فارسی
يكشنبه 19 مرداد 1399 - الاحد 19 ذي الحجة 1441

  734
  0
  0

شیطان و اهل تقوا - جلسه نوزدهم - (متن کامل + عناوین)

 

اغوا

راه ها و نتايج مكر شيطان

 

تهران، حسينيه حضرت زهرا عليها السلام رمضان 1383

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

 سخن پيرامون يكى از آيات سوره مباركه ص است كه در متن آيه ، تقوا ، شيطان ، تذكر و توجه مطرح است. در آيات قرآن لفظ شيطان هشتاد و هشت بار ذكر شده كه عصيانگران ، متمردان و گمراهانى از جنس آدم و جنّ هستند كه جز انحراف در فكر ، عمل و اخلاق انسان ، هدفى ندارند .

 به همين خاطر ، پروردگار عالم بسيار در آيات قرآن از آنها به عنوان دشمن آشكار ياد كرده است . دشمنى كه پنهان كارى ندارد و علنى درصدد انحراف ، گمراهى و اغواى مردم است:

 

 » قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ × إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصِينَ «(324)

 

 تفسير مجمع البيان(325) كلمه »اغوا« - در بحث شيطان - را به سه معنا توضيح داده است.

 اول : انسان را از جاده هدايت بيرون انداختن .

 دوم :  به معناى محروم كردن مردم از رحمت خداست ، چون وقتى كسى فاسد شود و در مقام اصلاح خودش برنيايد ، از رحمت حضرت حق محروم مى شود .

 سوم : به معناى ناكام نمودن انسان است . ناكام شدن از عنايات حضرت حق ، از آخرت آباد و از رسيدن به بهشت رضوان پروردگار .

 خداوند در سوره مباركه طه ، در داستان حضرت آدم عليه السلام اين كلمه را به كار گرفته است ؛ ابليس به او وعده داد كه اگر از ميوه اين درخت بخورى ، خالد و ابدى مى شوى و ديگر هيچ قدرتى نمى تواند تو را بيرون كند . ولى از اين وعده اى كه به او داد ، قرآن مى گويد : » فَغَوى « ناكام شد و به آرزويش نرسيد .

 چون صريحاً و علناً مى خواهد مردم را از صراط مستقيم حضرت حق باز دارد ، از رسيدن به هدف هاى مثبت ناكام و از رحمت پروردگار محروم كند ، فرمود :

 

 » وَ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَ تِ الشَّيْطَنِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ«(326)

 

 او دشمن آشكار شما است . عاقلانه نيست كه انسان دست دوستى به دشمن آشكار خود بدهد . او كه بنا ندارد دوست ، دلسوز و محبّ شما شود . او مبنايش همين سه كار است كه قرآن بيان كرده است ؛

 محروم كردن از رحمت خدا، ناكام كردن از رسيدن به اهداف مثبت، بيرون بردن از جاده الهى .

 

 راه هاى ورودى شيطان

 

 1- راه اقتصادى

 قرآن راه هاى ورودى شيطان را بيان مى كند كه چگونه انسان را به اين سه بلا دچار مى كند:

 اول : راه اقتصادى است ؛ ايجاد انحراف در اقتصاد كه به بيان قرآن ، مخترعين انحراف در اقتصاد يهوديان بودند كه قرآن مجيد از آنها تعبير به شيطان مى كند؛(327)

 » وَكَذَ لِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَيَطِينَ الْإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا «(328)

 

 سامرى ، فرعون ، عقبة بن ابى معيط و امثال اين ها در اصطلاح قرآن ، شيطان واقعى هستند . عقبة بن ابى معيط كه با شخص ديگرى عليه پيغمبر هم دست شد . در سوره فرقان به او اشاره شده است كه او و هم دست او شيطان واقعى هستند .

 

 2- راه فرهنگى

 دوم: راه ديگرى كه قرآن بيان مى كند راه فرهنگى است كه آيه اش خيلى مهم است و صريح در اين مسأله است كه در طول تاريخ ، شياطينى باسواد ، با فكر ، زرنگ ، هنرمند بودند كه در برابر فرهنگ الهى ، فرهنگ ساختند .(329)

 خيلى ها را جذب كردند . مانند كار فرهنگى در عصر ما ، »لنين « با تلفيقى از مطالب فلاسفه آلمان ، به خصوص هگل ، توانست فرهنگ بسازد . رنگ و لعاب به ظاهر زيبايى به آن داد ؛ به تعبير او هدفش نجات مستضعفان و كارگران از دست حاكمان سياسى ظالم و مالكان خونخوار بود و نزديك به يك ميليارد نفر از مردم دنيا را توانست از خدا دور كند . اين راه فرهنگى نفوذ شيطان است .(330)

 البته اين طرف به اين شكل جاده فرهنگى باز كردند ، در غرب نيز جاده مكتب كاپيتاليسم منهاى دين ، كه در طول دو قرن ، توانستند درب همه كليساها را ببندند .(331) البته اين دين كه مورد قبول خدا نبود ، اما رنگ ضعيفى از حضرت مسيح عليه السلام داشت ، ولى كارى كردند كه خدا ، دين ، حتى كليسا نيز از زندگى مردم بيرون برود . پول به جاى خدا قرار بگيرد . البته مدت كمى علم را به جاى خدا قرار دادند ، بعد پول را . يعنى ديدند جاذبه دانش ، فراگير نيست ، اما جاذبه پول فراگير است ، لذا فرهنگ كاپيتاليسم را با روانكاوى »فرويد« اتريشى و يهودى آميختند و اين فرهنگ پول به علاوه بى بند و بارى جنسى را حاكم كردند.

 هزار و پانصد سال قبل ، امام صادق عليه السلام فرمودند :

 

 » العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس «(332)

 

 آگاه به زمان ، از هجوم خطرات در امان خواهد بود .

 نه »العالم بالدين و بالقرآن « اين چيز ديگرى است ، علم به دين و قرآن كه واجب عينى است و در حد وظايف و تكاليف ، علم به مسائل الهى لازم است .

 

 » العالم بزمانه «

 

 به هر دو مكتب رنگ علمى زدند و اكنون در دانشگاه ها به عنوان علم مطرح است . اقتصاد غرب ، يك مكتب است ، اقتصاد سوسياليستى مكتبى ديگر .

 كسانى كه عالم به اوضاع زمان نيستند ، اسير دست اين گرگ هاى دو طرف دنيا مى شوند . با تعابير جذاب مانند نظم نوين جهانى ، كلمات مقدس را استخدام مى كنند و مردم را فريب مى دهند .

 قرآن مجيد در سوره منافقين به پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله مى فرمايد :

 وقتى منافقين مى نشينند و شروع به سخن مى كنند ، به قدرى زيبا حرف مى زنند و كلمات خوب را استخدام مى كنند كه از آن سخنرانى شاد مى شوى و تعجب مى كنى .(333)

 »لنين«(334) هيچ وقت نمى آيد دوزخ و قيامت را در فرهنگ خود نشان دهد . نظم نوين جهانى را لعاب شيرين تر از عسل مى زنند ، مى گويند : اين مسأله فلسفى است ، هگل ،(335) و فرويد(336) آن را تأييد كرده است . به قدرى هزينه كردند كه اين چهره ها را مشهور كنند و بر گرده دانشگاه هاى تمام عالم سوار كنند تا همه قبول كنند .

 چرا در بعضى از دانشگاه ها كه از اين ها حرف مى زنند ، از حضرت على بن ابى طالب عليه السلام حرف نمى زنند . مگر حضرت در فلسفه و روش آباد كردن دنيا جاهل بوده است ؟ اين مقدار كه در دانشگاه هاى دنيا حرف هاى »هگل ، و فرويد« مطرح است ، بيانات امام صادق و امام باقر عليهما السلام ، ملاصدرا و حاجى سبزوارى مطرح نيست . آنها مى دانند كه اگر فلسفه ملاصدرا را در دانشگاه هاى خود راه بدهند ، فلسفه ديگران به باد فنا مى رود .

 

 راه زيركانه شياطين در القاى فرهنگى

 مكتب سازان خيلى زيرك هستند ؛ اول هزينه مى كنند تا چهره بزرگان خود را بر گرده عالميان سوار كنند ، تا كره زمين را پر كنند و جايى براى ملاصدرا ، ميرزا مهدى آشتيانى ، ميرزا حسن جلوه و بالاتر ، براى اميرالمؤمنين و امام صادق و امام باقر و امام رضا عليهم السلام نماند . اين كار غرب است .

 هيچ وقت نمى آيند اقتصاد ائمه عليهم السلام را درس بدهند . ما در بخش اقتصاد ، رواياتى داريم ، نزديك به دو جلد كتاب است . تحليل اين روايات را مرحوم آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر(337) در دو جلد كتاب »اقتصادنا« يعنى مبادى اقتصاد اسلام ذكر كرده است .

 نه در كشورهاى شيعه و نه در كشورهاى سنى ، نه در اروپا ، در هيچ دانشگاهى اين كتاب را نمى بينيد كه راه داده باشند . بنا ندارند كه راه بدهند . مانند تار عنكبوت به همه چيز پيچيده اند تا در مسائل علمى و فرهنگى ، كه هيچ گونه بيدارى براى هيچ كسى در دنيا به وجود نيايد .

 اين راه ديگر شيطان است و اين راه را نزديك به دو قرن است كه در شرق و غرب پيمودند و جهان ، دانشگاه ها ، دانشمندان و جوانان را تسخير كردند كه حيات را به دو مسأله معنا مى كنند ؛ پول و لذت بردن . هيچ وقت قيدى نيز به اين لذت نمى زنند ، مى گويند : از هر چه مى خواهى لذت ببر ، زندگى همان است . كسى نيز حق اعتراض ندارد .

 خيال نكنيد ما را راحت مى گذارند كه با دين خود زندگى كنيم ، مى گويند : در نظم نوين جهانى ، اين فرهنگ بايد بر كل جهان حاكم باشد ، يعنى خدا بايد زمين را رها كند و اسم دين بايد خاموش شود . كتاب »جاهليت قرن بيستم « را ببينيد كه شيطان در فرهنگ سازى و جذب مردم چه كار مى كند .

 اين اهميت آگاهى و علم به زمان است:

 » العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس «

 

 آنها مى گويند : شما اهل عرفان هستيد ، از سياست خبر نداريد . يعنى شما »تذكرة الاولياء « عطار را بخوان و منبرهاى عرفانى براى مردم برو .

 رفيقى داشتم كه نمونه او را نديده ام . اهل تهجّد ، گريه و عرفان بود . او زمان شناس درجه يك بود و عليه هجوم دشمن در چهل سال قبل هزينه كرد ؛ كتاب نوشت ، كودكستان ، دبستان ، دبيرستان و دو حوزه علميه درست كرد .

 او اين شعر را زياد مى خواند ؛

 

 مَستند ذرات جهان ، هشيار كو ؟ هشيار كو؟

در قيل و قالند اين همه ، بيدار كو ؟ بيدار كو؟(338)

 

 شياطين جهان از تنها چيزى كه مى ترسند ، از آدم بيدار و بيناست .

 در كتاب ها نوشته اند :

 شيطانى ، يك پايش را در مسجد مى گذاشت و يك پايش را بيرون . چند دفعه پا گذاشت و بيرون آمد . اهل دلى روى شانه او زد و گفت : چه مى كنى ؟ يا برو ، يا برگرد . گفت : شخصى ناآگاه دارد نماز مى خواند ، شخصى آگاه نيز آن طرف مسجد خواب است ، من مى خواهم بروم و اين نمازخوان ناآگاه را فريب بدهم ، اما مى ترسم اين عالم از خواب بيدار شود و كار ما را خراب كند . يعنى از عالمِ خوابيده مى ترسد .

 علامه طباطبايى وقتى آن كتاب »فلسفه و روش رئاليسم « را نوشت ، سردمداران آن مكتب، كمر شكن شدند . مى گفتند : جواب اين كتاب چيست ؟ جواب نداشتند كه بدهند . نيروى آنها شكست . اين نقش عالم به زمان است .

 

 3- راه فريب كارى

 سوم: راه ديگرى كه قرآن بيان مى كند ، راه خدعه و حيله است . ترساندن ، تشويق و ترغيب كه تمامش براى فريب است ؛

 

 » يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَنُ إِلَّا غُرُورًا «(339)

 

 با بازى و خدعه مى خواهند عباد خدا را از خدا جدا كنند .(340)

 دعايى كه مادر حضرت مريم عليها السلام كرد :

 » وَإِنِّى أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَنِ الرَّجِيمِ «(341)

 

 خدايا ! من مريم و نسل او را از شرّ شيطان به تو مى سپارم .

 

 موسى بن جعفر عليهما السلام در زندان شيطان

 اين بيان گذشت كه شياطين تحمل بيداران را ندارند . آنان در كنار قبر پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام را گرفتند ، به بصره بردند ، حتى نگذاشتند ايشان به خانه بروند . يك سال در زندان بصره بودند ، به زندانبان پيام دادند كه او را بكش . زندانبان به هارون التماس كرد كه مرا معاف كن و دست مرا به خون او آلوده نكن .

 گفت : پس او را به بغداد بفرست . آوردند و در زندانى كه رئيس آن يك يهودى بود قرار دادند . او نمى فهميد كه ايشان امام است ، يعنى چه . فقط به او گفته بودند : سخت گيرى كن .

 در زيارتنامه ايشان مى خوانيم :

 سلام ما بر تو اى انسان مظلومى كه سراپاى بدنت را به غل و زنجير كشيده بودند . اى بزرگوارى كه حلقه هاى زنجير ، گوشت بدن تو را ساييده بود و به استخوان رسيده بود . اى آقايى كه شب و روز براى تو معلوم نبود ، چون دايم در اتاق زندان تاريك بود . اى آقايى كه وقتى از دنيا رفتى ، چهار كارگر بدن شما را روى تخته پاره انداختند .(342)

 وقتى در تشيع جنازه ديدند اين بدن لاغر خيلى سنگين است . عبا را از روى بدن بلند كردند ، ديدند هنوز غل و زنجير به بدن حضرت متصل است .

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

پی نوشت ها:

 

 

324) ص (83 - 82 :(38 ؛ » گفت : به عزتت سوگند همه آنان را گمراه مى كنم، × مگر بندگان خالص شده ات را .«

325) تفسير مجمع البيان: 117/6؛ ذيل آيه 39 سوره حجر )قال( إبليس؛ »رب بما أغويتني لأزينن لهم في الأرض ولأغوينهم أجمعين. قيل فيه أقوال؛ أحدها: ان الإغواء الاول و الثاني بمعنى الإضلال، أي: كما أضللتني لأضلنهم، وهذا لا يجوز لأن الله سبحانه لا يضل عن الدين إلا أن يحمل على أن إبليس كان معتقدا للخير و ثانيها: إن الإغواء الاول والثاني بمعنى التخييب أي: بما خيبتني من رحمتك، لأخيبنهم بالدعاء إلى معصيتك، عن الجبائي وثالثها: إن معناه بما أضللتني عن طريق جنتك، لأضلنهم بالدعاء إلى معصيتك ورابعها: بما كلفتني السجود لآدم الذي غويت عنده، فسمي ذلك غواية.«

326) بقره (168 : (2؛ »و از گام هاى شيطان پيروى نكنيد ؛ زيرا او نسبت به شما دشمنى آشكار است .«

327) الكافى: 315/2، باب حب الدنيا و الحرص عليها، حديث 4؛ »عن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِنَّ الشَّيْطَانَ يُدِيرُ ابْنَ آدَمَ فِي كُلِّ شَيْ ءٍ فَإِذَا أَعْيَاهُ جَثَمَ لَهُ عِنْدَ الْمَالِ فَأَخَذَ بِرَقَبَتِهِ.«

 بحار الأنوار: 223/60، باب 3، حديث 68؛ »عن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ يَقُولُ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ مَا أَعْيَانِي فِي ابْنِ آدَمَ فَلَمْ يُعْيِنِي مِنْهُ وَاحِدَةٌ مِنْ ثَلَاثَةٍ أَخْذُ مَالٍ مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ أَوْ مَنْعُهُ مِنْ حَقِّهِ أَوْ وَضْعُهُ فِي غَيْرِ وَجْهِهِ.«

 بحار الأنوار: 176/60، باب 3؛ »وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوال: هي عبارة عن كل تصرف قبيح في المال سواء كان ذلك القبح بسبب أخذه من غير حقه أو وضعه في غير حقه و يدخل فيه الربا و الغصب و السرقة و المعاملات الفاسدة كذا قاله القاضي و قال قتادة هي أن جعلوا بحيرة و سائبة و قال عكرمة هي تبكيتهم آذان الأنعام.و قيل هي أن جعلوا من أموالهم شيئا لغير الله كما قال تعالى فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا و الأصوب ما قاله القاضي.«

 تفسيرنمونه: 186 - 12/184؛ ذيل آيه 64 سوره اسراء )وسائل متنوع وسوسه گرى شيطان(

 »برنامه هاى اقتصادى و ظاهرا انسانى يكى ديگر از وسائل مؤثر نفوذ شيطان از طريق شركت در اموال و نفوس است، در اينجا مى بينيم بعضى از مفسران، شركت در اموال را منحصرا به معنى ربا و شركت در اولاد را فقط به معنى فرزندان نامشروع دانسته اند. در حالى كه اين دو كلمه معنى بسيار وسيعترى دارد كه همه اموال حرام و فرزندان نامشروع و غير آن را شامل مى شود. مثلا در عصر و زمان خود مى بينيم كه شياطين جهانخوار، مرتبا پيشنهاد سرمايه گذارى و تاسيس شركتها و ايجاد انواع كارخانه ها و مراكز توليدى در كشورهاى ضعيف مى كنند، و زير پوشش اين شركتها انواع فعاليتهاى خطرناك و مضر را انجام مى دهند، جاسوسهاى خود را به نام كارشناس فنى يا مشاور اقتصادى و مهندس و تكنيسين به اين كشورها اعزام مى دارند، و با لطائف الحيل آخرين رمق آنها را ميمكند و از رشد و نمو و استقلال اقتصادى آنها جلوگيرى مى كنند. و نيز از طريق تاسيس مدارس، دانشگاهها، كتابخانه ها، بيمارستانها، و جهانگردى در فرزندان آنها شركت مى جويند، جمعى را از آنها به سوى خود متمايل مى سازند، حتى گاهى با كمكهاى سخاوتمندانه از طريق بورس تحصيلى كه در اختيار جوانان مى گذارند آنها را به طور كامل به فرهنگ و برنامه خود جلب مى كنند، و در افكار آنها شريك مى شوند. ايجاد مراكز فساد تحت پوشش ساختن هتلهاى بين المللى و كلوپهاى تفريحات سالم و سينماها و فيلمهاى گمراه كننده و مانند آن يكى از رايجترين برنامه هاى مخرب اين شياطين است كه نه تنها فحشاء را از اين طريق ترويج مى كنند و عامل فزونى فرزندان نامشروع مى شوند، بلكه نسلى منحرف سست و بى اراده، بى خيال و هوسباز از اين طريق پرورش مى دهند، هر اندازه ما در برنامه هاى آنها باريكتر و دقيقتر شويم به عمق خطرات اين وسوسه هاى شيطانى آشناتر خواهيم شد.«

328) انعام (112 : (6؛ »و اين گونه براى هر پيامبرى دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم ، كه براى فريب مردم همواره گفتارى باطل ولى به ظاهر آراسته و دلپسند به يكديگر القاء مى كنند ، و اگر پروردگارت مى خواست چنين نمى كردند ، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم مى بافند واگذار .«

329) تحف العقول: 400 - 399؛ بحار الأنوار: 156/1، باب 4، حديث 29؛ »وَصِيَّةُ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عليه السلام لِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ صِفَتُهُ لِلْعَقْلِ قَالَ عليه السلام: يَا هِشَامُ . . . وَ عَلَيْكَ بِالِاعْتِصَامِ بِرَبِّكَ وَ التَّوَكُّلِ عَلَيْهِ وَ جَاهِدْ نَفْسَكَ لِتَرُدَّهَا عَنْ هَوَاهَا فَإِنَّهُ وَاجِبٌ عَلَيْكَ كَجِهَادِ عَدُوِّكَ قَالَ هِشَامُ فَأَيُّ الْأَعْدَاءِ أَوْجَبُهُمْ مُجَاهَدَةً قَالَ أَقْرَبُهُمْ إِلَيْكَ وَ أَعْدَاهُمْ لَكَ وَ أَضَرُّهُمْ بِكَ وَ أَعْظَمُهُمْ لَكَ عَدَاوَةً وَ أَخْفَاهُمْ لَكَ شَخْصاً مَعَ دُنُوِّهِ مِنْكَ وَ مَنْ يُحَرِّضُ أَعْدَاءَكَ عَلَيْكَ وَ هُوَ إِبْلِيسُ الْمُوَكَّلُ بِوَسْوَاسِ الْقُلُوبِ فَلَهُ فَلْتَشُدَّ عَدَاوَتَكَ وَ لَا يَكُونَنَّ أَصْبَرَ عَلَى مُجَاهَدَتِكَ لِهَلَكَتِكَ مِنْكَ عَلَى صَبْرِكَ لِمُجَاهَدَتِهِ فَإِنَّهُ أَضْعَفُ مِنْكَ رُكْناً فِي قُوَّتِهِ وَ أَقَلُّ مِنْكَ ضَرَراً فِي كَثْرَةِ شَرِّهِ إِذَا أَنْتَ اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ.«

330) كمونيسم: )لغت فرانسوى( آيين و مسلك اشتراكى مرام و مسلكى كه هدف آن الغاء مالكيت شخصى و ازبين بردن اصول سرمايه دارى است. )فرهنگ فارسى عميد(

331) كاپيتاليسم: سرمايه دارى؛ رياست سرمايه داران دركارهاى صنعتى وبازرگانى سيستم سرمايه دارى كه وسايل عمده توليد در تصرف سرمايه داران وكارخانه ها وموسسات اقتصادى را به ميل خود اداره مى كند. )فرهنگ فارسى عميد(

332) تحف العقول: 356؛ بحار الأنوار: 269/75، باب 23، حديث 109.

333) اشاره به آيه 4 سوره منافقين؛ »چون آنان را ببينى جسم و ظاهرشان ] از آراستگى و وقار [ تو را به شگفت آورد ، و اگر سخن گويند ] به علت شيرينى و جذابيّت كلام [ به سخنانشان گوش فرا مى دهى ] اما از پوچى باطن ، سبك مغزى و دورويى  [گويى چوب هاى خشكى هستند كه به ديوارى تكيه دارند ] و در حقيقت اجسادى بى روح اند كه در هيچ برنامه اى اطمينانى به آنان نيست ، از شدت بزدلى  [هر فريادى را به زيان خود مى پندارند . اينان دشمن واقعى اند ؛ از آنان بپرهيز ؛ خدا آنان را بكشد ؛ چگونه ] با ديدن اين همه دلايل روشن ، از حق به باطل [ منحرف مى شوند .«

334) لنين؛ ولاديمير ايليچ اوليانوف بنيانگذار و رهبر حزب كمونيست و دولت نوين شوروى (1870 - ف . 1924 م( لنين در سال 1887 م. با گرفتن مدال طلا دبيرستان سيمبيرسك را به پايان رساند و وارد دانشكده حقوق شهر كازان شد، ولى به زودى به سبب شركت در مبارزات دانشجويان اخراج گرديد. در همين سال بود كه برادر بزرگش »الكساندر« را به اتهام شركت در سوء قصد به تزار روسيه »الكساندر سوم« بازداشت و اعدام كردند. اين ضايعه در روح انقلابى لنين جوان تأثير عميقى به جاى گذاشت. وى در سال 1888 م. به كازان برگشت و به حوزه هاى ماركسيستى پيوست و سپس به شهر سامارا رفت و خود در آنجا حوزه ها و گروه هاى ماركسيستى تشكيل داد. در پاييز سال 1891 م. لنين به عنوان داوطلب در امتحان دانشكده حقوق پترزبورگ شركت كرد و گواهينامه درجه 1 فارغ التحصيلى گرفت و در سامارا به كار وكالت پرداخت. او در همين شهر نخستين اثر خود: »جنبش هاى جديد كشاورزى و زندگى دهقانان« را نوشت. در پاييز سال 1895 م. لنين همه گروه هاى ماركسيستى پترزبورگ را به نام »اتحاد مبارزه براى آزادى طبقه كارگر« متحد ساخت. در ماه دسامبر همان سال لنين بازداشت شد و به زندان افتاد. در آنجا پنهان از چشم مأموران زندان، رساله ها و كتابهاى بسيار نوشت كه از جمله: »رشد سرمايه دارى در روسيه« است. در سال 1897 م. براى مدت سه سال، لنين به سيبرى شرقى و به ده »سوشنسكى« تبعيد شد. لنين در تبعيدگاه نيز به كار تأليف و مطالعه ادامه داد و بيش از سى اثر نوشت.

 نتيجه كار زياد و تأثير زخمى كه در تابستان 1918 م. از تير يك تروريست برداشته بود، قواى لنين تحليل مى رفت و بدين جهت در آخر سال 1922 بيمار گرديد و در دوره بيمارى نيز نامه ها، رساله و كتابهاى بسيار نوشت و در آنها كميته مركزى حزب را درباره مسائل گوناگون راهنمايى كرد. در 21 ژانويه 1924 لنين چشم از جهان فروبست و جسد موميايى شده او را پس از اجراى تشريفات باشكوه در »آرامگاه لنين« در مسكو دفن كردند كه هم اكنون هر سال گروه بسيار از مردم شوروى و كشورهاى ديگر به ديدن آن مى روند. مجموعه آثار لنين در 55 جلد منتشر شده و مهمترين آنها را به اكثر زبان هاى دنيا ترجمه كرده اند. )فرهنگ فارسى معين، اعلام: 1824/6)

335) هگل؛ فيلسوف آلمانى (1831 - 1770 م( فلسفه اصالت تصورى وى از روزگار او تا كنون تأثير عميقى در انديشه متفكران داشته است. هگل در دانشگاه هاى متعدد تدريس كرد، و استاد دانشگاه ينا، هايدلبرگ و برلين بود. فلسفه خويش را در چند كتاب تشريح كرده است، نمودشناسى ذهن (1807 م( علم منطق (1816 - 1812 م( دائرة المعارف علمى فلسفى (1817) و اصول فلسفه حق (1821).

 به عقيده هگل هستى بر اصل تضاد قائم است. هر آنچه در عالم خلقت مى بينيم داراى ضدى است. شما نمى توانيد به بى نهايت بدون نهايت و به زندگى بدون مرگ بينديشيد. مرد مرد است زيرا زن نيست. هر شيئى تنها بدان سبب خود او است كه چيز ديگرى نيست. اساس عقيده اش بر سه اصل است، وضع، وضع مقابل، وضع جامع. )اين سه اصل را فروغى در سير حكمت به ترتيب به نام هاى برنهاده، برابر نهاده، هم نهاده آورده است( هر وضعى داراى وضع مقابل خود است. اما هر چيزى نه تنها ضد خود را در بردارد بلكه ضد خود است. هستى نزاع قواى مخالف است براى تركيب آنها به صورتى واحد. وضع از يك سو و وضع مقابل از سوى ديگر با هم در كشمكش هستند و از تركيب آنها وضع جامع نتيجه مى شود. )فرهنگ فارسى معين، اعلام: 2290/6)

336) فرويد؛ زيگموند روان پزشك اتريشى )و 1856 - ف 1939 م( فرويد از پدر و مادرى يهودى در فرايبرگ زاده شد و در چهار سالگى همراه خانواده اش به وين رفت. پس از پايان دبيرستان به سال 1873 به دانشگاه وارد شد. رشته پزشكى را آموخت و در سال 1881 درجه دكترى گرفت. نخستين كاوش ها و بررسى هايش درباره عصبها انجام گرفت. سرانجام به آرزوى خود رسيد و براى ادامه تحصيلات رهسپار پاريس گشت. چند گاهى نزد استاد به نام به بررسى درباره مرض حمله )هيسترى( پرداخت. آنگه به وين بازگشت و به درمان بيماران توسط خواب سرگرم شد.

 در سال 1889 براى گسترش دايره دانش خود به نانسى سفر كرد. در سال 1895 با همكارى ژوزف بروير كتابى به نام »پژوهش هايى درباره مرض حمله )هيسترى(« نوشت. از اين پس تا پايان عمر، فرويد سخت به كار دانش نوين روانكاوى يا پسيكاناليز مشغول بود. او نظريه ها و عقيده هاى خود را بر تجربه هايى كه از درمان بيماران خويش به دست مى آورد پايه گذارى مى نمود. فرويد به اين اصل ايمان داشت كه سرچشمه بسيارى از بيمارى هاى روانى ناكامى هاى جنسى است. از نوشته هاى او )تعبير رؤيا، سه نظريه درباره ميل جنسى، توتم و تاپو، آينده يك پندار، روانشناسى توده و تحليل من، ماوراى اصل لذت( برجسته ترند. او سرچشمه انديشه ها و رفتار انسان را ضمير ناخودآگاه وى مى داند و ريشه بسيارى از دردها و عقده ها را در واپس زدگيهاى دوران كودكى مى شمارد. )فرهنگ فارسى معين، اعلام: 1352/6)

337) سيد محمد باقر صدر (1353 ق - 1359 ش( فرزند سيد حيدر فقيه، فيلسوف، انديشمند و مبارز شيعه در كاظمين متولد شد. وى دوره خارج فقه و اصول و فلسفه را نزد استادان مشهور آيت الله سيد ابوالقاسم خويى و سيد محمد روحانى و شيخ محمد رضا آل ياسين و شيخ صدرا بادكوبه گذراند و از سال 1958 م تا 1359 ش زمان شهادت در فعاليت هاى سياسى و مبارزات بر عليه كمونيستها و حكومت عراق فعال بود. از جمله آثار ايشان اقتصادنا، فلسفتنا، دروس فى علم الاصول و مباحث و حواشى و رساله هاى حول موضوعات مختلف است. )دايرة المعارف تشيع: 304/10)

338) فيض كاشانى.

339) نساء (120 : (4؛ »شيطان به آنان وعده ] دروغ [ مى دهد ، و در آرزوها ] ى سراب وار  [مى اندازد ، و جز وعده فريبنده به آنان نمى دهد .«

340) نهج البلاغه: خطبه 129؛ »عِبَادَ اللَّهِ إِنَّكُمْ وَ مَا تَأْمُلُونَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا أَثْوِيَاءُ مُؤَجَّلُونَ وَ مَدِينُونَ مُقْتَضَوْنَ أَجَلٌ مَنْقُوصٌ وَ عَمَلٌ مَحْفُوظٌ فَرُبَّ دَائِبٍ مُضَيَّعٌ وَ رُبَّ كَادِحٍ خَاسِرٌ وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي زَمَنٍ لَا يَزْدَادُ الْخَيْرُ فِيهِ إِلَّا إِدْبَاراً وَ لَا الشَّرُّ فِيهِ إِلَّا إِقْبَالًا وَ لَا الشَّيْطَانُ فِي هَلَاكِ النَّاسِ إِلَّا طَمَعاً فَهَذَا أَوَانٌ قَوِيَتْ عُدَّتُهُ وَ عَمَّتْ مَكِيدَتُهُ وَ أَمْكَنَتْ فَرِيسَتُهُ اضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَيْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِيراً يُكَابِدُ فَقْراً أَوْ غَنِيّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً أَوْ بَخِيلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً أَوْ مُتَمَرِّداً كَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ وَقْراً أَيْنَ أَخْيَارُكُمْ وَ صُلَحَاؤُكُمْ وَ أَيْنَ أَحْرَارُكُمْ وَ سُمَحَاؤُكُمْ وَ أَيْنَ الْمُتَوَرِّعُونَ فِي مَكَاسِبِهِمْ وَ الْمُتَنَزِّهُونَ فِي مَذَاهِبِهِمْ أَ لَيْسَ قَدْ ظَعَنُوا جَمِيعاً عَنْ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ الْعَاجِلَةِ الْمُنَغِّصَةِ وَ هَلْ خُلِقْتُمْ إِلَّا فِي حُثَالَةٍ لَا تَلْتَقِي إِلَّا بِذَمِّهِمُ الشَّفَتَانِ اسْتِصْغَاراً لِقَدْرِهِمْ وَ ذَهَاباً عَنْ ذِكْرِهِمْ فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلَا مُنْكِرٌ مُغَيِّرٌ وَ لَا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ أَ فَبِهَذَا تُرِيدُونَ أَنْ تُجَاوِرُوا اللَّهَ فِي دَارِ قُدْسِهِ وَ تَكُونُوا أَعَزَّ أَوْلِيَائِهِ عِنْدَهُ هَيْهَاتَ لَا يُخْدَعُ اللَّهُ عَنْ جَنَّتِهِ وَ لَا تُنَالُ مَرْضَاتُهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ لَعَنَ اللَّهُ الآْمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ وَ النَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ.«

 بحار الأنوار: 193/58، باب 44، حديث 73؛ »قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله الرُّؤْيَا عَلَى ثَلَاثَةٍ مِنْهَا تَخْوِيفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ بِهِ ابْنَ آدَمَ وَ مِنْهَا الْأَمْرُ يُحَدِّثُ بِهِ نَفْسَهُ فِي الْيَقَظَةِفَيَرَاهُ فِي الْمَنَامِ وَ مِنْهَا جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ أَرْبَعِينَ جُزْءاً مِنَ النُّبُوَّةِ.«

341) آل عمران (36 : (3؛ »و او و فرزندانش را از خطرات مهلك و وسوسه هاى بنيان برانداز شيطان رانده شده به پناه تو مى آورم .«

342) بحار الأنوار: 17 - 16/99، باب 2، حديث 10؛ »زِيَارَةٌ أُخْرَى لِمَوْلَانَا أَبِي إِبْرَاهِيمَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عليه السلام . . . اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِيِّ الْأَبْرَارِ وَ إِمَامِ الْأَخْيَارِ وَ عَيْبَةِ الْأَنْوَارِ وَ وَارِثِ السَّكِينَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْحِكَمِ وَ الآْثَارِ الَّذِي كَانَ يُحْيِي اللَّيْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُوَاصَلَةِ الِاسْتِغْفَارِ حَلِيفِ السَّجْدَةِ الطَّوِيلَةِ وَ الدُّمُوعِ الْغَزِيرَةِ وَ الْمُنَاجَاةِ الْكَثِيرَةِ وَ الضَّرَاعَاتِ الْمُتَّصِلَةِ الْجَمِيلَةِ وَ مَقَرِّ النُّهَى وَ الْعَدْلِ وَ الْخَيْرِ وَ الْفَضْلِ وَ النَّدَى وَ الْبَذْلِ وَ مَأْلَفِ الْبَلْوَى وَ الصَّبْرِ وَ الْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ وَ الْمَقْبُورِ بِالْجَوْرِ وَ الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَيْهَا بِذُلِّ الِاسْتِخْفَافِ وَ الْوَارِدِ عَلَى جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ أَبِيهِ الْمُرْتَضَى وَ أُمِّهِ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ بِإِرْثٍ مَغْصُوبٍ وَ وَلَاءٍ مَسْلُوبٍ وَ أَمْرٍ مَغْلُوبٍ وَ دَمٍ مَطْلُوبٍ وَ سَمٍّ مَشْرُوبٍ اللَّهُمَّ وَ كَمَا صَبَرَ عَلَى غَيْظِ الْمِحَنِ وَ تَجَرَّعَ فِيكَ غُصَصَ الْكُرَبِ وَ اسْتَسْلَمَ لِرِضَاكَ وَ أَخْلَصَ الطَّاعَةَ لَكَ وَ مَحَضَ الْخُشُوعَ وَ اسْتَشْعَرَ الْخُضُوعَ وَ عَادَى الْبِدْعَةَ وَ أَهْلَهَا وَ لَمْ يَلْحَقْهُ فِي شَيْ ءٍ مِنْ أَوَامِرِكَ وَ نَوَاهِيكَ لَوْمَةُ لَائِمٍ صَلِّ عَلَيْهِ صَلَاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً تُوجِبُ لَهُ بِهَا شَفَاعَةَ أُمَمٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ قُرُونٍ مِنْ بَرَايَاكَ وَ بَلِّغْهُ عَنَّا تَحِيَّةً وَ سَلَاماً وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِي مُوَالَاتِهِ فَضْلًا وَ إِحْسَاناً وَ مَغْفِرَةً وَ رِضْوَاناً إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَمِيمِ وَ التَّجَاوُزِ الْعَظِيمِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.«

 


منبع : پایگاه عرفان
  734
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فرهنگ غنی دعا در شیعه
    بندگان مؤمن، تسلیم امر خداوند
    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت

بیشترین بازدید این مجموعه

      خودشناسی - جلسه هشتم
      ارزش و مقام انسان‏
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی دوم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی نهم
      دهه اول محرم 94 حسینیه همدانیها سخنرانی سوم
       یزد هیئت خادمین شهدای گمنام میدان امیر چخماق سخنرانی ...
      اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی ششم
      تهران/ حسینیۀ هدایت/ دهۀ اوّل محرّم/ پاییز 1395هـ.ش. ...
      حقِ انتخابِ راهِ زندگی در کلامِ خداوند
      انبیای الهی، معرف وحدانیت خداوند

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز