فارسی
شنبه 25 مرداد 1399 - السبت 25 ذي الحجة 1441

  908
  0
  0

راه يافتگان به نور الهى‏

 

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد چهارم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

 

حضرت سجاد عليه السلام در اين فراز از دعا «انَّما يَهْتَدِى المُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِكَ» به هدايت بندگان در پرتو نور خداوندى اشاره دارد كه ابزار آن را خداوند فراهم مى سازد.

«حضرت موسى عليه السلام بعد از دريافت فرمان رسالت و دستور همه جانبه درباره چگونگى برخورد با فرعون از آن سرزمين مقدس حركت كرد و با برادرش هارون در مصر همراه شده و هر دو به سراغ فرعون مى آيند و با مشكلات زيادى مى توانند به درون كاخ افسانه اى فرعون كه افراد كمى به آن راه داشتند، راه پيدا كنند.

موسى در برابر فرعون فرمان رسالت را چنين بازگو مى كند:

ما فرستادگان پروردگار توايم، بنى اسرائيل را با ما بفرست و آنها را شكنجه و آزار مكن، ما دليل و معجزه روشنى با خود از سوى پروردگارت آورده ايم.

سلام بر كسى كه از هدايت پيروى كند و اين را نيز بدان كه به ما وحى شده است كه عذاب در انتظار كسانى است كه تكذيب كنند و از فرمان خدا روى بگردانند.

هنگامى كه فرعون اين سخنان را شنيد، گفت: اى موسى! پروردگار شما كيست؟

موسى معرفى كوتاه و جامعى از پروردگار اعلام كرد:

قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى كُلَّ شَىْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى » «1»

گفت: پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى، آفرينش [ويژه ] او را [آن گونه كه سزاوارش بود] به وى عطا كرده، سپس هدايت نمود.

در اين سخن كوتاه موسى عليه السلام اشاره به دو اصل اساسى آفرينش مى كند؛

اول: خداوند به هر موجودى، آنچه نياز داشته، بخشيده است.

دوم: هدايت و رهبرى موجودات را به آنها آموخته است.

انسان ها داراى هدايت تكوينى هستند ولى چون انسان، موجودى برتر و داراى عقل و شعور است، خداوند هدايت تكوينيش را با هدايت تشريعى او به وسيله پيامبران همراه و همگام كرده است.» «2»

 

تفسير آيه در كلام علامه طباطبايى

«بازگشت معناى آيه به اين مى شود كه خداوند بين هر پديده اى به سبب نيروها و ابزارهايى كه در وجودش قرار داده و بين آثار آن كه او را به غايت وجودش مى رساند، رابطه برقرار كرده است. براى مثال، جنين انسان كه يك نطفه شكل يافته در صورت انسان است در درون خود مجهز به نيروها و ابزارهايى است؛ متناسب با افعال و آثارى كه جنين را در جان و جسم به كمال مى رساند. پس به نطفه آدمى، با استعدادى كه در آن قرار داده شده، خلقت خاص يعنى همان وجود خاص انسانى داده است كه به وسيله نيروها و ابزار در او به سوى مطلوب و غايت وجود انسانى و كمال نهايى مخصوص اين نوع هدايت و حركت داده شده است.» «3»

 

هدايت و اراده خداوند

خداوند در آيات بسيارى به اين حقيقت اشاره مى فرمايد كه هدايت به اراده ماست حتى پيامبرش هم نمى تواند كارى كند؛ مگر ابزار آن را خداوند براى ايشان فراهم سازد.

خداوند متعال به پيامبرش مى فرمايد:

إِنَّكَ لَاتَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» «4»

قطعاً تو نمى توانى هر كه را خود دوست دارى هدايت كنى، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مى كند؛ و او به هدايت پذيران داناتر است.

او مى داند چه افرادى لايق پذيرش ايمانند يا چه قلب هايى براى حق مى تپد. او مى ماند در چه سرهائى، سوداى عشق خدايى است، اين افراد شايسته را خوب مى شناسد و به آنها توفيق مى دهد و لطفش را رفيق راه آنها مى سازد.

مقصود از هدايت در آيه فوق رسانيدن به سر منزل مقصود است و اين تنها كار خداست كه بذر ايمان را در دل ها بپاشد و به دل هاى آماده نظر افكند سپس با نور آسمانى شكوفا سازد. و نتيجه اين عنايت در بهشت هم نمايان شود كه خداوند در وصف بهشتيان فرمود:

اوّل نعمت هاى روحانى را نصيب شان مى سازد كه سينه ها و دل هايشان را از كينه و حسد و صفات ناپسند پاك مى سازد؛ سپس نعمت هاى جسمانى مانند: باغ و حوريه را به آنها عطا مى كند و آنگاه بهشتيان رضايت و خشنودى كامل خويش را چنين بازگو مى كنند:

وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدانَا لِهذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلآَ أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبّنَا بِالْحَقّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» «5»

و مى گويند: و همه ستايش ها ويژه خداست كه ما را به اين [نعمت ها] هدايت كرد، و اگر خدا ما را هدايت نمى كرد هدايت نمى يافتيم، مسلماً پيامبران پروردگارمان حق را به سوى ما آوردند، و ندايشان مى دهند به پاداش اعمال شايسته اى كه همواره انجام مى داديد، اين بهشت را به ارث برديد.

آرى، آرامش حقيقى و جاويدان در سايه نور هدايت و راهنماى الهى است. و بلاى حقيقى، جدايى و گمراهى از راه سعادت و كمال است. از اين رو پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و معصومان هم از خداوند، ماندگارى در هدايت را درخواست مى كرده اند؛ زيرا كه او هادى مطلق است.

پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:

قالَ اللَّهُ جَلَّ جَلالُهُ: عِبادى كُلُّكُمْ ضالٌّ إِلَّا مَنْ هَدَيْتُهُ وَ كُلُّكُمْ فَقِيرٌ إِلَّا مَنْ أَغْنَيْتُهُ، وَ كُلُّكُمْ مُذْنِبٌ الَّا مَنْ عَصَمْتُهُ. «6»

خداوند جلّ جلاله فرمود: اى بندگان من! همه شما گمراهيد، مگر كسى كه من هدايتش كنم و همه شما نيازمنديد مگر كسى كه من توانگرش سازم و همه شما گنهكاريد، مگر كسى كه من او را حفظ نمايم.

روايت شده است كه:

«داوود عليه السلام تنها به صحرا رفت. پس خداوند به او وحى فرمود: اى داود! چه شده است كه تو را تنها مى بينم؟ عرض كرد: معبودا، شوق ديدار تو در جانم شدت گرفته و ميان من و خلق حايل گشته است. خداوند به او وحى فرمود:

به ميان مردم بازگرد؛ زيرا اگر تو يك بنده گريز پا را نزد من بياور، تو را در لوح تقدير با صفت ستوده ثبت كنم. «7» اين است كه ائمه اطهار عليهم السلام كه دليل نور هدايت هستند، راه توفيق را هم به ما مى آموزند.

حضرت على عليه السلام در نهج البلاغه فرمود:

ايُّهَا النَّاسُ، انَّهُ مَنِ اسْتَنْصَحَ اللَّهَ وُفِّقَ وَ مَنِ اتَّخَذَ قَوْلَهْ دَليلًا هُدِىَ لِلَّتى هِىَ اقْوَمُ. «8»

اى مردم، بدون شك آن كه خير خود را از خدا خواهد موفق گشته، و هر كه گفتار حق را دليل خود قرار دهد به استوارترين راه هدايت شده.

پس ما هم بايد به مانند مولاى متقيان على عليه السلام به حق پناه بريم كه ما را هم در پناه هدايت خود پيوسته مستدام بدارد.

و نيز فرمود:

اللَّهُمَّ إنِّى اعُوذُ بِكَ أَنْ أَفْتَقِرَ فى غِناكَ اوْ أَضِلَّ فى هُداكَ اوْ اضامَ فى سُلْطانِكَ اوِ اضْطَهَدَ وَالْامْرُ لَكَ. «9»

الهى، به تو پناه مى برم از اين كه در بى نيازى تو فقير شوم، يا در هدايتت گمراه گردم، يا در سلطنتت مورد ستم واقع شوم، يا به خوارى نشينم و حال اين كه امر به دست توست.

الهى! ما را از رحمت و عنايت و لطف و محبّت و كرامت و مغفرت خود دور مكن و راه دور شدن از خودت را كه جز گناه و آلودگى و عصيان و پليدى چيزى نيست به روى ما ببند، كه دورى از تو بدترين بلا و سنگين ترين مرض و شديدترين عذاب است، چنانكه حضرت مولى الموحّدين در دعاى كميل اشاره فرموده:

فَهَبْنى يا إلهى صَبَرْتُ عَلى عَذابِك فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِك؟! «10»

الهى! گيرم كه بر عذاب دوزخت صبر كنم، امّا بر دورى و هجرانت چگونه طاقت بياورم؟!

هر آن نصيبه كه پيش از وجود ننهادست

 

هر آن كه در طلبش سعى مى كند باد است

كليد گنج اقاليم در خزانه اوست

 

كسى به قوّت بازوى خويش نگشاد است

سر قبول ببايد نهاد و گردن طَوع

 

كه هر چه حاكم كند نه بيداد است

به چشم طايفه اى كج همى نمايد نقش

 

گمان برند كه نقّاش آن نه استاد است

چو نيك درنگرى آن كه مى كند فرياد

 

ز دست خوى بد خويشتن به فرياد است

تو پاك باش و مدار اى برادر از كس باك

 

به ياد دار كه اين پندم از پدر ياد است

رضا به حكم قضا اختيار كن سعدى

 

كه هر كه بنده حق شد ز خلق آزاد است

     

(سعدى شيرازى)

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- طه (20): 50.

(2)- تفسير نمونه: 13/ 217- 219، ذيل آيه 50 سوره طه.

(3)- تفسير الميزان: 14/ 166، ذيل آيه 50 سوره طه.

(4)- قصص (28): 56.

(5)- أعراف (7): 43.

(6)- بحار الأنوار: 5/ 198، باب 7، حديث 16؛ من لايحضره الفقيه: 4/ 397، حديث 5848.

(7)- بحار الأنوار: 14/ 40، باب 3، حديث 26؛ ارشاد القلوب، ديلمى: 1/ 171.

(8)- نهج البلاغه: خطبه 147.

(9)- نهج البلاغه: خطبه 206(10)- مصباح المتهجّد: 847، دعاى كميل؛ البلد الأمين: 190.

 


منبع : پایگاه عرفان
  908
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!

بیشترین بازدید این مجموعه

      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز