فارسی
دوشنبه 15 آذر 1400 - الاثنين 2 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
899
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

لطايفى در اشعار فارسى درباره مرگ

 

 مرگ كه چاره اى از آن نيست ، اما چه كسى به تو گفته است كه آرزوى مرگ كنى ؟ چرا آرزو كنى ؟ در قانون دين نيست كه آرزوى مرگ كنى . در دنيا بمان ، كار كن ، وقت آن كه رسيد ، تو را مى برند ، اما تو اين گونه برو .

 وعده داده بودم كه از ابن سينا و ملك الشعراى بهار شعرى درباره اصل مرگ بخوانم تا » ان الموت شى ء لابدّ منه « ترجمه »مرگ چيزى است كه چاره اى از آن ندارد« ، بهتر معلوم شود .

 ابن سينا طبيب ، حكيم ، عارف ، فيلسوف ، نويسنده و شاعر بود . مدتى نخست وزير ايران شد ، از هزار سال قبل تا كنون يكى از نابغه هاى بشرى بوده است . عمر او طولانى نبود . پنجاه و هفت ساله بود كه از دنيا رفت ، ولى در اين مدت به قدرى زيبا از عمر خود استفاده كرد كه نامش در كل جهان جاويد و ماندنى شده است .

 امروزه در ايران و جهان ، در مراكز علمى و دانشگاه هاى اروپا و آمريكا ، به عنوان يكى از چهره هاى برجسته علمى دانش طب و فلسفه مطرح است .

 هفت ساله بود كه حافظ كل قرآن كريم بود . هجده ساله بود كه در بخارا ، در آن زمان كه رشته هاى علمى محدود بود ، در هيچ رشته اى معلّمى كه بتواند به علمش اضافه كند ، پيدا نمى كرد ، لذا مجبور به مهاجرت شد . ما خيلى عمر خود را ضايع مى كنيم ، اما هر لحظه براى بيداران عالم يك دنيا ارزش بود .

 كسى بود كه داروشناس ، دواشناس و درد شناس بود . كتاب »قانون« را نگاه كنيد ، در هزار سال قبل مسأله سرطان ، سنگ كليه ، رماتيسم عضلات و استخوان ها ، درد سر و معده ، زخم هاى درونى و خيلى مسائل ديگر را مطرح كرد . در علم بسيار تيزهوش و قوى بود .

 


منبع : پایگاه عرفان
899
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^