فارسی
دوشنبه 11 اسفند 1399 - الاثنين 17 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
186
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

قدرت تشخيص حق از باطل

 

 اما اهل تقوا و سلطنت دنيا را بياور به آنها بده ، چون اهل تقواست و خدا در قرآن گفته است :

  » وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا × وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ «

 قدرت تشخيص حق از باطل را دارد ، مى گويد : من شايستگى اين مقام را ندارم .

 يا اگر شيرين ترين شهوت، به اهل تقوا حمله كند ، ديگر شيرين تر از كاخ مصرو زليخاى جوان ؟ خيلى راحت مى گويد : نه . در پول نيز همين طور . اين معنى »وقى « است . »وقى « يعنى خود را نگاه داشتن از اين كه در فتنه ، فساد و شهوت حرام و يا پول و مقام حرام بيافتد .

 استاد حضرت امام ، مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى نقل مى كردند . من با يك واسطه نقل مى كنم . يكى از شاگردان حاج شيخ كه در تهران بود ، حدود هشتادو پنج ساله بود كه از دنيا رفت، برايم تعريف كرد :

 زمانى كه در قم بود و براى حاج شيخ منبر مى رفت ، روزى حاج شيخ عبدالكريم حائرى فرمودند : ميرزاى شيرازى كه از دنيا رفت ، من و حاج ميرزا حسين نايينى ، اين شخصيت كم نظير كه هنوز قم و مشهد و نجف در درس هاى بالا تحت تأثير دانش او هستند.

 حاج شيخ عبدالكريم حائرى مى فرمودند : من و هم درسى من - نايينى - روز بعد از مرگ ميرزا با هم نشستيم و گفتيم كه اعلم علماى شيعه ، آيت الله العظمى سيد محمد فشاركى است . ما نيز نزد او درس مى خوانديم ، درس هاى ديگر را ديده بوديم و مى دانستيم كه پهلوان اول اوست و او بايد مرجع تقليد بعد از ميرزاى شيرازى بشود .

 گفت : دو نفرى به در خانه اش رفتيم و در زديم . آمد كنار در به او گفتيم : آقا ! ما دو شاگرد خود را مجتهد مى دانيد ؟ گفت : بله . گفتيم : اگر مجتهد حكم بدهد ، تبعيت از حكم مجتهد واجب است ؟ گفت : بله . گفتيم : ما دو نفر »حكمنا أنت أعلم « حكم مى كنيم كه شما اعلم علماى شيعه هستيد و مرجعيت امروز حق شماست . شما بايد رييس معنوى كل شيعه باشيد .

 حاج شيخ مى فرمودند : ايشان دو دست خود را به دو طرف چارچوب تكيه داد و اشكش ريخت و اين آيه را خواند :

 » تِلْكَ الدَّارُ الْأَخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِى الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَ الْعَقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ «

 درب را بست و رفت و ديگر با ما حرف نزد تا مرجعيت روى دوش كس ديگرى افتاد .

 وقتى به محضر آيت الله فشاركى گفتند : شما قبول نداريد كه اعلم هستيد ؟ گفت : بله. اين مقدار را قبول دارم كه من اعلم هستم . گفتند : پس چرا مرجعيت را قبول نكرديد ؟ گفت : براى اين كه مديريت ندارم ، اگر قبول مى كردم ، به جهنم مى رفتم . مرجعيت مديريت مى خواهد و من مدير نيستم .

 درصد بالايى از مشكلات كشور ما به علت كمبود مدير لايق است . خيلى ها همان هايى هستند كه » خان الله و رسوله و المسلمين « والا چرا كشور ما با اين ثروت كلان و با اين جغرافياى زيبا و با اين ملت كم نظير كه بايد بگوييم بى نظير ، دچار اين مشكلات و بن بست ها و گره ها باشيم ؟ اگر تقوا بود كه جز افراد لايق ، كسى پست قبول نمى كرد .

 


منبع : پایگاه عرفان
186
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

گره گشایی فقط با اراده خداوند
مقام حضرت زينب (س)
چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
سعادت مرد در سه چيز
سلوک در صراط مستقیم با تکیه‌بر نشانه‌های پروردگار
تعلیم بی‌واسطهٔ معرفت‌الله به انبیا و ائمهٔ طاهرین
پیوند با اهل‌بیت، سپری مطمئن برای سالکان راه توحید
سعادت انسان در سایۀ اقتدا به ادلّای راه توحید
ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
حیای از خداوند، مانع گرفتاری در بند شیاطین

بیشترین بازدید این مجموعه

خاطره بزرگواران پارسا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز