فارسی
دوشنبه 20 مرداد 1399 - الاثنين 20 ذي الحجة 1441
  547
  0
  0

حکایتی از سيماى عارفان‏

 

يكى از تربيت شدگان اين مكتب مى گويد:

در بعضى از سفرها به بزرگى برخوردم كه سيمايش به سيماى عارفان مى ماند. با او همراه شده در عرض طريق بدو گفتم: «كَيْفَ الطّريقُ إِلى اللّه»؟ راه به سوى خدا چگونه است؟

گفت: «لَوْ عَرَفْتَ اللّهَ لَعَرَفْتَ الطَّريقَ». اگر او را يافته بودى راه به سوى او را نيز آگاه مى شدى.

پس گفت: اى مرد سالك! بگذار و دور كن از خود خلاف و اختلاف را.

گفتم: علما را چگونه خلاف و اختلافى خواهد بود؟ چه آن ها مؤيّد از جانب حقّند.

گفت: چنين است كه مى گويى الّا فى التجريد التوحيد.

بدو گفتم: معناى اين جمله چيست؟

گفت: «فِقْدانُ رُؤْيَةِ ما سواهُ لِوِجْدانه». با بودن او غير را نديدن.

كه منظور از اين جمله نفى هر معبود باطل و مقيّد بودن به طاعت و عبادت حق است.

بدو گفتم: «هَلْ يَكُونُ الْعارِفُ مَسْروراً»؟ آيا عارف را خوشحالى هست؟

جواب داد: عارف را با اتّصال به خدا اندوه هست؟

گفتم: «أَلَيْسَ مَنْ عَرَفَ اللّهَ طالَ هَمُّهُ»؟ نه اين است كه هركس او را شناخت دچار اندوه هميشگى مى گردد؟

گفت: «مَنْ عَرَفَ زالَ هَمُّهُ». هركس او را شناخت اندوهش براى هميشه برطرف مى شود كه اهل معرفت را [فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ]*.

گفتم: «هَلْ تُغَيِّرُ الدُّنْيا قُلُوبَ الْعارِفينَ»؟ آيا دنيا دل هاى عارفان را تغيير و تحوّل مى دهد؟

گفت: «هَلْ تُغَيِّرُ العُقْبى قُلُوبَ الْعارِفينَ حَتّى تُغَيِّرَها الدُّنْيا»؟ آيا آخرت دل آنان را حالى به حالى مى كند تا چه رسد به دنيا؟!

گفتم: «أَلَيْسَ مَنْ عَرَفَ اللّهَ صارَ مُسْتَوْحِشاً»؟ كسى كه خدا را شناخت آيا دچار وحشت نمى گردد؟

گفت: «مَعاذَ اللّه أَنْ يَكُونَ الْعارِفُ مُسْتَوْحِشاً». محال است عارف با شناختن معبود حقيقى دچار وحشت و ترس شود. «وَلكِنْ يَكُونُ مُهاجِراً مُتَجَرّداً». اما عارف در عين تنهايى مسافر به سوى دوست است.

گفتم: «هَلْ يَتَأَسَّفُ الْعارِفُ عَلى شَىْ ءٍ غَيْرَ اللّه»؟ آيا عارف به چيزى غير خدا تأسّف مى خورد؟

جواب داد: «هَلْ يَعْرِفُ العارِفُ غَيْرَ اللّهِ فَيَتَأَسَّفُ عَلَيْهِ»؟ آيا عارف غير خدا چيزى مى شناسد تا بر او غصّه بخورد؟

گفتم: «هَلْ يَشْتاقُ الْعارِفُ إِلى رَبِّهِ»؟ آيا عارف مشتاق به حضرت ربّ است؟

گفت: «هَلْ يَكُونُ الْعارِفُ غائِباً طَرْفَةً حَتّى يَشْتاقَ إِلَيْهِ»؟ آيا عارف يك چشم به هم زدن از او غائب است تا مشتاق او باشد؟!

گفتم: «مَا اسْمُ اللّهِ الأَعْظَمُ»؟ اسم اعظم خدا چيست؟

گفت: «أَنْ تَقُولَ اللّهَ وَأَنْتَ تَهابَهُ». آن است كه بگويى اللّه و از او در دلت داراى مهابت شوى.

گفتم: «كَثيراً ما أَقُولُ وَلا تُداخِلُنى الْهِيْبَةَ». زياد خدا مى گويم ولى در دلم مهابت پيدا نمى شود.

گفت: «لِأَنَّكَ تَقُولُ مِنْ حَيْثُ أَنْتَ لا مِنْ حَيْثُ هُوَ». براى آن كه نامش را آن چنان كه هستى مى گويى نه آن چنان كه هست.

گفتم: اى بزرگ! ديگر بار مرا موعظتى فرماى، از گفته هاى تو پند بليغ بگيرم.

گفت: كفايت است از براى موعظت و نصيحت تغييراتى كه در روزگار مى بينى، نيك بنگر و آن را به جهت خود پندى بزرگ دان

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  547
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
    طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
    زن بدكاره‏ در خانه عابد
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    حکایت خدمت به پدر و مادر
    اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
    اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
    جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
    داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
    اخلاص بنا کننده مسجد گوهرشاد

بیشترین بازدید این مجموعه

      جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      سرپيچى از اهل بيت عليهم السلام‏
      مقام سكوت‏
      در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
      ذكر حق تعالى‏
      شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!
      در راه خدمت به خلق‏
      عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
      زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز