً مِنَ النَّارِ* قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيها إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبادِ] «11».

[عذابشان ] آتش است كه صبح و شام بر آن عرضه مى شوند و روزى كه قيامت برپا شود [ندا رسد:] فرعونيان را در سخت ترين عذاب در آوريد.* و [ياد كن ] هنگامى را كه در آتش با يكديگر نزاع و كشمكش مى كنند، پس ضعيفان به مستكبران مى گويند: ما [در دنيا] پيرو شما بوديم، آيا مى توانيد بخشى از اين آتش را از ما دفع كنيد؟* مستكبران مى گويند: هم اكنون همه ما در آتش هستيم، بى ترديد خدا [به عدالت و انصاف ] ميان بندگان داورى كرده است.

خداوند مهربان به مصلحت بندگان و براى نجات ايشان از عذاب فردا و براى رهايى از بردگى نسبت به غير كه جز بهره دهى به نفع ظلم سودى ندارد، در قرآن مجيد انسان را از پرستش غير خود و سجده بر هر شيئى و هر كسى نهى اكيد فرموده كه سجده بر غير جز نكبت و خزى در دنيا و عذاب شديد در آخرت سودى ندارد!

[وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ] «12».

از نشانه هاى [ربوبيت و قدرت ] او شب و روز و خورشيد و ماه است؛ نه براى خورشيد سجده كنيد و نه براى ماه، براى خدايى كه آنان را آفريد، سجده كنيد، اگر مى خواهيد فقط او را بپرستيد.

و در جاى ديگر درباره عبادت غلط و بى ثمر آنان كه تواضع به غير و اطاعت از بيگانه است، مى گويد:

[وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُهُمْ وَ لا يَضُرُّهُمْ وَ كانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّهِ ظَهِيراً] «13».

و به جاى خدا چيزهايى مى پرستند كه نه سودشان مى دهد ونه زيانشان مى رساند و كافر همواره بر ضد پروردگارش پشتيبان و يار [شيطان ] است.

و نيز مى فرمايد:

[وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً] «14».

و هنگامى كه به آنان گويند: براى رحمان سجده كنيد، مى گويند: رحمان چيست؟! آيا براى چيزى كه تو فرمان مى دهى، سجده كنيم؟ و [دعوت تو] بر رميدگى و نفرتشان مى افزايد.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- سفينة البحار: 4/ 68، باب السين بعده الجيم.

(2)- اسراء (17): 61- 65.

(3)- اعراف (7): 11- 18.

(4)- ص (38): 71- 85.

(5)- طه (20): 117.

(6)- اعراف (7): 27.

(7)- بحار الأنوار: 60/ 281، باب 3، حديث 172، با كمى اختلاف.

(8)- عنكبوت (29): 38.

(9)- عطار نيشابورى (قصايد).

(10)- انشقاق (84): 20- 24.

(11)- غافر (40): 46- 48.

(12)- فصلت (41): 37 (در ضمن آيه شريفه حاوى سجده واجبه است).

(13)- فرقان (25): 55.

 (14)- فرقان (25): 60.

 


منبع : پایگاه عرفان
  878
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    غدیر چشمه جوشان حق  

بیشترین بازدید این مجموعه

      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      دريايى عميق‏
      شعور و نطق موجودات‏
      رمضان، ماه دعا و استغفار
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      حدیث غدیر، ولایت یا محبت؟
       گام‌هاى شيطان‏
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز