فارسی
پنجشنبه 23 مرداد 1399 - الخميس 23 ذي الحجة 1441

  892
  0
  0

جهل و نادانى ريشه خواسته‏هاى غير معقول‏

  

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد چهارم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

در آيه صد و هشتم سوره مباركه بقره درباره درخواست هاى غير منطقى و سئوالات بيجا چه از حضرت حق و چه از پيامبران الهى بحث بسيار مفصلى گذشت كه تكرار آن را لازم نمى بينم، فقط به آنان كه آلوده به درخواست هاى غير منطقى و نامعقول هستند و ريشه خواسته هاى آنان هم بر اساس آيه شريفه و مباحث متين روانشناسى و روانكاوى جهل ونادانى وحس گرائى است و با اين كار دور از اخلاق انسانى علاوه بر اين كه در برابر حق تكبر مى ورزند و براى عدم قبول حقايق و فرار از ايمان و پذيرش مسئوليت بهانه جوئى مى كنند بايد گفت حضرت حق به زبان فطرت و زبان عقل و زبان وحى و زبان پيامبران با همگان كه شما هم جزء آن هستيد سخن گفته و نيازى نبوده كه با استثناء با شما هم سخن بگويد، و به اندازه لازم به دست پيامبران براى هدايت همگان معجزه جارى ساخته و لازم نبوده ويژه شما معجزه اى بنمايد، بنابراين درخواست شما نسبت به اين كه خدا اختصاصاً با شما گفتگو كند، يا معجزه اى ويژه شما به شما نشان دهد درخواستى نامعقول و غير منطقى است، و اين سئوالات بى جا و خواسته هاى جاهلانه پيش از شما مشركان و بت پرستان و مادى گران در قوم يهودى و نصرانى هم سابقه داشته در حالى كه پيامبران آنان براى هدايتشان هم داراى وحى يعنى خطابات الهى به انسان بودند و هم داراى معجزات لازم براى تصديق شدن حق، و همانطور كه يهود و نصارى براى فرار از قبول حق عدم و پذيرش مسئوليت بهانه جوئى كردند و به عناد و لجاجت و كفرشان نسبت به حقايق باقى ماندند، شما هم جز براى عدم پذيرش حق بهانه جوئى نمى كنيد، و جز تكبر در برابر حق كارى صورت نمى دهيد و بر عناد و كفرتان اصرار مى ورزيد.

اگر قصد شما از اين خواسته ها راه يافتن به حق و حقيقت و ورود به فضاى معنوى هدايت است قرآن مجيد كه وحى الهى است و نيز معجزه جاويد محمدى براى شما و آيندگان شما تا قيامت كافى است، و وحى ديگرى جز قرآن، و نشانه ديگرى جز نشانه هاى فرستاده شده لازم نيست.

كتاب خدا قلب مشركين را در آلوده بودن به تعصب بى جا، و كبر و خودپسندى، و عناد و لجاجت و انحراف و گمراهى با قلب گذشتگانشان يعنى يهود و نصارى يكى مى داند!

شگفت آور است با اين كه انسانها در عبور زمان عقل و علمشان به سوى تكامل حركت مى كند، و بايد در پذيرش حق نسبت به گذشتگان مردمى سهل تر و در آسان گرفتن بهتر و نرم تر باشند، ولى مى بينيم گروهى از انسان ها عقل را تعطيل، و ريشه معرفت نسبت به حقايق را خشكانده و براى اين كه چند روزى در لجن زار شهوات ولذات نامشروع بدون مانع و رادع به سر برند، و اندكى بيشتر مال و منال دنيا را از مسيرهاى غير منطقى به دست آورند، به بهانه جوئى روى آورده، و با بودن قرآن مجيد و نشانه هاى حق در طلب گفتگوى خدا با خود و رسيدن آيات ديگر جز آيات نازل شده به خويش هستند!

به حقيقت وحى الهى كه در قرآن تجلى يافته و نشانه هاى حق براى آنان كه مسافر ديار يقين اند، و مى خواهند به قلّه معرفت و كمال و تربيت و انسانيت، و درستى و فضيلت و خير دنيا و آخرت برسند كافى است.

خردهاى پيشرفته، و قدم گذارندگان در وادى علم و دانش آيات و نشانه هاى خدا را در سراسر هستى مى نگرند و گفته هاى خدا و اوامر و نواهى او را كه در قرآن نظام گرفته با جان و دل مى پذيرند، و صراط مستقيم را براى رسيدن به لقاء و قرب طى مى كنند و با همه وجود به پيامبر بزرگ اسلام و قرآن حكيم و عظيمش تسليم مى گردند.

آنان به اين حقيقت آگاه اند كه حضرت حق براساس مهر و عطوفتش به انسان و براى هدايت او با زبان آيات با وى سخن گفته و با زبان وجود موجودات نشانه هايش را بيان داشته قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ، اين قسمت از آيه پاسخ

منطقى و كوبنده به گويندگان لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ مى باشد، و اين پاسخ هر عذر و بهانه اى را مردود مى شمارد و حجت خدا را بر لج بازان عنود، و متكبران خودخواه تمام مى كند.

«در محاورات سقراط حكيم با شاگردانش قريب به اين مضمون آمده: شاگردان مى پرسند كه آن مبدء آفرينش و خير اعظم كه مى گوئى از آفرينش ما مقصودى دارد، چرا خود با ما سخن نمى گويد؟ سقراط پاسخ مى دهد:

او به زبان ضمير شما كه شما را به خوبى و خير مى خواند و از بدى و شر بر كنار مى دارد و زبان عمومى مردم و آيات و نظام جهان و .... با شما پيوسته سخن مى گويد.» «1»

 

پی نوشت :

 

--------------------------

 

 (1)- پرتوى از قرآن 280.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  892
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز