فارسی
شنبه 25 مرداد 1399 - السبت 25 ذي الحجة 1441

  3510
  0
  0

تسليم بودن در برابر حق‏

 

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد چهارم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

از آنجا كه اسلام حقيقتى ذو مراتب است، و هر مرتبه اى با توفيق حضرت حق و كوشش انسان قابليت زياد شدن دارد، بايد گفت خواسته اين پدر و پسر ملكوتى، اسلام اصطلاحى در ميان مردم كه عبارت از اظهار ايمان و انجام ظواهر فرمان ها و احكام است چه اين كه از روى يقين باشد، و يا اين كه از زبان تجاوز نكند نبوده است.

معنا ندارد كه چنين اسلامى خواسته پيامبر اولوالعزمى چون ابراهيم، و رسول با كرامتى چون اسماعيل كه راه ابتلائات و تكاليف و مسئوليت هاى سنگينى را با معرفت به حق، و ايمان به قيامت و اخلاص كامل پيموده اند و اكنون كه در حال ساختن بيت الله اند در اوج ايمان و عمل و يقين هستند باشد، يقيناً اسلام مورد درخواست آن دو شخصيت بزرگ آخرين مرتبه اسلام كه همان تسليم همه وجود انسان به خداست بوده، مرتبه و مقامى كه در حقيقت تحقق دادنش از اراده و اختيار آدمى خارج است و تجلى آن فقط و فقط منوط به توفيق و عنايت ويژه حضرت حق به درخواست كننده است، ظهور چنين حالتى در انسان سبب مى شود كه آدمى نسبت به حق و فرمان ها و احكامش خالصانه و مشتاقانه به حركت آيد، و از همه تعلقات آزاد شود و جز خدا نبيند و جز به سوى خدا حركت ننمايد، و جز خدا نخواهد و خلاصه هر كه و هر چه غير اوست از خيمه حيات انسان بيرون رود، و حتى از هويت انسان در برابر پروردگار چيزى نماند.

آرى اسلام داراى مراتب و درجاتى است، كه عالى ترين مرتبه اش همان بوده كه در ابراهيم و اسماعيل تجلى يافت، و كمترين مرتبه اش همين است كه در عموم مردم ظهور دارد كه از بركت همين كمترين مرتبه اش خون و مال و آبروى همه انسان ها محترم شمرده شده، و آنان را در صف اهل اسلام قرار داده گرچه آلوده به برخى از معاصى باشند.

آنچه را ابراهيم و اسماعيل خواسته اند انقياد و اخلاص، و ثبوت قدم در راه اسلام كامل و اطاعت همه جانبه از حضرت حق، و راضى بودن به قضاء الهى و تسليم همه وجودشان به حضرت رب العزه بوده است، درخواست آنان اين بوده كه خداى مهربان با لطف ويژه اش و رحمت خاصه اش روى دل آنان را از غير برگرداند و تسليم حق كند.

آنچه را خواستند اين بود، كه آنچه را دارند با شوق و اشتياق و در نهايت اخلاص تسليم مولاى خود كنند چه مال، چه آبرو، چه كوشش و عمل و چه زن و فرزند، و چه جان، و در مقام هزينه كردن آنها در پيشگاه حق هيچ تعللى نورزند، و تعلق خاطرى در اين زمينه در ميان نباشد كه سبب كندى كار يا مانع از اجراى خواسته محبوب گردد.

مقام تسليم كه گويا در اوج آن هيچ اختيار و اراده اى براى انسان نمى ماند، و عبد نسبت به حق مانند ميت در دو دست غسال مى شود، و به عبارتى در برابر حضرت حق فناء عرفانى براى آدمى حاصل مى گردد از بهترين و بالاترين مقاماتى است كه نصيب سالك مى شود.

سير اين حقيقت و طى مسير اين واقعيت به اين صورت است كه: «چون شعور و عقل فطرى هشيار شد، و شعاع صفات بر آن تابيد و چشم آن را گشود اولين مرتبه عقيده را مى سازد، و چون قلب به آن حقيقت عالى گرائيد رو به ايمان پيش مى رود، و زمانى كه جاذبه توحيد و صفات سراسر خلال نفس انسانى را فرا گرفت و همه قواعد و عواطف و غرائز را تحت اراده ى خود آورد و به آن سوى گرداند اولين مرتبه تسليم است، و چون همه مقاومت ها و جنبش هاى مخالف از ميان رفت اسلام كامل تحقق مى يابد و اين معناى اسلام آخرين مرتبه كمال توحيد است، چنان كه اسلام و تسليم ظاهر در برابر حكومت و شريعت اسلام اولين مرحله آن است.» «1»

روايات بسيار مهمى در باب تسليم در كتاب هاى پر قيمت حديث نقل شده كه به پاره اى از آنها اشاره مى شود.

«اوحى الله تعالى الى داود تريد و اريد و انما يكون ما اريد فان سلمت لما اريد كفيتك ما تريد و ان لم تسلم لما اريد اتعبتك فيما تريد ثم لا يكون الا ما اريد: «2»

ويقترحه، الا فسلموا لله امره تكونوا من الفائزين:» «3»

اى بندگان خدا شما چون بيماريد و پروردگار جهانيان مانند طبيب، و بهبود و شفاى بيمار در گرو توصيه هاى طبيب به اوست نه در آنچه بيمار مى خواهد و پيشنهاد مى دهد، هان! در برابر دستورات خدا گردن نهيد تا از رستگاران باشيد.

 

دعاى خير براى ذريه و دودمان

اولًا دعاى ابراهيم و اسماعيل درباره ذريه و نسلشان نشانگر علاق و محبت آن دو انسان والا به فرزندانشان مى باشد، ثانياً به همه انسان ها تعليم مى دهند كه آنچه را براى خود مى خواهيد براى ديگران هم بخواهيد و نسبت به كسى در رسيدن نعمت و عنايت حق به او دريغ نورزيد و بخيل نباشيد، و حالت دگردوستى كه از بهترين حالات است در شما چون موج دريا موج بزند، و ثالثاً هر دو براى ذريه خود بهترين مقام و برترين مرتبه را كه تسليم همه جانبه در برابر خداست درخواست كردند، و اين كه اين حالت گران و مايه عظيم را براى همه ذريه نخواستند «وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ » چون مى دانستند تماى دودمان و نسلشان لياقت رسيدن به مقام تسليم را دارا نيستند، چنان كه خدا در آيه امامت به ابراهيم خبر داد

لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِينَ

همه ذريه تو شايسته مقام امامت نيستند، ستمكاران لياقت رسيدن به اين مقام را ندارند.

و چه نيكوست همه پدران و مادران به ابراهيم و اسماعيل اقتدا كنند و هر خيرى را از خداى مهربان براى ذريه و نسل خود درخواست كنند و از اين طريق گوشه اى و اندكى از دين خود را نسبت به دودمانشان ادا نمايند.

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- پرتوى از قرآن 206.

(2)- بحار ج 82 ص 136.

(3)- ميزان الحكمه ج 6 ص 2568.

 


منبع : پایگاه عرفان
  3510
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!

بیشترین بازدید این مجموعه

      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز