فارسی
پنجشنبه 23 مرداد 1399 - الخميس 23 ذي الحجة 1441
  530
  0
  0

مرگ و عالم آخرت - جلسه ششم (2) - (متن کامل + عناوین)

 

 حال مؤمن در بهشت

 گفت : چنين مسكنى را در اين باغ ديدم ، با خود گفتم : داخل ساختمان بروم و ببينم چه خبر است . مى فرمود : وارد ساختمان شدم . ناگهان چشمم به آيت الله العظمى حائرى افتاد كه روى تخت نشسته بود و به پشتى هايى كه نظيرش را نديده بودم ، تكيه داده بود .

 

 » وَ أَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ × وَ نَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ «(138)

 

 تخت هاى بلند و پشتى هاى روى هم چيده ،

 

 » وَ زَرَابِىُّ مَبْثُوثَةٌ «(139)

 » عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ «(140)

 

 فرش هاى بافت خدا ، پهن شده است . اين ها در قرآن آمده است . حتى در زمانى كه در عرب ، مسأله مبل راحتى مطرح نبوده ، قرآن آن را مطرح كرده است :

 

 » مُّتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَبِلِينَ «(141)

 

 قبلاً اين حرفها نبود . عرب ها تخت خيلى معمولى داشتند كه از چوب خرما مى ساختند . پادشاهان نيز تختى داشتند كه سه پله داشت . مقدارى طلا ، نقره و پارچه به آن آويخته بوده است ، ولى پروردگار مى فرمايد : تخت ها ، تكيه گاه ها و مبل هاى راحتى در بهشت است .

 

 صحبت مرحوم صدر با شيخ عبدالكريم

 ديدم شيخ عبدالكريم روى تخت نشسته ، زير پاى او نيز فرش كم نظيرى است و تكيه داده است . به من گفت : آقاى صدر ! بياييد كنار من بنشينيد . من رفتم . قدح شربت بهشتى جلوى ايشان بود .

 

 » إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا «(142)

 

 از قدحى مى آشامند . »كأس « الف و لام ندارد ، لذا ابهام دارد و نكره است ؛ يعنى قدحى كه شما نمى دانيد چه قدحى است . نوعِ ساخت ، مواد و زيبايى آن معلوم نيست ،

 

 » كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا «

 

 كه شربتش با عطرى آميخته است كه در دنيا ، از خوش بويى نمونه ندارد . چنين قدحى مقابل شيخ عبدالكريم بود . گفتم : من از اين قدح شربت بخورم ؟ گفت : نه ، اين براى آنهايى است كه به اين طرف مى آيند ، شما هنوز آن طرف هستيد .

 

 محدوده فعاليت مثبت دنيايى

 اهل دنيا بايد فعلاً دو كار كنند تا اين باغ ها ، تخت ها ، قدح ها و نعمت ها نصيب آنان شود . دو كار يكى عبادت ربّ است و ديگرى خدمت به خلق . اسلام به غير از اين به چيزى دعوت نمى كند . تمام عمر را بايد خرج عبادت ربّ و خدمت به خلق كرد .(143) زيباترين خدمت نيز ترتيب دارد ، اول خدمت به خانواده ، بعد پدر و مادر ، بعد اقوام نزديك ، بعد اقوام دور ، بعد مردم مؤمن ، آخر همه خدمت به انسان ، بدون اين كه دينش را لحاظ كنيد .

 به گرفتار خدمت كن ، هر كس كه مى خواهد باشد . ائمه عليهم السلام به يهودى ، مسيحى و زرتشتى گرفتار كمك مى كردند . در اسناد حضرت رضا عليه السلام هست كه افراد غيرمسلمان در مشكلات به ايشان متوسل شده اند . ايشان شفاعت كرده و او را از گرفتارى نجات داده اند . اين اخلاق خدا ، انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام است .

 

 وقت ندادن به شيطان

 عمر را دو قسمت كنيد : عبادت ربّ و خدمت به خلق ؛ يعنى وقت را با اين دو قسمت پر كنيد كه ديگر جاى گناه ، معصيت ، فسق ، فجور ، ظلم و جور نماند . انسان بايد بر شيطان وقت را تنگ كند كه به انسان راه پيدا نكند ؛ يعنى براى او نبايد سهمى از وقت قرار داد تا هر وقت به سراغ شخص آمد ، ببيند يا به عبادت مشغول است يا به خدمت به خلق وقتى براى ارتكاب گناه نيابد.

 

 اميد شيطان براى اغواى انسان

 يكى از بزرگان دين ، پدر مرحوم آيت الحق سيد على قاضى ، استاد علامه طباطبايى ، مى فرمودند : خداوند پرده را از چشم من كنار زد و من ابليس را ديدم . هر دو نوك كوه ايستاده بوديم . در اين مكاشفه ، به او گفتم : محاسن من سپيد شده ، عمر من گذشته ، استخوان هايم پوك شده ، كارى به كار من نداشته باش . ابليس گفت : نمى توانم ؛ چون كار من اين است كه به شما كار داشته باشم . هفتاد سال به دنبال تو دويده ام تا چنگالم به تو گير كند .

 معلوم مى شود كه هفتاد سال به او راه نداده است . مى گويد : به او گفتم : با من چه كار دارى ؟ من كه براى گناه و معصيت با اين كمر خم شده ، محاسن سفيد و آثار مرگ به پيشانى ، پير شده ام .

 

 سپيد گشتن مو ترجمان اين سخن است

كه سر بر آر ز خواب گران ، سپيده دميد(144)

 

 چه كار دارى ؟ نه مى توانى مرا در مجلس عيش و نوش بكشى ، من آمدنى نيستم ، نه مال حرام مى خورم كه مرا به آن بكشى . من هفتاد سال مال حرام نخوردم ، حال هنگام نزديك شدن مرگ حرام بخورم ؟ مرا رها كن ، برو .

 گفت : نه ، من تا هنگام مردن با تو هستم . هفتاد سال نگذاشتى گريبان تو به دستم بيافتد ، اما من نااميد نيستم ، اگر بيافتد ، مى دانى چه مى كنم ؟ كنار خود را نگاه كن .

 ايشان مى فرمايد : من وقتى سرم را برگرداندم ، از قله آن كوه ، درّه اى را ديدم كه انتهاى آن پيدا نبود . ابليس گفت : اگر گريبان تو به دست من بيافتد ، من مى خواهم تو را در اين دره بياندازم كه هر كس را انداخته ام ، ديگر راه نجات نداشته است .

 

 كثرت شياطين انسى

 به شيطان راه ندهيد ؛(145) چون اگر راه بدهيم ، كار او اين است كه دنيا و آخرت ما را خراب كند . شيطان يك صورت برونى دارد و يك صورت درونى . صورتى درونى او اين خواسته هاى بى مهار است . صورت بيرونى او انسان هايى هستند كه اصرار دارند ما را بى دين كنند . با فيلم ، مجلّه ، ماهواره ، تلويزيون ، راديو ، چرب زبانى ، فريب ، خدعه ، بند شهوت ، مقام و مال .

 تعداد شيطان هاى زمان ما كه از مجموع شياطين زمان ائمه و انبيا عليهم السلام بيشتر شده است . شياطين انسى هستند . زمان انبيا نيز اين همه شيطان نبود . آن زمان فرعون ها با دار و دسته خود بوده اند كه جلوى ديندار شدن مردم را مى گرفتند . يا مردم ديندار را مى زدند كه آنان را بى دين كنند ، يا مال بود و يا شهوت ، آن هم خيلى محدود بود ، اما آشكار . هيچ ابزار ديگرى نداشتند . اما امروزه در كره زمين ، از هوا ، فضا ، دريا ، كشتى ها و تمام ابزارها در اختيار شياطين است . مگر چه تعداد از اين همه ابزار در دست مسلمان هاست ؟ آن هم هنوز ما آن توان اسلامى صد در صد را نداريم .

 به شيخ عبدالكريم ، در خواب گفتم : حاج شيخ ! بعد از اين كه از دنيا رفتى ، وضع شما چگونه بوده است ؟ لبخندى زد و گفت :

 

 » لدى الكريم حلّ ضيفاً عبده «

 

 عبدالكريم ميهمان خداى كريم شد . همان شعرى كه تو بعد از مردنم گفتى و بر سنگ قبرم نوشتى .

 

 هر دم از عمر مى رود نفسى

چون نگه مى كنم نمانده بسى

 اى كه پنجاه رفت و در خوابى

مگر اين پنج روزه دريابى

 عمر برف است و آفتاب تموز(146)

اندكى مانده خواجه غرّه هنوز

 هر كه آمد عمارتى نو ساخت

رفت و منزل ، به ديگرى پرداخت(147)

 

 

 مهلت اندك عمر

 دوستى داشتم كه خانه اش خيلى كهنه بود . قبل از انقلاب ، روزى گفت : مى خواهم اين خانه را باز سازى كنم . دو طبقه ساخت . روزى او را ديدم و گفتم : ساخت خانه تمام شد ، رفقا را دعوت كن و سور بده . گفت : فقط سنگ پاشويه حوض مانده است كه امروز يا فردا تمام مى شود و اثاثيه را منتقل مى كنيم .

 كسى كه مى خواهد به خانه نو برود ، خيلى از اثاثيه را نيز نو مى كند . روز جمعه بود و من چون طلبه بودم ، بعد از ظهر به قم رفتم تا شنبه كه درس شروع مى شد ، سر كلاس بروم .

 شنبه هنوز به درس نرفته بودم ، كه درب ما را زدند . رفتم ديدم يكى از نزديكان است . گفت : براى تشييع جنازه به قم آمده ام . گفتم : تشييع جنازه چه كسى است ؟ گفت : فلان رفيق ، همان كه هنوز اثاث نكشيده بود . اثاث نكشيده مرد . يعنى مهلت ندادند كه به آن خانه نو برود .

 

 سه عمل مقدماتى براى امنيت آخرتى

 پيغمبر صلى الله عليه وآله سر قبر به مردم فرمودند : آيا دوست داريد وقتى وارد عالم بعد شديد ، در كمال امنيت باشيد ؟ گفتند : بله . حضرت فرمودند : سه پيشنهاد مى كنم ، اگر عمل كنيد ، با امنيت وارد عالم بعد مى شويد :

 نخست : از هر چه خدا حرام كرده است ، بپرهيزيد .(148) دوم : هر چه خدا به بدن و مال شما واجب كرده ، بپردازيد . سوم : وجود خود را ظرف اخلاق حسنه و پاكيزه كنيد ؛ كريم ، جواد ، متواضع ، فروتن و مهربان باشيد . اين پرونده باعث مى شود شما در دنياى بعد ، در كمال امنيت به سر ببريد .

 

 والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

پی نوشت ها:

138) غاشيه (15 - 14 : (88؛ »و ] در كنار چشمه هايش [ قدح ها نهاده شده است × و ] ديگر از نعمت هايش  [بالش هايى پهلوى هم چيده ] براى تكيه زدن بهشتى ها [ست.«

139) غاشيه (16 : (88؛ »و فرش هايى زربافت و گسترده ] كه روى آن مى نشينند . [.«

140) واقعه (15 : (56؛ »بر تخت هايى زربافت .«

141) واقعه (16 : (56؛ »در حالى كه روبروى يكديگر بر آنها تكيه دارند .«

142) انسان (5 : (76؛ »همانا نيكان همواره از جامى مى نوشند كه نوشيدنى اش آميخته به كافور ] آن ماده سرد ، سپيد و معطر  [است .«

143) مستدرك الوسائل: 409/12، باب 27، حديث 14450؛ »وَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام مَنْ مَشَى فِي حَاجَةِ أَخِيهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَشْرَ شَفَاعَات.«

 حديث 14451؛ »وَ عَنْهُ عليه السلام مَنْ سَعَى لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ فِي حَاجَةٍ مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا قَضَى اللَّهُ U لَهُ بِهَا سَبْعِينَ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الآْخِرَةِ أَيْسَرُهَا أَنْ يُزَحْزِحَهُ عَنِ النَّار.«

 مستدرك الوسائل: 410 - 409/12، باب 27، حديث 14452؛ »عَنْهُ عليه السلام قَالَ وَ مِنْ صَالِحِ الْأَعْمَالِ الْبِرُّ بِالْإِخْوَانِ وَ السَّعْيُ فِي حَوَائِجِهِمْ فَفِي ذَلِكَ مَرْغَمَةٌ لِلشَّيْطَانِ وَ تَزَحْزُحٌ عَنِ النِّيرَانِ وَ دُخُولُ الْجِنَانِ أَخْبِرْ بِهَذَا غُرَرَ أَصْحَابِكَ قَالَ قُلْتُ مَنْ غُرَرُ أَصْحَابِي جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ هُمُ الْبَرَرَةُ بِالْإِخْوَانِ فِي الْعُسْرِ وَ الْيُسْرِ.«

 و نيز در وسائل الشيعه: 16/367، باب 27، حديث 21781؛ »قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ اللَّهُ U الْخَلْقُ عِيَالِي فَأَحَبُّهُمْ إِلَيَّ أَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ أَسْعَاهُمْ فِي حَوَائِجِهِمْ.«

144) نسيم.

145) بحار الأنوار: 194/60، باب 3؛ »قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله إِنَّ الشَّيْطَانَ وَاضِعٌ خَطْمَهُ عَلَى قَلْبِ ابْنِ آدَمَ فَإِذَا ذَكَرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ خَنَسَ وَ إِنْ نَسِيَ الْتَقَمَ قَلْبَهُ فَذَلِكَ الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ.«

 بحار الأنوار: 268/60، باب 3، حديث 154؛ ». . . فَيَقُولُ صلى الله عليه وآله إِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَزَالُ يُرَاقِبُ الْعَبْدَ وَ يُوَسْوِسُ إِلَيْهِ فِي نَوْمِهِ وَ يَقَظَتِهِ وَ هُوَ جِسْمٌ لَطِيفٌ هَوَائِيٌّ يُمْكِنُهُ أَنْ يَصِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ الْإِنْسَانُ غَاوٍ غَافِلٌ فَيُوصِلُ كَلَامَهُ وَ وَسْوَاسَهُ إِلَى بَاطِنِ أُذُنِهِ فَيَصِيرُ إِلَى قَلْبِهِ وَ اللَّهُ تَعَالَى هُوَ الْعَالِمُ بِكَيْفِيَّةِ ذَلِكَ فَأَمَّا وَسْوَاسُهُ فَلَا شَكَّ فِيهِ وَ الشَّيْطَانُ هُنَا اسْمُ جِنْسٍ وَ لَا يُرِيدُ بِهِ إِبْلِيسَ فَحَسْبُ وَ ذَلِكَ لِأَنَّ لَهُ أَوْلَاداً وَ أَعْوَاناً وَ ذِكْرُ جَرَيَانِهِ مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ مَثَلٌ وَ لَا يَعْنِي بِهِ أَنَّهُ يَدْخُلُ عُرُوقَهُ وَ أَوْرَادَهُ وَ تَجَاوِيفَ أَعْضَائِهِ بَلِ الْمَعْنَى أَنَّهُ لَا يُزَايِلُهُ كَمَا يُقَالُ فُلَانٌ يُلَازِمُنِي مُلَازَمَةَ الظِّلِّ وَ مُلَازَمَةَ الْحَفِيظَيْنِ وَ مُلَازَمَةَ الرُّوحِ الْجَسَدَ وَ مُلَازَمَةَ الْقَرْنِ الشَّاةإِلَى غَيْرِ ذَلِك . . . .«

 بحار الأنوار: 329/60، باب 3؛ »قَوْلُهُ عليه السلام إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَجْرِي مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ وَ قَالَ مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ لَهُ شَيْطَانٌ قِيلَ وَ لَا أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ لَا أَنَا إِلَّا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَنِي عَلَيْهِ فَأَسْلَمَ.«

146) تموز يعنى تابستان .

147) سعدى شيرازى )ديوان اشعار(.

 


منبع : پایگاه عرفان
  530
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فرهنگ غنی دعا در شیعه
    بندگان مؤمن، تسلیم امر خداوند
    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت

بیشترین بازدید این مجموعه

      دهه اول محرم 94 مسجد حضرت امیر سخنرانی نهم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز