فارسی
دوشنبه 13 مرداد 1399 - الاثنين 13 ذي الحجة 1441

  520
  0
  0

بى اعتمادى بر امور دنيا

 

 يقين بدانيد كه امور مادى بعد از شما را عمل نمى كنند . بنابراين به فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام تا نمرده ايد ، وصى خود باشيد . به عمر نيز اعتمادى نيست ، چون زمان مردن ما را به ما خبر نداده اند .

 يكى از رفقاى منبرى خوب كه من به او ارادت داشتم ، چند سال قبل بر سر منبر - جمعيت پاى منبر ايشان زياد بود ، چون منبر خوبى داشت ، دلسوز بود و امام رحمه الله نيز به او علاقه داشتند - خيلى با نشاط و سلامت روى منبر نشست . خيلى خوب حرف مى زد . خطبه منبر را شروع كرد ، بعد از تمام شدن خطبه عربى ، آيه شب احياء را شروع كرد و هنوز »هاء «ى آيه تمام نشده بود كه از بالاى منبر افتاد و مردم متوجه شدند كه مرده است .

 به ما ضمانتى نداده اند كه چند سال ديگر زنده هستيد . زمان مرگ ما را كه به ما خبر نداده اند . رابطه بين ما و همه عالم نيز مانند ذرّه اى در باد است ؛ ما را با زنجير به دنيا نبسته اند . تمام رابطه ما و جهان هستى نيز به اندازه ذرّه اى باد است كه اين باد از بيرون به دهان و شش مى رود و بيرون مى آيد . وقتى كه به اين باد اجازه ندهند برود و برگردد ، رابطه ما با زندگى قطع مى شود .

 

 پيش صاحب نظران ملك سليمان باد است

بلكه آن است سليمان كه ز ملك آزاد است

 

 چه رابطه اى با اين عالم داريم ؟ به اندازه باد . همه چيز ما بر باد است .

 اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد :

 به جاى اين كه بنويسيد : بعد از مردن من پول اين طلبكاران را بدهيد و خمس مال مرا حساب كنيد ، خود اين كار را بكنيد ، چون دل كسى براى شما نمى سوزد .

 وصيت اميرالمؤمنين عليه السلام را نگاه كنيد ، هيچ مسأله مالى در وصيت ايشان نيست . اميرالمؤمنين - بر اثر ارزيابى امروزى - در آن زمان درآمد بالايى داشته است ، اما آن اموال كجا رفت و در كجا خرج شد ؟ كاخ ، خانه وسيع ، اسب با زين و ركاب طلا ، كباب و پيراهن ابريشمى كه نشد . پس حضرت چه كردند ؟

 اميرالمؤمنين عليه السلام تمام درآمد مادى خود را ، منهاى آن مقدارى كه به رعايت اقتصاد خرج زندگى خود كردند ، قبل از مرگ تبديل به ارز آخرتى كردند كه وقتى از دنيا مى روند ، براى ابد در كنار بهره آخرتى آن پول ها بنشينند و استفاده كنند .

 اگر چند ميليون پول از من بماند ، اما خرج صحيح نشود ، با روزنامه ها و كاغذها چه فرقى مى كند ؟

 در روايت آمده است كه حضرت عليه السلام پول را كف دست خود مى گذاشتند و به پول مى گفتند : تا نزد من هستى ، من مالك تو نيستم ، ولى زمانى كه خرج خدا ، دين و كار خير شدى ، آن گاه من مالك تو مى شوم . اما تا هستى ، من مالك تو نيستم ، دزد مى تواند بيايد ببرد . آتش سوزى مى تواند تمامش را نابود كند . من و پول هميشه در خطر هستيم .

 


منبع : پایگاه عرفان
  520
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت
    انتخاب نبی و امام، تحت سیطرۀ ارادۀ پروردگار
    ملاک نبودن سن در تعیین امام
    سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏
    مسئولیت انسان در زندگی و بازپرسی در قیامت
    حذف و انتخاب‌های الهی، عامل استحکام ایمان

بیشترین بازدید این مجموعه

      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی اول
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی سوم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی چهارم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی پنجم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان94 سخنرانی نهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی دهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی سیزدهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی شانزدهم 
      دهه اول محرم 94 حسینیه آیت الله علوی تهرانی سخنرانی هشتم
      تهران حسینیه هدایت دهه سوم محرم سخنرانی اول

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز