فارسی
شنبه 25 مرداد 1399 - السبت 25 ذي الحجة 1441

  510
  0
  0

بى‏وفايى اهل دنيا

 

 مادر شخص ثروتمندى كه خيلى ثروت داشت ، مرده بود . به يكى از دوستان من تلفن زد و او كه شخص باخيرى بود و در امور خير فعاليت خوبى داشت ، با من تماس گرفت كه به خانه همين شخص ثروتمند بيا ، امر واجبى هست.

 من رفتم . خانه اى كاخ مانند بود . مرا درون اتاقى برد ، گفت : اينجا اتاق مادر من است و اين كسى كه روى تخت افتاده ، مادر من است . تكان نمى خورد و حرف نمى زند ، ببين حال مادرم چگونه است .

 من رفتم ، ديدم چند ساعت است كه مرده ، گفتم : مادر شما مرده است . گفت : من بايد چه كنم ؟ گفتم : بايد به قوم و خويش ها خبر بدهى كه بيايند ، بعد تلفن بزنى كه آمبولانس بيايد ، بعد او را ببرند .

 گفت : من كه در چارچوب اين كارها نيستم و نمى خواهم اقوام را ناراحت كنم ، تو اگر آشنا دارى ، تلفن بزن آمبولانس بيايد و او را ببرد ، هر مقدار خرج آن باشد ، من مى دهم . شما كارهاى دفن او را انجام دهيد . حتى دنبال مادرش نيامد و كفن آن مادر را نيز خود كارگران قبرستان پوشاندند .

 تو عريان به دنيا آمدى و با يك پيراهن از دنيا مى روى . شاعرى راجع به قبرستان خيلى زيبا مى گويد :

 

 خوش هواى سالمى دارد ديار نيستى

ساكنانش جمله يكتا پيرهن خوابيده اند

 

 ساكنان قبرستان ، از شاه و وزير و تاجر و ملك التجار و مرجع تقليد و مدير كل ، تا فقيرترين افراد ، همه با يك پيراهن - كفن - هستند . جاى عجيبى است .

 بابا طاهر مى گويد :

 

 به قبرستان گذر كردم كم و بيش

بديدم قبر دولتمند و درويش

 نه درويش بى كفن در خاك رفته

نه دولتمند برده از يك كفن بيش

 درويش ؛ يعنى فقير ، ندار و تهيدست . منظور اين درويش هاى اصطلاحى نيست .

 اول كه لخت و عريان آمدى ، در آخر نيز با يكتا پيراهن مى روى ، اين همه ثروت بين ولادت و مرگ را كه نمى توانى خودت بخورى ، پس آن را به فرمان پروردگار به تهيدست ، از كار افتاده ، ور شكسته ، آبرودار بزرگوارى كه حقوق ماهيانه اش كم است ، اما عيال وار است و مخارج مكفى ندارد ، كمك كن .

 اى انسان ! محبت ،لطف و رقّت قلب داشته باش . اين حرفها را به قارون مى گفتند . چقدر خوب بود كه با موعظه ، با آيات تورات و با دلسوزى دلسوزان ادب مى شد ، اما به جاى اين كه ادب شود ، غرور نشان داد .

 قرآن مجيد مى گويد :

 قارون به حضرت موسى عليه السلام و هارون و مؤمنان مى گفت :

 

 » قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِى «

 

 من اين ثروت را با سواد ، علم و دانش خودم به دست آورده ام . به خدا و شما چه مربوط است كه به من مى گوييد : احسان كن .

 اين حرف نسبت به پروردگار كه مالك همه اموال است ، كمال بى ادبى است . خدا محبت كرده و اين اموال را به تو عنايت كرده . تو چرا تا اين حد بى تربيتى مى كنى ؟

 بيدار و تأديب نشد . قرآن مجيد مى گويد :

 

 » فَخَسَفْنَا بِهِ وَ بِدَارِهِ الْأَرْضَ «

 

 تا وقتى كه به زمين گفتم : دهان باز كن، او و آن كاخ پر از ثروتش را فرو ببر .

 اين همان عذاب استيصال است كه هيچ كس نمى تواند در برابر آن كارى كند . استيصال ؛ يعنى بند - طنابى - كه نمى شود باز كرد . او و خانه و تمام اموالش را زمين به اذن خدا فرو برد . زمانى كه داشت فرو مى رفت ، بيدار و ادب شد ، اما ديگر دير شده بود . به زمين فرو رفت و از آن طرف سر از دوزخ درآورد .

 اين همان است كه امام سجاد عليه السلام مى فرمايد :

 

 » الهى لا تؤدبنى بعقوبتك «

 

 اما چقدر زيبا است كه انسان با قرآن ، با موعظه دلسوزانه انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام بيدار شود :

 

 مرد بايد كه گيرد اندر گوش

وز نبشت است پند بر ديوار

    × × ×

 مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو

يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو

 

 اين ها موارد بيدارى است .

 


منبع : پایگاه عرفان
  510
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    دعای سودمند از منظر آیات و روایات
    راهکار قرآن برای آشنایی با معارف الهی
    فرهنگ غنی دعا در شیعه
    بندگان مؤمن، تسلیم امر خداوند
    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز