فارسی
سه شنبه 08 مهر 1399 - الثلاثاء 11 صفر 1442

  583
  0
  0

بيت و آثار آن

 

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد چهارم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

بيت به محل و مركزى گفته مى شود، كه شبانه در آن استقرار مى يابند، و به بيتوته و استراحت يا به عبادت و بندگى مى پردازند. گاهى استعمال اين كلمه بر همه مسجدالحرام و به حرم امن الهى اطلاق مى شود.

مى گويند مراد از بيت در آيه شريفه كعبه معظمه است، و به نظر مى رسد در اين تطبيق اشكالى نباشد زيرا از باب تسميه كل بر جزء است.

كعبه كه بناى آن بر اساس آيات خدا به دست نورانى ابراهيم و اسماعيل با نيتى پاك و خالصانه بنا گذارى شده، داراى آثار الهى و معنوى فراوانى است كه بخشى از آن در اين قسمت اشاره مى شود.

معنويت كعبه دورنمائى از عظمت و جلال و جبروت صاحب آفرينش و خالق هستى است.

مسلمانان اگر مناسك مربوط به اين مركز الهى را به حقيقت تحقق دهند، و شرايط آن را به گونه اى كه حضرت حق از آنان خواسته، انجام دهند به عظمتى مافوق تمام عظمت ها و جلالى مافوق تمام جلالت ها ميرسند.

در مناسك مربوط به بيت، همه عوامل و ابزار لازم براى رشد و تكامل انسان قرار داده شده است.

زائر بيت لازم است با انجام مناسك، در حالى كه شرايط معنوى آن را رعايت نمايد، و در اين بازار معنوى كالاى اخلاص به ميدان بياورد، خود را به عرصه قبولى عمل برساند و همه خلأهاى فكرى و روحى و اخلاقى و عملى و به ويژه ايمانى خود را جبران كند، و اگر در اتصال معنوى به بيت به اين كيفيت نرسد و از آن جايگاه با عظمت به اين صورت بهره نجويد، جز ظاهرى خشك و بى روح از مناسك را بجاى نياورده و كارى هماهنگ با حقايق الهيه از او ظهور نكرده است.

كعبه به حقيقت قبله دل ها و نور ارواح و ضياء افكار، و نشانه اى براى جهت دادن همه موجوديت انسان به سوى الله است.

كعبه محورى است كه انسان در صورت طواف واقعى در حول آن از تمام رذايل پاك مى گردد و به همه حسنات آراسته مى شود.

كعبه خانه عبادت و بندگى و محل عشق و عاشقى و جايگاه پاكان و نيكان، و مركز خشوع و خضوع صالحان و صديقان است.

كعبه قلب معنويت و جايگاه عبوديت، و محل اخلاص و مركز فروتنى و خاكسارى است و دلى كه از اين اوصاف بهره ندارد در آن جاى ندارد.

بى ترديد بدون وجودى تزكيه شده، و قلبى آراسته به حقايق، و نفسى رنگ گرفته از اوصاف الهى نمى توان راهى به آن حريم مقدس و حرم با عظمت پيدا كرد، كه راه واقعى انسان به سوى حضرت معبود فقط از طريق قلب سليم است و بس و يقيناً قلب سليم عبارت از قلب خاشع و خاضع و مؤمن و متقى و رقيق و رحيم و رؤوف و كريم و آراسته به يقين و منبع مهر و كرامت است.

خانه حق خانه اى است كه تا از صفات شيطانى پاك نگردى، و از شرارت هاى نفس رها نشوى، و از چاه تاريك رذايل بيرون نيائى و خوديت ملكوتى خود را باز نيابى، و خويشتن را از بيگانگان و دشمنان بى نياز نسازى به آن حريم مقدس و حرم امن راه پيدا نكنى. يقيناً چون دل از غير فارغ ساختى، و نفس از رذايل پرداختى، و لباس شيطان صفتى از وجودت در انداختى و هويت خود را به تمام معنا به حضرت دوست باختى لياقت ورود به حرم را براى خود مقرر ساختى.

عارف معروف همدانى، در كتاب عرفانى تمهيدات مى گويد:

اى عزيز! بدان كه راه خدا نه از جهت راست است، و نه از جهت چپ و نه بالا و نه زير و نه دور و نه نزديك كه راه خدا در دل است و يك قدم است:

«دع نفسك و تعال:»

خود را از خوديت و منيت و از همه آلودگى ها برى و پاك كن و بالاترى رذيلت كه خودپرستى است و آن اساس تمام بدبختى هاست از خود بريز و آنگاه به جوار قرب حركت كن.

مگر از حضرت مصطفى صلى الله عليه وآله نشنيده اى كه او را پرسيدند:

«اين الله؟ فقال عند المنكسرة قلوبهم» «1»

خدا كجاست؟ فرمود: نزد قلب هاى شكسته مؤمنان.

اى عزيز زيارت كعبه و حج صورت كار همه كس باشد، ولى حج حقيقت نه كار هر كسى باشد، در راه حج زر و سيم بايد فشاندن، در راه حق جان و دل بايد فشاندن اين چه كسى را مسلّم باشد؟ آن را كه از بند جان برخيزد مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا «2» اين باشد.

دريغا كه بشريت انسان نمى گذارد كه به كعبه ربوبيت رسيم، و بشريت نمى گذارد كه ربوبيت رخت بر صحراى صورت نهد.

هر كه بى توجه (به حقايق و بدون آراستگى به صفات حسنه) نزد كعبه گل رود خود را بيند و هر كه به كعبه دل رود خدا را بيند انشاءالله كه خدا ما راجح حقيقى روزى كند.

چون دل تصفيه كردى و آن را به نور معرفت آراستى و بر يقين و عشقش استوار نمودى، حرمتى مافوق حرمت كعبه براى آن به دست آوردى، با چنين دل به زيارت كعبه برو كه خود را با معنويت آن بيت عظيم يعنى آن نورى كه در قيامت از باطن آن خانه به شفاعتت آيد هماهنگ نموده و به موقفى بسيار مهم و مقامى جليل دست يافته اى و بدان كه حرمت دل در صورتى كه به حقيقت و درستى، بيت الله و عرش الله گردد با حرمت كعبه قابل قياس نيست.

از زمان بناى كعبه به دست ابراهيم و اسماعيل، اين مركز مبدء و منبع پخش نور هدايت و مايه بركت و عامل راهنمائى بندگان به سوى حقايق بوده و قرآن مجيد جهت هدايت انسان ها و ايجاد تحول همه جانبه در كنار اين خانه نازل شده، و راه بينش وسيع را به گستردگى ظاهر و باطن هستى به روى آنان گشوده است.

كعبه آرى كعبه همان مركزى كه در آن و از بركت و هدايت آن و معنويت فوق العاده اش، مناسك انجام مى گيرد و با توجه به مناسك آن و دقت در اسرارش، آدمى از شرك، زندقه، نفاق، قوميت، عصبيت، تكبر، نخوت، اسارت، ذلت و ساير پليدى ها دور مى شود، و به همه مراتب هدايت اگر از صميم قلب بخواهد مى رسد.

كعبه با معنويت همه جانبه اش و با مناسك ابراهيمى اش به انسان مى آموزد كه بنده ى پاك از شوائب محبوب خداست، كعبه تعليم مى دهد كه جامعه اسلامى بايد در همه شئون زندگى داراى وحدت كلمه باشد و به اهل استطاعت درس مى دهد كه از استطاعت مالى و بدنى خود در راه اعتلاى كلمه ى حق بكوشيد و به نداى تمام مظلومان و محرومان و مستمندان و مستضعفان و دردمندان جهان جواب مثبت دهيد و همه ساله با تشكيل دادن اين اجتماع بى نظير و گردهمائى عظيم به رفع نيازها و گرفتارى هاى ملل اسلامى و ديگر ملت ها اقدام نمائيد و اسيران در بند مستكبران را از اسارت برهانيد و براى حفظ استقلال مادى و معنوى امت اسلامى ايجاد ضمانت نمائيد.

كعبه در صورتى كه مناسكش با خلوص انجام گيرد، و حقايق معنوى اش از افق وجود انسان طلوع كند عامل محبت و دوستى، عاطفه و مهرورزى، اخوت و برادرى، و مايه ظهور عدل و مساوات و صفا و صميميت است.

كعبه در پرتو عظمت و معنويتى كه دارد، راهنماى مسلمانان به سوى سعادت دنيا و آخرت است و به غير مسلمانان هم راه ايجاد وحدت و اتفاق را آموخته و به آنان تعليم مى دهد كه: براى رفع مشكلات خانوادگى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى نياز مبرم به يك جامعه سالم و پاك دارند.

اميرمؤمنان (ع) در پايان خطبه اول نهج البلاغه درباره ى كعبه و مناسك مربوط به آن مى فرمايد:

شما را به حج خانه اش كه آن را قبله ى مردم قرار داده مكلف نموده، تا چون جانداران كه با حرص و ولع به چشمه ى زلال وارد مى شوند، در حال تسليم به آن جايگاه در آئيد، و كبوتروار به آن حرم امن پناهنده شويد.

حكمت الهى اقتضا دارد كه بندگانش آزادانه در برابر عظمت ربوبى اش در آن جايگاه مقدس سر فرود آرند، شنوندگانى از بندگانش را انتخاب كرد تا دعوت او را پاسخ گويند و مشيت حضرتش را تسليم گردند.

اين بندگان بهره مند از گوش شنوا، به آن حريم مقدس ميروند و در آن جايگاه قدس كه پيامبران عظام الهى وظيفه بندگى به جاى آوردند، روى به معبود قرار گرفته و خود را شبيه فرشتگان طواف كننده به دور عرش مى نمايند، تا در آن تجارت گاه الهى سودها برده و به وعده گاه عفو و احسان حق روى مى آورند.

خداى سبحان كعبه و وظايفش را شعار جاودانى براى اسلام، و جايگاه امن براى پناهندگانش قرار داده، در آن معبد عظيم اعمالى را واجب، و اداى حق آن حرم مقدس را بر بندگانش لازم و ورود به آن معبد و ديدارش را به كسانى كه توانائى دارند حكم نموده است.

در ترجمه و تفسير نهج البلاغه درباره ى عظمت كعبه مى خوانيم: «3»

حج خانه ى خدا و اعمالى كه بايستى در آن مقدس ترين معبد الهى انجام گيرد به قدرى در سازندگى فرد و اجتماع مؤثر است كه قابل توصيف با قضاياى معمولى نيست به طورى كه ميتوان گفت:

اگر انسانى به آن عمل سازنده توفيق يابد و با اين حال دگرگونى در وضع او ايجاد نشود و به مسير تكامل وارد نگردد حتماً يا به حكمت آنچه كه ديده و عمل كرده است آگاهى نداشته و يا نيروى غرائز حيوانى و خودخواهى او به قدرى مقاومت داشته است كه اگر خود حق و حقيقت را هم مى ديد و در جاذبه ى آن قرار مى گرفت پا به فرار مى گذاشت و كم ترين نتيجه اى را از آن مشاهده نكرده و قرار گرفتن در جاذبه ى حق و حقيقت را به دست نمى آورد.

براى توضيح مقدارى از عظمت حج بيت الله اين عمل دگرگون كننده مطالبى را مطرح مى كنيم.

 

كعبه اولين معبد الهى

1- مسلم است كه در همه جوامع و همه دوران ها مخصوصاً در آن جمعيت هائى كه پيامبران و خداشناسان وجود داشته اند، جايگاه مخصوصى براى عبادت و تفكرات معنوى ساخته شده است.

اين معابد در حقيقت رصدگاه هائى براى نظاره به بى نهايت و ايجاد رابطه ميان بى نهايت بزرگ «خدا» و بى نهايت كوچك «انسان» مى باشند.

در اين رصدگاه هاست كه آدميان بدون واسطه با خويشتن روبرو مى شوند و با امواج مقدس وجدان خويش با خدا به راز و نياز مى پردازند.

در هيچ يك از جايگاه ها و مسكن هائى كه بشر با دست خود مى سازد مصالح ساختمانى از آنچه كه هستند تغييرى پيدا نمى كنند، مگر مصالح ساختمان معابد كه با آجر بالا مى رود و مبدل به روح و جان شفاف مى شود و انوار الهى را در دل ها منعكس مى سازد.

اين معابد مانند چشمه سارهائى زلال، در ميان سنگلاخ ها و دشت هاى سوزان زندگى حيوانى آدميان قرار گرفته است، انسان ها با شستشو در اين چشمه سارها طراوت و شادابى روح را در مى يابند.

بيت الله الحرام (و به عبارت ديگر كعبه مشرفه) كه نيز به نام مكه ناميده شده است اولين معبد جهانى است كه براى همه مردم و به نفع آنان به دست ابراهيم خليل ساخته شده است.

دومين خانه جهانى كه به عنوان معبد عمومى بنا شده است، مسجد الاقصى است كه بوسيله حضرت سليمان در سال 1005 پيش از ميلاد، پس از قرن ها از تاريخ بناى كعبه ساخته شده است.

البته پيش از كعبه و مسجد الاقصى معابد زيادى وجود داشته است، زيرا به گفته بعضى از انسان شناسان:

تاريخ معابد مساوى تاريخ انسان هاست، خصوصيت اين دو معبد به جهت عمومى بودن و خالى بودن از رنگ و شكل محلى و خصوصيات نژادى و غيره است.

روايتى از اميرالمؤمنين (ع) درباره ى اين كه كعبه اولين معبد الهى است وارد شده است كه:

مردى از اميرمؤمنان (ع) پرسيد: آيا اولين خانه خدا كعبه بوده است؟ آن حضرت فرمود: نه، پيش از كعبه خانه هائى براى عبادت بنا شده، ولى كعبه اولين خانه مبارك و وسيله هدايت و رحمت و بركت است، و اولين كسى كه آن را بنا كرده است ابراهيم خليل بوده، سپس قبيله جرهم كه يكى از قبائل عرب است آن را تجديد بنا نمود، و بار ديگر منهدم شد و عمالقه آن را نوسازى كردند.

 

جايگاه جغرافيائى كعبه

2- كعبه در جايگاهى بنا شده است كه هيچ گونه وسيله تفريح و مناظر طبيعى خوش آيندى ندارد، سنگلاخى در ميان اقيانوسى از ريگزارها و ديدگاه هاى خشن كه مجالى به انديشه هاى گسترده و عميق و فوق ضرورت هاى زندگى معمولى نمى دهد.

حكمت بالغه الهى اقتضا نموده كه كعبه را در اين جايگاه خسته كننده قرار داده است كه انسان ها از محيطهاى زيبا و خوش آب و هواى چون بهشت روى به آن بياورند و هدفى جز چشيدن طعم تكليف نداشته باشند.

در حج خانه خدا در كنار كعبه هيچ يك از عوامل طبيعى و نفسانى و اجتماعى دخالتى در انجام تكليف ندارد، بلكه در آن تكاپوى تكليفى و عمل عبادى، انسان است و خدايش كه رويارويش قرار گرفته است.

همين نكته را اگر انسان در اين سفر ملكوتى بفهمد، به جائى مى رسد كه چشمى نديده و گوشى نشنيده، در آن صورت است كه همه وجود انسان فرياد دوست دوست خواهد زد.

عماد فقيه مى گويد:

من از سر همه عالم گذشتم الا دوست

نعيم دينى و عقبى تو را و ما را دوست

مرا دهر دو جهان مى كنند بر ما عرض

دل از ميان همه مى كند تمنا دوست

رسد به مرتبه اى اتحاد ما با او

كه هيچ فرق نماند ميان ما با دوست

طواف كعبه دل كن كه هست خانه او

نه هر كجا كه كنى فرض باشد آنجا دوست

 

وحدت و يگانگى در كنار كعبه

3- شگفت انگيزترين حكمتى كه در حج بيت الله وجود دارد احساس وحدت و يگانگى است كه در حد اعلاى مفهوم انسانيت به وجود مى آيد.

عالم و غير عالم، كوچك و بزرگ، زن و مرد، سياه و سپيد كسى كه عالى ترين مقام جامعه خويش را داشته باشد، و كسى كه گمنام ترين فرد جامعه خود باشد همه و همه با دو قطعه لباس سپيد با جدى ترين قيافه حيات، مى جوشند و مى خروشند و مى روند و مى نشينند.

تضادها و تنوعاتى كه انسان ها را از يكديگر جدا كرده هر يك را مانند گرگى در برابر ديگرى قرار داده، آنان را به جنگ و پيكار در كارزارهاى رنگارنگ وادار كرده است، تبديل به هماهنگى و وحدتى مى گردد كه تنها در شعر و سخنان مبلغان به عنوان آرمان اعلاى انسانى ديده مى شود. اين احساس است كه اگر ادامه يابد، و مربيان جوامع آن را به طور جدى در تعليم و تربيت اجرا كنند، دردهاى بشرى را كه هر روز با كيفيت ديگرى به سراغ افراد و جوامع مى آيد مداوا خواهد نمود.

 

كعبه مظهر خدا خواهى

4- در انجام مناسك در كنار كعبه در صورتى كه همه شرايط معنوى و حالات ملكوتى به كار گرفته شود و خلاصه در اين عمل كه فوق العاده سازنده است، خودخواهى، آن عامل درنده آدمى با ضربه قاطع و كوبنده اى از پاى در مى آيد و فضاى درون را براى خداخواهى خالى مى كند.

به راستى انسان آگاه در اعمال گوناگون حج، بارها تجرد روح و فوق طبيعى بودن آن را بخوبى احساس مى كند.

روح در اين عمل با باز كردن زنجيرهاى سنگين محيط و اجتماع و خواسته هاى مادى و طبيعى خويش، به قدرت پرواز خود در بى كرانه ها آگاه مى شود و حيات خود را در افق بسيار والائى كه هدف اساسى خود را در سطوح مختلفش جاى داده است مشاهد مى كند.

طواف كنندگان، در آن حريم مقدس به درك اين مسأله مى رسند، كه هيچ چيز در اين عالم استقلال ندارد، و قابل تكيه زدن نيست، و به اين حقيقت واقف مى گردند كه خلأ روح جز با عشق و محبت و اطاعت از جناب او پر نمى شود، و به اين واقعيت آگاه مى شوند كه هر چه هست اوست، و ماسواى وى جز سايه اى بيش نيست و تنها سكوى پرواز و مايه ارزش براى انسان، نقطه ى اتصال به جناب اوست.

آنان كه خيمه بر سر كوى فنا زنند

از جام نيستى مى هستى فزا زنند

نى بيم از فنا و نه خرسند از بقا

يك باره بر بقا و فنا پشت پا زنند

مرغان آشيانه قدس اند و عاقبت

زين آشيانه خيمه بر آشنا زنند

 

كعبه و تمايل بين مردم

5- در آن اجتماع الهى افراد جامعه هاى گوناگون از همه نقاط دنيا به خوبى مى توانند از دردها و ناگوارى هاى خويشتن اطلاع پيدا كنند.

از حوادث و رويدادهاى ساليانه خود يكديگر را آگاه سازند، از امتيازات و احتياجات يك ديگر با خبر شوند، درباره ى آينده ى خويش بينديشند و راه هاى گوناگون تكامل و جلوگيرى از سقوط را در ميان بگذارند، و ارتباطات خود را تا حد ارتباطات اعضاى يك خانواده بالا ببرند.

 

مقام ابراهيم

لحظه اى كه انسان عارف، و آگاه و بينا به ديدن كعبه، و زيارت بيت الله موفق مى شود، چه لحظه ى پر شكوهى است، كيست كه بتواند به وصف آن لحظه برخيزد، لحظه ديدار خانه خدا، آرى ديدار خانه خدا! ديدارى كه در همه هستى لحظه اى پر قيمت تر از آن را نمى توان يافت، در اين لحظه بايد از طريق قرآن و معارف الهى و با بصيرت لازم كعبه را تماشا كرد، و از رصدخانه قلب به رصد كردن بيت الله برخاست.

چون با آيات قرآن و معارف و بصيرت باطنى نظر شود در آن آئينه پاك، ابراهيم ديده مى شود، انسان والائى كه با فرزندش بانى اين بنا به فرمان خدا بود، و زير بناى آن را با خلوص و تقوا و ايمان كامل قرار داد، آرى بايد اينگونه نظر كرد تا در درون اين بناى معنوى و محل توحيدى ابراهيم را يافت و پس از يافتن او رموز بندگى و اصول معنوى او را ادراك كرد و به مقام امامت او توجه نمود، تا با اقتداى به آن امام هدايت به خير دنيا و آخرت، و سعادت امروز و فردا و خوشبختى دائمى و فوز سرمدى رسيد، و اگر زيارت كعبه اينگونه صورت نگيرد زيارت نيست بلكه گردش و سياحت است!

بايد با انجام مناسك مربوط به اين بيت از طريق اقتدا به آن امام بزرگ و پيشواى ناس به امنيت لازم رسيد، كه اگر نتيجه زيارت امنيت نباشد پس زيارتى صورت نگرفته، و مشقتى بنام سياحت بر دوش جان بار شده است.

وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً

جعل مثابه به معناى بازگشت گاه، همانند جعل امامت است كه در آيه شريفه پيش از آيه مورد شرح و توضيح در حق ابراهيم بيان شده، امامتى كه خدا قرار مى دهد براى اين است كه دل ها به سوى آن متوجه شود و پس از توجه دل، عقيده و ايمان و عمل اخلاق انسان در سايه رهبرى و امامت امام بر حق مستقيم شود، تا در نهايت جهان پر از عدل و داد گردد، و بساط بيدادگرى و ظلم و جنايت و ستم و خيانت برچيده شود.

قرار دادن بيت به صورت مثابه نيز بر طبق كشش نفسانى انسان به محل امن و عدل مى باشد.

نفسى كه طبيعتاً جوياى واقعيت است، اين جويائى مانند امام جوئى است و توجه به چنين خانه اى كه فطرت حق جوئى و عدل را بيدار مى سازد، از كشش ها و خواسته هاى درونى آدمى و به سود وى مى باشد.

همان طور كه مردمى به سوى شهوات و برترى جوئى و محيط مناسب به آن مى گرايند، مردمى هم تحت رهبرى فطرت و تربيت پيامبران مى كوشند تا ارزش هاى انسان را بالا ببرند و قوى گردانند و خود را به محيط خير وحق رسانند.

پس اينگونه انگيزه تعالى جوئى و برترى خواهى از خواسته هاى فطرت، بلكه يگانه خواسته و جاذبه انسانى است و خواسته و انگيزه هاى ديگر از ريشه هاى نفسى و حيوانى بر مى آيد.

لِلنَّاسِ در آيه شريفه مَثابَةً لِلنَّاسِ گويا اشاره به همان جهت انسانيت است، اينگونه انگيزه ها و مبادى عالى انسانى چون مبتلا به بندها و جاذبه هاى غرائز مادى است، مى كوشد تا خود را از اين بند برهاند و به كمالات شايسته خود برساند، از اين رو انسان، همين كه امام را با ابتلائات معنوى و اتمام كلماتش شناخت، شيفته ى او مى شود و ميل قطعى پيدا مى كند كه در ولايت او در آيد.

وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ.

هر انسان با بصيرتى ملاحظه مى كند كه ستمگر از اين حريم پاك و مقدس خارج است، و بزرگ ترين ستم بر نفس جلوگيرى از شناخت امام و پيشواست، و آن كس كه خود را در حريم بصيرت و آگاهى قرار ندهد ستمگر و متجاوز است.

در هر صورت چون خود امام و ابتلائاتش و اتمام كلماتش به صورت ظاهر وجود ندارد، صورتى از امامت و ولايت امام، همين خانه است كه بنا و مناسك و آداب آن معناى امامت ابراهيم را تصوير و تجسيم مى نمايد، چنان تصويرى كه نه زيان فكرى و اعتقادى و راهزنى مجسمه را دارد، نه تنها شمايل ظاهرى را مى نماياند، و نه تنها مانند كتاب فقط شرح حال است، اين خانه با همه آدابش تصويرى است كه چهره ى ابراهيم را در عالى ترين صورت معنوى در ضلع ظاهرى، در خيال ترسيم مى كند، و انسان خود را در هنگام اجراى مناسك با ابراهيم هم قدم و هم صدا و با انديشه هاى بلند او آشنا مى نگرد، و همان كلماتى كه از ضمير ابراهيم برانگيخته شد و صورت و سيرت او به آن مبتلا گرديد تا تمامش كرد، در ضمير هر انسانى كه به رموز اين بيت آشنا شود و واقعيت ابراهيم را در آن بنگرد برانگيخته مى شود، آرى از اين رهگذر بايد سالى قريب به دو ميليون تا سه ميليون انسان، ابراهيم وار به تمام نقاط زمين پخش شوند و نداى توحيد را با تمام شرائطش، چون آن امام بزرگ در همه نقاط روى زمين پخش كنند ولى افسوس و .....

در آن صورت كه آدميان، متوجه صورت معنوى ابراهيم مى شوند امامت او قلوب مستعد آنان را پيرو او مى كند.

مثابه شدن اين خانه هم كه عبارت از خطوط بندگى آن رادمرد بزرگ عرصه توحيد است، نفوس مستعدى را به سوى آن مى كشاند، تا در گير و دار زندگى از دور و نزديك به سوى آن روى آورند، و به آنجا رفت و آمد كنند تا اندك حق و كلمات او بر وجودشان حاكم گردد و نفوسشان از كشمكش ها و تشويشها و جاذبه هاى مختلف و نگرانى ها كه از خودبينى و سودانديشى و برترى جوئى بر مى آيد برهد و به آرامش و امنيت خدائى گرد آيند.

مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً

پس روى آوردن، و رفت و آمد پى در پى، چهره حقيقى ابراهيم و قيام او با تمام كلمات و وظايف امامت چهره مى نمايد، و از ميان بيت و سنگ و گل آن نقشه ابراهيم ظاهر مى شود، همان طور كه چهره مردان فداكار و نمونه هاى غيرت و مليت، يا پستى و شهوت عواطف و مليت و شهوت را بيدار مى نمايد.

چهره ابراهيم و فرهنگ عبوديت و بندگى او و ابتلا و اتمام كلمات در مسير سلوك وى، در حال انجام مناسك در آئينه قلب و جان انسان بيدار منعكس مى شود تا در سايه ى اين انعكاس، فطرت حق پرستى و قيام به وظائف انسانى را برانگيزد و اين حقايق در صورت و حال قيام به نماز، نمايان و آغاز مى گردد.

وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بحار ج 70 ص 157 باب 125.

(2)- آل عمران 97.

(3)- ترجمه و تفسير نهج البلاغه علامه جعفرى ج 2 ص 224.

 


منبع : پایگاه عرفان
  583
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

انرژی درمانی و عرفان؟
وین دایر حلقه اتصال تمامی آموزه های التقاطی
نقد مکتب طبیعت گرای شامانیزم و تائوئیسم
 الگوى رفتارى حضرت امام حسن مجتبى (ع)
معنویت‌های دروغین نمکی بر زخم زندگی مادی گرایانه
رهبران اکنکار و اصل حرام زادگی
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
غمنامه حضرت رقیه (س)
ولوله در شهر انحرافی بر ولوله در بهائیت

بیشترین بازدید این مجموعه

حوا و دنده‏ چپ‏
مرگ در روايات‏
شکوه شکیبایی /مروری بر زندگی حضرت زینب(س)
عید فطر ماه پیروزی بر طاغوت نفس
پیامبر و عدالت
درخشش معنویات در عصر ظهور
اذکار و صفات حسینی و مهدوی
تنها گناه نابخشودنی
بهترین ذکر در سجده شکر
داغ واقعه عاشورا بر قلب امام سجاد(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز