فارسی
پنجشنبه 14 اسفند 1399 - الخميس 20 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
347
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مهلت اندك عمر

 

 دوستى داشتم كه خانه اش خيلى كهنه بود . قبل از انقلاب ، روزى گفت : مى خواهم اين خانه را باز سازى كنم . دو طبقه ساخت . روزى او را ديدم و گفتم : ساخت خانه تمام شد ، رفقا را دعوت كن و سور بده . گفت : فقط سنگ پاشويه حوض مانده است كه امروز يا فردا تمام مى شود و اثاثيه را منتقل مى كنيم .

 كسى كه مى خواهد به خانه نو برود ، خيلى از اثاثيه را نيز نو مى كند . روز جمعه بود و من چون طلبه بودم ، بعد از ظهر به قم رفتم تا شنبه كه درس شروع مى شد ، سر كلاس بروم .

 شنبه هنوز به درس نرفته بودم ، كه درب ما را زدند . رفتم ديدم يكى از نزديكان است . گفت : براى تشييع جنازه به قم آمده ام . گفتم : تشييع جنازه چه كسى است ؟ گفت : فلان رفيق ، همان كه هنوز اثاث نكشيده بود . اثاث نكشيده مرد . يعنى مهلت ندادند كه به آن خانه نو برود .


منبع : پایگاه عرفان
347
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

گره گشایی فقط با اراده خداوند
مقام حضرت زينب (س)
چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
سعادت مرد در سه چيز
سلوک در صراط مستقیم با تکیه‌بر نشانه‌های پروردگار
تعلیم بی‌واسطهٔ معرفت‌الله به انبیا و ائمهٔ طاهرین
پیوند با اهل‌بیت، سپری مطمئن برای سالکان راه توحید
سعادت انسان در سایۀ اقتدا به ادلّای راه توحید
ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
حیای از خداوند، مانع گرفتاری در بند شیاطین

بیشترین بازدید این مجموعه

شهادت حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع) - جلسه نهم
حلال و حرام مالی - جلسه سی و سوم (متن کامل +عناوین)
تفاوت «ضرر» و «خسران»
هدف خلقت از زبان امام على عليه السلام‏
آثار ترك گناه
عشق امام سجاد (ع) به عبادت
روایت پیامبر درباره خیر
معنا و ارکان تقوا
قلب انسان، جایگاه علم افاضه‌ای و ملکوتی
تعلیم بی‌واسطهٔ معرفت‌الله به انبیا و ائمهٔ طاهرین

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز