فارسی
يكشنبه 19 مرداد 1399 - الاحد 19 ذي الحجة 1441

  387
  0
  0

دنباله ديدار بزنطى با امام رضا عليه السلام

 

 امام رضا عليه السلام فرمود :

 من جلوى خانه جواب نمى دهم ، به داخل بيا . احمد مى گويد : به اتاق حضرت رضا عليه السلام رفتم و رو به روى امام عليه السلام نشستم و سؤالم را گفتم . امام عليه السلام با متانت و وقار جوابم را دادند . كارم تمام شده بود ، آمدم بلند شوم ، حضرت فرمود : كجا مى روى ؟ دوست دارم بمانى . براى صرف شام كنار من باش . آدم از اين همه عنايت ديوانه مى شود :

 بدين مژده گر ديده خواهى رواست

كه اين مژده آرايش جان ماست

  كه من با حضرت رضا عليه السلام هم غذا شوم . خود ايشان خواستند . سفره پهن شد و غذا آوردند و خورديم .

 بعد كه سفره را جمع كردند ، آمدم بلند شوم ، حضرت فرمود : كجا ؟ گفتم : مى خواهم به خانه ام بروم . فرمود : دوست دارم كه امشب اينجا بمانيد . همين جا بخواب . گفتم : چشم .

 حضرت كارگر خانه را صدا زدند ، فرمودند : از مدينه كه آمدم ، تشك ، متكا و لحاف برايم آوردند تا اين مدتى كه اينجا هستم ، آن را روى خودم بياندازم و بخوابم ، آن رختخواب مخصوص مرا براى بزنطى بياور و پهن كن تا در جاى من بخوابد .

 بعد حضرت فرمود : كارى ندارى ؟ عرض كردم : فدايت شوم ، اين همه محبت فرموديد ، ديگر چه كار داشته باشم ؟ امام عليه السلام درب اتاق را بستند و مرا تنها گذاشتند و فرمودند : راحت بخواب . چون حضرت مى دانستند كه اگر خودشان بخواهند آنجا بخوابند ، احمد مى خواهد رعايت ادب را بكند ، براى او باعث زحمت مى شود ، لذا رفتند .

 احمد بزنطى مى گويد : حضرت درب اتاق را كه بستند ، من در رختخواب كه دراز كشيدم ، تا آمدم به خودم ببالم ، حضرت در را باز كردند و با عصبانيت فرمودند : احمد ! مغرور نشوى ، چه خبر است . جلوى غرور مرا گرفتند .

 من چه كسى هستم ؟ هيچ كسى نيستم ، »اين همه آوازها از شه بود « تو چه كاره اى ؟ من بودم كه روزه گرفتم ، من بودم كه در اين دوره مؤمن ماندم ، گناه من خيلى سنگين است .

 خداى مهربان در سوره حجرات مى فرمايد : منّت دين و ديندارى خود را بر سر من نگذاريد . من به شما توفيق ديندارى داده ام ، شما چه كسى هستيد ؟ خدا بايد بگويد : »من « او است كه همه چيز دارد .

 متن نامه هاى اميرالمؤمنين عليه السلام را ديده ايد ؟ ايشان در اول نامه مرقوم مى فرمودند :

 » من عبد الله ، على بن ابى طالب «

  از بنده خدا ، يعنى كسى كه هيچ چيزى از خودش ندارد . پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله در تمام عمرش يك بار نيز به هيچ كدام از عباداتش نگاه نكرد . همه انبياء و ائمه عليهم السلام نيز اين گونه بودند .

 


منبع : پایگاه عرفان
  387
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فرهنگ غنی دعا در شیعه
    بندگان مؤمن، تسلیم امر خداوند
    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت

بیشترین بازدید این مجموعه

      مرگ و فرصتها - جلسه سوم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی چهاردهم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی نوزدهم
      تهران_ مسجد امیر رمضان94 سخنرانی بیست و پنجم
      دهه اول محرم 94 هیئت صاحب الزمان سخنرانی اول
      دهه اول محرم 94 حسینیه آیت الله علوی تهرانی سخنرانی پنجم
      تهران هیئت محبان الزهرا - دهه اول فاطمیه 94 سخنرانی دوم
      یزد هیئت خادمین شهدای گمنام میدان امیر چخماق سخنرانی ...
      آیا همین که «شیعه» باشیم برای بهشتی شدن مان کافیست؟
      شرک به پروردگار، ظلمی عظیم

 
نظرات کاربر
مجید م علی
السلام علیک یا شمس الشموس یا ضامن اهو
پاسخ
0     0
19 آبان 1391 ساعت 11:53 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز