فارسی
پنجشنبه 07 اسفند 1399 - الخميس 13 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
240
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

پرهيز از قالب‏ نگرى

 

 هر كس قالب را ببيند ، به جايى نمى رسد . اين معناى حرف ملاى رومى است كه مى گويد :

 ما درون را بنگريم و حال را

نى برون را بنگريم و قال را

 به نظر مى آيد در اين زمينه حدود هفتصد آيه داشته باشيم كه خدا اصرار دارد كه قالب نگر نباشيد . به اين معنا كه من بنا را ببينم ، اما بنّا را نبينم ، اين قالب نگرى است .

 اما آن كسى كه حقيقت نگر است ، تركيب بنا را كه مى بيند ، بنّا را نيز مى بيند . از ساختمان در مى آيد و در ذهنش به سراغ آن مهندس تحصيل كرده ماهر مى رود . اين را مى گويند باطن نگر ، يعنى وقتى ساختمان را مى بيند ، ساختمان براى او آينه است كه در اين آينه ، علم ، حكمت ، عدالت در كار مهندس و معمار را مى بيند .

 در اين هفتصد آيه حرف قرآن اين است قالب نگر نباشيد چند آيه را براى نمونه مى آوريم:

  » إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَوَ تِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَفِ الَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَأَيَتٍ لِاُّوْلِى الْأَلْبَبِ «

  آسمان و زمين آينه و علامت است ، و با همه عظمتش در مقابل خالق هستى هيچ است و بايد به او برسيم ولى اگر خورشيد را نگاه كردى و در آن معطل شدى كه فقط اين است كه در زندگى ما اثر فوق العاده اى دارد ، پس معبود ماست . ماه ، ستاره ، پول كه ذره اى فلز است را ديدى ، اين قالب نگرى است كه تو را به اينجا رسانده است . تو همه اين ها را كه نگاه مى كنى ، بايد بگويى :

  » لَآ أُحِبُّ الْأَفِلِينَ «

 خورشيد ، ماه و ستاره كه غروب كردند ، پول ، بدن و دنيا كه از دست رفت ، بايد بگويى : من فانى شوندگان را دوست ندارم ، بلكه :

  » إِنِّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ السَّمَوَ تِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَآ أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ «

  بايد ما به سراغ خالق عالم و صاحب آن برويم كه همه چيز نزد او است .

 ابوجهل قالب را مى ديد كه ايمان نياورد . ابليس قالب را ديد ، ولى ملائكه »خليفة الله« را ديدند :

 » وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئِكَة إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَآءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ «

 فرشتگان خليفه ديدند و فهميدند كه بايد سجده كنند ، اما ابليس قالب را ديد ، گفت : اين موجود خاكى ارزش اين را ندارد كه ما در مقابلش سجده كنيم :

  » قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ «

  من از او خيلى بالاتر هستم ، اين كيست ؟ چند كيلو گوشت و پوست و استخوان كه شايستگى سجده ندارد . چند روز ديگر نيز بى جان مى شود و دوباره به خاك برمى گردد . راست مى گويد . اگر اين گونه باشد ، لياقت سجده ندارد . اما او در قالب نگرى آدم متوقف شد .

 


منبع : پایگاه عرفان
240
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
سعادت مرد در سه چيز
سلوک در صراط مستقیم با تکیه‌بر نشانه‌های پروردگار
تعلیم بی‌واسطهٔ معرفت‌الله به انبیا و ائمهٔ طاهرین
پیوند با اهل‌بیت، سپری مطمئن برای سالکان راه توحید
سعادت انسان در سایۀ اقتدا به ادلّای راه توحید
ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
حیای از خداوند، مانع گرفتاری در بند شیاطین
هشدار خداوند به گنهکاران در حدیث قدسی
سفری دلپذیر و آرامش‌بخش با بهترین توشه‌های راه

بیشترین بازدید این مجموعه

چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
«ارحنا يا بلال»

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز